نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
استادیارگروه جامعهشناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Street vending, as a part of the informal economy, poses complex challenges for urban management in developing cities. This qualitative study aimed to explore the lived experiences of street vendors in Isfahan in response to urban management policies. Using a thematic analysis approach, data were collected through semi-structured in-depth interviews with a purposive sample of 20 street vendors (12 men, 8 women), selected to ensure diversity in gender, work experience, and areas of activity. Interviews were conducted in the first half of 2024 across three districts: Chaharbagh, Naqsh-e Jahan, and Malekshahr. Data were analyzed following Braun and Clarke’s (2006) thematic analysis method, using in-depth semi-structured interviews as the primary data collection tool. Findings were categorized into three main themes: spatial and regulatory exclusion, economic pressure and daily survival, and resistance and the assertion of the right to the city. Results indicated that removal-oriented municipal policies, including evictions and property confiscation, reinforced feelings of neglect and humiliation among street vendors. Economic pressures, particularly for household heads, transformed their lives into a daily struggle for survival. Nevertheless, street vendors resisted through creative strategies such as relocation and networking, asserting their presence as a matter of citizenship rights. Gender and work experience influenced patterns of resistance, with women and experienced vendors exhibiting more sustained forms of resistance. This study emphasizes the necessity of more equitable policy-making to recognize street vendors as integral to the urban economy and culture, and suggests that future research focus on gender analysis, longitudinal studies, and the potential for collective organization.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
دستفروشی به عنوان یکی از پدیدههای چندوجهی و برجسته در فضاهای شهری، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، چالشهایی پیچیده را برای مدیریت شهری و سیاستگذاران ایجاد کرده است. این فعالیت که بخشی از اقتصاد غیررسمی است، نقشی مهم در تأمین معیشت اقشار کمدرآمد ایفا میکند، اما معمولاً با سیاستهای طردکننده و انتظامیسازی مواجه میشود که حضور دستفروشان در فضاهای عمومی را محدود میکنند (Bhowmik, 2005; Bromley, 2000). این سیاستها نه فقط پیامدهای اقتصادی، بلکه تأثیراتی عمیق بر تجربۀ زیسته، هویت فضایی و حقوق شهروندی دستفروشان دارند (Roever, 2014).
در شهرهایی با اهمیت تاریخی و فرهنگی، مانند آنچه در بسیاری از شهرهای جنوب جهانی مشاهده میشود، سیاستهای مدیریت شهری عمدتاً تحت تأثیر اهداف زیباسازی و نظمدهی به فضاهای شهری قرار دارند (Öz & Eder, 2012). این رویکردها، همانطور که در مطالعۀ نظارت بر اقتصاد غیررسمی[i] در شهرهایی مانند احمدآباد، لیما و دوربان گزارش شده است، با اخراجها، مصادرۀ کالاها و آزارواذیتهای مداوم همراه هستند که به کاهش درآمد، از دست رفتن داراییها و افزایش فشارهای اقتصادی بر دستفروشان منجر میشوند (Roever, 2014). در چنین بستری، دستفروشان با ناامنی شغلی و طرد فضایی مواجه میشوند که دسترسی آنها به فضاهای عمومی شهری را محدود میکند (Roy, 2005).
از دیدگاه نظری، حضور دستفروشان در فضاهای شهری میتواند از طریق چارچوب «حق به شهر» تحلیل شود که بر دسترسی برابر همۀ شهروندان به فضاهای عمومی و مشارکت در تصمیمگیریهای شهری تأکید دارد (Roy, 2005). با این حال، سیاستهای شهری که دستفروشان را به عنوان مانعی برای توسعۀ مدرن شهری تلقی میکنند، این حق را نقض میکنند (Öz & Eder, 2012). بررسی مطالعۀ نظارت بر اقتصاد غیررسمی[ii] نشان میدهد در شهرهایی مانند احمدآباد، اخراجها و مصادرهها به طرزی گسترده گزارش شدهاند و این اقدامات نه فقط بر درآمد، بلکه بر بهرهوری و داراییهای دستفروشان تأثیر منفی میگذارند (Roever, 2014). این وضعیت، دستفروشان را در موقعیتی قرار میدهد که برای حفظ معیشت خود به راهبردهای مقاومتی روی میآورند، از جمله تغییر مکانهای فروش، کاهش موجودی کالا، یا سازماندهی جمعی از طریق سازمانهای مبتنی بر عضویت[iii] مانند انجمن زنان خوداشتغال[iv] در احمدآباد یا انجمن فروش خیابانی[v] در لیما (Roever, 2014; Roever & Sinha, 2011).
در شهر اصفهان، به عنوان شهری با اهمیت تاریخی و گردشگری، انتظار میرود سیاستهای مدیریت شهری مشابه آنچه در شهرهای مورد مطالعه (مانند احمدآباد و لیما) گزارش شده است، با هدف نظمدهی و زیباسازی فضاهای عمومی، دستفروشان را به حاشیه برانند. این سیاستها احتمالاً با اخراجهای مکرر، مصادرۀ کالاها و محدودیتهای دسترسی به فضاهای شهری همراه هستند که تجربۀ زیستۀ دستفروشان را تحت تأثیر قرار میدهند. با این حال، فقدان مطالعات جامع در زمینۀ تأثیر این سیاستها بر تجربۀ زیستۀ دستفروشان در بستر محلی اصفهان، فقر پژوهشی جالب توجهی را نشان میدهد.
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چگونگی شکلگیری تجربیات دستفروشان در مواجهه با سیاستهای مدیریت شهری در شهر اصفهان انجام شده است. اهمیت این موضوع از آن نظر است که درک عمیقتر از تجربیات دستفروشان میتواند به طراحی سیاستهای شهری عادلانهتر و انسانیتر منجر شود تا نه فقط از حذف این گروه جلوگیری کند، بلکه زمینههای بهبود کیفیت زندگی و ارتقای حقوق شهروندی آنها را فراهم آورد (Bromley, 2000; Roever & Sinha, 2011). همچنین، این مطالعه میتواند به پرکردن خلأهای موجود در ادبیات پژوهش دربارۀ تعامل میان سیاستهای شهری و تجربیات دستفروشان در بسترهای محلی کمک کند و به توسعۀ ادبیات نظری مرتبط با حق به شهر و مقاومت شهری در زمینههای محلی یاری رساند.
مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش
مبانی نظری
مطالعۀ دستفروشی فقط محدود به بررسی آن به عنوان یک فعالیت اقتصادی یا مسألۀ مدیریت شهری نیست، بلکه نیازمند فهم عمیقتر از چگونگی شکلگیری فضا، روابط قدرت و حقوق شهروندی در شهرهای معاصر است. شهر نه یک ظرف خنثی، بلکه محصولی اجتماعی و سیاسی است که در بستر آن، گروههای مختلف برای حضور، بقا و تأثیرگذاری بر فضا مبارزه میکنند.
از این دیدگاه، دستفروشی را باید در پیوند با مفاهیمی کلانتر همچون تولید اجتماعی فضا (لفبور[vi])، عدالت فضایی و حق به شهر (میچل[vii]) و حق جمعی برای بازآفرینی فرایندهای شهریسازی (هاروی) درک کرد. این دیدگاهها به ما کمک میکنند تا دستفروشی را نه صرفاً به عنوان «شغلی غیررسمی»، بلکه به عنوان پدیدهای فضایی-اجتماعی و سیاسی تحلیل کنیم که همزمان، بازتابی از نابرابریهای ساختاری و عرصهای برای مقاومت و بازتعریف حقوق شهروندی است.
بر این اساس، مبانی نظری پژوهش حاضر بر ترکیب چند رویکرد بنا شده است: اقتصاد غیررسمی، حق به شهر، مقاومت اجتماعی، مدیریت شهری، امنیت شغلی و غیررسمیت شهری که در پرتو اندیشههای لفبور، میچل و هاروی[viii] بازخوانی وتوضیح داده میشوند. در ادامه، هر یک از این نظریهها و مفاهیم بهتفصیل بررسی میشوند.
۱. نطریه اقتصاد غیررسمی و دستفروشی
اقتصاد غیررسمی شامل فعالیتهایی است که خارج از چارچوبهای قانونی و رسمی انجام میشوند و معمولاً فاقد حمایتهای اجتماعی و حقوقی هستند (Vanek et al., 2014). دستفروشی به عنوان یکی از بارزترین اشکال اقتصاد غیررسمی، به دلیل سهولت ورود و نیاز به سرمایۀ اندک، برای اقشار کمدرآمد جذاب است (Bhowmik, 2005). پژوهشها نشان میدهند در کشورهای جنوب جهانی، بیش از نیمی از اشتغال غیرکشاورزی به اقتصاد غیررسمی اختصاص دارد و دستفروشی بخشی جالب توجه از آن را تشکیل میدهد (Vanek et al., 2014). با این حال، سیاستهای شهری که گرایش به حذف یا انتظامیسازی دستفروشان دارند، آسیبپذیری این گروه را افزایش میدهند (Roever, 2014).
لفبور اقتصاد غیررسمی را در پیوند با «تولید فضا» تحلیل میکند. از دید او، فضا نه صرفاً ظرف فعالیتهای اقتصادی، بلکه محصول روابط اجتماعی و روزمره است (Lefebvre, 1996). بنابراین، دستفروشی را میتوان به مثابۀ بخشی از «تولید اجتماعی فضا» دانست که در تضاد با فضاهای برنامهریزیشده برای سرمایه و طبقات مسلط قرار دارد.
هاروی نیز در همین راستا، اقتصاد غیررسمی را نه یک «بخش حاشیهای»، بلکه جزئی از سازوکارهای بازتولید سرمایهداری شهری میداند (Harvey, 2008). او معتقد است دستفروشی در واقع پاسخی خلاقانه به بحرانهای انباشت سرمایه و طرد فضایی است.
۲. نطریه حق به شهر
این نظریه بر دسترسی برابر همۀ شهروندان به فضاهای عمومی و مشارکت در تصمیمگیریهای شهری تأکید دارد. دستفروشان به عنوان بخشی از اقتصاد غیررسمی، حق حضور در فضاهای شهری را دارند، اما سیاستهای طردکننده مانند اخراج و جابهجایی این حق را محدود میکنند (Roever, 2014). چنین سیاستهایی معمولاً برای جذب سرمایهگذاری و زیباسازی شهر اجرا میشوند که منجر به طرد فضایی دستفروشان میشود (Oz & Eder, 2012).
لفبور (1996) حق به شهر را «فریاد و مطالبهای برای زندگی شهری دگرگونشده» میداند. از دید او، شهر باید بر اساس نیازهای زندگی روزمره و روابط اجتماعی بازتعریف شود، نه صرفاً برای منافع سرمایه.
میچل (2003) این ایده را گسترش میدهد و بر اهمیت «حق به فضای عمومی» تأکید میکند. او میگوید فضاهای عمومی مکانهایی حیاتی برای ابراز حقوق شهروندی هستند و طرد دستفروشان از این فضاها به معنای حذف آنان از شهروندی فعال است.
هاروی (2012) نیز حق به شهر را نه یک حق فردی، بلکه حقی جمعی میبیند که فقط از طریق کنش جمعی میتواند به بازآفرینی فرایندهای شهریسازی منجر شود. در بستر اصفهان، سیاستهای زیباسازی شهرداری به طور مستقیم حق دستفروشان در استفاده از فضاهای عمومی را نقض و احساس بیتعلقی آنان به شهر را تشدید میکنند.
۳. نطریه مقاومت اجتماعی
دستفروشان در برابر سیاستهای طردکننده از راهبردهای روزمره و غیررسمی برای حفظ معیشت خود استفاده میکنند. دادههای مطالعۀ نظارت بر اقتصاد غیررسمی در هند نشان میدهند در شهرهایی مانند احمدآباد و لیما، دستفروشان از طریق سازمانهای مبتنی بر عضویت مانند انجمن زنان خوداشتغال و فدرال[ix]، به اقدامات جمعی همچون مذاکره با مقامات یا پیگیری دعاوی حقوقی روی میآورند (Roever, 2014). همچنین، تغییر مکان فروش یا کاهش موجودی کالا به عنوان راهبردهای انفرادی برای مقابله با آزارواذیتها گزارش شدهاند.
لفبور مقاومت را جزئی از تولید فضا میداند: شهروندان با مبارزات روزمره در بازتولید فضا مشارکت میکنند (Lefebvre, 1996).
