نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استاد، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 استادیار، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

ساختار چندهسته‌ای با کالبد، اقتصاد و وضعیت شهرهای کنونی به‌خصوص کلان‌شهرها تناسب بیشتری دارد. این ساختار به مفهوم عدالت در برنامه‌ریزی شهری و اقتصاد شهری در شهر نزدیک‌تر است. در شهرهای چندهسته‌ای برنامه‌ریزی کاربری زمین و توزیع سفرهای شهری منطقی صورت می‌گیرد. هدف پژوهش، شناسایی پهنه‌های مناسب به‌منظور ایجاد هسته‌های جدید در ساختار فضایی شهر اهواز است. تحقیق ازنظر هدف، کاربردی است. داده‌های استفاده‌شده شامل بلوک‌های آماری سال 1395 و لایه کاربری اراضی شهر اهواز هستند. برای وزن‌دهی شاخص‌ها (شامل نسبت زمین‌های بایر، تراکم ساختمانی، فاصله از مرکز شهر، نسبت کل کاربری‌ها در محله، تراکم ناخالص مسکونی و نسبت شاغلین) از روش AHP، برای رتبه‌بندی محلات به‌منظور تعیین هستة جدید از روش کوپراس و برای تهیه نقشه‌ها از روش تراکم کرنل استفاده شده است. محلاتی که پتانسیل توسعه و ایجاد گره و هستة شهری را دارند، در حاشیه شهر هستند. محلات گلبهار، کیانشهر، منازل شهرداری، الهیه، کمپلو جنوبی، گلدشت، پردیس 3، پردیس 2، کریشان و منازل فولاد در رتبه‌های یک تا 10 قرارگرفته‌اند. هسته‌های شناسایی‌شده با ایجاد کاربری ترکیبی، ایجاد زیرساخت حمل‌ونقل عمومی به تقویت رویکرد شهر فشرده در شهر اهواز نیز کمک می‌کنند.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Realization of the desired urban spatial structure by creating new cores (Case study: Ahvaz city)

نویسندگان [English]

  • Mahmoud Arvin 1
  • AHmad Pourahmad 2
  • Kramat Alleh Zyari 3
  • Saeed Zangeneh Shahraki 4

1 PhD student student in Geography and Urban Planning, University of Tehran, Tehran, Iran

2 Professor, Department of Geography and Urban Planning, University of Tehran, Iran

3 Professor, Department of Geography and Urban Planning, University of Tehran, University of Tehran, Tehran, Iran

4 Assistant Professor, Department of Geography and Urban Planning, University of Tehran, University of Tehran, Tehran, Iran

چکیده [English]

Polycentric structure is more appropriate with the physical, economy and situation of current cities, especially metropolises. This structure is closer to the concept of justice in urban planning and urban economy in the city. In Polycentric cities, land use planning and the distribution of urban travel take place rationally. The purpose of this study is to identify suitable zones in order to create new core in the spatial structure of Ahvaz. The method of data collection is library and documentary. The data include statistical blocks of 2016 and land use layer of Ahvaz city. The AHP method was used to weight the indicators (including vacant lands ratio, building density, distance from the city center, the ratio of total landuse in the neighborhood, gross residential density, and employee ratio) and the Coopras method was used to rank neighborhoods to determine the new core. The kernel density method was used to prepare the maps. Neighborhoods that have the potential to develop and create urban nodes and core are on the outskirts of the city. Golbahar, Kianshahr, Manazel Shahrdari, Elahieh, Kemplo Junubi, Goldasht, Pardis 3, Pardis 2, Krishan and Manazel Foolad are ranked from 1 to 10. The identified core also help to strengthen the compact city approach in Ahvaz by creating a mix landuse, creating a public transportation infrastructure.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Spatial structure
  • desired spatial structure
  • monocentric city
  • polycentric city
  • Ahvaz city

مقدمه

در طول قرن گذشته تغییرات اساسی در ساختار فضایی شهری در شهرهای جهان اتفاق افتاده که توجه جغرافی‌دانان، اقتصاددانان و برنامه‌ریزان شهری را جلب کرده است (Li, 2020: 2). از دهه 1980، نظریه‌ها و مدل‌ها توسط دانشمندان در رشته‌های جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای و بهتر از همه اقتصاد برای تحلیل رشد شهر چندهسته‌ای مبتنی بر مفهوم شهر چندهسته‌ای توسعه یافتند (Yue et al, 2010: 567) ساختار فضایی چندهسته‌ای معمولاً به بیش از یک خوشه مرکز فعالیت در یک قلمرو شهری اطلاق می‌شود و به‌عنوان یک شکل متقابل فضایی از تک‌هسته‌ای‌بودن پذیرفته می‌شود (Sat, 2018: 2). برخی از محققان معتقدند توسعه‌های چندهسته‌ای بیشترین قابلیت را در کاهش استفاده از خودرو و فاصله‌های سفر و حفاظت از زمین دارند؛ اما شواهد حمایتی معتبر همچنان محدود است (Coppola et al, 2014: 558). توسعة چندهسته‌ای امروزه ابزاری استراتژیک را نشان می‌دهد که قادر به ارتقای رقابت اقتصادی، انسجام اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی است (Manole et al, 2018: 160)؛ برای مثال، ادعا می‌شود شهر چندهسته‌ای تأثیر مثبتی در موضوعات مربوط به تغییرات آب‌وهوایی داشته است؛ زیرا مانع پراکنده‌رویی شهرها می‌شود. گفته شده است تجمع فعالیت‌ها در مراکز معین، حفاظت و بهبود فضاها به‌ویژه فضای باز و مکان‌های سبز و توسعة برنامه‌های حمل‌ونقل منطقی و مؤثر را موجب می‌شود. استدلال دیگر این است که چندهسته‌ای باعث افزایش رقابت در مراکز، تسهیل توزیع کارآمد اشتغال بین مراکز و حتی توسعه می‌شود (Sat, 2018: 2). تمرکززدایی اشتغال می‌تواند سازماندهی ساختار حومه‌ای با تغییر از شهر تک مرکزی به مراکز فعالیت متعدد حومه‌ای (ACs) - مانند اشتغال، خرید و تفریح - را سبب شود که در حاشیة شهر قرار دارند. این مراکز حومه‌ای به جایگزینی قوی برای CBD تبدیل می‌شوند که به‌طور بالقوه مزایای مکان‌های با ویژگی پراکنده‌رویی (تراکم کم، قیمت پایین زمین و کمبود ترافیک) را با مزایای مراکز فرعی (اقتصاد، شهرنشینی و تعامل شخصی) ترکیب می‌کند که با یک سیستم حمل‌ونقل خوب باهم متصل شده‌اند (Anas et al, 1998: 1426). یک مرکز فرعی، منطقه‌ای است که با تراکم جمعیت، سطح اشتغال یا فعالیت تجاری بیشتر نسبت به مناطق اطراف مشخص می‌شود (Dökmeci & Berköz, 1994: 193).

ساختار فضایی چندهسته‌ای در ساختار فضایی بسیاری از شهرهای بزرگ با ظهور پدیدة پراکنده‌رویی و حومه‌نشینی بر شهر حاکم می‌شود. در بعضی از شهرهای بزرگ باوجود گستردگی شهر همچنان هستة مرکزی (ساختار تک‌هسته‌ای) ازنظر خدمات‌رسانی و اشتغال بر کل شهر غالب است (Li, 2020: 3)؛ بنابراین، برای افزایش دسترسی‌ها و ایجاد ساختار فضایی کارآمد لازم است هسته‌های جدید (اشتغال، تفریح و ...) ایجاد شود. ایجاد هسته‌های جدید، به فضا و پتانسیل براساس اصل توسعة میان‌افزا و رویکرد شهر فشرده برای توسعه نیاز دارد. در پژوهش‌های مربوط به ساختار فضایی شهری، به شناسایی و ایجاد هسته‌های جدید توجه نشده است؛ در پژوهش حاضر به این خلأ توجه شده است.

