تحلیل تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری بر اساس الگوی سه‌بُعدی فرکلاف

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی، اسدآباد، ایران

2 استادیار، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه سیدجمال الدین اسدآبادی، اسدآباد، ایران

چکیده

اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده در ابتدا به عنوان راهکاری آرمان‌شهری و غیربازاری برای مدیریت منابع راکد و ارتقای پایداری شهری مطرح شد، اما در عمل به یک میدان نبرد ایدئولوژیک و ابزاری برای سرمایه‌داری پلتفرمی تبدیل شده است. هدف این پژوهش تحلیل انتقادی سیر تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری در تعامل دیالکتیکی با چرخش‌های ایدئولوژیک غالب و رمزگشایی از پویایی‌های پنهان قدرت در حکمروایی شهری است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی با بهره‌گیری از الگوی سه‌بُعدی فرکلاف (سطوح متنی، عمل گفتمانی و عمل اجتماعی) است. نمونه‌گیری به صورت هدفمند شامل 20 منبع بنیادین دانشگاهی و سیاستی بود. بر اساس یافته‌های پژوهش، این گفتمان سیری غیرخطی را طی کرده و از سه دورۀ «آرمان‌شهر مشترکات» (با محوریت استعاره‌های اجتماع‌مبنا و اعتماد)، «نهادگرایی و شهر هوشمند» (با چرخش به سمت استعاره‌های دسترسی‌مبنا و تکنوکراتیک) و «سرمایه‌داری پلتفرمی» (با تسلط استعاره‌های ماشین استخراج و اقتصاد گیگ) عبور کرده است. در این سیر تحول، وعده‌های رهایی‌بخش و انسان‌محور دوران نخست تحت هژمونی نئولیبرال مصادره و به ابزاری برای استخراج داده، تحمیل اقتصاد گیگ و بازتولید نابرابری‌های فضایی در عصر جامعۀ پلتفرمی تبدیل شده‌اند. در نتیجه، بر اساس یافته‌ها، پایداری یا ناپایداری اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری مشخصۀ ذاتی آن نیست، بلکه از ساختار اقتصاد سیاسی مسلط و الگوی حکمروایی شهری تبعیت می‌کند. در صورت نبود تنظیم‌گری فعالانه و حکمروایی الگوریتمی، این اقتصاد به سمت ناپایداری و بازتولید نابرابری حرکت می‌کند. با وجود این، در صورت ایجاد نهادهای تنظیم‌کنندۀ فراتر از پلتفرم و پشتیبانی از بدیل‌هایی از جمله تعاونی‌های پلتفرمی، این اقتصاد می‌تواند به اصول مشترکات شهری و پایداری شهری بازگردد. برنامه‌ریزان شهری از راه حمایت از حکمروایی فعال و تنظیم‌گری سخت‌گیرانۀ الگوریتم‌ها، می‌توانند از کالایی‌شدن فضا پیشگیری کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Evolution of Urban Sharing Economy Discourse Based on Fairclough’s Three-Dimensional Model

نویسندگان [English]

  • Hafez Mahdnejad 1
  • Ahmad Samdeliri 2
1 Associate Professor, Department of Geography and Urban Planning, Faculty of Humanities, Seyyed Jamaluddin Asadabadi University, Asadabad, Iran
2 Assistant Professor, Department of Agricultural Economics, Seyyed Jamaluddin Asadabadi University, Asadabad, Iran
چکیده [English]

The sharing economy was initially introduced as a utopian and non-market solution for managing idle resources and promoting urban sustainability, but in practice, it has turned into an ideological battlefield and a tool for platform capitalism. The aim of this study is to critically analyze the evolution of the urban sharing economy discourse in dialectical interaction with dominant ideological shifts and to decode the hidden power dynamics in urban governance. The research method is qualitative, based on Critical Discourse Analysis (CDA) utilizing Fairclough’s three-dimensional model (textual, discursive, and social practices). Purposive sampling included 20 fundamental academic and policy sources. Based on the findings, this discourse has undergone a non-linear evolution, passing through three phases: (1) the "utopia of the commons" (centered on community-based metaphors and trust), (2) "institutionalization and the smart city" (shifting towards access-based and technocratic metaphors), and (3) "platform capitalism" (dominated by metaphors of the extraction machine and the gig economy). In this evolutionary path, the emancipatory and human-centered promises of the first era have been appropriated under neoliberal hegemony, transforming into tools for data extraction, imposing the gig economy, and reproducing spatial inequalities in the platform society era. Consequently, based on the findings, sustainability or unsustainability is not an inherent characteristic, but rather depends on the prevailing political-economic structure and the urban governance model. In the absence of proactive regulation and algorithmic governance, it moves towards unsustainability and the reproduction of inequalities. However, by establishing regulatory institutions beyond the platform and supporting alternatives such as platform cooperatives, it can return to the principles of urban commons and urban sustainability. Urban planners, through supporting active governance and strict algorithmic regulation, can prevent the commodification of space.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Urban Sharing Economy
  • Critical Discourse Analysis
  • Platform Capitalism
  • Urban Governance
  • Fairclough’s Three-Dimensional Model
  • Urban Sustainability