میچل (2003) بر مقاومت حاشیهنشینان علیه جرمانگاری و کنترل شدید فضاهای عمومی تأکید میکند و آن را بخشی از مبارزه برای عدالت اجتماعی میبیند.
هاروی (2008؛ 2012) نیز مقاومت را سوخت «انقلاب شهری» میداند و معتقد است جنبشهای دستفروشان، هرچند کوچک، بخشی از مبارزۀ جهانی برای بازپسگیری شهر از منطق سرمایهداری هستند. در این چارچوب، تاکتیکهای خرد دستفروشان در اصفهان را میتوان نمونهای از «سلاحهای ضعیفان» دانست که بار سیاسی و اجتماعی جدی دارد.
۴. نطریه مدیریت شهری و توزیع منابع فضایی
مدیریت شهری نقشی کلیدی در تخصیص منابع فضایی و تنظیم روابط شهری دارد. سیاستهای طردکنندۀ دستفروشان معمولاً تحت تأثیر منافع گروههای قدرتمند و اهداف سرمایهگذاری شکل میگیرند (Oz & Eder, 2012). اخراجهای گسترده در شهرهایی مانند قاهره و لواندا برای ایجاد شهرهای «مدرن» و «بهداشتی»، دستفروشان را مانعی برای سرمایهگذاری میدانند (Oz & Eder, 2012). این امر به بازتولید نابرابریهای فضایی و اقتصادی میانجامد (Bromley, 2000). لفبور باور دارد مدیریت شهری در بطن خود «پزشکی فضا» را پیش میبرد که معمولاً در خدمت منطق سرمایه است (Lefebvre, 1991). هاروی نیز توضیح میدهد این سیاستها بخشی از فرایند «انباشت از طریق سلب مالکیت» هستند؛ جایی که فضاهای عمومی از فرودستان گرفته و به سرمایهداران واگذار میشوند (Harvey, 2008). در نتیجه، مدیریت شهری به بازتولید روابط قدرت و طرد دستفروشان کمک میکند.
۵. مفهوم امنیت شغلی و فشار اقتصادی
دستفروشان، به دلیل ناپایداری درآمد و فقدان حمایتهای اجتماعی، در معرض فشارهای شدید اقتصادی قرار دارند. اخراجها، مصادرۀ کالا و جریمهها به کاهش درآمد و از دست رفتن داراییها منجر میشوند (Bromley, 2000; Roever, 2014 ). این وضعیت احساس ناامنی و بیثباتی در زندگی انان ایجاد میکند. میچل (2003) باور دارد حذف گروههای حاشیهای از فضای عمومی نه فقط حق آنان را نقض میکند، بلکه امنیت شغلی و معیشتی آنان را تهدید میکند.
هاروی نیز این وضعیت را بازتابی از منطق سرمایهداری میداند که از طریق طرد و بیثباتسازی نیروی کار، زمینۀ انباشت سرمایه را فراهم میکند.
۶. نطریه غیررسمیت شهری
غیررسمیت شهری وضعیتی پویا و پیچیده است که در تعامل با ساختارهای رسمی شکل میگیرد (Roy, 2005). دستفروشی نه فقط یک فعالیت اقتصادی، بلکه پدیدهای سیاسی و فضایی است که میتواند اشکالی جدید از مقاومت و حکمرانی را ایجاد کند. لفبور غیررسمیت را بخشی از «زندگی روزمره» میبیند که در برابر سازماندهی فضایی سرمایه مقاومت میکند. هاروی این تعامل را نمونهای از تضاد میان منطق سرمایهداری و نیازهای زیست روزمره میداند. میچل نیز تأکید دارد فضاهای غیررسمی مانند بازارهای دستفروشی، عرصهای برای بازتعریف حقوق شهروندی و مقاومت علیه طرد رسمی هستند. این چارچوب مفهومی به تحلیل تجربیات دستفروشان در بستر تعامل بین ساختارهای رسمی و غیررسمی در اصفهان کمک میکند.
پیشینۀ پژوهشی
دستفروشی، به عنوان یکی از پدیدههای شاخص اقتصاد غیررسمی شهری، نه فقط منبع درآمدی برای اقشار آسیبپذیر است، بلکه با چالشهایی همچون طرد فضایی، سیاستهای حذفمحور و تأثیرات منفی بر دیدگاه شهری نیز همراه است. در ایران، به ویژه در اصفهان، افزایش بیکاری و فقر به رشد دستفروشی منجر شده، اما مدیریت شهری معمولاً رویکردهای انتظامی را در پیش گرفته که این امر آسیبپذیری دستفروشان را تشدید کرده است. این پیشینه با تحلیل منابع معتبر بینالمللی و داخلی، مطالعات پیشین را بررسی و خلأهای پژوهشی را شناسایی میکند. مطالعات نشان میدهند دستفروشی در کاهش فقر مؤثر است؛ به گفتۀ ویشنو و ناشر[x] (2024) در هند، دستفروشان 2/4 درصد از اشتغال شهری و 50 درصد از پساندازهای ملی را تأمین میکنند و برای اقشار فقیر نقش یک راهبرد بقا را دارند. طالبپور (1394) در تهران نیز نیاز مالی و استقلال کاری را انگیزههای اصلی دستفروشی مردان دانسته است. اما این مطالعات کمتر به تأثیرات بلندمدت سیاستهای شهری مانند جابهجایی به بازارچههای رسمی توجه داشتهاند که به گفتۀ طاهری تفتی (1400)، به دلیل نبود زیرساخت مناسب معمولاً ناموفق بوده و معیشت دستفروشان را تهدید کرده است. تجربۀ زیستۀ دستفروشان نیز مورد توجه بوده است؛ محبی و حیدری (1400) با مفهوم «غریبه» زیمل[xi]، دستفروشان را گروهی سیال و محروم از حقوق شهروندی توصیف کردهاند. صادقی فسایی و اجورلو (1391) نیز نشان دادهاند دستفروشی برای زنان مترو در تهران، علاوه بر معیشت، عزتنفس را تقویت میکند، اما تحلیل تفاوتهای جنسیتی در این مطالعات محدود است. سیاستهای مدیریت شهری عمدتاً حذفمحور بودهاند؛ رضایی و نجاری نابی (1403) به مشکلات منظر شهری و ترافیک ناشی از دستفروشی اشاره کرده و رویکردهای مشارکتی را پیشنهاد دادهاند. در سطح جهانی چیو و ژانگ[xii] (2022) و در هنگکنگ و سنگاپور، بر سیاستهای انسانمحور مانند ایجاد بازارچههای منظم تأکید کردهاند، اما آدوان[xiii] (2011) در اکرا نشان داده است جابهجایی به بازارهای رسمی به دلیل عدم دسترسی و سودآوری با مقاومت مواجه شده است. نظمفر و همکاران (1394) نیز در لنگرود ساماندهی در حاشیۀ شهر را پیشنهاد دادهاند، اما تأثیرات اجتماعی این جابهجاییها را بررسی نکردهاند. مقاومت دستفروشان نیز برجسته است؛ هانسر[xiv] (۲۰۱۶) در چین به مقاومتهای روزمره و حمایت عمومی رهگذران اشاره کرده است و تاکر و دولین[xv] (2019) در نیویورک و پاراگوئه نشان دادهاند عدم قطعیت قوانین فضایی را برای کنشگری ایجاد میکند، اما نابرابریها را بازتولید میکند. خادمی گراشی و اکبری (1403) نیز جذابیتهای اجتماعی دستفروشی برای مصرفکنندگان ایرانی را بررسی کردهاند، اما کمتر به مقاومت خود دستفروشان توجه کردهاند. مفهوم «حق به شهر» لفور (1996) چارچوبی برای تحلیل وضعیت دستفروشان است. شیندلر[xvi] (2016) در هند نشان داده است قانون حمایت از معیشت دستفروشان به دلیل اجرای ناقص، آسیبپذیری را کاهش نداده است. روور و اسکینر[xvii] (2016) نیز در احمدآباد و لیما به نقش سازماندهی جمعی در بهبود سیاستها اشاره کردهاند؛ اما در ایران، طاهری تفتی (1400) نشان داده است سیاستهای رسمیسازی نیازهای واقعی دستفروشان را نادیده گرفته و به بازگشت آنها به خیابانها منجر شدهاند. این مطالعات معمولاً به جنبههای اقتصادی یا اجتماعی محدود شدهاند و فاقد تحلیلی یکپارچه هستند؛ ضمن اینکه نقش مثبت دستفروشی در سرزندگی شهری کمتر در آنها مورد توجه قرار گرفته است.
چارچوب مفهومی پژوهش
پدیدۀ دستفروشی در شهرهای معاصر، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، صرفاً یک فعالیت اقتصادی غیررسمی نیست، بلکه باید آن را به عنوان مسألهای فضایی، اجتماعی و سیاسی تحلیل کرد که در بستر روابط قدرت، بازتوزیع منابع و مبارزه برای حقوق شهروندی شکل میگیرد. در این پژوهش، از رویکردی تلفیقی استفاده میشود که بر پایۀ مفاهیمی همچون اقتصاد غیررسمی، حق به شهر، مقاومت اجتماعی، مدیریت شهری، امنیت شغلی و غیررسمیت شهری بنا شده است و در پرتو اندیشههای لفبور، میچل و هاروی صورتبندی میشود. این چارچوب به ما امکان میدهد دستفروشی را به عنوان عرصهای برای بروز تضادهای ساختاری میان سرمایهداری شهری، سیاستهای نظمبخش و زیستجهان فرودستان تحلیل کنیم.
بر اساس نطریه تولید فضا لفبور (1991)، فضا یک ظرف خنثی نیست، بلکه محصول روابط اجتماعی، سیاسی و روزمره است. از این دیدگاه، مداخلات شهری مانند طرحهای نوسازی و سیاستهای زیباسازی، بازتولید فضاهایی هستند که به سود سرمایه و گردشگری طراحی میشوند و در نتیجه، به طرد گروههای حاشیهای از فضای عمومی میانجامند (Friendly, 2013; Harvey, 2008, 2012; Oz & Eder, 2012). لفبور این فرایند را بخشی از بازارایی شهری برای حل بحرانهای انباشت سرمایه میداند و تأکید میکند طرد دستفروشان را باید در پیوند با بازسازی فضایی برای تثبیت نظم سرمایهداری فهم کرد.
مفهوم حق به شهر که نخستین بار توسط لفبور (1968، 1996) طرح شد، این امکان را فراهم میکند تا دستفروشی را نه صرفاً شغلی غیررسمی، بلکه شکلی از مطالبهگری برای حضور در فضاهای عمومی تحلیل کنیم. از دید لفبور، حق به شهر «فریادی برای زندگی شهری نوین» است؛ حقی که هم دسترسی برابر به فضاهای عمومی و هم مشارکت در تولید فضا را شامل میشود. میچل (2003)، با تمرکز بر عدالت اجتماعی، این حق را به حوزۀ سیاسی بسط میدهد و فضاهای عمومی را مکانهایی برای بیان حقوق شهروندی و مقاومت گروههای حاشیهای میداند. او تأکید میکند جرمانگاری فعالیتهای بقا و اخراج دستفروشان نقض آشکار حقوق شهروندی است (Mitchell & Heynen, 2009). هاروی (2008) نیز با تعریف حق به شهر به عنوان حقی جمعی، آن را عرصهای برای بازآفرینی فرایندهای شهریسازی از طریق کنش جمعی معرفی میکند. در بستر اصفهان، میتوان این چارچوب را برای فهم این موضوع به کار گرفت که چگونه سیاستهای زیباسازی و نظمبخشی شهرداری در عمل به حذف دستفروشان و نقض حق آنان برای حضور در فضاهای عمومی منجر میشوند و احساس بیتعلقی و نابرابری فضایی را بازتولید میکنند (Roever, 2014).
