نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دکتری تخصصی گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
An entrepreneurial city is a unified system, consisting of different elements designed and predicted accurately, and they work correctly together. There are two ways to identify these elements: the first way is the identification of elements based on entrepreneurs' and experts' ideas. Although this way gives precious information, because of not been tested in practice, it needs trial and error to achieve a successful entrepreneurial ecosystem. The other way is designing entrepreneurial ecosystem elements based on successful world ecosystems, and then, localizing the designed ecosystem according to every region's needs. Although this method needs some modifications over time, as is based on successful experiences, it may need less trial and error. This study aims to achieve entrepreneurial ecosystem elements by using the second approach. After selecting the four best entrepreneurial cities (Silicon Valley, New York, London, and Boston), the entrepreneurial ecosystem of these cities is studied through documentary study and qualitative content analysis. Then the elements are studied by a comparative study with the Boolean algebra method. Finally, two groups of elements are identified: the necessary components: economic and industrial architecture, culture, pioneer universities, entrepreneurship, and innovative governance; and contributing components: city infrastructure, pioneer organizations, and networking. In the next step, to rank the identified components, the TOPSIS method is used. Among contributing components, city infrastructure had the top score. All necessary components had the same score. This model can be used as a basis for designing an entrepreneurial city but may need localization for each region's needs.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
استارتآپها و کارآفرینان نیروهای اصلی در توسعة اقتصادی مدرناند (Bakhodirovna, 2022; Azimovich, 2022). آنها علاوه بر ایجاد مشاغل جدید و تولید ثروت برای جامعه، نوآوریهای تکنولوژیک را تقویت میکنند (Torres & Jasso, 2022; Al Sharif et al., 2022; Freire et al., 2022). نرخ بالای کارآفرینی در یک منطقة خاص به شدت با رشد اقتصادهای محلی، رشد و گسترش شهرها و مناطق اطراف آن همراه است (Chaiechi & Eijdenberg, 2022; Huang et al., 2022). این مجموعه پیامدها، توجه محققان و دولتهای محلی را در سالهای اخیر به اکوسیستمهای کارآفرینی، استارتآپی و نوآوری و نمونههای موفق آن در سراسر جهان جلب کرده است.
پس از موفقیت درخور توجه درة سیلیکون[1] در ایجاد منطقة کارآفرینی، بسیاری از شهرهای دیگر آمریکا و دیگر نقاط جهان سعی در تقلید و پیروی از الگوی آن در ایجاد مناطق نوآوری و کارآفرینی خود داشتند (Audretsch, 2021; Stephens et al., 2019). این تلاشها از نگاهی بسیار سادهانگارانه به درة سیلیکون تا کنکاش عمیق ریشههای شکلگیری آن را در بر میگرفت؛ برای مثال، پیکه[2] و همکاران (2018) درة سیلیکون را یک کهن الگوی اکوسیستم نوآوری خوانده و معتقد بودند شناسایی ریشههای شکلگیری درة سیلیکون مفید است؛ اما کافی نیست؛ زیرا درة سیلیکون همواره یک قدم جلوتر است. تاکوکیئر[3] و همکاران (2016) اعتقاد داشتند کافی است چند کارآفرین را کنار هم قرار دهیم، یک اکوسیستم کارآفرینی شکل میگیرد. در حقیقت هیچیک از این دو نگاه افراطی به تجربههای موفق ایجاد اکوسیستمهای کارآفرینی، راهگشای سیاستگذاران و دولتها نیست. هرچند سعی در تقلید از درة سیلیکون در بسیاری از مناطق ناکام مانده است، نمونههای موفق الگوبرداریشده از آن نیز کم نیستند. این نمونههای موفق بهخصوص در شرق آسیا با الهام از درة سیلیکون و سایر اکوسیستمهای کارآفرینی موفق طراحی شده و بر مبنای ویژگیهای خاص هر منطقه تغییراتی در آن صورت گرفته است (Klingler-Vidra, 2019; Etzkowitz, 2019). در ایران نیز تلاشهایی در راستای ایجاد چنین فضایی شکل گرفت؛ اما تاکنون این تلاشها محدود به تأسیس پارکهای علم و فناوری در مناطق مختلف کشور بوده و هنوز اکوسیستم کارآفرینی با توجه به آنچه در موارد مشابه آن در کشورهای دیگر وجود دارد شکل نگرفته است. این در حالی است که نرخ بالای فارغالتحصیلان در کشور و موفقیت آنان در ثبت اختراعات جهانی، انتشار مقالات علمی در نشریات معتبر و موفقیت در مسابقات و المپیادهای گوناگون دانشجویی و دانشآموزی نشاندهندة وجود پتانسیلهای لازم برای ایجاد چندین منطقه کارآفرینی در نقاط مختلف کشور است. نصر و حاجی حسینی (1396) پارکهای علم و فناوری را نقطه شروعی برای ایجاد مناطق کارآفرینی در کشور شناسایی کردهاند؛ بنابراین، میتوان امیدوار بود شناسایی صحیح مؤلفههای ایجاد اکوسیستم کارآفرینی در مناطق مختلف جهان بتواند الگوی پایهای در اختیار سیاستگذاران کشور قرار دهد تا بر مبنای آن، مدل را بومیسازی کنند و با در نظر گرفتن شرایط خاص مناطق مدنظرشان بتوانند تجربه موفقی را رقم بزنند.
این مطالعه در صدد پاسخ به این سؤالات است که مؤلفههای ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینی چیست و این مؤلفهها چگونه میتوانند در تعامل با یکدیگر تشکیل یک شهر کارآفرین را بدهند.