مقدمه

یکی از حوزه‌های کانونی برای پیشبرد تحولات پایدار شهری بهبود شیوه‌های مدیریت منابع است. شهرها منابعی بزرگ را انباشته کرده‌اند که بسیاری از آنها ظرفیت بیکاری زیادی دارند (Enochsson et al., 2021). اماکن، پارکینگ‌ها، اتومبیل‌ها، دوچرخه‌ها، ماشین‌های لباسشویی، ابزارها و حتی لباس‌ها در بیشتر طول عمر خود بدون استفاده می‌مانند (Frenken & Schor, 2017). بنابراین، ایدۀ اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده (Mont, 2025) به عنوان یک راه‌حل بالقوه برای بسیاری از چالش‌های پایداری شهری برجسته شده است و راهی جدید برای توزیع منابع است که توسط پلتفرم‌های آنلاین تسهیل می‌شود که در آنها، به کالاهای متعلق به شهروندان و سازمان‌های شهری دسترسی موقت داده می‌شود (Daunoriene et al., 2015  Ertz & Leblanc-Proulx, 2018). اشتراک‌گذاری در سال‌های اخیر از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی (برای مثال، پلتفرم‌های دیجیتال) محبوبیت پیدا کرده و اقتصاد اشتراکی را ممکن کرده است. این ایده به دلیل سهم بالقوه‌اش در فعالیت‌های اقتصادی آینده، «ایده‌ای که جهان را تغییر خواهد داد» نامیده شده است (Palm et al., 2019). اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده شامل شیوه‌ها و صنایعی بسیار ناهمگن است که از اشتراک‌گذاری کالاها گرفته تا خدمات، مهارت‌ها و قابلیت‌ها، اشکال سازمانی از ابتکارات انتفاعی تا غیرانتفاعی و از پلتفرم‌های جهانی تا ابتکارات محلی و جامعه‌محور (Cao et al., 2023) را در بر می‌گیرد. از یک سو، اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده به عنوان یک مدل اقتصادی جدید (Ivanova et al., 2026) در نظر گرفته شده است که قادر به پیشبرد توسعۀ اقتصادی، تقویت انسجام اجتماعی، تحریک کارآفرینی نوآورانه و کاهش اثرات زیست‌محیطی (Chen et al., 2025) و حرکت به سمت یک اقتصاد اخلاقی‌تر است. از سوی دیگر، همچنین به عنوان نوعی از سرمایه‌داری پلتفرمی (Anttiroiko, 2026) در نظر گرفته شده است که الگوی اقتصادی ناپایدار فعلی را تقویت می‌کند و علتی بالقوه‌ برای افزایش مصرف بیش از حد و مشکلات زیست‌محیطی مرتبط است (Barile et al., 2021).

با وجود آنکه اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری در ابتدا به عنوان راهکاری آرمان‌شهری و غیربازاری برای مدیریت منابع راکد و ارتقای پایداری شهری مطرح شد، در عمل به یک میدان نبرد ایدئولوژیک تبدیل شده است؛ از این‌ رو، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است: «گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری چگونه در تعامل دیالکتیکی با تحولات و چرخش‌های ایدئولوژیک غالب تحول پیدا کرده و بازنگری شده است؟». اهداف این پژوهش شامل تحلیل انتقادی سیر تحول این گفتمان بر اساس الگوی سه‌بُعدی فرکلاف، رمزگشایی از پویایی‌های پنهان قدرت در حکمروایی شهری و ارائۀ مدل مفهومی این دگردیسی هستند. ضرورت انجام این پژوهش در آن نهفته است که با وجود گسترش ادبیات موضوع، سه شکاف اصلی در پژوهش‌های گذشته قابل شناسایی هستند. شکاف نخست آن است که پژوهش­های پیشین عمدتاً بر جنبه­های اقتصادی (Sundararajan, 2016)، فنی (McLaren & Agyeman, 2015) و مصرف­­مبنا (Hamari et al., 2016) تأکید کرده‌اند؛ چنانچه از توجه به تعامل­های دیالکتیکی بین چرخش­های ایدئولوژیکی و تحول­های زبانی گفتمان غفلت کرده‌اند. شکاف دوم مربوط به این است که بیشتر پژوهش‌های موجود  تحول­های گفتمانی را به صورت خطی و تکاملی بررسی کرده‌اند (Mont et al., 2020; Frenken & Schor, 2017)؛ در حالی که بر اساس شواهد، سیر تحول آن به صورت دیالکتیکی و غیر خطی است. شکاف سوم در خصوص نبود یک چارچوب تحلیلی است که به طور هم‌زمان بتواند سطوح متنی (استعاره‌ها و دال‌ها)، گفتمانی (شبکه‌های بینامتنی) و اجتماعی (اقتصاد سیاسی فضا) را یکپارچه کند. بر همین اساس، ضرورت بهره­گیری از الگوی سه‌بُعدی فرکلاف (سطوح متنی، عمل گفتمانی و عمل اجتماعی) برای پوشش این شکاف سه‌لایه احساس می­شود. از این رو، به منظور پرکردن این شکاف‌ها، پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه گرایش­های انسان‌محورانۀ دوران نخست تحت هژمونی «سرمایه‌داری پلتفرمی» مصادره و به ابزارهایی برای گردآوری داده، تحمیل اقتصاد گیگ و بازتولید نابرابری‌های فضایی در دوران جامعۀ پلتفرمی تبدیل شده‌اند.