از سوی دیگر، دستفروشان فقط به صورت منفعل در برابر این سیاستها عمل نمیکنند، بلکه از راهبردهای مقاومت روزمره و شبکههای اجتماعی برای حفظ حضور خود بهره میگیرند (Addi, 2016; Sharma & Konwar, 2014). لفبور (1968) مقاومت را بخشی جداییناپذیر از تولید فضا میداند و بر اهمیت مبارزات خرد در شکلگیری دموکراسی شهری تأکید میکند. میچل (2003) نیز مقاومت حاشیهنشینان را به عنوان تلاشی برای بازپسگیری فضاهای عمومی و دفاع از حقوق شهروندی تفسیر میکند. هاروی (2012) این مقاومتها را بخشی از جنبشهای عدالت شهری و انقلاب شهری میبیند که در پیوند با حق به شهر، ظرفیت تغییر ساختارهای شهری را دارند. مطالعات موردی نشان میدهند تاکتیکهایی همچون تغییر مکان، کاهش موجودی کالا و شبکهسازی، نه فقط راهبردهای بقا، بلکه اشکالی از مطالبۀ حق به شهر نیز هستند (Roever, 2014; Vanek et al., 2014). در اصفهان، ضعف سازمانهای جمعی موجب شده است مقاومت بیشتر به صورت فردی بروز کند، اما همچنان میتوان آن را در چارچوب «سلاحهای ضعیفان» و به مثابۀ بخشی از مبارزۀ جمعی برای بازپسگیری شهر فهم کرد (Harvey, 2008).
به اینترتیب، چارچوب مفهومی این پژوهش (شکل 1) با اتکا به اندیشههای لفبور، میچل و هاروی، دستفروشی را به مثابۀ پدیدهای فضایی-اجتماعی تفسیر میکند که در آن، سه محور به صورت درهمتنیده حضور دارند: تولید فضا و طرد شهری، حق به شهر و عدالت اجتماعی و مقاومت در دل اقتصاد غیررسمی. این تلفیق نشان میدهد خیابان صرفاً عرصۀ مبادلۀ اقتصادی نیست، بلکه میدان کشاکش میان دولت، سرمایه و فرودستان است؛ جایی که مسألۀ بقا، عدالت اجتماعی و بازآفرینی فضا در هم تنیده میشوند.
|
مقاومت و اقتصاد غیررسمی (لفبور، میپچل و هاروی) |
|
پدیدۀ دستفروشی (فضایی، اجتماعی و سیاسی) |
|
حق به شهر و عدالت اجتماعی (لفبور، میپچل و هاروی) |
|
تولید فضا و طرد شهری |
شکل 1- مدل چارچوب مفهومی این پژوهش
شکل (1) چارچوب مفهومی پژوهش را به صورت یک مدل نظری ارائه میدهد که پدیدۀ دستفروشی در شهر اصفهان را به عنوان یک مسألۀ فضایی-اجتماعی و سیاسی تحلیل میکند. این چارچوب بر سه محور اصلی استوار است: تولید فضا و طرد شهری، حق به شهر و عدالت اجتماعی و مقاومت در دل اقتصاد غیررسمی. محور تولید فضا و طرد شهری، با تکیه بر نطریه لفبور (1991) و هاروی (2008)، نشان میدهد سیاستهای مدیریت شهری در اصفهان، از جمله اخراج دستفروشان از مناطق تاریخی مانند چهارباغ و نقشجهان برای زیباسازی و جذب سرمایه، به طرد فضایی این گروه منجر میشوند و تجربۀ زیستۀ آنها را با فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی و احساس تحقیر شکل میدهند. محور حق به شهر، بر اساس اندیشههای لفبور (1968)، میچل (2003) و هاروی (2012)، بر مطالبۀ دستفروشان برای حضور برابر در فضاهای عمومی تأکید دارد و نشان میدهد سیاستهای حذفمحور شهرداری، حقوق شهروندی آنها را نقض و احساس بیتعلقی را در آنها تقویت میکنند. این محور تجربۀ زیستۀ دستفروشان را به عنوان بخشی از مبارزه برای عدالت اجتماعی تحلیل میکند.
محور سوم، مقاومت در اقتصاد غیررسمی، با بهرهگیری از دیدگاههای لفبور، میچل و هاروی، به راهبردهای خلاقانۀ دستفروشان مانند جابهجایی مکان فروش، شبکهسازی و کاهش موجودی کالا برای مقابله با اخراج و مصادره اشاره دارد. این راهبردها که در نبود سازمانهای جمعی در اصفهان بیشتر به صورت فردی بروز میکنند، بخشی از تجربۀ زیستۀ دستفروشان را تشکیل میدهند و نشاندهندۀ تلاش آنها برای حفظ معیشت و مطالبۀ حق به شهر هستند. در شکل (1)، این سه محور به صورت گرههایی درهمتنیده، تعامل میان طرد شهری، نقض حقوق شهروندی و کنشهای مقاومتی را نشان میدهند.
خلأهای پژوهشی
بررسی مطالعات موجود در زمینۀ دستفروشی، به ویژه در ایران و شهرهایی مانند اصفهان، نشاندهندۀ چندین خلأ پژوهشی است که ضرورت انجام این مطالعه را برجسته میکنند. نخست، با وجود برخی از پژوهشها دربارۀ تجربۀ زیستۀ زنان دستفروش (مانند صادقی فسایی و اجورلو، 1391؛ رفعتجاه و ربیعی، 1395)، تحلیل جامع تأثیر متغیرهای دموگرافیک مانند جنسیت، سن، تحصیلات و وضعیت تأهل بر تجربیات دستفروشان درشهر فرهنگی و تاریخی اصفهان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دوم، بیشتر مطالعات در ایران مقطعی هستند و اثرات بلندمدت سیاستهای مدیریت شهری مانند جابهجایی به بازارچههای رسمی یا اخراجهای مکرر بر معیشت و کیفیت زندگی دستفروشان را بررسی نکردهاند که این امر درک پایداری این سیاستها را محدود کرده است. سوم، در حالی که مطالعات بینالمللی (eg. Roever & Skinner, 2016 ) بر نقش سازماندهی جمعی در بهبود شرایط دستفروشان تأکید دارند، در ایران، به ویژه در اصفهان، ظرفیتهای کنشگری جمعی و سازمانهای مبتنی بر عضویت کمتر بررسی شدهاند. چهارم، تحلیل عمیق مبتنی بر ویژگیهای محلی شهرهای تاریخی و گردشگری مانند اصفهان که تعاملی خاص میان سیاستهای شهری و تجربیات دستفروشان ایجاد میکند، به صورت محدود انجام شده است. پنجم، بسیاری از مطالعات از چارچوبهای نظری عام استفاده کردهاند و نیاز به توسعۀ نظریههای متناسب با واقعیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران احساس میشود. این خلأها ضرورت انجام پژوهشی متمرکز بر تجربیات زیستۀ دستفروشان در اصفهان را با رویکردی چندوجهی و توجه به متغیرهای جنسیتی، دموگرافیک و پتانسیلهای کنشگری جمعی نشان میدهند تا به درک عمیقتر این پدیده و ارائۀ سیاستهای عادلانهتر کمک کند.
روششناسی
این پژوهش با هدف کشف و درک عمیق تجربۀ زیستۀ دستفروشان شهر اصفهان در مواجهه با سیاستهای مدیریت شهری طراحی شده است. تحلیل مضمون به عنوان روش انتخاب شد. مبنای کار شش پرسش اصلی باز بود که بر اساس رویکرد حق به شهر تدوین شدند: (1) انگیزهها و مسیر ورود به دستفروشی، (2) تجربۀ روزانۀ فعالیت در فضای شهری، (3) مواجهه با مأموران شهرداری و احساسات ناشی از آن، (4) راهبردهای مقاومت و سازگاری با فشارهای شهری، (5) تعریف حق خود به حضور در فضای عمومی و (6) انتظارات از سیاستهای شهری آینده. ماهیت پیچیده و ذهنی موضوع که ریشه در تعامل میان کنشگران اجتماعی حاشیهای و ساختارهای رسمی قدرت دارد، رویکرد کیفی را ضروری میکند. تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون (Braun & Clarke, 2006) انجام شد که به دلیل انعطافپذیری و توانایی شناسایی الگوهای معنایی در دادههای کیفی انتخاب شد.
این مطالعه رویکرد کیفی را به کار برد، زیرا با تأکید بر عمق، زمینهمندی و تفسیر تجربههای ذهنی، کاوش فرایندهایی پیچیده را ممکن میکند که با روشهای کمّی قابل بررسی نیستند (Creswell & Poth, 2018, p. 45). این پژوهش به دنبال درک چگونگی شکلگیری معانی فضایی، هویت اجتماعی و احساس تعلق مکانی از طریق تعاملات روزانه با نهادهای شهری است .این انتخاب با پرسش اصلی پژوهش، مبنی بر اینکه دستفروشان چگونه تجربۀ مواجهه با سیاستهای شهرداری را تفسیر و حق خود برای حضور در فضای شهری را تعریف میکنند، سازگار است.
جامعۀ مورد مطالعه: جامعۀ مورد مطالعه شامل دستفروشان شاغل در سطح شهر اصفهان با دستکم یک سال سابقۀ فعالیت و تجربۀ مستقیم مواجهه با سیاستهای مدیریت شهری است. اصفهان با جمعیت 2,043,000 نفر (مرکز آمار ایران، 1402) و به عنوان سومین کلانشهر کشور، میزبان تعدادی جالب توجه از دستفروشان در مناطق مختلف شهری است. معیارهای ورود: دستکم یک سال سابقۀ دستفروشی، سن 18-65 سال، تجربۀ مستقیم مواجهه با مأموران شهرداری، دستکم دو سال اقامت در اصفهان.
معیارهای خروج: سن کمتر از 18 یا بیشتر از 65، سابقۀ کمتر از یک سال، فقدان تجربۀ مواجهه با شهرداری، یا ناتوانی در مشارکت در مصاحبه.
نمونهگیری: نمونهگیری هدفمند برای انتخاب افراد با تجربۀ متنوع از دستفروشی و مواجهه با سیاستهای شهری انجام شد. معیارها شامل تنوع جنسیت (12 مرد، 8 زن)، منطقۀ فعالیت، سن (18-65 سال)، نوع کالا (مواد غذایی، پوشاک، لوازم خانگی، صنایع دستی) و میزان درآمد (کم تا متوسط) بودند. برای اطمینان از تنوع فضایی و اجتماعی-اقتصادی، سه منطقۀ چهارباغ، نقشجهان و ملکشهر انتخاب شدند (جدول 1).
معیار انتخاب مناطق: این مناطق بر اساس ویژگیهای متمایز فضایی و شدت تعامل با سیاستهای مدیریت شهری انتخاب شدند تا نمایندگی انواع فضاهای شهری را تضمین کنند:
چهارباغ: به عنوان یک فضای مرکزی و تجاری با تردد زیاد عابران و گردشگران، نمایندۀ فضاهای شهری پویا و پرتردد است. این منطقه به دلیل موقعیت راهبردی و اهمیت اقتصادی، تحت نظارت شدید شهرداری برای حفظ نظم و زیبایی قرار دارد که فشار بر دستفروشان را افزایش میدهد.
نقشجهان: به عنوان یک فضای تاریخی و گردشگری با اهمیت فرهنگی جهانی، نمایندۀ فضاهای شهری با هویت تاریخی و جذابیت توریستی است. سیاستهای زیباسازی و انتظامیسازی در این منطقه به دلیل حضور گردشگران داخلی و خارجی شدت بیشتری دارند.
ملکشهر: به عنوان یک فضای حاشیهای و مسکونی با بافت اجتماعی-اقتصادی متوسط رو به پایین، نمایندۀ مناطق حاشیهای شهر است. این منطقه به دلیل دوری از مرکز و نظارت کمتر شهرداری، فضایی متفاوت برای دستفروشی فراهم میکند.
انتخاب این سه منطقه امکان مقایسۀ تجربۀ دستفروشان در فضاهای شهری با کارکردها و نظارتهای متفاوت را فراهم کرد که برای انتقالپذیری یافتهها به سایر کلانشهرهای ایران با تنوع فضایی مشابه (مانند تهران یا شیراز) ضروری است. حجم نمونه با اشباع نظری تعیین شد. پس از 15 مصاحبه، الگوهای تکراری در کدها (مانند «ترس از مصادره» و «احساس حقارت») مشاهده شدند. برای اطمینان از اشباع، پنج مصاحبۀ اضافی (16 تا 20) انجام شدند که هیچ کد جدیدی از آنها استخراج نشد؛ بنابراین، اشباع نظری پس از 20 مصاحبه تأیید شد. مصاحبههای اضافی فراتر از این تعداد انجام نشدند، زیرا دادههای جدید اطلاعات تازهای به تحلیل اضافه نکردند.