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
پیش از آنکه مفهوم اکوسیستم استارتآپی، کارآفرینی یا نوآوری مطرح شود، محققان برای درک این نکته که چرا در مناطق جغرافیایی خاصی از جهان کارآفرینان با موفقیت ظهور کردهاند، مطالعات گوناگونی انجام دادند (Cukier et al., 2016). این مطالعات به ایجاد دانش ارزشمندی در حوزة اقتصاد و کارآفرینی منجر شد که فلد[4] (2012) آن را اکوسیستم استارتآپی مکانمحور نامید. این اکوسیستمها در مناطق جغرافیایی ایجاد میشوند که زیرساختهای لازم برای تبدیلشدن به مرکزی برای کارآفرینی و ایجاد استارتآپهای مبتنی بر نوآوری و فناوری را دارند. سپس به مرور زمان تکامل مییابند و مراحل مختلف نوپایی، تکامل، بلوغ و خودپایداری را طی میکنند (Pique et al., 2018; Cukier et al., 2016). میسون و براون[5] (2014) مطالعة نمونههای موفق از اکوسیستمهای استارتآپی را به گرفتن عکس فوری از آنها تشبیه کردهاند و معتقدند الگوبرداری از این اکوسیستمها زمانی صحیح خواهد بود که این نمونههای موفق طی سالیان بررسی شوند و کلیة مراحل به دقت شایان توجه قرار گیرند. علاوه بر این، صرف شناسایی عوامل مؤثر بر شکلگیری یک اکوسیستم موفق کارآفرینی بدون نگاه سیستمی به زیرساختهای منطقه و شرایطی که در آن قرار دارد، راهگشا نیست. به عقیدة اتزکویتز (2019) تقلید از سبک معماری استانفورد در ساخت مناطق جدید استارتآپی فایدهای ندارد و آنچه درة سیلیکون را به جایگاه کنونی آن رسانده، ترکیبی از عوامل گوناگون است که مجموعة آنها میتواند تکرار تجربههای موفق این اکوسیستم را سبب شود.
مطالعات انجامشده در حوزة اکوسیستمهای کارآفرینی را میتوان به شیوههای گوناگونی تقسیمبندی کرد (شکل ۱): الف) مطالعاتی که نگاه صنعتمحور به اکوسیستمهای کارآفرینی داشتهاند و آن را در یک صنعت خاص تحلیل کردهاند. ب) مطالعات مکانمحور که هدف از مطالعه، دستیابی به شاخصههای ایجاد اکوسیستم کارآفرینی در یک مکان جغرافیایی خاصاند. ج) دستة دیگر مطالعاتیاند که سطح توسعهیافتگی اقتصادی را مبنا قرار دادهاند و اکوسیستم شهری و روستایی را تفکیک کردهاند و غیره. از آنجا که این مطالعه درصدد دستیابی به مدل اکوسیستم کارآفرینی مکانمحور است، این رویکرد در ادامه مبنا قرار گرفته که در شکل ۱ مشخص شده است.
مطالعات انجامشده در گروه اکوسیستمهای مکانمحور را میتوان در دو گروه کاملاً مجزا تقسیمبندی کرد. در گروه نخست، مطالعات شناختیتحلیلی که با یک واسطه و عموماً ازطریق مصاحبههای عمیق با خبرگان، صاحبنظران و کارآفرینان صورت گرفته است، اکوسیستمها بررسی میشوند و درنهایت، برخی ویژگیها و مفاهیم بنیادی و نهادی در جریان مصاحبهها یا با پرسشنامههای تکمیلشده استخراج میشوند. این نوع مطالعات بیشتر جنبه شناختی دارند و عوامل سازندة یک اکوسیستم موفق کارآفرینی را بررسی میکنند. درمقابل، مطالعات گروه دوم، مطالعات تحلیل نهادی ساختارهای موجود از اکوسیستمهای کارآفرینی بودهاند و مبتنی بر ساختارهای عینی و قابل الگوگیریاند. حاصل این مطالعات مدل یا الگویی است که جنبه کاربردی دارد و میتواند مبنای سیاستگذاری در طراحی اکوسیستمهای دیگر قرار گیرد.
شکل 1- دستهبندی مطالعات انجامشده در خصوص اکوسیستمهای کارآفرینی (یافتههای تحقیق)
عمدة مطالعات انجامشده در گروه اول جای دارند. بهدلیل گستردگی این مطالعات و با توجه به اینکه اساساً این مطالعه در گروه دوم جای میگیرد، در این بخش فقط مطالعات داخلی انجامشده در این گروه بررسی میشوند. حیدری و همکاران (1399) اکوسیستم کارآفرینی در مناطق مرزی کردستان را مطالعه کردهاند. آنها با ۱۵ نفر از سیاستگذاران کارآفرینی استان و اساتید دانشگاه مصاحبه کردند و درنهایت، نتیجه گرفتهاند 7 متغیر سرمایة اجتماعی، سرمایة مالی، سیاست، بازار، سرمایة انسانی، حمایت و فرهنگ، مدل اکوسیستم کارآفرینی استان کردستان را تشکیل میدهند. مهجور و ریزوندی (1399) ضمن مصاحبه با 8 نفر از خبرگان شهری شهر قزوین، با روش تحلیل محتوای کیفی، الگوی مناسبی برای توسعة شهر قزوین و تبدیلشدن آن به شهر کارآفرین ارائه کردهاند. آنها مهمترین عامل را برای ایجاد یک شهر کارآفرین، مشارکت شهروندی شناسایی کردهاند. داوری و همکاران (1396) در مطالعهای عوامل اکوسیستم کارآفرینی در ایران را بر مبنای مدل آیزنبرگ
[6]، شناسایی و نمونهای آماری متشکل از 130 نفر از سیاستگذاران توسعة کارآفرینی را انتخاب کردهاند. آنها پس از مصاحبة بسته و تحلیل یافتههای حاصل از آن، نتیجه گرفتهاند بهترتیب حمایتها، سرمایة انسانی، بازارها، فرهنگ، سیاست و تأمین مالی بر اکوسیستم کارآفرینی ایران اثرگذارند. اجزاشکوهی و همکاران (1392) با ابزار پرسشنامه، اطلاعات را از کارآفرینان مراکز رشد شهر مشهد، جمعآوری و با کمک آزمون کروسکال والیس دادهها را تجزیه و تحلیل کردند و درنهایت نتیجه گرفتند اهمیت عوامل شناساییشده با توجه به سطح تحصیلات کارآفرینان متفاوت است؛ برای مثال، اهمیت آموزش با بالارفتن میزان تحصیلات افراد افزایش مییابد. همچنین آنها بر ضرورت حمایتهای مالی دولت تأکید داشتهاند. مطالعات گروه اول کاربردی نبوده است و دارای روشهای اجرایی و پیشنهادات کاربردی و سیساتگذاری دقیق نیستند و کلیگویی دارند.