 

مفهوم نظری

چندین نظریه در تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری تأثیرگذار بوده­اند. نظریۀ مشترکات شهر[i] به ضوابط و قراردادهایی مشترک اشاره دارد که مشخصۀ تولید فضای شهری هستند (Charitonidou, 2022). تبلور نظریۀ مشترکات شهر در ابتکارات مردمی در اجتماعات شهری نمود پیدا می‌کند. برای مثال، برخی از اجتماعات شهری خود را وقف حفظ فضاهای سبز و تنوع زیستی در شهر کرده‌اند. آنها با ایجاد باغ‌های اجتماعی، ایجاد گروه‌های دوستدار پارک و تقویت کشاورزی شهری به این هدف دست می‌یابند. گروه‌هایی دیگر از ساکنان با بازگرداندن اقلام دورریخته‌شدۀ پس از تعمیر به چرخۀ مصرف، مصرف منابع را به حداقل می‌رسانند و از این راه آنها را دوباره قابل استفاده می‌کنند (Polko, 2024). پایه‌های نظریۀ مشترکات شهر در تولیدات علمی گستردۀ الینور اوستروم منعکس شده است (Van Laerhoven & Ostrom, 2007). هس[ii] (2008) نقشه‌ای از منابع مشترک جدید، از جمله منابع مشترک فرهنگی، منابع مشترک دانش، منابع مشترک محله و منابع مشترک زیرساخت‌ها را ترسیم کرد.

نظریۀ مصرف دسترسی­­مبنا[iii] از دیگر نظریه­هایی است که در این حوزه از اهمیت زیادی برخوردار است. مصرف دسترسی­­مبنا به الگویی از مصرف گفته می­شود که بر مبنای آن، دسترسی موقت جایگزین مالکیت می‌شود؛ به این معنا که ارزش‌آفرینی در تملک نیست، بلکه در بهره­گیری از ظرفیت مازاد منابع است (Bardhi & Eckhardt, 2012). این مفهوم به مثابۀ نخستین شکاف گفتمانی در حوزۀ اشتراک‌گذاری تلقی می­شود؛ چنانچه استعارۀ دسترسی موقت به ظرفیت مازاد به جای مالکیت سنتی مطرح شده است (Lundgren et al., 2022). به سخن بهتر، دسترسی مصرف­مبنا در بافت و محیط کالبدی شهر به گونه­ای است است که فضا خود به شیء قابل دسترس تبدیل می‌شود (Sankari, 2019). باردی و اکهارت[iv] (2012) شش بُعد را برای نظریۀ مصرف دسترسی­­مبنا پیشنهاد کرده‌اند. این ابعاد متشکل از زمان‌مندی، ناشناس‌بودن، واسطه‌گری بازار،  مشارکت مصرف‌کننده، نوع شیء مورد دسترسی و در نهایت مصرف‌گرایی سیاسی هستند. زمان‌مندی (دسترسی) به فراوانی دسترسی مربوط می‌شود. بُعد ناشناس‌بودن مکانی از صمیمیت تا صمیمیت کمتر در رابطه با نزدیکی به کاربران نهایی متغیر است. در بُعد میانجی‌گری بازار، بین سودآوری و غیرانتفاعی تمایز قائل می‌شوند. در زمینۀ مکانی، سانکاری[v] (2019)  مدل‌های کسب‌وکار اشتراکی را توسعه داده و آنها را به غیرانتفاعی (دفاتر عمومی، مکان‌های سوم و مراکز همکاری) و انتفاعی (هتل‌های اشتراکی، مراکز رشد و استودیوهای مشترک) تقسیم کرده است. بُعد مشارکت مصرف‌کننده به سطح ارائۀ خدمات مربوط می‌شود که در یک طرف آن خدمات کامل و در سوی دیگر آن سلف سرویس قرار دارد ­(Bardhi & Eckhardt, 2012; De Jong et al., 2008; Peters &Manz, 2007). بُعد نوع شیء قابل دسترسی (عملکردی) تعیین می‌کند آیا شیء به دلیل ویژگی‌های فیزیکی یا تجربی‌اش قابل دسترسی است یا خیر. مصرف‌گرایی سیاسی مبتنی بر ترویج منافع ایدئولوژیک است که اساس این بُعد را تشکیل می‌دهد (Lundgren et al., 2022).