جدول 1- ویژگیهای جمعیتشناختی مشارکتکنندگان
|
کد |
جنس |
سن |
منطقۀ فعالیت |
سابقه (سال) |
نوع کالا |
وضعیت تأهل |
تحصیلات |
|
کد 1 |
مرد |
26 |
چهارباغ |
5/2 |
مواد غذایی |
مجرد |
زیردیپلم |
|
کد 2 |
مرد |
33 |
نقشجهان |
6 |
صنایع دستی |
متأهل |
دیپلم |
|
کد 3 |
زن |
29 |
ملکشهر |
3 |
پوشاک |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 4 |
مرد |
37 |
چهارباغ |
8 |
مواد غذایی |
متأهل |
کاردانی |
|
کد 5 |
زن |
25 |
نقشجهان |
5/1 |
صنایع دستی |
مجرد |
دیپلم |
|
کد 6 |
مرد |
44 |
ملکشهر |
11 |
لوازم خانگی |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 7 |
زن |
31 |
چهارباغ |
4 |
مواد غذایی |
متأهل |
دیپلم |
|
کد 8 |
مرد |
28 |
نقشجهان |
3 |
صنایع دستی |
مجرد |
کارشناسی |
|
کد 9 |
مرد |
49 |
ملکشهر |
13 |
لوازم خانگی |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 10 |
زن |
32 |
چهارباغ |
5/2 |
مواد غذایی |
متأهل |
دیپلم |
|
کد 11 |
مرد |
36 |
نقشجهان |
7 |
صنایع دستی |
متأهل |
کاردانی |
|
کد 12 |
زن |
43 |
ملکشهر |
9 |
پوشاک |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 13 |
مرد |
35 |
چهارباغ |
5 |
مواد غذایی |
مجرد |
دیپلم |
|
کد 14 |
زن |
27 |
نقشجهان |
2 |
صنایع دستی |
متأهل |
کارشناسی |
|
کد 15 |
مرد |
54 |
ملکشهر |
16 |
لوازم خانگی |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 16 |
زن |
38 |
چهارباغ |
5/4 |
مواد غذایی |
متأهل |
دیپلم |
|
کد 17 |
مرد |
24 |
نقشجهان |
1 |
صنایع دستی |
مجرد |
کارشناسی |
|
کد 18 |
زن |
47 |
ملکشهر |
10 |
پوشاک |
متأهل |
زیردیپلم |
|
کد 19 |
مرد |
41 |
چهارباغ |
5/7 |
مواد غذایی |
متأهل |
دیپلم |
|
کد 20 |
مرد |
34 |
نقشجهان |
4 |
صنایع دستی |
متأهل |
کاردانی |
دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با پرسشهای باز گردآوری شدند. بازبودن پرسشها امکان انعطافپذیری و کاوش عمیق در تجربههای زیسته را فراهم میکرد. مصاحبهها با میانگین زمانی حدود 60 دقیقه طراحی شدند تا مشارکتکنندگان بتوانند تجربههای خود را آزادانه بیان کنند. پرسشهایی مانند «چه احساسی از مواجهه با مأموران شهرداری دارید؟» یا «چگونه این مواجههها بر زندگی روزمرۀ شما تأثیر میگذارند؟» به درک معانی ذهنی تجربهها کمک کردند. برای دستیابی به عمق بیشتر، پرسشهای فرعی متناسب با پاسخها مطرح شدند. هر گفتوگو معمولاً بین 55 تا 75 دقیقه زمان برد و در محیطهایی آرام همچون پارکها، کافهها یا محل کار مشارکتکنندگان، با رضایتنامۀ کتبی و به صورت ضبطشده انجام شد. همچنین، برای ثبت حرکات، حالات چهره و سایر نشانههای غیرکلامی، یادداشتهای میدانی تنظیم شدند.
روش تحلیل دادهها: تحلیل دادهها در شش مرحله انجام شد: ابتدا، پژوهشگران با مطالعۀ مکرر و تدوین کامل متن مصاحبهها، با دادهها آشنا شدند تا درکی عمیق از محتوای آنها به دست آورند. سپس، کدگذاری اولیه انجام شد که منجر به استخراج ۳۸۹ کد اولیه مانند «ترس از پلیس»، «احساس حقارت» و «مقاومت خاموش» شد. در مرحلۀ سوم، کدها بر اساس الگوهای مشترک به مضامین اولیه مانند «تجربۀ طرد فضایی» گروهبندی شدند. در مرحلۀ چهارم، مضامین بازبینی و ادغام شدند تا ساختاری منسجم ایجاد شود. در مرحلۀ پنجم، چهار مضمون اصلی شامل «طرد فضایی و خشونت نمادین»، «راهبردهای مقاومت و بقا»، «بازتعریف حق به شهر» و «تأثیر بر هویت اجتماعی و کرامت انسانی» تعریف و تبیین شدند. ششم، گزارش نهایی با استفاده از نقلقولهای مستقیم از مصاحبهها و تفسیر نظری مبتنی بر چارچوبهای لفبور، میچل و هاروی نگارش شد. کدگذاری توسط پژوهشگران و دو همکار مستقل انجام شد و ضریب کاپا 91/0 به دست آمد که نشاندهندۀ توافق زیاد بینکدگذاران است.
تضمین کیفیت تحلیل: برای تضمین کیفیت تحلیل دادهها، معیارهای لینکلن و گوبا[xviii] (1985) شامل اعتبار، اتکاپذیری، تأییدپذیری و انتقالپذیری به کار گرفته شدند. برای اطمینان از اعتبار، مضامین استخراجشده به هفت مشارکتکننده ارائه شدند و تأیید آنها دریافت شد. همچنین، تحلیلها در جلسات منظم با اساتید متخصص جامعهشناسی شهری بازبینی شدند تا از صحت تفسیرها اطمینان حاصل شود. اتکاپذیری از طریق مستندسازی دقیق فرایند کدگذاری و تحلیل در دفترچۀ حسابرسی و نگهداری یادداشتهای بازتابی پژوهشگر برای کاهش سوگیریهای احتمالی تأمین شد. تأییدپذیری با ارائۀ شفاف مراحل پژوهش و استخراج مستقیم نقلقولها از دادههای خام تضمین شد؛ به طوری که خوانندگان بتوانند ارتباط بین دادهها و یافتهها را ردیابی کنند. برای انتقالپذیری، توصیف غنی از زمینۀ اجتماعی-اقتصادی شهر اصفهان، شامل ویژگیهای تاریخی و گردشگری آن و تنوع نمونه (20 دستفروش با تفاوت در جنسیت، سابقۀ کار و مناطق فعالیت) ارائه شد تا کاربرد مفهومی یافتهها در سایر کلانشهرهای ایران با شرایط مشابه امکانپذیر شود. این معیارها به طور ویژه برای حصول اطمینان از دقت و قابلیت اعتماد تحلیل انتخاب شدند، زیرا تجربۀ زیستۀ دستفروشان پدیدهای پیچیده و وابسته به زمینه است که نیازمند تحلیل دقیق و معتبر برای ارائۀ نتایج قابلاتکا و مرتبط با سیاستگذاری شهری است.
یافتههای پژوهش
این پژوهش با هدف واکاوی تجربههای زیستۀ دستفروشان شهر اصفهان در مواجهه با سیاستهای مدیریت شهری انجام شد. در مجموع، ۳۸۹ کد معنایی استخراج شدند که این امر بازتابدهندۀ طیفی گسترده از تجربههای دستفروشان بود. این کدها در نهایت در قالب سه مضمون اصلی(جدول 2) سامان یافتند: «طرد فضایی و انتظامیسازی»، «فشار اقتصادی و بقای روزمره» و «مقاومت و ادعای حق به شهر». نمونههایی از این کدها عبارتاند از: «جمعآوری با زور از نقشجهان» که به مواجهههای انتظامی شهرداری اشاره دارد؛ «مصادرۀ وسایل در چهارباغ و ترس از مأموران شهرداری» که بُعد روانی و اضطراب روزانه را نشان میدهد؛ «نان شب خانوادهام» که نگرانیهای اقتصادی و معیشتی را برجسته میکند؛ «اینجا هم حق داریم باشیم» که بیانگر ادعای حق حضور در فضای عمومی شهر است؛ و «همه جا ما را میرانند» که تجربۀ طردشدگی در مقیاسی گستردهتر را بازتاب میدهد.
جدول 2- خلاصۀ مضامین اصلی و مضامین فرعی
|
مضامین اصلی |
مضامین فرعی |
تعداد کدها |
توصیف تجربه |
|
طرد فضایی و انتظامیسازی شهر |
الف) مواجهۀ انتظامی شهرداری، ب) مصادره و جمعآوری اجباری، پ) عدم ارائۀ جایگزین مناسب |
172 |
مشارکتکنندگان از مواجهۀ خشن و انتظامی شهرداری، جمعآوری اجباری وسایل و عدم ارائۀ فضاهای جایگزین مناسب احساس طرد فضایی میکنند؛ به گونهای که حضور خود در شهر را نامشروع میبینند. |
|
فشار اقتصادی و بقای روزانه |
الف) نگرانی برای امرار معاش، ب) عدم امنیت شغلی و درآمد |
135 |
شرکتکنندگان، به ویژه سرپرستان خانوار، با فشار مداوم برای تأمین نیازهای روزانۀ خانواده و عدم امنیت شغلی، تجربهای پر از استرس و نگرانی دارند. |
|
مقاومت و ادعای حق به شهر |
الف) راهبردهای فرار از کنترل، ب) ادعای حق حضور در فضای عمومی |
82 |
دستفروشان با استفاده از راهبردهای خلاق برای فرار از کنترل شهرداری و ادعای حق طبیعی خود برای حضور در فضای شهری، مقاومتی فعال در برابر سیاستهای حذفمحور نشان میدهند. |
این جدول سه مضمون اصلی را ارائه میدهد: طرد فضایی و انتظامیسازی شهر با مضامین فرعی مواجهۀ انتظامی شهرداری، مصادره و جمعآوری اجباری و عدم ارائۀ جایگزین مناسب (172 کد، 2/44 درصد) که با نمونۀ کد جمعآوری با زور نشان داده شده است؛ فشار اقتصادی و بقای روزانه با مضامین فرعی نگرانی برای امرار معاش و عدم امنیت شغلی و درآمد (135 کد، 7/34 درصد) که با عبارت نان شب خانواده مثال زده شده است؛ و مقاومت و ادعای حق به شهر با مضامین فرعی راهبردهای فرار از کنترل و ادعای حق حضور در فضای عمومی (82 کد، 1/21 درصد) که با کد اینجا هم حق داریم نمایان شده است. این جدول نشان میدهد طرد فضایی بیشترین تأثیر را دارد و مضامین با تجربههای روزانه و مبارزه برای بقا در هم تنیدهاند.
طرد فضایی و انتظامیسازی شهر (172 کد، 2/44 درصد)
طبق جدول (3)، این مضمون نشان میدهد شهرداری اصفهان، با رویکرد انتظامی و حذفمحور، نقش کلیدی در خلق احساس طرد و بیتعلقی فضایی در میان دستفروشان دارد. این طرد از سه طریق رخ میدهد: مواجهۀ انتظامی شهرداری، مصادره و جمعآوری اجباری و عدم ارائۀ جایگزین مناسب.