همچنین برنامه‌ریزان شهری کاملاً درک کرده‌اند ساختار چندهسته‌ای یک راه‌حل ضروری برای کلان‌شهرهاست که هدف آن غلبه بر چالش‌های شهری پیرامون CBD مانند ازدحام ترافیک، آلودگی محیط زیست و تأثیر جزیرة گرمایی است. برای اجرای برنامه‌ریزی شهری پایدار، الگوی چندهسته‌ای از ساختار شهری می‌تواند به تخصیص بهینة منابع شهری کمک کند، استفاده از کاربری زمین را مدیریت و چالش‌های شهری را مهار کند، شهرهای کم‌کربن را به ارمغان آورد و استراتژی سیاسی آینده را هدایت کند. ساختار چندهسته‌ای به‌عنوان یک استراتژی مهم برای توسعة شهری آینده برای کاهش مسائل مانند بی‌نظمی گسترده ناشی از منابع متمرکز در نظرگرفته شده است (Liu et al, 2020: 2).

یکی از ویژگی‌های کلان‌شهرهای کشور وجود یک هستة قوی در مرکز شهر است که با استقرار فعالیت‌های فراشهری و شهری در این بخش باعث افزایش حجم سفر زیادی می‌شود و مشکلات زیادی را سبب می‌شود (عبداللهی ترکمانی و همکاران، 1398: 207). در کلان‌شهر اهواز نیز به‌علت نبود برنامه‌ریزی صحیح، بسیاری از کاربری‌های تجاری در محدودة بسیار کوچکی از شهر به نام اهواز قدیم گردهم آمده‌اند. بیشترین حجم سفر به این بخش صورت می‌گیرد. این محدوده پرتراکم‌ترین منطقة شهر اهواز است که تراکم کاربری غیرمسکونی آن بسیار بالاست و نقش مهمی در ساختار فضایی شهر و مطالعات حمل‌ونقل و ترافیک دارد (طباطبایی و همکاران، 1385: 2). در شهر اهواز، همچنان هستة اصلی و مرکزی بر شهر غالب است و هسته‌های فرعی نتوانستد در ساختار شهر نقش مؤثری داشته باشند. هسته‌های زیتون کارمندی، کیانپارس، گلستان، پاداد نقش غالب با کاربری سکونت است و به‌علت تراکم ساختمانی و تراکم جمعیت، تقویت این هسته‌ها برای تأثیر در ساختار فضایی شهر دشوار است. لازم است مناطق دیگری شناسایی شوند که از فضای مناسبی برای ایجاد هسته برخوردارند؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش، شناسایی پهنه‌های مناسب به‌منظور ایجاد هسته‌های جدید در ساختار فضایی شهر اهواز است.

 

مبانی نظری

ساختار فضایی شهری

مفهوم ساختار فضایی به توصیف انتزاعی یا کلی توزیع پدیده‌ها در فضای جغرافیایی اشاره دارد. ساختار فضایی شهری نتیجة توزیع سکونت و فعالیت اقتصادی در فضا است که به‌نوبه‌خود نتیجة فرایندهای طولانی‌مدت شامل ترجیحات محلی و سیاست‌های عمومی است. توزیع فعالیت‌های اقتصادی، گاهی فرم شهری نامیده می‌شود، مربوط به تعاملات شهری است. شکل و تعاملات باهم باعث ایجاد ساختار فضایی می‌شوند (Burgalassi & Luzzati, 2015: 135). ساختار فضایی را می‌توان تمرکز فضایی جمعیت و فعالیت تعریف کرد؛ برای مثال، تعداد و اهمیت مراکز در داخل شهر یا توزیع پدیده‌هایی نظیر توزیع فعالیت و تراکم جمعیت یا الگوهای قیمت زمین در فضای جغرافیایی می‌توانند معرف ساختار فضایی باشند. در رابطه با فعالیت، ساختار فضایی آن به تمرکز اقتصادی وابسته است؛ به‌ویژه تجمع فعالیت به تشکیل مراکز اقتصادی و بنابراین به ظهور ساختارهای فضایی تک‌هسته‌ای و چندهسته‌ای منجر می‌شود (جلیلی صفریان، 1393: 30). ساختار فضایی شهری را می‌توان الگوی توزیع فضایی فعالیت‌های مختلف شهری تعریف کرد (Acheampong, 2020: 2؛ Dadashpoor & Yousefi, 2018: 195). ساختار فضایی شهری دو بعد مورفولوژیکی و کارکردی دارد. توزیع جمعیت، اشتغال، کاربری اراضی و شبکة حمل‌ونقل و حجم‌های ساخته‌شده، بعد مورفولوژیکی و جریان کالا، خدمات و تعاملات بین مردم و بین مردم و زیرساخت‌ها بعد کارکردی را نشان می‌دهند (Krehl, 2015: 291). در این مفهوم، یک ساختار تک‌هسته‌ای منعکس‌کنندة یک سیستم شهری با تمرکز شدید فعالیت‌های اقتصادی و مشاغل در مرکز شهر است. ساختار فضایی چندهسته‌ای درون‌شهری نیز نمایانگر خوشه‌بندی جمعیت و اشغال در یک ناحیة کلان‌شهری یا منطقة شهری است. از منظر مورفولوژیکی، ساختار چندهسته‌ای به نوعی سازمان فضایی اشاره دارد که چندین مرکز مجاور در یک سیستم شهری قرار داشته باشند. از منظر کارکردی، ساختار چندهسته‌ای ارتباط بین مراکز مختلف مانند جریان‌های رفت‌وآمد روزانه و توان شبکه‌های تجاری را نشان می‌دهد (Acheampong, 2020: 3).

ساختار فضایی یک شهر تأثیر مهمی بر کارایی اقتصادی و کیفیت محیط شهری دارد. ساختار فضایی ناکارآمد، بازارهای نیروی کار و مصرف‌کننده را به بازارهای ناکارای کوچک‌تر تقسیم می‌کند. این ساختار همچنین با افزایش غیرضروری فاصله بین مردم و مکان‌ها، به بالارفتن هزینة مبادلات کمک می‌کند. یک ساختار فضایی ناکارآمد، طول شبکة زیرساخت شهر را افزایش می‌دهد و به این ترتیب، هزینة سرمایه و هزینة عملیاتی آن افزایش می‌یابد. از نقطه‌نظر زیست‌محیطی، یک ساختار فضایی ناکارآمد، با افزایش زمان صرف‌شده بر حمل‌ونقل، افزایش آلودگی هوا و با کمک به گسترش غیرضروری مناطق شهری در مکان‌های طبیعی، کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد (Bertaud & Malpezzi, 2003: 55). ساختار فضایی ناکارآمد، توزیع نامناسب کاربری‌ها را سبب شده است؛ همچنین به‌دلیل افزایش فواصل بین مبدأ و مقصد، به هزینه‌های بیشتر برای مبادلات منجر شده است که باعث افزایش طول شبکة زیرساخت‌های شهری و هزینه‌های سرمایه و جاری آن می‌شود (منوچهری میاندوآب و همکاران، 1398: 24). ساختار فضایی کارآمد می‌تواند به مشوق و پشتیبان برای پویایی اقتصادی و درنهایت، رقابت‌پذیری شهر مبدل شود. ساختار فضایی پایدار نتیجة به‌کارگیری معیارهای پایداری و شرایط مختلفی است که در طول زمان شکل می‌گیرد. تکوین یک ساختار فضایی پایدار به شرایطی همچون تأمین سهولت حرکت و دسترسی به همراه توجیه‌پذیری حمل‌ونقل عمومی، توجیه‌پذیری اختلاط کاربری‌ها و میزان انطباق و انعطاف‌پذیری، کیفیت زیست‌محیطی و رعایت فاصله بین مراکز فعالیت و سکونت بستگی دارد (قدمی و همکاران، 1392: 2).