از دیگر نظریه­های مطرح‌شده، سرمایه‌داری پلتفرمی است. سرمایه‌داری پلتفرمی به مجموعه­ای از شیوه­های جدید کار و ارزش­آفرینی گفته می­شود که به واسطۀ پلتفرم­های دیجیتال به وجود آمده و از راه پیشرفت در فناوری­های اطلاعات و ارتباطات، الگوریتم­های یادگیری ماشین، داده‌های کلان و تغییر در اولویت­های و ترجیحات مصرف تشکیل شده است. در این الگو، پلتفرم­ها به عنوان زیرساخت­های واسطه­ای عمل می‌کنند؛ به این معنا که ارزش و داده را از کاربران شهری گردآوری می‌کنند و در انحصار غول­های فناوری قرار می­دهند (Langley & Leyshon, 2017; Srnicek, 2017). نظریۀ «سرمایه‌داری پلتفرمی» مجموعه‌ای پویا از شیوه‌های جدید کار را در بر می‌گیرد که توسط پلتفرم‌ها ایجاد شده‌اند و از طریق پیشرفت در فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، تعدیل در شیوه‌ها و ترجیحات مصرف و تغییرات در نحوۀ درک کار ایجاد شده‌اند (Liang et al., 2022). سرمایه‌داری پلتفرمی در دل یک الگوی فناوری گسترده‌تر نهفته است که از پیشرفت‌ها در بیوژنتیک (خلق مواد بیولوژیکی مصنوعی)، الگوریتم‌های یادگیری ماشین، هوش مصنوعی، فناوری نانو، رباتیک و تجزیه‌وتحلیل کلان‌داده‌ها پدید آمده است (Fumagalli, 2025). به‌تازگی، توجه پژوهشگران به اصطلاح «پارادوکس سود» مرتبط با سرمایه‌داری پلتفرمی معطوف شده است. این پارادوکس به این دلیل ایجاد می‌شود که با وجود گسترش کلان‌داده‌ها، الگوریتم‌ها و رایانش ابری، فناوری‌هایی که در ابتدا انتظار می‌رفت هزینه‌های معاملات را کاهش دهند و واسطه‌ها را حذف کنند، عملاً هزینۀ بازار را افزایش داده­اند (Eeckhout, 2021). از این رو، چارچوب نظری پژوهش بر سه رویکرد مکمل متشکل از نظریۀ مشترکات شهر، نظریۀ مصرف دسترسی‌مبنا و نظریۀ سرمایه‌داری پلتفرمی استوار است. این سه نظریه به‌ترتیب ابعاد اجتماعی-نهادی، رفتاری-اقتصادی و فناورانه-اقتصاد سیاسی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری را تبیین می‌کنند (شکل 1).

شکل 1- چارچوب نظری پژوهش (منبع: یافته­های پژوهش، 1405)

مطالعۀ بنکلر[vi] (2004) از جملۀ نخستین پژوهش‌هایی است که در حوزۀ اشتراک‌گذاری انجام شده است و به عنوان نقطۀ آغاز گفتمان به‌اشتراک‌گذاری اجتماعی شناخته می‌شود. بلک[vii] (2010) اقدام به تمایز مفهومی به‌اشتراک‌گذاشته‌شده از شبه به‌اشتراک‌گذاشته‌شده کرده است. باتسمن و راجرز[viii] (2010) گفتمان به‌اشتراک­گذاری را از دیدگاه عمومی و تجاری بررسی کرده‌اند. گانسکی[ix] (2010) مفهوم به‌اشتراک­گذاری را وارد مدل کسب‌وکار کرده است. باردی و اکهارت (2012) اولین شکاف گفتمانی را در حوزۀ به‌اشتراک­گذاری مطرح و «دسترسی» را جایگزین «به‌اشتراک­گذاری» کرده‌اند. مک‌لارن و آگیمن[x] (2015) به‌اشتراک­گذاری را بسط داده و آن را وارد حکمروایی شهری کرده‌اند. هاماری[xi] (2016) گفتمان به‌اشتراک­گذاری را از دیدگاه انگیزۀ کاربران تحلیل کرده است. دیویدسون و اینفرانکا[xii] (2016) ابعاد فضایی و شهری گفتمان به‌اشتراک­گذاری را پررنگ کرده‌اند. کداگنونه و مارتنز[xiii] (2016) ابهام مفهومی و تنظیم­گری را ارائه و مطرح کرده‌اند. کوهن و مونوز[xiv] (2016) گفتمان شهر به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را بسط و توسعه داده‌اند.

مارتین[xv] (2016) اولین نقد جدی را نسبت به گفتمان آرمان‌گرایانۀ به‌اشتراک­گذاری مطرح کرده است. سونداراراجان[xvi] (2016) از سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت در این حوزه دفاع کرده است. شولز[xvii] (2016) مفهوم تعاونی‌های پلتفرمی را وارد گفتمان به‌اشتراک­گذاری کرده است. آکوئر[xviii] و همکاران (2017) پارادوکس‌های اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را نظام‌مند کرده‌اند.  فرنکن و شور[xix] (2017) قلمروهای مفهومی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را بازتعریف کرده‌اند. سرنیچک[xx] (2017) اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را در چارچوب سرمایه‌داری پلتفرمی تحلیل کرده است. ون دایک و همکاران[xxi] (2018) از زاویه‌ای دیگر به این گفتمان نگریسته و جامعۀ پلتفرمی و ارزش‌های عمومی را وارد حوزۀ گفتمان به‌اشتراک­گذاری کرده‌اند. زوولسکا[xxii] و همکاران (2019) تغییرات نهادی را در حوزۀ گفتمان به‌اشتراک­گذاری بررسی کرده‌اند. مونت[xxiii] و همکاران (2020) اقدام به انسجام­بخشی و یکپارچه‌کرده چهار حوزۀ اصلی به‌اشتراک‌گذاری مشتمل بر مفهوم، کاربر، کسب‌وکار و حکمرانی کرده­اند. شور و والاس[xxiv] (2021) تحولات صورت‌گرفته در گفتمان به‌اشتراک‌گذاری را جمع‌بندی و تحولات این گفتمان از آرمان تا واقعیت را نقد کرده‌اند (جدول 1).