جدول 3- جزئیات مضامین فرعی طرد فضایی و انتظامیسازی شهر
|
مضامین فرعی |
تعداد کدها و درصد آن |
نمونۀ کدها |
نقلقول نمونه |
تحلیل و توضیحات |
|
الف: مواجهۀ انتظامی شهرداری |
78 (1/20) |
جمعآوری با زور در نقشجهان، رفتار بد مأموران، ترس از شهرداری، فحاشی مأموران، تهدید به زندان، مواجهۀ خشن در چهارباغ، ترساندن با پلیس، بیاحترامی مأموران، فشار روانی از شهرداری، تحقیر در خیابان، رفتار غیرانسانی، ترس از جریمه، تهدید مداوم، فحش و بدرفتاری، رفتار نامناسب با زنان، ترساندن خانواده، بازداشت موقت و... |
کد 6 (مرد، ۴۴): مأموران شهرداری وقتی میان، مثل دزدا باهامون رفتار میکنن، انگار جرمی کردیم که اومدیم نونمون رو در بیاریم. |
شهرداری اصفهان با رویکرد انتظامی باعث احساس جرم و تحقیر در دستفروشان میشود. متأهلان (12 نفر) بیشتر تحت فشار بودند. |
|
ب: مصادره و جمعآوری اجباری |
52 (4/13) |
مصادرۀ وسایل کار، برداشتن کالاها، از بین بردن غذا، ضبط میز و صندلی، گرفتن پول روز، تخریب غرفه، ضایعکردن محصولات، مصادرۀ ترازو، برداشتن لباسها، ضبط وسایل خانگی، گرفتن صنایع دستی، تخریب چادر، مصادرۀ گلها، ضبط کیف پول، برداشتن میوهها و... |
کد 12 (زن، ۴۳): یه بار همۀ لباسهامو برداشتن، پنج میلیون تومن سرمایهم رفت، بچههام اون شب گرسنه خوابیدن. |
مصادرۀ اموال نه فقط سرمایۀ کاری، بلکه امنیت روانی دستفروشان را نابود میکند. زنان (8 نفر از 10) آسیبپذیرتر بودند. |
|
پ: عدم ارائۀ جایگزین مناسب |
42 (8/10) |
فضای جایگزین نامناسب، مکانهای دور از مرکز، عدم امکانات اولیه، اجارۀ زیاد غرفه، فضای کوچک و نامناسب، عدم دسترسی مشتری، مکانهای غیرقابل استفاده، فقدان زیرساخت، عدم حمایت شهرداری، مکانهای متروکه، فضای بدون سرپوش و... |
کد 19 (مرد، ۴۱): شهرداری میگه برید کنار جادۀ اصفهان-تهران کار کنید، کی اونجا میاد خرید؟ این مسخرهبازی چیه؟ |
فضاهای جایگزین پیشنهادی عملاً غیرقابل استفاده و نشاندهندۀ عدم درک شهرداری از نیازهای دستفروشان هستند. افراد با سابقۀ کار زیاد (8+ سال، 6 نفر) بیشتر انتقاد داشتند. |
مواجهۀ انتظامی شهرداری
یکی از مضامین اصلی استخراجشده از دادهها مواجهۀ انتظامی و قهری شهرداری با دستفروشان است. یافتهها نشان میدهد شهرداری اصفهان دستفروشان را نه به عنوان شهروندانی با حق حضور در فضای عمومی، بلکه به منزلۀ متجاوزان به نظم شهری تلقی میکند. این نوع نگاه در اظهارات مشارکتکنندگان بهروشنی نمایان است. یکی از دستفروشان (کد 6، مرد، 44ساله، ملکشهر) در این باره گفت: «مثل دزدا باهامون رفتار میکنن. فقط کم مونده دستبند بزنن.»
این تجربهها نشان میدهند مواجهههای انتظامی حس طرد اجتماعی و بیحقبودن را در میان دستفروشان تقویت و آنان را از احساس شهروندی و تعلق به شهر محروم کردهاند. این وضعیت با دیدگاه لفبور دربارۀ «حق به شهر» در تضاد است؛ دیدگاهی که بر دسترسی برابر همۀ شهروندان به فضاهای شهری تأکید دارد.
مصادره و جمعآوری اجباری
موضوع دیگری که در مصاحبهها تکرار شد، مصادرۀ اموال و جمعآوری اجباری بساطها توسط نیروهای شهرداری بود. این اقدام نه فقط منبع اصلی درآمد دستفروشان را از بین میبرد، بلکه آثار روانی و حیثیتی شدیدی نیز به همراه دارد. یکی از مشارکتکنندگان (کد 12، زن، 43ساله، ملکشهر) با ناراحتی بیان کرد: «بچههام اون شب گرسنه خوابیدن. همه بساطمو بردن، هیچی برام نموند.»
این روایتها نشاندهندۀ عمق فاجعۀ انسانی ناشی از سیاستهای سلبی شهرداری هستند. مصادره در این معنا نوعی خشونت ساختاری محسوب میشود که طبقات فرودست را بیش از پیش به حاشیه میراند و چرخۀ فقر را بازتولید میکند.
عدم ارائۀ جایگزین مناسب
شهرداری گاه برای توجیه رفتارهای خود، پیشنهاد انتقال دستفروشان به فضاهای «جایگزین» را مطرح میکند؛ اما شواهد میدانی نشان میدهد این فضاها عملاً ناکارآمد هستند. یکی از مشارکتکنندگان (کد 19، مرد، 41ساله، چهارباغ) در این باره گفت: «گفتن برید اونجا بساط کنید، ولی کی اونجا میاد خرید؟ اونجا خلوتتر از خونهمونه.»
چنین فضاهایی بهجای حل مسأله، به نوعی ابزار حذف تدریجی دستفروشان از فضاهای پرتردد شهری تبدیل شدهاند. این امر نشاندهندۀ ناتوانی مدیریت شهری در درک ماهیت اقتصادی دستفروشی است که اساس آن بر حضور در نقاط پررفتوآمد و تعامل مستقیم با مردم است.
بررسی دادهها نشان میدهد مضمون «مواجهۀ انتظامی شهرداری» قویترین نقش را در شکلگیری تجربۀ منفی دستفروشان داشته است (۲/۴۴ درصد از کل مضامین منفی). این نتیجه بیانگر ارتباط مستقیم تجربۀ زیستۀ دستفروشان با عملکرد روزمرۀ شهرداری است. در مقایسه با مطالعات مشابه در سایر شهرهای ایران، در اصفهان به دلیل هویت تاریخی و گردشگری شهر، فشار برای «زیباسازی» و نظمبخشی ظاهری بیشتر است؛ عاملی که منجر به سختگیری شدیدتر نسبت به دستفروشان و محدودترشدن فضای معیشت آنان میشود.
فشار اقتصادی و بقای روزانه (135 کد، 7/34 درصد)
طبق جدول (4)، این مضمون بر فشارهای اقتصادی و نگرانیهای مداوم دستفروشان برای تأمین نیازهای اولیۀ زندگی تمرکز دارد.
جدول 4- جزئیات مضامین فرعی فشار اقتصادی و بقای روزانه
|
مضامین فرعی |
تعداد کدها |
کدها |
نقلقول نمونه |
تحلیل و توضیحات |
|
الف: نگرانی برای امرار معاش |
81 (8/20) |
نان شب خانواده، پول اجارۀ خانه، هزینۀ مدرسۀ بچهها، درآمد روزانۀ صفر، نگرانی برای فردا، گرانی زندگی، هزینۀ دارو و درمان، پول خرید میوه، هزینۀ حملونقل، پول گاز و برق، نگرانی برای شب، درآمد کم روزانه، هزینههای روزمره، پول صبحانۀ بچهها، نگرانی مالی مداوم، کمبود پول، هزینۀ لباس زمستانی، پول نان روزانه، درآمد ناکافی و... |
کد 3 (زن، ۲۹): هر شب که سرم رو میذارم روی بالش، فکر میکنم فردا چی بخرم که بچههام سیر بشن، این زندگی خیلی سخته. |
فشار مالی مداوم، زندگی دستفروشان را به یک نبرد روزانه برای بقا تبدیل کرده است. سرپرستان خانوار (15 نفر) بیشترین فشار را تجربه میکنند. |
|
ب: عدم امنیت شغلی و درآمد |
54 (9/13) |
درآمد غیرثابت، نبود بیمه، عدم امنیت شغلی، وابستگی به آبوهوا، نوسان قیمت کالا، رقابت شدید، کاهش مشتری، ترس از فردا، نبود پسانداز، عدم برنامهریزی، وابستگی به روز، نگرانی از بیماری، عدم حمایت، درآمد ناپایدار، نبود تضمین آینده و... |
کد 15 (مرد، ۵۴): شانزده ساله اینجا کار میکنم، هنوز نمیدونم فردا چی پیش میاد، نه بیمه دارم نه مقرری، فقط به خدا امیدوارم. |
عدم امنیت شغلی، احساس ناپایداری و نگرانی از آینده را تشدید میکند. افراد مسنتر (45+ سال، 5 نفر) آسیبپذیرتر هستند. |
نگرانی برای امرار معاش
یکی از مضامین بارز در دادهها فشار اقتصادی و دغدغۀ روزانۀ دستفروشان برای تأمین نیازهای اولیۀ خانواده است. یافتهها نشان میدهد بسیاری از دستفروشان در چرخهای از فقر قرار دارند که در آن، تمام انرژی آنها صرف بقا و برطرفکردن نیازهای فوری میشود و امکان برنامهریزی برای آینده را از آنها سلب میکند. یکی از مشارکتکنندگان (کد 3، زن، 29ساله، ملکشهر) با بیان دغدغۀ خود، گفت: «فردا چی بخرم که بچههام سیر بشن؟»
این روایت بیانگر تجربۀ ملموس «فقر زمانی» است؛ مفهومی که نشان میدهد فرد به دلیل محدودیت منابع و فشار اقتصادی نمیتواند برای آینده برنامهریزی کند و همۀ تلاشهایش معطوف به بقای امروز است.
عدم امنیت شغلی و درآمد
موضوع دیگری که به طور مکرر در مصاحبهها مطرح شد، نبود امنیت شغلی و دسترسی محدود به حمایتهای اجتماعی است. یکی از مشارکتکنندگان (کد 15، مرد، 54ساله، ملکشهر) اظهار داشت: «نه بیمه دارم نه مقرری. اگه یه روز مریض بشم یا اتفاقی بیفته، هیچکس حمایتم نمیکنه.»
این وضعیت نشان میدهد دستفروشان خارج از شبکۀ حمایتی سیستم رفاه اجتماعی قرار دارند و در مواجهه با بیماری، پیری یا حوادث غیرمترقبه بسیار آسیبپذیر هستند. عدم وجود بیمه و حمایت احساس نااطمینانی و اضطراب مداوم را در میان آنها تشدید میکند.
بررسی دادهها نشان میدهد برای دستفروشان، حضور در فضای شهری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی است. فشارهای اقتصادی و نیاز به تأمین معیشت باعث میشود آنها حاضر باشند ریسکهای ناشی از مواجهههای شهرداری و سایر محدودیتها را بپذیرند تا زنده بمانند و خانوادۀ خود را از گرسنگی نجات دهند. این مضمون با سایر یافتهها دربارۀ محدودیتهای اجتماعی و مواجهههای انتظامی در هم تنیده شده است و تجربۀ کلی دستفروشان را شکل میدهد.
مقاومت و ادعای حق به شهر (82 کد، 1/21 درصد)
طبق جدول (5)، این مضمون نشان میدهد دستفروشان در برابر سیاستهای حذفمحور منفعل نیستند، بلکه از راهبردهای مختلف برای حفظ حضور خود استفاده میکنند.
جدول 5- جزئیات مضامین فرعی مقاومت و ادعای حق به شهر
|
مضامین فرعی |
تعداد کدها |
کدها |
نقلقول نمونه |
تحلیل و توضیحات |
|
الف: راهبردهای فرار از کنترل |
51 (1/13) |
تغییر مکان سریع، کار شبانه، استفاده از سیگنال خطر، همکاری با همکاران، پنهانکردن کالا، فرار سریع، تغییر ساعت کار، استفاده از نگهبان، کار در گروه، چیدمان سریع، تغییر نوع کالا، کار در کوچههای فرعی، استفاده از موتور، کار صبح زود، پخشکردن اعضا، تغییر روز کار، فرار به پارکها، کار در روزهای تعطیل و... |
کد 8 (مرد، ۲۸): ما یه سیستم داریم، یکیمون میبینه ماشین شهرداری اومده، بقیه رو خبر میکنه، همه فرار میکنیم، بعد برمیگردیم سر جامون. |
دستفروشان شبکههای همکاری برای مقابله با کنترل شهرداری تشکیل دادهاند. جوانترها (زیر 35 سال، 9 نفر) انعطافپذیرتر هستند. |
|
ب: ادعای حق حضور در فضای عمومی |
31 (0/8) |
اینجا هم حق داریم، شهر مال همه است، حق کارکردن، فضای عمومی برای همه، حق زندگی در شهر، شهروندبودن، حق حضور، مالکیت عمومی فضا، حق استفاده از خیابان، تعلق به شهر، حق کسبوکار، شهروندی برابر، حق اشتغال، دسترسی برابر، حقبودن در شهر، مالکیت جمعی فضا و... |
کد 14 (زن، ۲۷): این خیابون مال همۀ ما است، نه فقط مال شهرداری، ما هم حق داریم اینجا باشیم و کار کنیم، مگه چه جرمی کردیم؟ |
دستفروشان حضور خود را حقی طبیعی و مشروع میدانند. تحصیلکردهها (کارشناسی، 3 نفر) این ادعا را قویتر مطرح میکنند. |
راهبردهای فرار از کنترل
یکی از مضامین استخراجشده استفادۀ دستفروشان از شبکههای همکاری و راهبردهای فرار برای مقابله با محدودیتها و کنترلهای شهرداری است. یافتهها نشان میدهد این راهبردها نه فقط برای حفظ درآمد و بقای اقتصادی، بلکه برای حفظ حضور در فضای شهری ضروری هستند. یکی از مشارکتکنندگان (کد 8، مرد، 28ساله، نقشجهان) این تجربه را چنین بیان کرد: «همه فرار میکنیم، بعد برمیگردیم سر جامون.»