مطالعاتی که در گروه دوم جای گیرند، تعداد کمتری دارند. رفیعیان و محمدی (1395) با انتخاب 8 شهر از قارههای مختلف جهان با روش مطالعة تطبیقی، چارچوب مفهومی پیشنهادی برای ایجاد شهر کارآفرین را ارائه کردهاند. تأکید بر انتخاب 8 شهر از نقاط مختلف جهان سبب شده است شهرهایی در مطالعة ایشان وارد شوند که اساساً جزء نمونههای موفق از اکوسیستمهای کارآفرینی محسوب نمیشوند و این موضوع سیاستگذاران را در استفاده از این مدل بهعنوان مبنایی برای سیاستگذاری دچار چالش خواهد کرد. تابش و همکاران (1394) در گزارشی از درة سیلیکون، اقدامات انجامشده در این منطقه از زمان پیدایش را شرح داده و روند دستیابی به جایگاه کنونی آن را تشریح کردهاند.
در میان مطالعات خارجی که در گروه دوم جای میگیرند، آدریچ (2021) اکوسیستم کارآفرینی درة سیلیکون را مدلسازی کرده و روند تاریخی شکلگیری آن را بررسی کرده است. او نتیجه گرفته است افراد، شرکتها، صنایع و مناطقی که توانستهاند از مدل کارآفرینی درة سیلیکون الگوبرداری کنند یا به نوعی از آن الهام بگیرند، بهطور کلی پیشرفت کردهاند. آدامز[7] (2020) عوامل مؤثر بر ایجاد، رشد و توسعة درة سیلیکون را بررسی کرده و به تشریح نقش ارتش در پشتیبانی از استارتآپهای منطقه اشاره کرده است. او نتیجه گرفته است ارتش با قراردادهای خود نقش درآمدزایی و پوششدهندة ریسک برای استارتآپهای درة سیلیکون داشته است، نه تأمینکنندة مالی. این امر به بقای شرکتهای نوپای مستقر در این منطقه کمک شایانی کرد. استفن[8] و همکاران (2019) چهار شهر آستین، بوستون، نیویورک و درة سیلیکون را مطالعه و مقایسه کردند و اکوسیستم استارتآپی این چهار شهر را تحلیل و مقایسه کردند. آنها با استفاده از تئوری نهادی و چرخه تکنوپولیس، علت گرایش کارآفرینان به شهرهای مذکور را بررسی و در مصاحبه با ۴۵ نفر از کارآفرینان این منطقه فراوانی فرصتهای تأمین مالی را یکی از مهمترین دلایل علاقه کارآفرینان به این مناطق شناسایی کردند. ریسولا[9] (2019) اکوسیستم نوآوری بوستون را مدلسازی کرده است. او بر نقش دانشگاهها و مؤسسههای تحقیقاتی محلی در دستیابی به وضعیت فعلی اکوسیستم نوآوری شهر تأکید کرده و علت موفقیت بوستون را در سهگانة دولت، صنعت و دانشگاه شناسایی کرده است. در مطالعة دیگر، موناردو[10] (2019) سیاستها و اقدامات دولت محلی در دو شهر بوستون و بارسلونا را مقایسه کرده و به تشریح اقدامات مقامات محلی در ۳۰ سال گذشته در ایجاد و توسعة اکوسیستم نوآوری منطقه اشاره کرده است. او ۴ عامل را در موفقیت بوستون تشریح کرده است: گستردگی صنایع، شعار «کار، زندگی، بازی»، انعطافپذیری و تصمیمگیری سریع مسئولان و مشارکت ایشان با کارآفرینان در ایجاد یک جامعه کارآفرین و درنهایت میزبانی قابل توجه شهر از کارآفرینان. کوکیئر و همکاران (2016) در یک مطالعة موردی شهر نیویورک را بررسی و اکوسیستم کارآفرینی آن را در مراحل مختلف از شکلگیری تا مرحلة خودپایدار تحلیل کردهاند. آنها بر عامل فرهنگ محلی برای دستیابی به شهر کارآفرین، تأکید و وجود کارآفرینان بزرگ در منطقه را بذر ایجاد این اکوسیستم شناسایی کردهاند.
مروری بر مطالعات خارجی انجامشده نشاندهندة بررسی اکوسیستمهای کارآفرینی موفق در مقالات متعدد است. در برخی از این مطالعات نیز اکوسیستم کارآفرینی یک شهر با یکی از نمونههای موفق استارتآپی مقایسه شده است؛ اما مطالعات بسیار اندکی هستند که اکوسیستمهای کارآفرینی موفق و نقاط اشتراک و تفاوت آنها را مقایسه کرده باشند. در این مطالعه ضمن بررسی 4 شهر موفق در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی، نقاط اشتراک و تفاوتهای آنها بررسی شده است و درنهایت، مدلی پایه ارائه میشود که میتواند مبنای سیاستگذاری در ایجاد هر اکوسیستم کارآفرینی دیگری باشد و انعطاف لازم را دارد تا با توجه به ویژگیهای هر منطقه بومیسازی شود.
روش تحقیق
این مطالعه، اکتشافی و کاربردی است که از راهبرد پسکاوی برای پاسخ به سؤالات تحقیق استفاده میکند. هدف از راهبرد پسکاوی کشف مکانیسمهای زیربنایی برای تبیین قواعد مشاهدهشده برای ثبت و مدلسازی یک قاعده است. محقق در این فرایند با دادههای بهدستآمده یک مدل فرضی یا یک مکانیسم از اثر عوامل در کنار یکدیگر میسازد تا پدیده را تبیین کند (بلیکی، 1392)؛ بنابراین، عواملی که در مدل بروز مییابند، همگی برخواسته از قواعدیاند که در رابطه با سؤالات تحقیق مشاهده شدهاند. این مطالعه در دو مرحله طراحی شده است. در مرحله نخست، بهمنظور شناسایی مؤلفههای شهر کارآفرین، 4 منطقة درة سیلیکون، نیویورک[11]، لندن[12] و بوستون[13] بهعنوان موفقترین مناطق کارآفرینی در جهان (بر مبنای گزارش سال 2022 مؤسسه تحقیقاتی بینالمللی استارتآپ ژنوم[14]) به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. اکوسیستم کارآفرینی این مناطق با استفاده از مطالعة اسنادی و به روش تحلیل محتوای کیفی مطالعه شد.