با توجه به اینکه موضوع اصلی برنامه‌ریزی شهری، ساماندهی کالبدی شهر براساس عدالت اجتماعی، کارایی و کیفیت محیطی است، بررسی ساختار فضایی شهر به‌منظور بهبود کارآمدی دسترسی‌های سواره و پیاده برای دسترسی راحت شهروندان به خدمات اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. وضعیت الگوهای رفت و برگشتی مردم برای دسترسی به خدمات و اشتغال اهمیت موضوع را مشخص می‌کند که باید به اصلاح ساختار فضایی شهر پرداخت (لطفی و همکاران، 1392: 78).

 

ساختار شهر تک‌هسته‌ای[1]

در این مدل تمام محل‌های کار در یک مکان واحد در نزدیکی هم متمرکز شده‌اند و احتمالاً در مجاورت یک ویژگی چشم‌انداز، بندر، معدن، محل مقدس یا یک مرکز حمل‌ونقل قرار گرفتند. هنگامی که همه آنها باهم جمع می‌شوند، هزینة کالاهای حمل‌ونقل و تبادل خدمات بین آنها کاهش می‌یابد. در این هسته، خدمات و محصولات تخصصی ارائه می‌شود. آن‌ها می‌توانند از اقتصاد مقیاس در ارائه خدمات عمومی و امکانات رفاهی استفاده کنند. شرکت‌ها و سازمان‌های موجود در این هسته می‌توانند از تبادل دانش و ایده‌ها بهره ببرند. به عبارت دیگر، با هماهنگی چیزهای دیگر، شرکت‌ها می‌توانند زمانی که همه در مرکز شهر جمع می‌شوند کارآمدی بالاتری داشته باشند که معمولاً به‌عنوان منطقة مرکزی تجاری (CBD) شناخته می‌شود. کارگرانی که تمایل به زندگی در نزدیکی محل کار خود دارند، خانه‌های خود را در اطراف CBD قرار می‌دهند. خانه‌های جدید به‌دنبال حداکثررساندن دسترسی به CBD، تا جایی که ممکن است نزدیک به CBD قرار می‌گیرند؛ درنتیجه، به تدریج یک دایره در اطراف آن تشکیل می‌دهند. تمام مشاغل در منطقة تجاری مرکزی متمرکز شده‌اند. تمام کارگران در مسیرهای شعاعی به CBD در رفت‌وآمد هستند (شکل 1).

 

 

شکل 1- مدل شهر تک‌هسته‌ای (Angel & Blei, 2016: 23).

 

ساختار شهر چندهسته‌ای[2]

در این مدل، مراکز کار همواره با جاذبه‌های قوی در کنار هم تجمیع شدند و همه آنها نه‌تنها در CBD بلکه در تعدادی از مراکز متراکم در سراسر منطقة شهری متمرکز شده‌اند. با توجه به توزیع این مراکز در کل منطقة شهری، ممکن است به‌طور متوسط محل سکونت کارگران این مراکز نسبت به CBD نزدیک‌تر باشد. در این مدل کارگران به مجموعه‌ای مجزا از مراکز شغلی مشخص رفت‌وآمد دارند که در سراسر منطقة شهری پراکنده شده‌اند (شکل 2).

منطق تئوریک برای تمرکز محل‌های کار در مرکز شهر حداقل به سه بخش تفکیک می‌شود. نخست، رقابت برای زمین، قیمت آن را افزایش می‌دهد و این باعث می‌شود شرکت‌هایی که به فضای زیاد (به‌خصوص پارکینگ زیاد) نیاز دارند، مرکز اصلی را برای سکونت در دیگر موقعیت‌های منطقة شهری ترک کنند. دوم، رقابت برای زمین در مرکز شهر باعث ازدحام می‌شود، مزایای دسترسی آن را کاهش می‌دهد و شرکت‌ها را برای خروج از مرکز شهر تشویق می‌کند تا کارگران دسترسی بیشتری داشته باشند. سوم، نیاز به بازسازی، احیا و روح‌بخشی به مراکز شهری قدیمی با تکنولوژی، روش‌های تولید، ارزش زمین و تغییر عادت فرهنگی بسیار پیچیده‌تر و زمان‌بر است و هزینة بیشتری نسبت به ساخت‌وساز جدید در حوزه‌های سبز مناطق پیرامونی دارد و فشار مجدد بر شرکت‌های جدید یا درحال رشد برای قرارگیری در مراکز جدید فرعی یا شهرهای لبه‌ای در مناطق حاشیه‌ای را در پی دارد. این نیروهای گریز از مرکز، پیوندهایی که همه مشاغل را در CBD گردهم می‌آورد، تضعیف می‌کند و فشار بر مشاغل برای گریز از مرکز به طرف مراکز اشتغال در سراسر منطقة شهری را سبب می‌شود (Angel & Blei, 2016: 25).

 

 

شکل 2- مدل شهر چندهسته‌ای (Angel & Blei, 2016: 25).

 

الگوی توسعة مراکز فعالیت (ساختار شهری چندهسته‌ای) بر زیست‌پذیری بیشتر، تراکم بالاتر و جوامع با دسترسی بهتر به خدمات با ایجاد محیط‌های شهری چندهسته‌ای بزرگ‌تر تمرکز دارد. تمرکز این مدل توسعة کاربری ترکیبی، تجمع گونه‌های متعدد تجاری، اشتغال و اهداف مسکونی است. علاوه بر این، مدل پیشنهاد می‌کند با ایجاد تراکم بالاتر گره‌ها، تقویت سیستم اتوبوس‌رانی و تراموا، متعاقباً کاهش استفاده از وسایل نقلیه موتوری، تعداد سفرها را برای دسترسی به خدمات کاهش می‌دهد (Alford & Whiteman, 2009: 54).

 