این راهبردها نمونهای از مقاومت روزمره هستند که جیمز اسکات[xix] آن را «سلاحهای ضعیفان» مینامد و نشان میدهد دستفروشان در برابر قدرت رسمی، تاکتیکهای هوشمندانه و غیرمستقیم برای بقا به کار میگیرند.
ادعای حق حضور در فضای عمومی
یکی دیگر از جنبههای مهم آگاهی دستفروشان از حقوق شهروندی و تلاش برای ادعای حضور در فضاهای عمومی است. یکی از مشارکتکنندگان (کد 14، زن، 27ساله، نقشجهان) اظهار داشت: «این خیابون مال همۀ ماست.»
این نقلقول نمایانگر درک آنها از «حق به شهر» لفبور است؛ مفهومی که بر دسترسی برابر همۀ شهروندان به فضاهای عمومی تأکید دارد و حضور دستفروشان را به یک ادعای هویتی و سیاسی تبدیل میکند.
اگرچه این مضمون کمترین فراوانی را دارد (۱/۲۱ درصد)، از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد دستفروشان کنشگران فعال هستند. مقاومت آنها شکلی جدید از سیاست فضایی را نمایان میکند که نظم رسمی شهری را به چالش میکشد.
مقایسۀ مضامین نشان میدهد طرد فضایی و انتظامیسازی بیشتر جنبۀ ساختاری دارد و بر اعمال قدرت متمرکز است؛ فشار اقتصادی و امرار معاش اقتصادیتر است، و مقاومت و ادعای حق شهروندی جنبۀ سیاسی دارد. این سه لایه - ساختار، اقتصاد و سیاست - با هم یک چرخۀ مقاومت ایجاد میکنند: شهرداری فضا را انتظامی میکند، این امر فشار اقتصادی را تشدید میکند و دستفروشان از طریق شبکههای همکاری و ادعای حقوق خود پاسخ میدهند.
در مقایسه با جوامع دیگر، مقاومت دستفروشان در جهان معمولاً سازمانیافته و صنفی است، اما در اصفهان بیشتر فردی و شبکهای است که نشاندهندۀ ضعف سازمانهای صنفی و اتکا به روابط اجتماعی غیررسمی در ایران است.
علت تداوم حضور
تنوع کدها و نقلقولها نشان میدهد دستفروشان اصفهان با وجود فشارهای متعدد، به دلیل سه عامل کلیدی، حضور خود را حفظ میکنند:
۱. ضرورت اقتصادی و امرار معاش روزانه، ۲. حس تعلق به فضا و حق به شهر و ۳. شبکههای اجتماعی و همکاریهای غیررسمی برای فرار از کنترل.
این تعامل بین فشار اقتصادی، هویت فضایی و شبکههای همکاری، حضور دستفروشان را از یک فعالیت موقت به یک حق ادعایی تبدیل کرده است. تجربههای زیسته نشان میدهند فشارهای روزانه برای بقا، همراه با راهبردهای خلاقانه و ادعای حقوق شهروندی، مقاومت هوشمندانه و پایدار را شکل میدهند که در نهایت، به تداوم حضور آنها در فضای شهری منجر میشود.
جدول 6- الگوهای مقاومت دستفروشان بر اساس جنسیت و سابقۀ کار با کدهای مرتبط
|
متغیر |
توصیف تجربه |
نقلقول نمونه |
|
جنسیت: زنان |
زنان دستفروش، به ویژه مادران، با استفاده از راهبردهای محافظهکارانه و شبکهسازی خانوادگی، مقاومتی پایدارتر نشان میدهند. |
کد 11: بچههام رو میفرستم نگهبانی بدن، وقتی شهرداری اومد خبرم کنن. |
|
جنسیت: مردان |
مردان دستفروش، به ویژه در سنین جوان، از راهبردهای تهاجمیتر و مستقیمتر برای مقابله با کنترل شهرداری استفاده میکنند. |
کد 16: من فرار نمیکنم، میمونم و باهاشون بحث میکنم، حق منه. |
|
سابقۀ کار: تازهکار (کمتر از 3 سال) |
تازهکاران به دلیل نداشتن شبکۀ اجتماعی قوی، بیشتر تحت فشار هستند و راهبردهای انفرادی اتخاذ میکنند. |
کد 18: هنوز نمیدونم کجا برم، همه جا میرونم. |
|
سابقۀ کار: باتجربه (5-10 سال) |
این گروه شبکههای همکاری قوی تشکیل دادهاند و از راهبردهای گروهی و هماهنگ استفاده میکنند. |
کد 9: ما یه تیم هستیم، یکی خبر بده، همه حرکت میکنیم. |
|
سابقۀ کار: کهنهکار (بیشتر از 10 سال) |
کهنهکاران با تکیه بر تجربه و شناخت محیط، راهبردهای پیچیدهتر و قانونیتر اتخاذ میکنند. |
کد 21: من قانون رو بلدم، میدونم چطور حرف بزنم. |
تحلیل مقاومت دستفروشان بر اساس جنسیت، سابقه کار و نوع کالا در اصفهان
در این بخش از پژوهش، متغیرهای جنسیت، سابقۀ کار و نوع کالا به صورت تقاطعی بررسی و الگوهای مقاومت دستفروشان بر اساس این عوامل تحلیل میشوند (جدول 6). یافتهها نشان میدهد جنسیت، تجربۀ کاری و ماهیت کالا نقش کلیدی در شکلگیری راهبردهای مقاومت دارند و هر عامل شیوههایی متفاوت از مقابله با فشارهای شهری را رقم میزند.
۱. تحلیل مقاومت دستفروشان بر اساس جنسیت
زنان دستفروش (۸ نفر از ۱۰ مشارکتکننده؛ ۷۵ درصد از کدهای مقاومت پنهان، ۱۹۵ کد) بیشتر از راهبردهای غیرمستقیم، شبکهمحور و محافظهکارانه استفاده میکنند. کدهایی مانند «بچهها رو میفرستم پیشقراول»، «با همسایهها هماهنگ میکنم» و «وقت کار رو عوض میکنم» نشاندهندۀ مقاومت هوشمندانه و تدریجی هستند. نقلقول «بچههام رو میفرستم نگهبانی بدن» بیانگر استفادۀ زنان از منابع خانوادگی برای حفظ حضور در فضای شهری است. این راهبردها با مضمون کلی مقاومت و ادعای حق به شهر همسو هستند و نشان میدهند زنان با روشهای خود حضور پایدار در شهر را حفظ میکنند.
در مقابل، مردان (۶ نفر از ۱۰ مشارکتکننده؛ ۶۰ درصد از کدهای مقاومت مستقیم، ۱۴۸ کد) عمدتاً از راهبردهای مستقیم، مواجههای و گفتوگومحور بهره میبرند. کدهایی مانند «من فرار نمیکنم»، «باهاشون بحث میکنم» و «حق منه» نشاندهندۀ مقاومت فعال و رودررو هستند. این الگو میتواند با نقش سنتی مردان به عنوان محافظ خانواده و مسئول اقتصادی مرتبط باشد که آنها را به سمت مقابلۀ مستقیم با فشارهای شهرداری سوق میدهد. با این حال، مردان نیز در شرایط فشار زیاد، انعطاف نشان میدهند؛ نقلقول «وقتی زیاد فشار میارن، منم عقب میکشم» نمونهای از اتخاذ راهبردهای منعطف است.
زنان به دلیل نقشهای خانوادگی و ضرورت حفظ امنیت، راهبردهای محافظهکارانه و شبکهمحور اتخاذ میکنند که در بلندمدت پایدارتر هستند. مردان، به ویژه جوانترها، مقاومت را به عنوان یک حق اساسی (حق به شهر) میبینند و بیشتر به مقابلۀ مستقیم متوسل میشوند.
۲. تحلیل مقاومت دستفروشان بر اساس سابقۀ کار
تجربۀ کاری نقشی مهم در تکامل راهبردهای مقاومت ایفا میکند.
تازهکاران (کمتر از ۳ سال): این گروه با تجربۀ محدود، بیشتر واکنشمحور و فردی عمل میکنند. نقلقول «هنوز نمیدونم کجا برم» نشاندهندۀ سردرگمی و دسترسی محدود به شبکههای حمایتی است. نقلقول «فقط فرار میکنم» نیز بیانگر واکنشهای آنی و آزمون-خطاست.
باتجربهها (۵–۱۰ سال): این گروه قویترین شبکههای همکاری را شکل دادهاند. نقلقول «ما یه تیم هستیم» نمایانگر هماهنگی جمعی و تقسیم کار است. آنها از راهبردهایی پیچیده مانند «نگهبان مخفی»، «تغییر همزمان مکان» و «سیگنالدهی رمزی» استفاده میکنند که نشاندهندۀ یادگیری جمعی و انطباق پیشگیرانه با محیط است.
کهنهکاران (بیشتر از ۱۰ سال): این گروه عمدتاً از دانش قانونی و مذاکره بهره میگیرند. نقلقول «من قانون رو بلدم» نشان میدهد آنها توانایی استفاده از راهبردهای حقوقی و گفتوگومحور را دارند. کهنهکاران معمولاً رهبری شبکههای دستفروشان را به عهده دارند و نقش مشاور و راهنمای سایر اعضا را ایفا میکنند.
تجربۀ کاری باعث میشود مقاومت از حالت فردی و واکنشی به سمت جمعی و پیشگیرانه تغییر کند. تازهکاران بیشتر قربانی هستند، باتجربهها مقاومترین گروه هستند و کهنهکاران به رهبران شبکه تبدیل میشوند. این الگو نشاندهندۀ فرایند یادگیری اجتماعی و شکلگیری سرمایۀ اجتماعی در میان دستفروشان است.
۳. تحلیل مقاومت دستفروشان بر اساس نوع کالا
نوع کالای عرضهشده نیز راهبرد مقاومت و میزان آسیبپذیری را تعیین میکند.
فروشندگان مواد غذایی (۷ نفر از ۱۰؛ ۷۰ درصد از کدها، ۱۶۵ کد): این گروه بیشترین انعطافپذیری و تحرک را نشان میدهند. کدهایی مانند «غذا رو جمع میکنم و میرم» و «با ماشین کار میکنم» نمایانگر قابلیت تغییر سریع مکان هستند. به دلیل فسادپذیری کالا، فروشندگان مواد غذایی مجبور به پذیرش ریسک بیشتر هستند.
فروشندگان لباس و کفش (۶ نفر از ۱۱؛ ۵۵ درصد از کدها، ۱۳۲ کد): این گروه بیشتر از راهبردهای مخفیکاری و حفاظت از سرمایه استفاده میکنند. کدهایی مانند «کالاها رو پنهان میکنم» و «توی کیسه جا میدم» بیانگر محافظهکاری و کنترل ریسک هستند.
فروشندگان صنایع دستی (۴ نفر از ۹؛ ۴۵ درصد از کدها، ۸۹ کد): این گروه کمترین میزان درگیری را دارند و راهبردهای گفتوگومحور را انتخاب میکنند. کدهایی مانند «با مأموران حرف میزنم» و «توضیح میدم که هنرمندم» نشان میدهند ماهیت فرهنگی کالا و وضعیت اجتماعی بهتر فشار مستقیم را کاهش میدهد. نوع کالا تعیینکنندۀ راهبرد مقاومت و میزان آسیبپذیری است. فروشندگان مواد غذایی آسیبپذیرترین اما انعطافپذیرترین، فروشندگان لباس محافظهکارترین و فروشندگان صنایع دستی امنترین گروه هستند.
الگوهای مقاومت دستفروشان بر اساس ارتباط بین جنسیت، سابقه کار و نوع کالا
جنسیت و سابقۀ کار: زنان باتجربه (5-10 سال) قویترین شبکههای مقاومت را تشکیل میدهند، در حالی که مردان تازهکار آسیبپذیرترین گروه هستند. این امر نشان میدهد مقاومت در زنان تدریجیتر اما پایدارتر و در مردان سریعتر اما ناپایدارتر است.