به این منظور مقالات علمی پژوهشی و کتبی مطالعه شدند که با موضوع تاریخچه، نحوة شکلگیری، روند رشد و بلوغ این مناطق و سیاستگذاریهای مؤثر در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی آنها منتشر شدهاند. با جستجو در پایگاه دادههای گوگل اسکالر[15]، امرالد[16]، اشپرینگر[17] و وایلی[18] با کلیدواژههای مختلفی ازجمله ترکیب نام هر منطقه با تاریخچه، سیاستگذاری، اکوسیستم، کارآفرینی، نوآوری و ...، درنهایت 123 مقاله و کتاب الکترونیک به دست آمد.
پس از مطالعه خلاصه، یافتهها و نتیجهگیری این اسناد، مرتبطترین و بهروزترین (مقالات و کتابهای منتشرشده بعد از سال 2000) منابع انتخاب شدند که در مجموع شامل 18 کتاب و مقاله برای درة سیلیکون، 10 مقاله برای نیویورک، 6 مقاله برای لندن و 12 مقاله برای بوستون بود. محتوای مرتبط با اکوسیستم کارآفرینی این مناطق، در قالب عبارات حاوی کد به جدول تحلیل محتوای کیفی منتقل شد و پس از کدگذاری باز و محوری، مقولههای اصلی که در اینجا مؤلفههای اکوسیستم کارآفرینی را تشکیل میدادند، به تفکیک هر منطقه استخراج شدند. این جدول در بخش یافتهها ارائه شده است.
در مرحله دوم مطالعه بهمنظور شناسایی و تفکیک دقیق مؤلفهها، از مطالعة تطبیقی استفاده شد. مطالعة تطبیقی به سه روش توافق (برای شناسایی عوامل مشترک)، روش اختلاف (برای شناسایی تفاوتها) و جبر بولی[19] (برای شناسایی علل لازم و کافی برای رخدادن یک پدیده) انجام میشود (Ragin, 2014). با توجه به اینکه در این مطالعه هدف شناسایی دقیقتر مؤلفهها و نقش آنان در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی بود، از روش جبر بولی برای بررسی مؤلفهها استفاده شد؛ بنابراین، مؤلفهها یا مقولههای شناساییشده در تحلیل محتوای کیفی (خروجی مرحله اول) وارد جدول جبر بولی شد و پس از تفکیک بر مبنای آنها مدل پیشنهادی برای ایجاد مناطق کارآفرینی ارائه شد. در پایان بهمنظور تأیید مؤلفههای استخراجشده از تکنیک تاپسیس برای رتبهبندی مؤلفهها در هر شهر استفاده شده است. روش تاپسیس یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره است که در آن تعدادی گزینه توسط تعدادی معیار بررسی میشوند. هدف از این روش حداکثرسازی فاصلة گزینة مدنظر از مقدار ایدئال منفی و حداقلسازی فاصله همان گزینه از ایدئال مثبت بهصورت همزمان است (امیری و همکاران، 1396).
مؤلفههای استخراجشده به تفکیک هر شهر وارد ماتریس تاپسیس شدند و برای کمیسازی مؤلفههای استخراجشده از طیف لیکرت ۵تایی استفاده شد؛ درنهایت، مؤلفههای استخراجشدة مدل رتبهبندی شدند.
امیری و همکاران (139۶) گامهای زیر را در انجام روش تاپسیس معرفی کردهاند:
تشکیل ماتریس دادهها براساس تعدادی گزینه و معیار. روی سطرهای ماتریس گزینهها و روی ستونها معیارهای تصمیمگیری درج میشوند. محل تقاطع سطر و ستونها درایههای ماتریس است. در این مطالعه مؤلفههای شناساییشده در ستونها و شهرهای بررسیشده در سطرها قرار گرفتند. در مواردی که مؤلفهای در شهر وجود دارد عدد ۵، در مواردی که مؤلفهای با شرایط خاص در شهر وجود دارد عدد ۳ و در مواردی که بهصورت ضعیف وجود دارد عدد ۱ نسبت داده شده است؛ برای مثال، دانشگاههای پیشرو در هر چهار شهر حضور داشته و به آن رتبة ۵ برای هر شهر داده شده است؛ اما زیرساختهای شهری در نیویورک پاسخگوی نیازهای شهر کارآفرین نبوده و حتی در مواردی ایجاد اختلال نیز کرده است؛ بنابراین، به آن رتبة ۱ داده شده است. در مورد شبکههای موجود در شهر کارآفرین، در مورد درة سیلیکون که شبکهها وجود دارند اما اغلب شبکههای فردیاند و شبکة سازمانی ضعیفتر از شهرهای دیگر است، رتبة ۳ داده شده است. سایر رتبهها نیز بر همین اساس نسبت داده شدهاند.
2- از بین بردن مقیاس معیارهای مختلف و ایجاد قابلیت مقایسه آنها با یکدیگر. به این منظور هر درایه بر ریشه جمع توان دوم درایهها تقسیم شد.
3- وزندهی به معیارهای تصمیم. وزن هر معیار در ستون مربوط به آن معیار ضرب میشود. روشهای مختلفی برای وزندهی معیارها وجود دارد. در این مطالعه به مؤلفههایی که در گروه علل لازم قرار گرفتهاند، وزن 6/0 و به مؤلفههایی که در گروه علل مشارکتکننده قرار گرفتهاند، عدد 4/0 نسبت داده شده است.
4- تشکیل ماتریس بیمقیاس و موزون براساس مراحل پیشین
5- تعیین نقطۀ ایدئال مثبت و ایدئال منفی. ایدئال مثبت یعنی بالاترین عملکرد در هر معیار. برای پیداکردن آن در هر ستون عدد ماکزیمم مشخص شد. ایدئال منفی یعنی پایینترین رتبه در هر ستون. برای یافتن آن کمترین عدد هر ستون بهعنوان ایدئال منفی برای آن مؤلفه مشخص شد.
6- محاسبۀ اندازه فاصلة هر گزینه از نقطه ایدئال مثبت و منفی. به این منظور فاصلۀ هر درایه از مشخصات نقطه ایدئال مثبت به توان میرسد و از جمع فاصله درایههای هر گزینه از نقطه ایدئال ریشه دوم گرفته میشود. این کار برای نقطه ایدئال منفی نیز تکرار میشود.
7- تعیین ضریب نزدیکی نسبی هر گزینه به راهحل ایدئال. از تقسیم فاصلة هر نقطه با نقطه ایدئال مثبت که در مرحله قبل به دست آمد بر جمع فاصله آن نقطه از ایدئال مثبت و منفی، ضریب نزدیکی نسبی هر گزینه محاسبه میشود. حاصل کار عددی بین صفر تا یک برای هر مؤلفه است.