 

جدول 1- روند تحول مفهومی و گفتمانی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده در پیشینۀ پژوهش

پژوهشگر (سال) مفهوم یا ایدۀ محوری نقش در تحول گفتمان
بنکلر (2004) به‌اشتراک‌گذاری اجتماعی شکل دادن به گفتمان اولیۀ به‌اشتراک‌گذاری
بلک (2010) تمایز به‌اشتراک‌گذاری و شبه به‌اشتراک‌گذاری تبیین مفهومی گفتمان به‌اشتراک‌گذاری
باتسمن و راجرز (2010) مصرف به‌اشتراک‌گذاشته‌شده عمومی­سازی گفتمان به‌اشتراک‌گذاری
گانسکی (2010) اقتصاد شبکه­ای بسط گفتمان به حوزۀ به‌اشتراک‌گذاری
باردی و اکهارت (2012) مصرف دسترسی­مبنا تغییر گفتمان به سمت دسترسی
مک‌لارن و آگیمن (2015) شهرهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده ارتباط گفتمان با حکمروایی شهری
هاماری و همکاران (2016) انگیزۀ مشارکت تبیین رفتار کاربران
دیویدسون و اینفرانکا (2016) اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده فضامندسازی گفتمان به‌اشتراک‌گذاری
کداگنونه و مارتنز (2016) تنظیم­گری تبیین چالش­های نهادی به‌اشتراک‌گذاری
کوهن و مونوز (2016) شهرهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده توسعۀ چارچوب شهری
مارتین (2016) نقد اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده آغاز رویکرد انتقادی به‌اشتراک‌گذاشته‌شده
سونداراراجان (2016) سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت بازتعریف گفتمان به‌اشتراک‌گذاری
شولز (2016) ورود تعاونی‌های پلتفرمی به گفتمان ارائۀ گفتمان بدیل
آکوئر و همکاران (2017) پارادوکس‌های اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده نظام‌مندسازی پارادوکس‌های به‌اشتراک‌گذاری
فرنکن و شور (2017) بازتعریف مفهومی به‌اشتراک‌گذاری تعیین مرزهای گفتمان به‌اشتراک‌گذاری
سرنیچک (2017) سرمایه‌داری پلتفرمی نقد ساختار قدرت
ون دایک و همکاران (2018) جامعۀ پلتفرمی تأکید بر ارزش‌های عمومی
زوولسکا و همکاران (2019) تغییرات نهادی تبیین تحول نهادی
مونت و همکاران (2020) یکپارچه‌سازی گفتمان به‌اشتراک‌گذاری انسجام‌بخشی گفتمان
شور و والاس (2021) بررسی و تحلیل گفتمان از آرمان تا واقعیت جمع­بندی و نقد گفتمان به‌اشتراک‌گذاری

(منبع: یافته­های پژوهش، 1405)

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از لحاظ هدف، جزو پژوهش‌های بنیادی به حساب می­آید و از لحاظ ماهیت، کیفی است. روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی[xxv] و با پیروی از چارچوب سه‌بعدی فرکلاف[xxvi] (متنی، گفتمانی، اجتماعی) انجام شده است. علت استفاده از چارچوب سه‌بُعدی فرکلاف آن است که توانایی تحلیل هم‌زمان متن، زمینۀ تولید متن و ساختارهای اجتماعی آن را دارد؛ زیرا گفتمان فقط به مجموعه­ای از متون یا واژگان اطلاق نمی­شود، بلکه به مثابۀ کنش اجتماعی است که از راه تعامل میان متن، فرایندهای تولید متن و زمینه­های جغرافیایی، اجتماعی-اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایجاد می‌شود. از این رو، توانایی تحلیل تحولات مفهومی، ایدئولوژیک و سیاستی را دارد و در نتیجه، روشی مناسب برای تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری تلقی می‌شود. واحد تحلیل در پژوهش حاضر متن است. واحد ثبت مفهوم، گزاره، استعاره، واژۀ کلیدی یا دال مرکزی است. همچنین، واحد زمینه کتاب، مقاله و اسناد است.