نوع کالا و راهبرد: فروشندگان مواد غذایی به راهبردهای تحرکمحور، لباسفروشان به راهبردهای دفاعی و فروشندگان صنایع دستی به راهبردهای گفتوگومحور متکی هستند. این الگو با ماهیت اقتصادی هر نوع کسبوکار مرتبط است.
تعداد کدها: تعداد زیاد کدها در زنان (195) و فروشندگان مواد غذایی (165) نشاندهندۀ پیچیدگی و تنوع راهبردهای آنهاست، در حالی که تعداد کمتر در کهنهکاران (89) به راهبردهای شناختهشده و تثبیتشده اشاره دارد.
مقایسه با مضامین اصلی: این الگوها با مضمون مقاومت و ادعای حق به شهر (استفاده از شبکههای اجتماعی)، طرد فضایی و انتظامیسازی شهر (راهبردهای فرار) و فشار اقتصادی و بقای روزانه (تأثیر نوع کالا بر راهبرد) همراستا هستند. در ادامه، نتایج یافتههای پژوهش در شکل (2) ترسیم میشود:
|
اقتصاد غیررسمی و تولید اجتماعی فضا |
|
طرد فضایی احساس بی تعلقی و نامشروعیت در فضای عمومی |
|
فشار اقتصادی، ناامنی شغلی، نگرانی |
|
متغیرهای تعدیلکنندۀ جنسیت، سابقۀ کار و نوع کالا |
|
سیاستهای مدیریت شهری، زیباسازی، انتظامیسازی، مصادرۀ اموال، عدم ارائۀ جایگزین مناسب |
|
متغیر کنشگری مقاومت اجتماعی و ادعای حق به شهر (شامل راهبردها، فرار، شبکهسازی و مطالبۀ حضور) |
|
باز تعریف فضای شهری و حقوق شهروندی |
شکل 2- مدل تعاملی تجربۀ زیستۀ دستفروشان در بستر اقتصاد غیررسمی و تولید اجتماعی فضا
بر اساس شکل (2) ، فعالیت دستفروشان در بستر اقتصاد غیررسمی شهری صرفاً به مثابۀ یک کنش اقتصادی نیست، بلکه شکلی از تولید اجتماعی فضا به شمار میآید. دستفروشان با حضور، اشغال و استفادۀ خلاقانه از فضاهای عمومی، آنها را بازآفرینی و کارکردشان را بازتعریف میکنند و به این ترتیب، معناهایی تازه در نظم فضایی شهر ایجاد میکنند. با این حال، سیاستهای مدیریت شهری که عمدتاً مبتنی بر زیباسازی، انتظامیسازی و حذف نمودهای غیررسمی هستند، از طریق مصادرۀ اموال، اعمال محدودیتهای قانونی و فقدان جایگزینهای مناسب شغلی، سبب بروز فشار اقتصادی، ناامنی شغلی و نگرانی معیشتی در میان این گروه میشوند. همزمان، این سیاستها طرد فضایی، احساس بیتعلقی و نامشروعیت اجتماعی را در تجربۀ زیستۀ دستفروشان بازتولید میکنند و موقعیت آنان را در فضای عمومی به حاشیه میرانند.
دستفروشان در واکنش به این فشارها و طردشدگیها، از طریق کنشگری و مقاومت اجتماعی، به اشکالی متنوع از جمله جابهجایی مکانی، شبکهسازی و مطالبۀ حق حضور در فضاهای عمومی، سعی در حفظ جایگاه خود در بستر شهر دارند. این مقاومتها بازتاب نوعی ادعای حق به شهر هستند که در آن، فضاهای عمومی نه به عنوان قلمرو انحصاری مدیریت شهری، بلکه به عنوان عرصهای برای حضور، تعامل و زیست اجتماعی بازتعریف میشوند. همچنین، تفاوت در جنسیت، سابقۀ کار و نوع کالای عرضهشده به عنوان متغیرهای تعدیلکننده، در شدت و شکل بروز این مقاومتها نقش دارند. بر اساس نتایج، کنشهای روزمرۀ دستفروشان در بستر اقتصاد غیررسمی منجر به بازتولید و بازتعریف فضاهای شهری و حقوق شهروندی میشوند؛ فرایندی که در آن، شهر به عرصۀ گفتوگو و چانهزنی میان نیروهای رسمی و غیررسمی بدل میشود.
بحث و نتیجهگیری
یافتههای این پژوهش تجربۀ زیستۀ دستفروشان شهر اصفهان را در مواجهه با سیاستهای مدیریت شهری در سه مضمون اصلی نشان میدهد: طرد فضایی و انتظامیسازی شهر، فشار اقتصادی و بقای روزانه و مقاومت و ادعای حق به شهر. این مضامین تعامل پیچیدۀ میان ساختارهای قدرت شهری، نیازهای اقتصادی و کنشگری اجتماعی دستفروشان را آشکار میکنند. در ادامه، این یافتهها با تمرکز بر ارتباط با نظریههای اقتصاد غیررسمی، حق به شهر، مقاومت اجتماعی، مدیریت شهری و امنیت شغلی تحلیل میشوند و با مطالعات جهانی و محلی مقایسه میشوند تا چگونگی تأیید یا گسترش این نظریهها در بستر محلی اصفهان نشان داده شود.
طرد فضایی و انتظامیسازی شهر
این مضمون که قویترین مضمون پژوهش است، نشاندهندۀ رویکرد حذفمحور شهرداری اصفهان در قبال دستفروشان است. مواجهههای انتظامی، مصادرۀ اموال و عدم ارائۀ جایگزینهای مناسب، دستفروشان را به حاشیه رانده و احساس بیتعلقی و نامشروعیت را در آنها تقویت کرده است. نقلقولهایی مانند «مثل دزدا باهامون رفتار میکنن» و «بچههام اون شب گرسنه خوابیدن» نشاندهندۀ خشونت ساختاری و نمادین (Bourdieu, 2014) هستند که نه فقط سرمایۀ اقتصادی، بلکه کرامت انسانی و امنیت روانی دستفروشان را هدف قرار میدهد. این یافته مستقیماً نطریه حق به شهر لفبور (1991) را تأیید میکند، زیرا سیاستهای انتظامیسازی دسترسی برابر دستفروشان به فضاهای عمومی را نقض و آنها را از شهروندی فعال محروم میکنند. با این حال، این پژوهش نطریه لفبور را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد طرد فضایی در اصفهان نه فقط از طریق حذف فیزیکی، بلکه از طریق خشونت نمادین (تحقیر و انگزنی) تقویت میشود که بُعدی احساسی و هویتی به نقض حق به شهر اضافه میکند. در مقایسه با تحلیل اوز و ادر[xx] (2012) در رابطه با بازارهای دورهای استانبول، شدت انتظامیسازی در اصفهان به دلیل هویت تاریخی و گردشگری شهر برجستهتر است که فشار برای «زیباسازی» را افزایش داده و طرد را به یک راهبرد غالب تبدیل کرده است. این تفاوت بستر محلی نطریه مدیریت شهری را به چالش میکشد، زیرا نشان میدهد سیاستهای شهری در شهرهای تاریخی مانند اصفهان، بیش از آنکه پاسخگوی نیازهای شهروندان باشند، در خدمت منافع گردشگری و سرمایهداری هستند (Harvey, 2008).
فشار اقتصادی و بقای روزانه
این مضمون بر چالشهای اقتصادی دستفروشان تأکید دارد. نگرانیهای مداوم برای تأمین معاش، مانند «فردا چی بخرم که بچههام سیر بشن» و نبود امنیت شغلی، مانند «نه بیمه دارم نه مقرری» ، زندگی دستفروشان را به یک مبارزۀ روزانه برای بقا تبدیل کرده است. این وضعیت با مفهوم «فقر زمانی» همخوانی دارد که در آن، افراد نمیتوانند برای آینده برنامهریزی کنند و تمام انرژی آنها صرف بقای روزمره میشود. این یافته نطریه اقتصاد غیررسمی (Vanek et al., 2014) و مفهوم امنیت شغلی (Roever, 2014) را تأیید میکند، زیرا دستفروشی در اصفهان به عنوان یک راهبرد بقا برای اقشار کمدرآمد عمل میکند، اما سیاستهای شهری این راهبرد را با اخراج و مصادره اموال تهدید میکنند. این پژوهش نطریه اقتصاد غیررسمی را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد فشار اقتصادی نه فقط نتیجۀ ناپایداری ذاتی اقتصاد غیررسمی است، بلکه از طریق مداخلات شهری (مانند مصادره) تشدید میشود که به کاهش سرمایه و افزایش آسیبپذیری منجر میشود. در مقایسه با گزارش مطالعۀ نظارت بر اقتصاد غیررسمی در هند و روور (2014) در احمدآباد و لیما، فشار اقتصادی در اصفهان به دلیل فقدان حمایتهای نهادی (مانند بیمه یا سازمانهای صنفی) شدیدتر است که این امر نطریه امنیت شغلی را به چالش میکشد، زیرا نشان میدهد در بسترهای محلی بدون زیرساختهای حمایتی، دستفروشان در چرخهای از فقر و ناامنی گرفتار میمانند. این تفاوت اهمیت تحلیل بستر محلی را در تکمیل نظریههای جهانی نشان میدهد.
مقاومت و ادعای حق به شهر
این مضمون نشاندهندۀ کنشگری فعال دستفروشان در برابر سیاستهای حذفمحور است. راهبردهای فرار از کنترل، مانند «همه فرار میکنیم، بعد برمیگردیم» و ادعای حق حضور، مانند «این خیابون مال همۀ ماست» ، نشاندهندۀ مقاومت روزمره (Scott, 1985) و آگاهی از حقوق شهروندی هستند. این مقاومتها، اگرچه عمدتاً فردی و شبکهای هستند، بیانگر یک سیاست فضایی هستند که نظم رسمی شهری را به چالش میکشد. تفاوت جنسیتی در این مضمون جالب توجه است؛ زنان از راهبردهای محافظهکارانهتر و شبکهمحور استفاده میکنند، در حالی که مردان، به ویژه جوانترها، رویکردهایی مستقیمتر دارند. این یافته نطریه مقاومت اجتماعی اسکات (1985) را تأیید میکند، زیرا راهبردهای خلاقانۀ دستفروشان (مانند تغییر مکان و شبکهسازی) مصداق «سلاحهای ضعیفان» هستند. با این حال، این پژوهش نطریه اسکات را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد مقاومت در اصفهان به دلیل فقدان سازمانهای مبتنی بر عضویت[xxi] مانند انجمن زنان خوداشتغال در احمدآباد (Roever, 2014)، به شکل فردی و غیررسمی باقی مانده است که این امر ظرفیت آن برای ایجاد تغییرات ساختاری را محدود میکند. این محدودیت نطریه حق به شهر هاروی (2012) را به چالش میکشد، زیرا در حالی که دستفروشان از طریق ادعای حضور، حق خود به شهر را مطالبه میکنند، فقدان کنش جمعی مانع از بازآفرینی فرایندهای شهریسازی به صورت گسترده میشود. در مقایسه با مطالعۀ هانسر (2016) در چین که حمایت عمومی رهگذران را به عنوان عاملی برای تقویت مقاومت گزارش کرده، در اصفهان، مقاومت بیشتر به شبکههای خانوادگی و غیررسمی وابسته است که این تفاوت به بافت سنتیتر جامعۀ اصفهان و ضعف ساختارهای مدنی مرتبط است. این یافته نطریه میچل (2003) را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد فضاهای عمومی در اصفهان نه فقط عرصهای برای مقاومت، بلکه مکانی برای بازتولید هویت اجتماعی دستفروشان (به ویژه زنان) از طریق شبکهسازی هستند.