تأثیر ساختار چندهسته‌ای بر هزینه‌های سفر

الکساندر (1980) دو گزینه برای عدم تمرکز در سیدنی را بررسی کرد؛ ابتدا تمرکز فعالیت‌ها در مراکز فرعی بزرگ و دوم استفاده از فعالیت‌ها در مجموعه‌ای از مراکز فرعی کوچک را ارزیابی کرد. با استفاده از فرایند مدل‌سازی چهار مرحله تشخیص داد هر دو گزینه باعث صرفه‌جویی قابل توجه در زمان سفر برای کارگران در دفاتر نقل مکان شده می‌شوند. این امر به‌ویژه دربارة کارگران زن و برای کسانی تأیید شد که در حومة شهر ساکن‌اند؛ به‌دلیل دسترسی بهتر به کار. مرکز فرعی بزرگ منافع خالص درخور توجهی برای کارمندان و شرکت‌ها به ارمغان می‌آورد؛ گرچه در هر دو گزینه (مرکز بزرگ و مرکز کوچک) افزایش ترافیک، فشار بر حمل‌ونقل عمومی و افزایش مصرف سوخت مشخص شد (Alexander, 1980: 250). با توجه به تأثیر بر گزینه‌های توسعه، گو و یانگ (1996) تأثیر سفر بر مدل‌های توسعه را برای سه مدل ارزیابی کردند؛ یک مدل کاملاً تک‌هسته‌ای، یک مدل غیرمتمرکز که به موجب آن اشتغال و مسکن در پنج مرکز یافت می‌شود و یک مدل غیرمتمرکز پراکنده. تجزیه و تحلیل نشان داد اعمال سیاست برای تشدید منطقة مرکزی لزوماً به کاهش مسافرت با خودرو در سطح یا بهبود در عبور و مرور منجر نمی‌شود؛ بنابراین، اشتغال بیشتر و تراکم جمعیت اطراف گره‌های عبور و مرور انتخاب‌شده ترجیح داده می‌شود؛ اما این موارد نیاز به مکان‌هایی در حومة میانه دارند (Luk, 2003: 85). برخی مطالعات نشان می‌دهند ساختار چندهسته‌ای باعث کاهش زمان و فاصلة رفت‌وآمد می‌شود. همچنین مطالعات تجربی دیگر نشان می‌دهند هنگامی که مراکز فرعی در نزدیکی ایستگاه‌های مترو قرار دارند، طبق اصل TOD آن‌ها سفرهای کمتری را با ماشین تولید می‌کنند (Coppola et al, 2014: 558). ساختار شهری کنترل‌شده و برنامه‌ریزی‌شدة چندهسته‌ای که به موجب آن رشد شهری به سمت مراکز فعالیت پراکنده هدایت می‌شود، می‌تواند به‌طور بالقوه مسافت رفت‌وآمد و سفر را در هر دو شهر توسعه‌یافته و درحال توسعه کاهش دهد؛ به‌ویژه برخی مطالعات تجربی در کشورهای درحال توسعة سریع نشان می‌دهند سیاست‌های منطقه‌ای و پیشرفت‌های حمل‌ونقل در یک شهر چندهسته‌ای تأثیر خود را بر الگوهای رفت‌وآمد می‌گذارد. ساختار چندهسته‌ای به‌دلیل وجود مراکز جایگزین برای CBD در حاشیة منطقة شهری، مسافت رفت‌وآمد را کاهش می‌دهد (Muñiz & Garcia-López, 2019: 334).

دو مدل رفت‌وآمد در ساختار شهر چندهسته‌ای وجود دارد. مدل اول، این شهر دارای برخی از مراکز اشتغال‌زایی در مقیاس مشابه است و در چنین نوعی از شهر چندهسته‌ای هر مرکز فرعی سفرهایی را از سراسر شهر ایجاد می‌کند. خصوصیات رفت‌وآمد دامنة گسترده‌ای از مبدأ و مقصد را نشان می‌دهد و تقریباً تصادفی است. مدل دوم، مراکز فرعی مختلف اشتغال نیز وجود دارد؛ اما یک مرکز فرعی متمرکز و قوی‌تر از سایرین است. جریان رفت‌وآمد شهری مرکب از هر دو الگوی تصادفی و شعاعی است (Lin et al, 2012: 3). بدین ترتیب، این مراکز شهر جدید صرفه‌های ناشی از تجمع مهمی را ازطریق دسته‌بندی فعالیت‌ها به دست می‌آورند که تنها در یک مرکز قرار ندارند، بلکه در مجموعه‌ای از مراکز هستند که درجه‌ای از تفاوت‌های عملکرد بین آنها وجود دارد. این مدل نشان می‌دهد یک بازار کارآمد برای طیف وسیعی از خدمات عمومی وجود دارد. هزینة کمتر زمین و اجاره، دسترسی - کاهش میزان سفر به مرکز تجاری شهر - توزیع عادلانه‌ها، کاربری‌ها (ثروت و اقتصاد) و شرایط آسان، ارزان و برای تجارت از مزایای توجه به الگوی چندهسته‌ای است (منتظر، 1395: 3).

شهر چندهسته‌ای به دو دلیل ازدحام ترافیک را کاهش می‌دهد: نخست، ساختار چندهسته‌ای هم‌جواری بین خانه و محل کار را تسهیل می‌کند؛ ازاین‌رو باعث کاهش سفر با وسیله نقلیه شخصی می‌شود. اجارة پایین‌تر مسکن و محیط بهتر مردم را به سمت مراکز فرعی ترغیب می‌کند. دوم، در مقایسه با یک شهر تک‌هسته‌ای که معمولاً جریان مسافرتی متمرکز در مسیرهای شعاعی به مرکز اصلی شهر را دارد، یک شهر چندهسته‌ای رفت‌وآمد در داخل یا بین مراکز فرعی را ترویج می‌کند که ممکن است جریان مسافرتی متمرکز را کاهش دهد (Li et al, 2019: 100).

 

ساختار چندهسته‌ای، دسترسی و نرخ اجاره

در مدل‌های پراکنده و تک‌هسته‌ای هزینة سفر در اجاره‌بها تأثیر اصلی را دارد؛ به‌گونه‌ای‌که اجاره در مناطق حومة بیرونی به‌طور معمول کمتر است؛ زیرا خریداران هزینة حمل‌ونقل را نیز ارزیابی می‌کنند. در شهرهای تک‌هسته‌ای که هستة مرکزی قوی دارند، منجر به منحنی قیمت اجاره می‌شود؛ در جایی که اجاره‌های بالاتر در مناطق شهری مرکزی و داخلی مشخص می‌شود و با افزایش فاصله از CBD کاهش می‌یابد؛ بنابراین، منحنی قیمت پیشنهادی به تخصیص منابع اندک زمین به درخواست‌کنندگان براساس ظرفیت پرداخت آنها مربوط می‌شود. کسانی که بیشترین توانایی پرداخت تمرکز را در مرکز دارند، درحالی‌که کسانی که ضعیف‌ترین شرایط پرداخت را دارند در امتداد منحنی در حاشیة شهرهای تک‌هسته‌ای ساکن می‌شوند. درواقع گروه‌های با درآمد بالاتر نوعی انحصار در مناطق مرکزی و داخلی شهر دارند؛ درحالی‌که گروه‌های با درآمد پایین در مناطق حومه‌ای میانی و بیرونی واقع شده‌اند.

 

 

شکل 3- مدل بازار شهری

 

روند عدم تمرکز نشان می‌دهد تمایل به جابه‌جایی درصدی از فعالیت‌های مرکز شهر به مکان‌های میانه یا پیرامونی، جابه‌جایی عملکرد دسترسی در منحنی پیشنهاد قیمت اجاره را تضمین می‌کند؛ درنهایت، این امر باعث بهبود درخور توجهی برای پس‌انداز هزینه در بازار مسکن و هزینة حمل‌ونقل می‌شود (Burke et al, 2010: 1862). مراکز فرعی یا مناطق جغرافیایی مشخص شهر چندهسته‌ای یا یک شهر پراکنده انتخاب مسکن و مشاغل کافی را ارائه می‌دهند که هم ازنظر کمیت و هم ازنظر کیفیت مطابقت دارند (وقتی با توجه به ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی آنها سنجیده می‌شوند). سپس این مناطق می‌توانند به‌عنوان متعادل‌کننده در نظرگرفته شوند؛ درنتیجه، کارگران مکان‌های مسکونی نزدیک به محل کار خود را انتخاب می‌کنند (Lin et al, 2012: 5).