متناسب با هدف پژوهش در خصوص تحلیل گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری، نمونه­گیری به صورت هدفمند[xxvii] انجام شده است. حجم نمونه متشکل از 20 منبع بنیادین در دو حوزۀ دانشگاهی(16 منبع مربوط به مقاله­ها و کتاب­ها) و سیاستی (4 سند با رویکرد سیاست­گذاری و حکمروایی) است. منابع انتخاب‌شده در بازۀ زمانی 2004-2021 هستند. تعیین حجم نمونه بر مبنای منطق اشباع نظری در روش‌شناسی کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی صورت گرفته است. در تحلیل گفتمان، واحد تحلیل «متن» است. همچنین، واحد ثبت «مفهوم، گزاره، استعاره، واژۀ کلیدی یا دال مرکزی» است. بنابراین، معیار کفایت نمونه تعداد متون یا منابع نیست، بلکه معیار اصلی پوشش کامل زنجیرۀ معنایی و دگرگیسی­های گفتمانی است. پنج معیار برای انتخاب منابع پژوهش در نظر گرفته شده‌اند که عبارت­اند از: نخست، مرجع‌بودن مقاله، کتاب یا اسناد در زمینۀ اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری و همین‌طور تعداد زیاد استناد به آن؛ دوم، نقش بارز در بازتعریف مفاهیم و مؤلفه­های اصلی موضوع پژوهش؛ سوم، منتشرشده توسط ناشران معتبر یا مجله­های نمایه‌شده در پایگاه­های علمی از جمله وب‌آوساینس[xxviii] و اسکوپوس[xxix]؛ چهارم، یکی از مراحل تحول مفهومی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری را نمایندگی می­کند؛ پنجم، تأثیرگذاری منبع بر تحول نظری و سیاستی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری. در واقع، مبنا بر استفاده از منابع مرجع و آثاری است که به مثابۀ نقاط عطف گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری به حساب می­آیند. این نگرش ترکیبی به انتخاب متون زمینه را برای مقایسۀ تطبیقی تحول مفهومی با تحول سیاست­گذاری و برنامه­ریزی فراهم می‌کند (جدول 2).

جدول 2- چارچوب تحلیلی پژوهش بر اساس الگوی سه‌بُعدی فرکلاف

سطح تحلیل پرسش پژوهش خروجی مورد انتظار
متنی واژگان، استعاره­ها و دال‌های مرکزی چگونه تشکیل می­شوند؟ استخراج دال‌های مرکزی، مفاهیم و الگوهای زبانی
عمل گفتمانی چگونه این مفاهیم در ادبیات علمی، تولید، بازتولید و تثبیت شده‌اند؟ شناسایی الگوهای گفتمانی و تحول­های مفهومی
عمل اجتماعی این گفتمان چه تحول­های اجتماعی، اقتصادی، فناورانه و نهادی را منعکس می‌کنند؟ تبیین تحول گفتمان و روابط آن با قدرت، حکمروایی و سیاست‌گذاری

(منبع: یافته­ های پژوهش، 1405)

در رابطه با فرایند اشباع نظری، ابتدا منابع پژوهش به طور عمیق مطالعه شدند و نسبت به استخراج مفاهیم، استعاره­ها، واژگان کلیدی و دال‌های مرکزی اقدام شد. سپس، در مرحلۀ کدگذاری باز، به طبقه­بندی مفاهیم مشابه تحت مضامین محوری مبادرت شد. فرایند تحلیل تداوم یافت تا آنکه پس از منبع بیستم (Schor & Vallas, 2021)، مفهوم، استعارۀ شناختی متمایز و دال مرکزی جدیدی یافت نشد. به سخن بهتر، کدهای باز استخراجی تحت مضامین محوری شناسایی‌شده از متون (متشکل از سه دورۀ آرمان­شهر مشترکات، نهادگرایی و شهر هوشمند و سرمایه­­داری پلتفرمی) قابل طبقه­بندی بودند. در نتیجه، شکاف تازه یا گفتمانی جدید در سطوح متنی، گفتمانی و اجتماعی حاصل نشد. این وضعیت نشانگر اشباع نظری است؛ زیرا اشباع نظری در روش­شناسی تحلیل گفتمان انتقادی زمانی صورت می‌گیرد که اضافه‌کردن متن جدید موجب شناسایی الگوهای زبانی، استعاره­ای یا دال مرکزی جدیدی نشود و به تبع آن، زنجیرۀ بینامتنی گفتمان به طور کامل نمایان شود. افزون بر این، بازۀ زمانی 2004 تا 2021 نیز ابعاد موضوع را پوشش می­دهد؛ زیرا نقطۀ آغاز این گفتمان بنکلر (2004) است و جامع­ترین جمع­­بندی انتقادی مربوط به شور و والاس (2021) است. از این رو، دامنۀ منابع چرخۀ کامل گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری از پیدایش تا بلوغ و نقد را پوشش داده است (جدول 3).

 