8- رتبهبندی گزینهها. بر مبنای بزرگی و کوچکی ضریب نسبی بهدستآمده برای هر روش انتقال تکنولوژی، رتبهبندی صورت گرفت. در این مطالعه ضریب نسبی مؤلفههای لازم در گروه علل یکسان بود؛ بنابراین، رتبهبندی مؤلفهها در میان علل مشارکتکننده صورت گرفت.
اعتبارسنجی: عباسزاده (1391) سه مفهوم را در اعتبارسنجی مطالعات کیفی مطرح کرده است: تأییدپذیری، اعتبارپذیری و انتقالپذیری. بهمنظور تأییدپذیری مدل، برای شناسایی مؤلفههای اکوسیستم کارآفرینی در هریک از چهار منطقه مذکور از مقالات علمی پژوهشی و کتب معتبر علمی منتشرشده استفاده شده است و نقل قولها یا منابع غیررسمی در استخراج اطلاعات وارد نشدهاند. در راستای اعتبارپذیری مدل از تکنیک کسب اطلاعات موازی استفاده شد. بدین منظور دادههای حاصل از مطالعة اسنادی توسط محققان بهصورت مجزا کدگذاری شدند و درنهایت، بر مبنای مشابهت در کدگذاری انجامشده مؤلفهها استخراج شدند. قابلیت انتقال یا انتقالپذیری مدل به امکان تعمیم نتایج تحقیق در شرایط مشابه اختصاص دارد. با توجه به آنکه مدل ارائهشده در این مطالعه یک مدل پایه و برآیندی از چندین شهر مختلف است، میتواند بهعنوان مبنای سیاستگذاری در هر نقطهای از جهان استفاده شود و بنا بر صلاحدید سیاستگذاران و متخصصان بومیسازی شود.
یافتههای تحقیق
دادههای استخراجشده از مطالعه اسنادی به جدول تحلیل محتوای کیفی انتقال یافت. این عبارات پس از کدگذاری باز و محوری مقولهبندی شدند. سه ستون از جدول تحلیل محتوای کیفی در جدول ۱ ارائه شده است.
خروجی جدول جبر بولی دو دسته عوامل را از هم تفکیک میکند: علل لازم و علل مشارکتکننده. علل لازم مجموعه عواملیاند که در تمامی نمونههای مطالعهشده وجود داشتهاند. علل مشارکتکننده آن دسته از عواملاند که در تمامی نمونههای مطالعهشده وجود نداشتهاند و ممکن است تنها در یک نمونه یا بیشتر مشاهده شده باشند؛ اما بنا بر مطالعات صورتگرفته، وجود آن برای رخدادن پدیده بررسیشده ضروری است. در ادامه، نخست علل لازم شناساییشده و سپس علل مشارکتکننده را بررسی میکنیم.
جدول 1- کدگذاری محوری و مقولههای شناساییشده در تحلیل یافتههای کیفی (منبع: یافتههای تحقیق)
|
کدگذاری باز |
کدگذاری محوری |
مقوله |
|
شناسایی صنعت کلیدی برای هر منطقه با توجه به ویژگیهای آن |
صنعت کلیدی منطقه |
معماری اقتصادی و صنعتی |
|
تمرکز بر یک یا چند صنعت خاص در هر منطقه |
||
|
تضمین خرید محصولات استارتآپها |
درآمد قابل پیشبینی |
|
|
اعتبارات پژوهشی دولت در پروژههای بزرگ |
سرمایهگذاری دولتی |
|
|
سرمایهگذاری دولت در زیرساختها برای جذابکردن شهر از دید کارآفرینان |
||
|
ایجاد امکانات رفاهی برای حفظ کارآفرینان در منطقه |
||
|
حمایت دولت از انکوباتورها و رویدادهای کارآفرینی |
||
|
بسترسازی شهرداری برای نزدیکی و تعامل بیشتر کارآفرینان و حل معضلات شهری |
||
|
سرمایهگذاری ثروتمندان در شرکتهای نوپا |
سرمایهگذاری خصوصی |
|
|
فراوانی فرصتهای تأمین مالی در منطقه |
||
|
تراکم بالای سرمایهگذاران خطرپذیر در شهر |
||
|
جذابیت دانشگاههای منطقه برای افراد نخبه |
جذب استعدادهای برتر در مراکز آموزشی |
دانشگاه پیشرو |
|
اعطای بورسیه تحصیلی برای جذب نخبگان |
||
|
وجود دانشگاههای پیشرفته و مطرح دنیا در منطقه |
||
|
دانشگاه منبع غنی آخرین تحولات آکادمیک، پیشرفتهترین تکنیکها و متدهای علمی |
دانشگاه منبع تولید ایده و نوآوری و تکنولوژی |
|
|
سرمایهگذاری دانشگاه در زمینههای جدید علمی |
||
|
آموزشهای گوناگون تخصصی، کارآفرینی و جذب سرمایه در دانشگاه |
تربیت نیروی انسانی متخصص در دانشگاه |
|
|
حفظ کارآفرینان بالقوه با شبکههای اجتماعی |
شبکهسازی بین افراد |
شبکهسازی |
|
شبکهای از سازمانهای حقوقی و مالی |
شبکهسازی بین سازمانها |
|
|
رابطه متقابل دانشگاه صنعت دولت و نهادها |
||
|
وجود سیستم حملونقل مناسب در منطقه |
قرارگیری در منطقه جغرافیایی مناسب |
زیرساختهای شهری |
|
اختصاص فضای ملاقات کارآفرینان در شهر |
فضای رایگان ملاقات کارآفرینان |
|
|
برگزاری میتینگهای منظم برای دسترسی به اطلاعات و تیمسازی |
رویدادهای کارآفرینی |
|
|
ترویج رویدادهای نوآوری ازطریق فعالیتهای فرهنگی |
پذیرش نوآوری و ایدههای جدید |
فرهنگ |
|
روحیه کار تیمی |
کار تیمی و تقسیم کار |
|
|
شرکتهای چندملیتی عامل ایجاد پویایی متمرکز و ایجاد میدان گرانشی |
انواع گسترده و متنوع سازمانها و مؤسسات |
مؤسسات و سازمانهای پیشرو |
|
مجموعهای از مؤسسات پیشرو در تکنولوژی با پیشینه غنی اقتصادی در منطقه |
||
|
وجود طیف گستردهای از فرشتگان کسب و کار و سرمایهگذاران خطرپذیر |
||
|
طیف وسیع شتابدهندهها، مؤسسات حقوقی و مالی در منطقه |
||
|
پیوند دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی با دولت و سیاستهای کارآفرینی آن |
پیوند دانشگاه دولت |