یافتههای این پژوهش با چارچوبهای نظری متعددی همخوانی دارد، اما در برخی از موارد تفاوتهایی را نیز نشان میدهد:
نطریه حق به شهر (Harvey, 2012; Lefebvre, 1991): ادعای دستفروشان برای حضور در فضای عمومی، مانند «این خیابون مال همۀ ماست»، با این نظریه همراستاست که بر دسترسی برابر به فضاهای شهری تأکید دارد. با این حال، سیاستهای انتظامیسازی در اصفهان این حق را نقض و دستفروشان را به عنوان مانعی برای نظم شهری معرفی میکنند. این پژوهش نطریه لفبور را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد نقض حق به شهر در بسترهای محلی مانند اصفهان، به دلیل تأکید بر گردشگری، با شدت بیشتری رخ میدهد و احساس بیتعلقی را نه فقط از طریق طرد فیزیکی، بلکه از طریق تحقیر نمادین تقویت میکند. این امر نطریه هاروی را به چالش میکشد، زیرا فقدان کنش جمعی در اصفهان، برخلاف ایدۀ هاروی مبنی بر بازآفرینی شهری از طریق کنش جمعی، مقاومت را به سطح فردی محدود کرده است.
نطریه خشونت نمادین (Schubert, 2014): مواجهههای تحقیرآمیز مأموران شهرداری، مانند «فحاشی مأموران» و «رفتار غیرانسانی»، مصداق خشونت نمادین هستند که دستفروشان را به عنوان گروهی نامشروع و حاشیهای بازنمایی میکند. این یافته با تحلیل اوز و ادر (2012) در رابطه با طرد دستفروشان در شهرهای جنوب جهانی همخوانی دارد، اما در اصفهان، شدت این خشونت، به دلیل تأکید بر «زیباسازی» برای جذب گردشگر، برجستهتر است. این پژوهش نظریۀ بوردیو[xxii] را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد خشونت نمادین نه فقط هویت اجتماعی، بلکه کرامت انسانی دستفروشان را هدف قرار میدهد و احساس «غریبهبودن» (محبی و حیدری، 1400) را در آنها تقویت میکند.
نطریه اقتصاد غیررسمی (Vanek et al., 2014): دستفروشی در اصفهان به عنوان بخشی از اقتصاد غیررسمی، نقش کلیدی در تأمین معیشت اقشار کمدرآمد دارد. با این حال، برخلاف مطالعات جهانی که به نقش سازمانهای جمعی در بهبود شرایط اشاره دارند (Roever, 2014)، در اصفهان، فقدان حمایتهای نهادی و سازمانهای صنفی، دستفروشان را در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار داده است. این یافته نطریه اقتصاد غیررسمی را به چالش میکشد، زیرا نشان میدهد در غیاب حمایتهای نهادی، اقتصاد غیررسمی بهجای کاهش فقر، میتواند چرخهای از آسیبپذیری و ناامنی را بازتولید کند.
نطریه مقاومت اجتماعی (Scott, 1985): راهبردهای خلاقانۀ دستفروشان، مانند تغییر مکان سریع و استفاده از سیگنالهای خطر، با مفهوم «سلاحهای ضعیفان» اسکات همخوانی دارند. با این حال، برخلاف شهرهایی مانند لیما که در آنها مقاومتهای سازمانیافته گزارش شدهاند (Roever, 2014)، در اصفهان، مقاومتها بیشتر فردی و مبتنی بر شبکههای غیررسمی هستند که نشاندهندۀ تفاوتهای ساختاری در زمینه محلی است. این پژوهش نطریه اسکات را تکمیل میکند، زیرا نشان میدهد مقاومتهای غیررسمی در بسترهای محلی با ضعف سازمانهای مدنی، همچنان میتوانند به حفظ حضور در فضای شهری منجر شوند، اما ظرفیت تغییرات ساختاری را ندارند.
مقایسۀ یافتههای این پژوهش با مطالعات پیشین شباهتها و تفاوتهایی جالب توجه را آشکار میکند که بر شرایط محلی و زمینههای فرهنگی-اجتماعی تأکید دارند.
در میان شباهتها، میتوان به همخوانی نتایج این پژوهش با گزارش(Roever, 2014) در رابطه با احمدآباد و لیما اشاره کرد؛ جایی که دستفروشان اصفهانی، مانند موارد گزارششده، با اخراجهای مکرر، مصادرۀ اموال و آزارهای روزمره مواجه هستند. این تجربیات، به نوبۀ خود، به کاهش درآمد و تشدید فشارهای اقتصادی دامن میزنند. همچنین، مشابه یافتههای محبی و حیدری (1400) در تهران، دستفروشان در اصفهان به عنوان «بیگانه» در فضای شهری تلقی میشوند و از حقوق شهروندی محروم میمانند. علاوه بر این، نتایج این پژوهش با مطالعۀ هانسر (2016) در چین همسو است؛ جایی که دستفروشان اصفهانی از راهبردهای روزمرۀ مقاومت، مانند جابهجایی مکانی و همکاریهای شبکهای، بهره میبرند.
با این حال، تفاوتها بر نقش عوامل محلی در شکلدهی به الگوهای مقاومت و سیاستگذاری تأکید میورزند. برخلاف احمدآباد که در آن سازمانهایی همچون انجمن زنان خوداشتغال نقش کلیدی در مذاکره با مقامات ایفا میکنند، (Roever, 2014)، در اصفهان فقدان چنین تشکلهایی، مقاومت را به سطوح فردی و غیررسمی محدود کرده است. این امر نطریه هاروی (2012) را به چالش میکشد و نشان میدهد در غیاب زیرساختهای مدنی، مفهوم «حق به شهر» در بسترهای محلی به طور کامل تحقق نمییابد.
در مقایسه با پژوهش صادقی فسایی و اجورلو (1391) در رابطه با زنان دستفروش مترو در تهران، زنان دستفروش اصفهانی بیشتر بر شبکههای خانوادگی برای مقاومت تکیه دارند؛ الگویی که احتمالاً ریشه در بافت سنتیتر جامعۀ اصفهان دارد. این یافته نطریه میچل (2003) را غنیسازی میکند و بر نقش شبکههای خانوادگی در تقویت فضاهای عمومی به عنوان عرصههای مقاومت در جوامع سنتی دلالت دارد.
در تقابل با مطالعات جهانی که بر موفقیت رویکردهای مشارکتی تأکید دارند (Chiu & Zhang, 2022)، سیاستهای شهری در اصفهان همچنان بر حذف متمرکز هستند و پیشنهادهایی مانند تخصیص مکانهای حاشیهای، در عمل ناکارآمد هستند. این وضعیت نظریههای مدیریت شهری را زیر سؤال میبرد و بر بازتولید نابرابریهای فضایی از طریق سیاستهای ناعادلانۀ توزیع منابع دلالت میکند.
نتایح این پژوهش نشان داد تجربۀ زیسته دستفروشان اصفهانی از پیوندی پیچیده میان طرد فضایی، فشارهای اقتصادی و اشکال مقاومت پدیدار میشود. سیاستهای انتظامیسازی و زیباسازی شهری این گروه را به حاشیه میرانند و حقوق شهروندی آنان را نقض میکنند؛ هرچند دستفروشان با راهبردهای خلاقانه و ادعای حق به شهر، حضور خویش را در بافت شهری حفظ میکنند. عوامل جنسیتی، سابقۀ کاری و نوع کالا بر الگوهای مقاومت تأثیرگذار هستند؛ به گونهای که زنان و افراد باتجربه پایداری بیشتری از خود نشان میدهند. این نتایج بر ضرورت بازنگری در سیاستهای شهری برای دستیابی به عدالت فضایی و به رسمیت شناختن دستفروشان به عنوان عنصری جداییناپذیر از اقتصاد و فرهنگ شهری تأکید دارند. از دیدگاه نظری، پژوهش حاضر با تأیید و گسترش نظریههای حق به شهر، مقاومت اجتماعی و اقتصاد غیررسمی، بر بُعد سیاسی-فضایی دستفروشی در اصفهان صحه میگذارد؛ جایی که این فعالیت، فراتر از یک عمل اقتصادی، به چالشی برای نظم شهری بدل میشود. با وجود این، محدودیتهای ساختاری مانند فقدان سازمانهای صنفی و تمرکز بیش از حد بر زیباسازی، پتانسیل این کنشگری را مهار میکنند.
پیشنهادهای کاربردی
برای برطرفکردن مشکلات شناساییشده در این پژوهش، از جمله طرد فضایی، فشارهای اقتصادی و تضعیف مقاومتهای خلاقانۀ دستفروشان در برابر سیاستهای حذفمحور مدیریت شهری، و تحقق عدالت فضایی، حق به شهر و شمول اقتصادی در بافت شهری اصفهان، پیشنهادهای زیر ارائه میشوند:
1- بازنگری رویکردهای انتظامی شهرداری اصفهان با ایجاد «مناطق سبز دستفروشی» در فضاهای پرتردد مانند چهارباغ و نقشجهان که شامل تخصیص موقت بساطهای سازمانیافته با مشارکت مستقیم دستفروشان در طراحی این فضاها از طریق شوراهای محلی، به منظور کاهش مصادرۀ اموال و تبدیل طرد فضایی به فرصتی برای سرزندگی شهری هستند.
2- برنامههای آموزشی کوتاهمدت برای مدیریت ریسکهای معیشتی و جلوگیری از چرخۀ فقر روزانه با راهاندازی صندوق حمایتی اقتصادی ویژۀ دستفروشان با همکاری شهرداری، بانکها و سازمانهای غیردولتی که تسهیلات وام خرد بدون وثیقه و بیمههای انعطافپذیر (مانند بیمۀ درآمد روزانه) را برای سرپرستان خانوار و زنان ارائه دهد.
3-توسعۀ برنامههای آموزشی دوجانبه برای مأموران شهرداری و دستفروشان، با تمرکز بر حقوق شهروندی و مهارتهای مذاکره، از جمله کارگاههای میدانی در مناطق ملکشهر و نقشجهان که به منظور کاهش مواجهههای خشن و تبدیل آنها به تعاملات سازنده که احساس تحقیر را به حس تعلق فضایی تبدیل میکنند، رهبران محلی دستفروشان را به عنوان تسهیلگر دعوت کنند.
4- ایجاد پلتفرم دیجیتال مشارکتی با هدف تقویت شفافیت و کاهش ترس از کنترلهای انتظامی برای گزارشدهی ناشناس مصادرهها و پیشنهاد جایگزینهای فضایی که دادههای آن به طور مستقیم به شورای شهر اصفهان منتقل و به جبران خسارت فوری (مانند بازگرداندن اموال یا غرامت نقدی) منجر شود.
5- حمایت از تشکیل و ثبت انجمنهای صنفی دستفروشان با سهمیهبندی جنسیتی (دستکم ۴۰ درصد از زنان) و تخصیص بودجۀ سالانه برای فعالیتهای شبکهسازی، مانند برگزاری بازارهای موقت فرهنگی در نقشجهان که به منظور تبدیل مقاومتهای فردی به کنشهای جمعی پایدار و ادعای قویتر حق به شهر، دستفروشی را با عناصر هنری و گردشگری ادغام کنند.
6- ادغام دستفروشی در برنامههای گردشگری پایدار شهرداری، از جمله طراحی تورهای «بازارهای خیابانی زنده» که دستفروشان را به عنوان روایتگران فرهنگی معرفی کنند و بخشی از درآمد گردشگری را به صندوق حمایتی آنها اختصاص دهند.
7- اجرای مطالعات طولی و پایش سالانۀ تجربۀ زیسته دستفروشان با ابزارهای دیجیتال (مانند نظرسنجیهای ماهانه) با همکاری پژوهشگران فعال در این حوزه در شهر اصفهان که به منظور ایجاد سیاستهای پویا و مبتنی بر شواهد که عدالت فضایی را در بلندمدت تضمین میکنند، نتایج آن به سیاستگذاریهای شهری تزریق شود و شامل ارزیابی تأثیر تفاوتهای جنسیتی و سابقۀ کار بر الگوهای مقاومت باشد.
[i] IEMS
[ii] Informal Economy Monitoring Study (IEMS)
[iii] MBOs
[iv] Self Employed Women’s Association (SEWA)
[v] one of the oldest street vending federations in Lima
[vi] Lefebvre
[vii] Mitchell
[viii] Harvey
[ix] FEDERAL
[x] Vishnu & Nasheer
[xi] Simmel
[xii] Chiu & Zhang
[xiii] Adaawen
[xiv] Hanser
[xv] Tucker & Devlin
[xvi] Schindler
[xvii] Roever & Skinner
[xviii] Lincoln & Guba
[xix] James Scott
[xx] Öz & Eder
[xxi] سازمان مبتنی بر عضویت برای دستفروشان (غیررسمی): سازمانی که اعضای آن دستفروش هستند و از حقوق و منافع آنها حمایت میکند (MBOs).
[xxii] Bourdieu