 

روش تحقیق

در این پژوهش به‌منظور تعیین هسته‌های جدید شهری و بهینه‌سازی ساختار فضایی شهر اهواز از 6 شاخص (شامل نسبت زمین‌های بایر، تراکم ساختمانی، فاصله از مرکز شهر، نسبت کل کاربری‌ها در محله، تراکم ناخالص مسکونی و نسبت شاغلین) استفاده شده است. با توجه به اینکه ایجاد هسته‌های جدید به فضا و زمین نیاز دارد و این هسته‌ها باعث افزایش تراکم و فشردگی در شهر می‌شوند، از شاخص‌های استفاده‌شده در رویکردها و پژوهش‌های شهر فشرده و توسعة میان‌افزا بهره گرفته شده است. براساس اصل توسعة میان‌افزا از زمین‌های بایر و فضاهای کم‌تراکم (جمعیتی و ساختمانی) برای توسعه و ساخت‌وساز استفاده می‌شود. براساس محدودة محلات از داده‌های بلوک آماری و کاربری اراضی شهر اهواز میزان هر شاخص محاسبه شده است. شش شاخص برای تمام محلات شهر اهواز به تفکیک، محاسبه و وارد نرم‌افزار اکسل شده‌اند. محلات به‌عنوان گزینه و 6 شاخص به‌عنوان معیارها برای استفاده در مدل کوپراس استفاده شدند. مقیاس فضایی برای تعیین هسته‌های جدید در شهر اهواز، محله بوده است. با توجه به داده‌های شهرداری اهواز و نقشة محدودة محلات، شهر اهواز 116 محله دارد؛ براساس این، محلات رتبه‌بندی شده‌اند. با توجه به اینکه شاخص‌ها تأثیرگذاری متفاوتی در تعیین هسته‌ها دارند، برای وزن‌دهی شاخص‌ها از روش AHP، برای رتبه‌بندی محلات به‌منظور تعیین هستة جدید از روش کوپراس و برای تهیه نقشه‌ها از روش تراکم کرنل استفاده شده است. برای وزن‌دهی شاخص‌ها از میانگین نظرات 10 متخصص در حوزة برنامه‌ریزی شهری استفاده شده است.

 

 

شکل 4- فرایند انجام تحقیق

 

 

تکنیک کوپراس[3]

برای پیاده‌سازی روش کوپراس، ضرورت دارد مراحل مختلف انجام شود. در مرحلة نخست، باید وزن معیارها تعیین شود. برای پیاده‌سازی این روش، ضرورت دارد ابتدا مقادیر هر گزینه به‌ازای هر معیار استخراج شود. سپس با نرمال‌سازی مقادیر ماتریس، وزن و ارزش معیارها حاصل می‌شود (Aghdaie et al, 2013: 6; Zolfani et al, 2012: 530).

 

گام 1- تشکیل ماتریس

پس از تعیین وزن معیارها، ماتریس تصمیم‌گیری به‌عنوان اولین مرحلة روش کوپراس تشکیل می‌شود. در ماتریس تصمیم‌گیری، گزینه‌ها در یک سمت ماتریس و معیارها در سمت دیگر قرار دارند. وزن معیارها نیز به‌عنوان یک ستون جدا در ماتریس آورده می‌شود. برای تکمیل مقادیر ماتریس، میزان ارزش هر معیار برای هر گزینه به‌صورت جداگانه محاسبه و در محل مربوطه نوشته می‌شود.

 

گام 2. تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری تجمیعی

در این گام، باید نظرات را با یکدیگر تجمیع کرد. بدین منظور می‌توان از میانگین حسابی استفاده کرد.

 

گام 3. تشکیل ماتریس وزن‌دار

 برای وزن‌دارکردن ماتریس تصمیم‌گیری، مقادیر هر گزینه در وزن آنها ضرب و بر مجموع مقادیر تقسیم می‌شود. برای تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری وزنی، از فرمول زیر استفاده می‌شود:

(1)

 

 

در این فرمول، qi وزن هر معیار و xij مقدار هر گزینه به‌ازای هر معیار است.

 

گام 4. محاسبة ارزش معیارهای مثبت و منفی

معیارهای مثبت و منفی تفکیک و مشخص می‌شوند. منظور از معیار مثبت یا سازگار، معیاری است که با افزایش مقدار، میزان مطلوبیت آن نیز افزایش یابد؛ اما برای معیارهای منفی، با افزایش مقدار، از میزان مطلوبیت کاسته می‌شود. پس از مشخص‌کردن معیارهای مثبت و منفی، باید ارزش نهایی این معیارها را مشخص کرد. برای این منظور، شاخص Sj+ و Sj- با استفاده از فرمول 2 محاسبه شده‌اند.

(2)

 

 

محاسبة ارزش نهایی گزینه‌ها

طبق فرمول شماره 2، جمع جبری ارزش‌های مثبت و منفی به تفکیک محاسبه می‌شود. در مرحلة پایانی برای محاسبة ارزش نهایی هر گزینه (Q)، از فرمول شماره 3 استفاده می‌شود:

(3)

 

 

در فرمول شماره 3، Sj+ مقدار جمع جبری معیارهای مثبت برای هر گزینه، Sj- مقدار جمع جبری معیارهای منفی برای هر گزینه است. در این بخش، ابتدا 1 بر Sj-، تقسیم و سپس طبق فرمول بالا مقدار Q برای هر گزینه محاسبه می‌شود. مقدار Q نشان‌دهندة‌ میزان ارزش و اهمیت هریک از گزینه‌ها برحسب معیارهاست. مقدار ارزش بالا، نشان‌دهندة اهمیت و مطلوبیت بیشتر گزینه‌ها خواهد بود.

شهر اهواز مرکز استان خوزستان و شهرستان اهواز با ارتفاع متوسط 16 متر از سطح دریا بین 31 درجه و 13 دقیقه تا 31 درجه و 23 دقیقه شمالی و 48 درجه و 32 دقیقه شرقی تا 48 درجه و 47 غربی واقع و شامل هشت منطقة شهرداری بوده است (رنگزن و همکاران، 1390: 5). جمعیت این شهر طبق اعلام مرکز آمار ایران در سال 1395 برابر با 1184788 نفر بوده است (مرکز آمار ایران) که هفتمین کلان‌شهر پرجمعیت ایران به شمار می‌رود (لطفی و همکاران، 1396: 2). در سال 1391 منطقة پنج شهری به شهرستان کارون، تبدیل و در سال 1395 منطقة 4 شهری به دو منطقة جداگانه تقسیم شد. مساحت محدودة قانونی شهر (بعد از جداشدن کوت عبدالله) در حدود 19690 هکتار است.

 

 

شکل 5- موقعیت محدودة مورد مطالعه

 

 

شهر اهواز از لحاظ ساختار فضایی تک‌هسته‌ای به شمار می‌رود. مرکز اصلی شهر همان هستة اولیه آن است که در ساحل شرقی رودخانة کارون واقع شده و با رشد و توسعة شهر، هستة اولیه نیز توسعه یافته است. طرح جامع (سال 1368) با توجه به رشد و گسترش کالبدی شهر، توسعة شهر را به‌صورت ساختار چندهسته‌ای پیشنهاد و مطرح کرده است. طی این دوره طرح، توسعة شهر در مرحلة اول در دو طرف رودخانه و سپس با توجه به امکانات و محدودیت‌های موجود در جوار محورهای اصلی شبکة حمل‌ونقل انجام شده است. در برخی از نواحی مراکز تجاری با عملکرد ناحیه‌ای ایجاد شده‌اند که عبارت‌اند از آخر آسفالت، کوی یوسفی، کیان‌آباد و نهضت‌آباد. بیشتر این مراکز به‌صورت خودجوش و بدون برنامة از پیش تعیین‌شده به وجود آمده‌اند؛ اما باوجود گذشت مدت طرح جامع و اجرای برنامه‌های آماده‌سازی و تفصیلی در زمین‌های بدون کاربرد واقع در غرب کارون همچون گلستان، کیانپارس و ناحیة کارون در شرق رودخانة کارون، شهر کماکان به‌صورت تک‌هسته‌ای عمل می‌کند و یک مرکز اصلی و عمدة تجاری دارد که کل شهر را پوشش می‌دهد. در وضع موجود، نزدیک به نصف سطوح تجاری و تقریباً کلیه هتل‌ها و مراکز توریستی در ناحیة مرکزی شهری اهواز واقع‌شده‌اند.