حکمرانی نوآورانه و کارآفرینانه |
|
پیوند صنایع با دولت و سیاستهای کارآفرینی آن |
پیوند صنعت دولت |
|
|
ایجاد اکوسیستمهای همپوشاننده با هدف استراتژیک کارآفرینی |
تدوین استراتژی ایجاد و توسعه اکوسیستم |
|
|
تدوین استراتژی ایجاد شهر کارآفرین |
الف) علل لازم
معماری اقتصادی و صنعتی: آنچه از واژه معماری به ذهن خطور میکند، ترکیب از پیش طراحی شده و منظمی است که هر جزء آن با دقت و ظرافت در کنار یکدیگر قرار گرفته است و کل منسجی را میسازد. واژهای که به بهترین شکل روابط اقتصادی و صنعتی درون اکوسیستمهای کارآفرینی بررسیشده را توصیف میکند. هسته اصلی اکوسیستم هر شهر مبتنی بر یک یا چند صنعت کلیدی نزدیک به هم است که میتوان آنها را اقتصاد پایه منطقه استقرار اکوسیستم کارآفرینی نامید. درة سیلیکون با تمرکز بر صنعت نیمههادیها، بوستون با تمرکز بر صنایع دارویی و تجهیزات پزشکی، نیویورک با تمرکز بر رسانهها و لندن با تمرکز بر صنایع خلاق طراحی شدهاند. این صنعت کلیدی با زمینة تحقیقاتی دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی منطقه همسویی داشته و ماحصل نوآوریها و دستاوردهای تکنولوژیک آنها است. در طراحی و انتخاب این صنایع به ویژگیهای خاص منطقه نیز توجه شده است؛ برای مثال، لندن مهد موزهها، آکادمیهای هنر و ... است؛ اما صرف انتخاب دقیق این صنایع برای ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینی موفق کافی نیست. آنچه شرکتهای نوپای مستقر در این مناطق را نگه داشته است و مانع از تعطیلی آنها در مواجه با چالشهای کارآفرینی میشود، وجود یک خریدار قدرتمند در منطقه است که میتوان گفت تقاضای ثابتی برای محصولات تولیدی این شرکتها ایجاد کرده است و بنابراین، به درآمدزایی آنها منجر میشود. در درة سیلیکون، ارتش آمریکا؛ در نیویورک، ناسا؛ در بوستون، مؤسسات بسیار قدرتمند بینالمللی ژنتیک انسانی و در لندن، شرکتهای تبلیغاتی بودند که بر صنایع خلاق تمرکز داشتند. نکته مهم در خصوص این تقاضای جذاب این است که شرکتهای مذکور هرگز نقش تأمینکنندة مالی و سهمی در این زمینه در اکوسیستم نداشتند. این شرکتها صرفاً بهواسطة تقاضایی که برای محصولات صنایع مذکور داشتند، پیشبینی دقیق و درخور توجهی از درآمد آتی شرکتهای نوپا را فراهم میکردند که به بقای آنها کمک شایانی میکرد. در کنار این درآمد قابل پیشبینی، سرمایهگذاری گسترده دولتی و حمایت مالی از شرکتهای منطقه نیز شایان توجه است. بودجه تحقیقاتی هر سه شهر نیویورک، درة سیلیکون و بوستون مستقیماً از دولت مرکزی آمریکا تأمین میشود؛ نه حتی از دولت محلی یا ایالتی. این موضوع توانایی مالی اکوسیستم منطقه را به شدت افزایش داده و در جذب سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز مؤثر است؛ زیرا به نوعی ریسک سرمایهگذاری خود را کمتر ارزیابی میکنند.
دانشگاههای پیشرو: در کنار اقتصاد و صنعت، وجود یک یا چند دانشگاه و مؤسسه تحقیقاتی قدرتمند در هر 4 شهر بررسیشده به چشم میخورد. دانشگاههایی که در وهله نخست، نیروی انسانی لازم برای کسبوکارهای منطقه را تربیت میکنند. در وهله بعد منشأ تولید ایده، نوآوری و تکنولوژی هستند. دانشگاههایی مانند استنفورد در درة سیلیکون، کمبریج در بوستون، امآیتی در نیویورک و در آخر، آکادمی سلطنتی و مؤسسه هنر سنت مارتین همگی محصولاتی تولید میکنند که ورودی کسبوکارهای منطقه را تشکیل میدهد. بورسیههایی که این دانشگاهها و مؤسسات ارائه میکنند، عامل بسیار مهمی در ایجاد جذابیت برای جذب استعدادها از سراسر نقاط دنیا به منطقه است.
فرهنگ: اکوسیستم کارآفرینی بر بستر فرهنگ پذیرش نوآوری مناطق بنا شده است. ایجاد این چنین فرهنگی ماحصل تلاشهای دانشگاهها، اقدامات دولت محلی و مؤسسات مستقر در منطقه است؛ اما با آنکه به شیوهها و منشأهای گوناگون و متفاوتی در هر شهر ایجاد شده است، نتیجه یکسانی دارد. فرهنگ کاری مبتنی بر همکاری، تقسیم کار، ارتباطات شبکهای در درون منطقه و حتی ارتباط با سایر مناطق و اکوسیستمها که ایدههای جدید را به خوبی پذیرفتهاند و مقاومتی که سایر اکوسیستمها در برابر تغییر دارند، کمتر در این مناطق دیده میشود.
حکمرانی نوآورانه و کارآفرینانه: تلاشهای مقامات محلی در طراحی، تدوین استراتژی و توسعه اکوسیستم غیرقابل چشمپوشی است. مقامات محلی در درة سیلیکون نقش تسهیلگری در روابط صنعت و دانشگاه دارند و به نوعی پیوند بین این دو را ایجاد و مستحکم کردند. در کنار آن، شهرداری نیویورک تلاشهای گستردهای در شناسایی چالشهای شهری و انتقال آنها به متخصصان منطقهای کرد تا ضمن رفع چالشهای شهری ارتباط دولت با نخبگان را تقویت کند. استراتژی مقامات محلی لندن بر جذب و حفظ نخبگان و هنرمندان سراسر دنیا برای معرفی لندن بهعنوان مقصدی جذاب از دید آنها است و درنهایت، بوستون مثال بسیار روشن و مناسبی از یکپارچگی سیاستهای نوآوری با توسعه شهری است.