جدول 3- تخصیص منابع به سطوح تحلیل فرکلاف

ردیف نوع منبع پژوهشگر (سال) سطح متنی سطح عمل گفتمانی سطح عمل اجتماعی محور موضوعی نمونه‌های متنی و استعاره‌ای مستخرج از منبع
1 دانشگاهی بنکلر (2004)   ü           ü  ظهور به‌اشتراک‌گذاری و کالاهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «کالاهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده». استعارۀ شناختی: «اشتراک‌گذاری به‌ مثابۀ شیوۀ تولید اقتصادی»؛ استعاره‌ای که اشتراک‌گذاری را در تقابل با «بازار» و «سلسله‌مراتب» قرار می‌دهد و نقطۀ آغاز گفتمان آرمان‌شهری است.
2 دانشگاهی بلک (2010)   ü           ü  مصرف به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و دسترسی برابر به مالکیت دال مرکزی: «احساس به‌اشتراک‌گذاشته‌شده» و «شبه‌اشتراک‌گذاری». استعارۀ شناختی: «اشتراک‌گذاری به ‌مثابۀ پدیدۀ اجتماعی-روان‌شناختی»؛ تأکید بر مرزبندی میان اشتراک‌گذاری واقعی (احساسی و اجتماعی) در برابر شبه‌اشتراک‌گذاری (تجاری)
3 دانشگاهی باتسمن و راجرز (2010)   ü         ü    پیدایش مصرف به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «مصرف مشارکتی». استعاره: «آنچه مال من است، مال تو نیز هست.
4 سیاستی گانسکی (2010)   ü         ü    اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده به مثابۀ آیندۀ کسب‌وکارها دال مرکزی: «اقتصاد شبکه‌ای». استعاره: اقتصاد مبتنی بر تاروپود به‌هم‌تنیده.
5 دانشگاهی باردی و اکهارت (2012)   ü           ü  دسترسی و تحرک به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «مصرف دسترسی‌مبنا». استعارۀ شناختی: «جایگزینی دسترسی به جای مالکیت»؛ این منبع اولین شکاف گفتمانی را ایجاد و استعارۀ «دسترسی موقت» را جایگزین مالکیت سنتی می‌کند.
6 دانشگاهی مک‌لارن و آگیمن (2015)   ü         ü         ü  طراحی به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ هوشمند؛ مانیفست و چارچوب راهبردی برای سیاست‌گذاران شهری دال مرکزی: «شهرهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده». استعاره:  «شهر به ‌مثابۀ سرویس» و «هم‌افزایی هوشمند»
7 سیاستی دیویدسون و اینفرانکا (2016)          ü         ü  اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و چالش­های حقوقی و مقرراتی دال مرکزی: «پدیدۀ شهری». استعارۀ شناختی: «فضامندسازی گفتمان»؛ طرح اقتصاد اشتراکی به ‌مثابۀ یک «چالش حقوقی و مقرراتی» که با مقررات سنتی شهرها در تضاد است.
8 سیاستی شولز (2016)   ü         ü         ü  پلتفرم تعاونی و چالش‌های اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «تعاونی‌گرایی پلتفرمی». استعارۀ شناختی: «پلتفرم به‌ مثابۀ ابزار مشترک و بدیل»؛ استعاره‌ای انتقادی در برابر مصادرۀ ارزش‌های اشتراک‌گذاری توسط شرکت‌های بزرگ فناوری
9 دانشگاهی مارتین (2016)   ü         ü         ü  اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و توسعۀ پایدار با محوریت رویکردی انتقادی دال مرکزی: «کابوس سرمایه‌داری نئولیبرال». استعارۀ شناختی: «اقتصاد اشتراکی به ‌مثابۀ کابوس»؛ در تقابل با آرمان «شهر پایدار»، این منبع نشان می‌دهد چگونه خدمات عمومی شهری دچار «کالایی‌سازی» شده‌اند.
10 دانشگاهی سونداراراجان (2016)   ü         ü         ü  اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و ظهور سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت دال مرکزی: «سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت». استعارۀ شناختی: «بازار عظیم بدون اصطکاک»؛ استعاره‌ای که در آن منطق بازار بر فضای شهری مسلط می‌شود و شهروند به «کارگر گیگ» تقلیل می‌یابد.
11 دانشگاهی هاماری و همکاران (2016)   ü           ü  اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده، مصرف مشارکتی مردم دال مرکزی: «انگیزۀ مشارکت». استعارۀ شناختی: «شهروند به‌ مثابۀ کنشگر اجتماعی-محیط‌زیستی»؛ تأکید بر اینکه ارزش‌های اجتماعی و محیط‌زیستی بر انگیزه‌های اولیه و صرفاً اقتصادی کاربران غلبه دارند.
12 سیاستی کداگنونه و مارتنز (2016)          ü         ü  اسناد سیاستی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده در اروپا دال مرکزی: «حدگذاری اقتصاد اشتراکی». استعارۀ شناختی: «اقتصاد اشتراکی به‌ مثابۀ فرصت رشد اقتصادی»؛ سندی سیاستی که به جای طرح موضوع به ‌عنوان چالش حقوقی، گفتمان نئولیبرال و بازارمحور را در سطح اروپا تثبیت می‌کند.
13 دانشگاهی کوهن و مونوز (2016)   ü         ü         ü  شهرهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و چارچوب یکپارچۀ مصرف و تولید پایدار دال مرکزی: «چارچوب یکپارچه». استعارۀ شناختی: «شهر به‌ مثابۀ فضای هم‌افزایی برای مصرف و تولید پایدار»؛ تلاش برای پیوندزدن حکمروایی شهری به اهداف پایداری
14 دانشگاهی فرنکن و شور (2017)   ü         ü         ü  چشم­انداز اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «بازترسیم مرزهای گفتمانی». استعارۀ شناختی: «اشتراک‌گذاری واقعی در برابر اقتصاد گیگ»؛ تفکیک «دسترسی موقت به ظرفیت مازاد» (اشتراک واقعی) از پلتفرم‌هایی که صرفاً «واسطه‌های بازار» (مانند اوبر) هستند.
15 دانشگاهی آکوئر و همکاران (2017)   ü         ü         ü  یک چارچوب سازمان‌دهی برای وعده‌ها و تناقض‌های اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «وعده‌ها و تناقض‌ها». استعارۀ شناختی: «میدان تناقض‌های ذاتی»؛ رمزگشایی از اینکه چگونه پارادوکس‌های این اقتصاد به بازتولید نابرابری‌های فضایی در شهرها منجر می‌شوند.
16 دانشگاهی سرنیچک (2017)   ü         ü         ü  سرمایه‌داری پلتفرمی دال مرکزی: «سرمایه‌داری پلتفرمی». استعارۀ شناختی: «پلتفرم به ‌مثابۀ ماشین استخراج»؛ پلتفرم‌ها به ‌عنوان زیرساخت‌های واسطه‌ای تصویر می‌شوند که ارزش و داده را از کاربران شهری استخراج و در انحصار شرکت‌های بزرگ متمرکز می‌کنند.
17 دانشگاهی ون دایک و همکاران (2018)   ü         ü         ü  جامعۀ پلتفرمی دال مرکزی: «جامعۀ پلتفرمی». استعارۀ شناختی: «شهروند به‌ مثابۀ تولیدکنندۀ رایگان داده»؛ منطقی داده‌مبنا که ارزش‌های عمومی، عدالت فضایی و دسترسی همگانی را به‌شدت تهدید می‌کند.
18 دانشگاهی زوولسکا و همکاران (2019)          ü         ü  کار نهادی و نحوۀ خلق یا اخلال در نهادها توسط سازمان‌های به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «کار نهادی». استعارۀ شناختی: «سازمان‌های اشتراکی به‌ مثابۀ عامل اخلال‌گر»؛ سازمان‌هایی که با نهادهای موجود منطبق نمی‌شوند، بلکه به دنبال «تغییر قواعد بازی» در فضای شهری و مختل‌کردن نهادهای سنتی مدیریت شهری هستند.
19 دانشگاهی مونت و همکاران (2020)   ü         ü         ü  مفاهیم، ​​کاربران، دیدگاه­های کسب‌وکار و حکمروایی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده دال مرکزی: «حکمروایی». استعارۀ شناختی: «گذار از تسهیل‌گری منفعل به تنظیم‌گری سخت‌گیرانه»؛ نشان‌دهندۀ تحول الگوی حکمروایی شهرها در مواجهه با انحصار پلتفرم‌ها
20 دانشگاهی شور و والاس (2021)   ü         ü         ü  تکامل اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده، کار و نقدهای اجتماعی دال مرکزی: «تقابل وعده و واقعیت». استعارۀ شناختی: «وعده‌های رهایی‌بخش به ‌مثابۀ سراب»؛ تقابل دموکراتیزه‌کردن فضا (وعده‌های دورۀ اول) با واقعیت‌های تلخ دورۀ سوم شامل «تبعیض الگوریتمی»، «بی‌امنیتی شغلی» و «تمرکز ثروت».