 

علل عدم تحقق ایدة چندهسته‌ای طرح جامع شهر اهواز

- عدم مکان‌یابی درست هسته‌های جدید شهری که عمدتاً توسط مراکز تجاری، اداری و بازارها شکل می‌یابد (بخش خدمات طبق نیاز شهروندان معمولاً در امتداد راسته‌های اصلی یا محل تقاطع گذرها و گاهی نزدیک مرکز فیزیکی محلات با افزایش دسترسی بهینه به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد. در طرح‌های جامع سعی کرده‌اند مراکز خدماتی را در مراکز هندسی محلات مستقر بسازند؛ اما شهروندان به دلایلی خود را ملزم به رعایت این فرض نمی‌کنند. این نادرستی نسبت به پیش‌بینی و مکان‌یابی طرح نادرست است).

- فقدان مطالعة امکان‌سنجی رشد نواحی مختلف شهر

- عدم بررسی امکان توسعة بازارهای محلی موجود شهر و امکان تبدیل آنها به هسته‌های جدید شهری

- نبود هماهنگی لازم میان سیاست‌های واگذاری زمین شهری و ایده‌های طرح جامع

- فقدان آینده‌نگری و کار مناسب در طراحی و اجرا برای ایجاد مراکز ناحیه‌ای (کریمی حاتمی، 1376: 60). همچنین در رابطه با ساختار فضایی شهر اهواز پوراحمد و همکاران (1395) بیان می‌کنند شهر اهواز به‌علت تراکم بیش از حد در بخش مرکزی و مهاجرت‌های گستردة روستاییان و ساکنان سایر شهرهای استان در مقطع جنگ تحمیلی و پس‌ از آن، در یک حالت انتقالی از توسعة تک‌هسته‌ای به توسعة چندهسته‌ای به مفهوم کامل آن بوده است؛ اما عدم اتخاذ تدابیر و سیاست‌های مناسب این حرکت را به‌صورت نظام‌یافته و به‌عنوان یک الگوی مناسب توسعة شهری درخور توجه قرار نداده و موجب رشد بی‌رویة افقی شهر فارغ از خدمات‌رسانی مناسب شده است. با وجود این، شکل‌گیری هسته‌های مستقل خدمات‌رسان، نظیر کوی انقلاب، حصیرآباد، زیتون کارمندی، گلستان و کیانپارس که عمده خدمات موردنیاز ساکنان خود را تأمین و در برخی از موارد به سایر مناطق نیز خدمات‌رسانی می‌کنند، بخشی از فشار بخش مرکزی شهر را کاهش داده‌اند؛ اما در همین مناطق نیز به‌علت برنامه‌ریزی نامناسب مشکلاتی مانند عدم گروه‌بندی فعالیت‌ها و کمبود سرانة برخی کاربری‌ها نظیر فرهنگی، ورزشی و فضای سبز مشاهده می‌شود.

 

یافته‌های پژوهش

براساس طرح جامع شهر، مراکز خدماتی و کانون‌های عملکردی مهم سازمان فضایی با توجه به مقیاس خود باید از پراکنش و توزیع متعادلی برخوردار باشند. این در حالی است که توزیع برای شهر اهواز شرایط مناسبی ندارد. این مراکز علاوه بر اینکه به میزان کافی نیستند، پراکنش و توزیع متعادلی نیز ندارند و غالباً در مراکز شهر مستقر هستند؛ به‌خصوص نواحی حاشیة شهر که به میزان بسیار پایینی به این مراکز دسترسی دارند و حتی دربارة خدمات ناحیه‌ای و محله‌ای نیز فقدان احساس می‌شود. این موضوع با توجه به گسست کالبدی و نقض شبکة معابر در تأمین دسترسی تمام نواحی شهر به خدمات تشدید شده است. تمرکز شدید فعالیت‌های خدماتی و تجاری در مرکز شهر تعادل لازم را در سازمان فضایی برهم زده و این موضوع علاوه بر ایجاد خلأ در سایر بخش‌ها، میزان بار ترافیکی و تراکمی مرکز شهر را تشدید کرده است. برای ایجاد تعادل فضایی و دستیابی به الگوی مطلوب ساختار و سازمان فضایی در شهر، به تقویت و شناسایی هسته‌های جدید در شهر نیاز است. نواحی شناسایی و تعیین شده برای هسته و کانون عملکردی باید فضا و عرصة توسعه و ساخت‌وساز را داشته باشند. در پهنه‌های سکونتی با فشردگی بالا امکان ایجاد و تقویت هسته‌های عملکردی بسیار دشوار است. همچنین هسته‌ها باید توانایی خدمات‌رسانی به حاشیه و مناطق دارای خلأ خدماتی را داشته باشند و از هستة مرکزی که تمرکز شدید نیز دارد، فاصلة مناسب داشته باشند. علاوه بر این، نسبت کمی از تراکم جمعیت و شاغلین برای شکل‌گیری هستة جدید را داشته باشند. به همین منظور با توجه به داده‌های در دسترس، 6 شاخص (شامل نسبت زمین‌های بایر، تراکم ساختمانی، فاصله از مرکز شهر، نسبت کل کاربری‌ها در محله، تراکم ناخالص مسکونی و نسبت شاغلین) برای انتخاب محلات به‌منظور ایجاد هسته‌های شهری انتخاب شدند. برای تعیین وزن شاخص‌ها از روش AHP استفاده شده است. بالاترین مربوط به شاخص نسبت زمین‌های بایر در محله است و شاخص‌های تراکم ساختمانی، فاصله از مرکز شهر، نسبت کل کاربری‌ها، تراکم ناخالص مسکونی و نسبت شاغلین بعد از آن قرار گرفته‌اند. وزن شاخص‌ها در شکل شماره 6 ارائه شده است.

شاخص تراکم ساختمانی به‌عنوان شاخص منفی استفاده شده است؛ یعنی هرچه مقدار این شاخص پایین‌تر باشد، آن محله برای ایجاد هسته مناسب‌تر است. بقیه شاخص‌ها به‌عنوان شاخص مثبت استفاده شده‌اند؛ یعنی هرچه مقدار 5 شاخص مثبت بالاتر باشد، آن محله پتانسیل بیشتری برای ایجاد هسته دارد؛ گرچه در این شاخص‌ها اولویت با زمین‌های بایر است. با ضرب وزن‌ها در مدل کوپراس، رتبه‌بندی محلات به دست آمده است که در جدول 1 و شکل 8 ارائه شده است.

طبق نتایج به‌دست‌آمده، محلات گلبهار، کیانشهر، منازل شهرداری، الهیه، کمپلو جنوبی، گلدشت، پردیس 3، پردیس 2، کریشان و منازل فولاد در رتبه‌های یک تا 10 قرارگرفته‌اند.

 

شکل 6- وزن نهایی شاخص‌ها با استفاده از روش AHP

 

 

شکل 7- نمایش فضایی شاخص‌های تحقیق

 

جدول 1- نتیجة نهایی کوپراس در شناسایی هسته‌های جدید شهری

رتبه

نام

Q

رتبه

نام

Q

رتبه

نام

Q

1

گلبهار

0.025693

41

شهرک نفت

0.008557

81

صابئین مندائی

0.005577

2

کیانشهر

0.022597

42

باغ شیخ

0.008407

82

آهن افشار

0.005421

3

منازل شهرداری

0.022513

43

مجتمع مسکونی گلستان

0.008202

83

جهاد

0.005352

4

الهیه

0.021432

44

زرگان

0.008199

84

کوی طالقانی

0.00535

5

کمپلو جنوبی

0.019324

45

سی متری

0.008186

85

فاز 3 کوروش

0.005249

6

گلدشت

0.018232

46

لشکرآباد

0.008138

86

شهر سالم (لشکر)