ب) علل مشارکتکننده
زیرساختهای شهری: طراحی اکوسیستم کارآفرینی بدون زیرساختهای آن ناممکن است؛ اما تفاوتهایی در زیرساختهای مناطق بررسیشده به چشم میخورد. درة سیلیکون در منطقه جغرافیایی مناسبی ایجاد شده است که به آن امکان گسترش و توسعه جغرافیایی لازم را میدهد. چالشی که در نیویورک مقامات محلی را درگیر کرده، عدم امکان توسعه جغرافیایی مانند آن چیزی است که در درة سیلیکون اتفاق افتاده است. شهرهایی مانند نیویورک و لندن که قدمتی طولانی داشتهاند و پیش از تدوین طرح ایجاد اکوسیستم کارآفرینی ساختار شهر شکل گرفته است، این محدودیت را دارند که منطقه امکان توسعه اکوسیستم را نمیدهد؛ بنابراین، مانند آنچه در نیویورک اتفاق افتاده است، ماحصل تلاشهای مقامات محلی در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی به شهرهای دیگر سرریز میکند و کارآفرینان مجبور به ترک شهر برای ایجاد فضای مناسب خود میشوند. عامل دیگر در زیرساختها وجود فضاهای رایگان و مناسبی است که کارآفرینان یکدیگر را ملاقات کنند و به مطرحکردن ایدههای خود، تیمسازی، طرح چالشها و ... بپردازند. این فضا در بوستون به سادگی در دسترس است. شهرداری فضاهای مناسبی را طراحی کرده است که کارآفرینان پس از روز کاری یا در طول آن میتوانند در آن استراحت کنند و با دیگر کارآفرینان، ملاقات و ایدههای خود را طرح کنند. این فضاها در نیویورک جای خود را به رویدادهای مستمری داده است که توسط شهرداری برگزار میشود. شهرداری نیویورک برای آنکه کارآفرینان را گرد هم آورد، اقدام به برگزاری منظم رویدادهای روزانه، هفتگی و ماهانه میکند تا به عناوین مختلف به ملاقات و معاشرت کارآفرینان با هم کمک کند. این موضوع در لندن آنقدرها دغدغه مسئولان شهری نیست که میتواند به صنعت کلیدی این منطقه و ویژگیهای خاص آن ارتباط داشته باشد.
مؤسسات و سازمانهای پیشرو: در نگاهی کلی وجود انواع گسترده و متنوعی از سازمانها و مؤسسات در اکوسیستم کارآفرینی هر چهار منطقه به چشم میخورد؛ اما تفاوتهایی آنها را از هم متمایز میکند. در درة سیلیکون وجود سرمایهگذاران مالی و فرشتگان کسبوکار به شدت پررنگ است؛ درحالیکه در نیویورک عمدتاً رسانهها در بخشهای مختلف اکوسیستم حضور دارند. در لندن حضور شرکتهای تبلیغاتی و مؤسسات بانکی ارائهدهندة خدمات و تسهیلات مالی بیشتر به چشم میخورند. در بوستون انواع مؤسسات تحقیقاتی و آزمایشگاهها بیشتر مشهودند. تفاوت در سازمانهای فعال در هر منطقه را میتوان به نوعی به صنعت کلیدی هر منطقه نسبت داد. ذات صنایع خلاق به وجود انواع شرکتهای تبلیغاتی نیازمند است؛ در صورتی که در بوستون که عمدتاً در زمینة دارویی و تجهیزات پزشکی فعال است، وجود انواع آزمایشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی بسیار بیشتر مورد نیاز است.
شبکهسازی: ایجاد شبکه قدرتمند بین نخبگان، کارآفرینان، سرمایهگذاران و ... میتواند به بهبود اکوسیستم کمک کند. شبکهها در لندن عمدتاً بین مؤسسات و شرکتهای مختلف ایجاد میشود تا افراد؛ درحالیکه در درة سیلیکون این شبکهها بیشتر بین فردیاند و کمتر جنبه سازمانی پیدا میکنند. به عبارت دیگر میتوان نتیجه گرفت صنعت کلیدی هر منطقه بر انواع شبکههای ایجادشده در منطقه نیز اثر میگذارد.
رتبهبندی مؤلفههای استخراجشده
تشکیل ماتریس تصمیمگیری کمی: مؤلفههای استخراجشده وارد ماتریس تاپسیس شدهاند و بهمنظور کمیسازی اطلاعات بهدستآمده، بر مبنای شدت و ضعف وجود هر مؤلفه در هر شهر به آن رتبهای بین ۱ تا ۵ داده شده است (۵، بیشترین میزان تأثیر و ۱، کمترین آن).
بیمقیاسکردن ماتریس تصمیمگیری: بهمنظور بیمقیاسکردن ماتریس تصمیم هر درایه بر جذر مجموع مربعات درایه های آن ستون معیار تقسیم شد.
تعیین ماتریس وزندار: برای وزندهی به معیارهای ماتریس تصمیم، برای مؤلفههایی که بهعنوان علل لازم برای تشکیل شهر کارآفرین معرفی شدهاند، ضریب ۶/0 و برای علل مشارکتکننده، ضریب 4/0 در نظر گرفته شده است.