0.005141

7

پردیس 3

0.017655

47

کوی دولت

0.008099

87

آزادشهر

0.005087

8

پردیس 2

0.017415

48

کوی ایثار

0.008001

88

زیتون کارگری

0.005069

9

کریشان

0.017318

49

کوی پلیس

0.007951

89

پاستوریزه

0.005042

10

منازل فولاد

0.016097

50

منبع آب

0.007828

90

چهارصد دستگاه

0.004891

11

آل طاهر

0.015757

51

شهرک دانشگاه

0.007566

91

عامری

0.004837

12

کوی امام

0.01529

52

سلیم آباد

0.007485

92

کوی منازل سازمانی (کمپلو شمالی)

0.004779

13

مندلی

0.015072

53

فاز 4 کوروش

0.007473

93

سلطان منش

0.00471

14

سیاحی

0.014311

54

حصیر آباد

0.007438

94

منابع طبیعی

0.004548

15

رسالت شرق

0.014297

55

فاز 5 پاداد شهر

0.007393

95

آخر آسفالت

0.004421

16

جانبازان

0.013908

56

بهزاد شهر

0.00735

96

پادادشهر

0.004398

17

گلستان جنوبی

0.01385

57

کوی ابوذر

0.007316

97

پاره 60

0.004364

18

معین‌زاده

0.013252

58

آسیاباد

0.007284

98

زعفرانیه

0.004085

19

ملاشیه

0.013095

59

خروسیه

0.00722

99

نیو ساید

0.003941

20

سادات

0.012832

60

20 متری شهرداری

0.00717

100

کارون

0.00351

21

شهرک پیام

0.01263

61

باغ معین

0.007141

101

منازل 15 خرداد

0.003324

22

راه و ترابری

0.012574

62

مجاهد

0.007028

102

امانیه

0.003123

23

سید خلف

0.012354

63

بازار عبدالحمید

0.00692

103

کوی 22 بهمن

0.003095

24

پردیس 1

0.012097

64

سپیدار

0.006761

104

منازل راه آهن

0.002886

25

کوی پیام

0.011676

65

کوی فرهنگیان

0.006751

105

کوی سیلو

0.002729

26

رسالت غرب

0.011641

66

فاز 1 و 2 کوروش

0.006693

106

دانشگاه شهید چمران

0.002453

27

بهارستان

0.011213

67

شهرک برق

0.006606

107

صابئین مندائی

0.005577

28

آغاجاری

0.011156

68

فرهنگ شهر

0.006468

108

آهن افشار

0.005421

29

تراکتور سازی

0.010991

69

ملی راه

0.00644

109

جهاد

0.005352

30

کوی علوی (شلنگ‌آباد)

0.009709

70

فاز 2 پاداد شهر

0.006339

110

کوی طالقانی

0.00535

31

نبوت

0.009637

71

فاز 1 پاداد شهر

0.006321

111

فاز 3 کوروش

0.005249

32

زیتون کارمندی

0.009566

72

زیبا شهر

0.006311

112

شهر سالم(لشکر

0.005141

33

منازل جانبازان

0.009449

73

رفیس آباد

0.006286

113

آزاد شهر

0.005087

34

شهرک رزمندگان

0.009359

74

کوی رمضان

0.00626

114

زیتون کارگری

0.005069

35

کیانپارس شرقی

0.009358

75

کوی طلاب

0.006254

115

پاستوریزه

0.005042

36

بوستان

0.008835

76

بنفشه

0.006215

116

چهارصد دستگاه

0.004891

37

زویه 2

0.008787

77

خز علیه

0.006151

 

 

38

شهروند

0.008683

78

گلستان شمالی

0.006138

 

39

چنیبه علیا

0.008601

79

یوسفی

0.006116

 

40

گلبهار

0.025693

80

سعدی

0.006076

 

 

شکل 8- رتبه‌بندی محلات به‌منظور ایجاد هسته‌های عملکردی جدید

 

شکل 9- مناطق شناسایی‌شده برای ایجاد هسته‌های جدید

 

 

براساس نتایج به‌دست‌آمده از رتبه‌بندی محلات برای شناسایی هسته‌ها و نقشة تراکم کرنل، الگوی مطلوب ساختار فضایی شهر اهواز به‌صورت شکل 10 ارائه می‌شود. الگوی مطلوب، شهری با مدل ترکیبی است که یک هستة قوی با چند هستة فرعی در اطراف شهر و میان شهر دارد که ساختار سلسله‌مراتبی را نشان می‌دهد. براساس شکل 10 از هستة اصلی شهر که شامل هستة تجاری و اداری است، کاسته می‌شود و در بخش‌هایی که فضا و پتانسیل توسعه مشخص شده‌اند، هسته‌های جدید ایجاد خواهند شد؛ کاربری‌های جدید، ایجاد یا بخشی از کاربری‌های اصلی هستة قدیمی در این هسته‌ها مستقر خواهند شد. هسته‌های ایجادشده می‌توانند در بخش‌های اشتغال، تفریح و خدمات به شهروندان خدمات‌رسانی کنند. کاربری دقیق هسته‌ها براساس برنامه‌های توسعة شهر، نیازهای شهروندان و میزان فضای موجود تعیین خواهند شد.

 

 

 

 

شکل 10- ساختار فضایی مطلوب شهر اهواز

 

 

نتیجه‌گیری

هدف پژوهش، شناسایی و ایجاد هسته‌های جدید شهری به ‌منظور دستیابی به الگوی مطلوب ساختار فضایی شهر اهواز است. با توجه به مطالعات قبلی، ساختار فضایی شهر اهواز به‌صورت تک‌هسته‌ای است. تمرکز و تراکم اشتغال و خدمات در محدودة مرکزی (منطقة یک) و محلة امانیه صورت می‌گیرد که باعث افزایش ترافیک و ازدحام در مسیرهای ورودی به این مناطق شده است. همچنین محلات حاشیه‌ای شهر ازنظر دسترسی به خدمات وضعیت نامناسبی دارند؛ بنابراین، برای کاهش بار منطقة مرکزی و افزایش دسترسی و دستیابی به عدالت در مناطق میانی و حاشیه‌ای شهر باید هسته‌های جدید خدماتی و تفریحی ایجاد شوند. با توجه به اینکه هسته‌های جدید به فضای مناسب برای توسعه نیاز دارند و در مناطق با تراکم ساختمانی بالا و فشردگی زیاد امکان ایجاد و تقویت هسته‌ها بسیار دشوار است، باید از محلاتی استفاده شود که نسبت زمین‌های بایر، بیشتر و تراکم ساخت‌وساز کمتر است. در این پژوهش از 6 شاخص برای شناسایی هسته‌های جدید شهری در شهر اهواز استفاده شده است. با توجه به اینکه شاخص‌ها در برنامه‌ریزی و شناسایی هسته‌ها اهمیت یکسانی ندارند، وزن‌دهی صورت گرفته است. سپس برای رتبه‌بندی از مدل کوپراس استفاده شده است. محلات براساس 6 شاخص رتبه‌بندی شده‌اند. گفتنی است تعیین هسته‌های جدید شهری به شاخص‌های بیشتری نیاز دارد؛ به سبب محدودیت تحقیق، از 6 شاخص استفاده شده است. شاخص‌هایی مانند حجم سفر، مالکیت زمین، حوزة جمعیتی و هم‌جواری با هسته‌های فرعی موجود قابلیت استفاده را دارند. محلاتی که پتانسیل توسعه و ایجاد گره و هستة شهری را دارند، در حاشیة شهر هستند؛ محلات گلبهار، کیانشهر، منازل شهرداری، الهیه، کمپلو جنوبی، گلدشت، پردیس 3، پردیس 2، کریشان و منازل فولاد در رتبه‌های یک تا 10 قرار گرفته‌اند. هسته‌های شناسایی‌شده با ایجاد کاربری ترکیبی، ایجاد زیرساخت حمل‌ونقل عمومی به تقویت رویکرد شهر فشرده در شهر اهواز نیز کمک می‌کنند. برای ایجاد هسته‌های جدید، از زمین‌های بایر بهره گرفته می‌شود. افزایش تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی هسته‌ها نیز فشردگی شهر را تقویت می‌کنند. گفتنی است هم‌زمان با ایجاد هسته‌های جدید در شهر، باید کنترل بیشتری بر ساخت‌وساز در حاشیة شهر صورت گیرد و محدودة خدماتی و حریم شهر نیز تثبیت شود.