تعیین نقطة ایدئال مثبت و منفی: بر مبنای ماتریس وزندار نقطه ایدئال مثبت (0528/0، 132/0 و 132/0) و نقطه ایدئال منفی (0176/0، 0176/0 و 0176/0) تعیین میشود. با توجه به یکسانبودن اعداد بهدستآمده در مؤلفههای معماری اقتصادی صنعتی، دانشگاههای پیشرو، فرهنگ و حکمرانی، این مؤلفهها در محاسبة نقطه ایدئال مثبت و منفی وارد نشدهاند؛ زیرا برای تمامی شهرها یکساناند.
|
شبکهسازی |
مؤسسات پیشرو |
زیرساختهای شهری |
حمکرانی |
فرهنگ |
دانشگاههای پیشرو |
معماری اقتصادی صنعتی |
شاخص |
|
3 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
درة سیلیکون |
|
1 |
3 |
5 |
5 |
5 |
5 |
5 |
بوستون |
|
1 |
1 |
1 |
5 |
5 |
5 |
5 |
نیویورک |
|
3 |
3 |
1 |
5 |
5 |
5 |
5 |
لندن |
|
شبکهسازی |
مؤسسات پیشرو |
زیرساختهای شهری |
حمکرانی |
فرهنگ |
دانشگاههای پیشرو |
معماری اقتصادی صنعتی |
شاخص |
|
132/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
درة سیلیکون |
|
044/0 |
132/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
بوستون |
|
044/0 |
044/0 |
044/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
نیویورک |
|
132/0 |
132/0 |
044/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
22/0 |
لندن |
|
شبکهسازی |
مؤسسات پیشرو |
زیرساختهای شهری |
حمکرانی |
فرهنگ |
دانشگاههای پیشرو |
معماری اقتصادی صنعتی |
شاخص |
|
0528/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
درة سیلیکون |
|
0176/0 |
0528/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
بوستون |
|
0176/0 |
0176/0 |
0176/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
نیویورک |
|
0528/0 |
0528/0 |
0176/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
132/0 |
لندن |
فاصلة هر شهر از نقطه ایدئال مثبت و منفی:
شکل 2- فاصلة هر شهر از نقطه ایدئال
رتبهبندی مؤلفههای شناساییشده:
بر مبنای رتبهبندی صورتگرفته، علل لازم شناساییشده بالاترین رتبه را داشته است و از میان علل مشارکتکننده، زیرساختهای شهری دارای بالاترین رتبه بودهاند و شبکهسازی کمترین رتبه شناسایی شده است.
نتیجهگیری
مدل ساختاری شهر کارآفرین، برگرفته از عوامل شناساییشده در این مطالعه، در شکل 3 ارائه شده است. علل لازم مجموعه عواملیاند که وجود آنها در یک شهر کارآفرین ضروری است. شهر کارآفرین باید مبتنی بر یک یا چند صنعت بنا شود که اقتصاد پایه آن منطقه را تشکیل میدهد؛ صنایعی که امکان ایجاد مزیت رقابتی برای آن منطقه را داشته باشند و بتوانند با نوآوری و تکنولوژیهای نوین زمینة کارآفرینی در شهر را فراهم کنند. شناسایی این صنایع و تدوین استراتژی ایجاد و رشد چنین اکوسیستمی اقدامی است که با مشارکت دولت محلی، دانشگاهها و نهادهای مرتبط صورت میگیرد؛ مانند قطعاتی از یک پازل که در کنار یکدیگر مجموعه کاملی را میسازند. دولت زیرساختها را فراهم و استراتژیهای ایجاد و رشد اکوسیستم را تدوین و اجرایی میکند و با حمایتهای خویش ریسک کارآفرینی را در منطقه به حداقل میرساند. دانشگاه منبع ایدههای جدید، نوآوری و تکنولوژی روز است و علاوه بر آن، نیروی انسانی متخصص را برای این اکوسیستم تربیت میکند. هماهنگی دانشگاه با سیاستهای دولت محلی برای اولویتدهی به پروژههای مرتبط با اکوسیستم کارآفرینی و اعطای بورسیه برای جذب نخبگان در تخصصهای مورد نیاز ضروری است؛ درنهایت، مؤسسات و نهادهای منطقه نیز ازطریق مشاوره، خدمات مدیریت، حمایت از داراییهای فکری، پوشش ریسک و ... این زنجیره را تکمیل میکنند. هر سه ارکان در ایجاد فرهنگ پذیرش نوآوری، کار تیمی و تقسیم کار نقش دارند که یکی از اساسیترین ارکان اکوسیستمهای کارآفرینی است. همچنین سازمانها و نهادها در شبکهسازی و ایجاد ارتباط میان افراد و سازمانها در فضای اکوسیستم نقش دارند و پل ارتباطی آنها را فراهم میکنند تا کارآفرینان به راحتی اعضای تیم خود را بیابند و با سایر تیمها همکاری داشته باشند.
|
فرهنگ |
|
حکمرانی نوآورانه و کارآفرینانه |
|
دانشگاههای پیشرو |
|
معماری اقتصادی و صنعتی |
|
شبکهسازی |
|
مؤسسات و سازمانهای پیشرو |
|
زیرساختهای شهری |
|
علل لازم |
|
علل مشارکتکننده |
شکل 3- مدل ساختاری شهر کارآفرین (منبع: یافتههای تحقیق)
شناسایی مجموعهای از عوامل با عنوان علل لازم نشان میدهد فراهمکردن این عوامل در ایجاد شهر کارآفرین در هر منطقة دیگری از ضروریات است و سیاستگذاران حوزة کارآفرینی و اقتصاد شهری باید به آن توجه داشته باشند. مؤلفههایی که با عنوان علل مشارکتکننده شناسایی شدهاند، ازجمله زیرساختهای شهری و ...، اگر در شهری فراهم نباشند مانعی در ایجاد شهر کارآفرین نخواهند بود؛ اما به تدریج در قالب چالشهای گوناگون بروز خواهند کرد؛ مانند نیویورک که باوجود فراهمنبودن برخی علل مشارکتکنندة شناساییشده در این مطالعه هنوز از برترین شهرهای کارآفرین در دنیاست؛ اما حتی این شهر نیز به علت فراهمنبودن علل مشارکتکننده با چالشهای گوناگونی مواجه است. بنابراین، توصیه میشود سیاستگذاران هم به علل لازم و هم به علل مشارکتکنندة شناساییشده در این مطالعه توجه کنند و در ایجاد و توسعة شهر کارآفرین به فراهمکردن مؤلفههای هر دو گروه بپردازند. بر این مبنا پیشنهادهای زیر به سیاستگذاران محترم در راستای ایجاد شهر کارآفرین ارائه میشوند:
ایجاد زیرساختهای لازم مبتنی بر صنعت پایه شناساییشده تقویت سازمانهای حقوقی، مؤسسات مالی و ... در فضای شهری برای ایجاد و حفظ شهر کارآفرین
[1] Silicon Valley
[2] Pique
[3] Cukier
[4] Feld
[5] Mason & Brown
[6] Isenberg
[7] Adams
[8] Stephens
[9] Rissola
[10] Monardo
[11] New York
[12] London
[13] Boston
[14] Startup Genome
[15] Google Scholar
[16] Emerald
[17] Springer
[18] Wiley
[19] Boolean Algebra