 

[1] The Monocentric City model

[2] The Polycentric City model

[3] COPRAS

پوراحمد، احمد و همکاران (1395). «تحلیلی بر فضای کالبدی شهر اهواز»، باغ نظر، شماره 39، ص 38-25.
جلیلی صفریان، هما (1393). «تحلیل ساختار و الگوی فضایی فعالیت و سکونت در جهت تعادل بخشی به منطقه کلان‌شهری مشهد»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد شهرسازی - برنامه‌ریزی منطقه‌ای، به راهنمای دکتر هاشم داداش‌پور، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران.
رنگزن، کاظم و همکاران (1390). «بررسی و تحلیل نقش کاربری اراضی در شکل‌گیری جزایر حرارتی با استفاده از R.S وGIS (نمونه موردی: شهر اهواز)»، اولین سمینار ملی کاربرد GIS در برنامه‌ریزی اقتصادی، اجتماعی و شهری، ص 21-1.
طباطبایی، سیدعباس و همکاران (۱۳۸۵). «راه‌کارهای کاهش بار ترافیکی در محدودة مرکزی شهر اهواز»، هفتمین کنفرانس مهندسی حمل‌ونقل و ترافیک ایران، تهران: سازمان حمل‌ونقل و ترافیک تهران، معاونت حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری تهران.
عبداللهی ترکمانی، زهرا و همکاران (1398). «بررسی و تحلیل هسته‌های عملکردی و تأثیر آن بر تعادل ساختار فضایی شهر (مورد: کلان‌شهر تبریز)»، فصلنامه جغرافیا و برنامه‌ریزی، دوره 23، شماره 7، ص 226-207.
قدمی، مصطفی و همکاران (1392). «ارزیابی راهبردی ساختار فضایی شهر در چارچوب پایداری (مطالعه موردی شهرساری)»، فصلنامه اقتصاد و مدیریت شهری، دوره 1، شماره 3، ص 16-1.
کریمی حاتمی، جملیه (1376). «اثرات طرح جامع اهواز بر روند شکل‌گیری شهر (75-1345)»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد جغرافیایی انسانی گرایش شهری روستایی، به راهنمایی دکتر مصطفی بهذادفر، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.
لطفی، صدیقه و همکاران (1392). «بررسی الگوی فضایی شهر و کارآمدی دسترسی‌های شهری (مورد مطالعه: شهر دامغان)»، کاوش‌های جغرافیایی مناطق بیابانی، سال 1، شماره 2، ص 101-77.
لطفی،کوروش و همکاران (1396). «مکان‌یابی پارک‌های محله‌ای اهواز (نمونه موردی: محله زیتون کارمندی، سه‌راه فرودگاه و گلستان)»،کنفرانس پژوهش‌های معماری و شهرسازی اسلامی و تاریخی ایران، ص 14-1.
منتظر، فرامرز (1395). «تحلیل توسعه فضایی و شکل‌گیری هسته‌های نوین شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، به راهنمایی استاد حسین نظم‌فر، دانشگاه اردبیل، اردبیل.
منوچهری میاندوآب، ایوب و همکاران (1398). «تحلیل نقش هسته‌های عملکردی در ایجاد عدم تعادل ساختار فضایی (موردشناسی: کلان شهر تهران)»، فصلنامه جغرافیا و آمایش شهری- منطقه‌ای، سال 9، شماره 33، ص 40-23.
مهندسین مشاور معماری و شهرسازی عرصه (1390). طرح راهبردی توسعه و عمران (جامع) شهر اهواز.
Aghdaie, M. H & et al. (2013). Decision Making in Machine Tool Selection: An Integrated Approach with SWARA and COPRAS-G Methods. Engineering Economics, 24(1), 5–17.
Alexander, I. (1980). Office dispersal in metropolitan areas II: Case study results and conclusions. Geoforum, 11(3), 249-275.
Alford, G & Whiteman, J. (2009). Macro-urban form and transport energy outcomes: Investigations for Melbourne. Road & Transport Research: A Journal of Australian and New Zealand Research and Practice, 18(1), 53.
Anas, A & et al. (1998). Urban spatial structure. Journal of economic literature, 36(3), 1426-1464.
Angel, S & Blei, A. M. (2016). The spatial structure of American cities: The great majority of workplaces are no longer in CBDs, employment sub-centers, or live-work communities. Cities, 51, 21-35.
Arseh Architecture and Urban Planning Consulting Engineers. (2011). Ahvaz Development and Comprehensive Strategic Plan (In Persian).
Bertaud, A & Malpezzi, S. (2003). The spatial distribution of population in 48 world cities: Implications for economies in transition. Center for urban land economics research, University of Wisconsin, 32(1), 54-55.
Burgalassi, D & Luzzati, T. (2015). Urban spatial structure and environmental emissions: A survey of the literature and some empirical evidence for Italian NUTS 3 regions. Cities, 49, 134-148.
Burke, M & et al. (2010). Employment decentralisation in South East Queensland: scoping the transport impacts. Research paper, 29, 1861-1900.
Coppola, P. Papa & et al. (2014). Urban form and sustainability: the case study of Rome. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 160, 557-566.
Dadashpoor, H & Yousefi, Z. (2018). Centralization or decentralization? A review on the effects of information and communication technology on urban spatial structure. Cities, 78, 194-205.
Dökmeci, V & Berköz, L. (1994). Transformation of Istanbul from a monocentric to a polycentric city. European Planning Studies, 2(2), 193-205.
Krehl, A. (2015). Urban spatial structure: An interaction between employment and built-up volumes. Regional Studies, Regional Science, 2(1), 290-308.
Li, Y. (2020). Towards concentration and decentralization: The evolution of urban spatial structure of Chinese cities, 2001–2016. Computers, Environment and Urban Systems, 80, 101425.
Li, Y & Wang, X. (2019). Does polycentric and compact development alleviate urban traffic congestion? A case study of 98 Chinese cities. Cities, 88, 100-111
Lin, D & et al. (2012). The effects of polycentric development on commuting patterns in metropolitan areas. Regional Studies Association.
Liu, K & et al. (2020). Using A New Approach for Revealing the Spatiotemporal Patterns of Functional Urban Polycentricity: A Case Study in the Tokyo Metropolitan Area. Sustainable Cities and Society, 59, 102176.
Luk, J. Y. (2003). Reducing car travel in Australian cities: Review report. Journal of Urban Planning and Development, 129(2), 84-96.
Manole, S. D & et al. (2018). Evaluating the Romanian polycentricity using the Functional Urban Areas determined on the basis of statistical indicators. Romanian Statistical Review Supplement, 66(2), 159-177.
Muñiz, I & Garcia-López, M. À. (2019). Urban form and spatial structure as determinants of the ecological footprint of commuting. Transportation Research Part D: Transport and Environment, 67, 334-350.
Sat, A. N. (2018). Monocentric or polycentric?: Defining morphological structure of Nuts-2 regions of Turkey from 2000 to 2016. Geographica Pannonica, 22(1), 1-13.
Yue, W. & et al. (2010). Polycentric urban development: the case of Hangzhou. Environment and Planning A, 42(3), 563-577.
Zolfani, S. H & et al. (2012). A hybrid MCDM model encompassing AHP and COPRAS-G methods for selecting company supplier in Iran. Technological and Economic Development of Economy, 18(3), 529–543.