(منبع: یافته­ های پژوهش، 1405)

پژوهش حاضر نشان می دهد چگونه مکانیسم‌های تاریخی، زبانی و ایدئولوژیک روایت‌های دیالکتیکی را شکل می‌دهند (Fairclough, 2013). در سال‌های اخیر، تحلیل گفتمان توسط دانشگاهیان به عنوان روشی برای درک فرایند اجرای سیاست شهری، به ویژه روش‌های اعمال قدرت توسط بازیگران کلیدی، به کار گرفته شده است (Jacobs, 2006). تحلیل گفتمان انتقادی، نقش زبان را در مشروعیت‌بخشی یا به چالش کشیدن ساختارهای قدرت فضایی آشکار می‌کند (Dehghan & Dadashpoor, 2026). فرکلاف گفتمان را به عنوان یک میدان نبرد ایدئولوژیک در نظر می‌گیرد؛ جایی که واقعیت‌های اجتماعی از طریق مبارزات بینامتنی ساخته می‌شوند (Fairclough, 2013). با گسترش این رویکرد، پژوهش حاضر تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری در متون دانشگاهی و سیاستی را تحلیل می‌کند و ابزاری برای رمزگشایی از پویایی‌های پنهان قدرت در اقتصاد شهری و حکمروایی شهری ارائه می‌دهد. در این راستا، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است: «گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری چگونه در تعامل دیالکتیکی با تحولات و چرخش‌های ایدئولوژیک غالب تحول پیدا کرده و بازنگری شده است؟». برای پاسخ‌دادن به این پرسش، روش پژوهش به شرح زیر ساختار یافته است:

فرایند تحلیل داده­های پژوهش در چهار مرحله صورت گرفته است. در مرحلۀ نخست، منابع پژوهش مطالعه شدند و در این مرحله، به استخراج مفاهیم، واژگان کلیدی، استعاره‌ها، دال‌های مرکزی و گزاره‌های تکرارشونده اقدام شده است. در مرحلۀ دوم، به کدگذاری باز مبادرت شده است و مفاهیم مشابه به صورت مضامین محوری طبقه­بندی شده‌اند. در مرحلۀ سوم، بر اساس الگوی سه‌سطحی فرکلاف، به تحلیل متون بر مبنای سطوح متنی، گفتمانی و اجتماعی اقدام شده است، با این هدف که نحوۀ شکل‌گیری، بازتولید و تغییر معانی مشخص شود. در مرحلۀ چهارم، به تحلیل تطبیقی نتایج حاصل از تحلیل متون اقدام شده است تا به این وسیله، روند تاریخی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری تبیین شود و دوره­های متمایز این تحول مشخص شوند. در این مرحله، به تحلیل تحول و تغییر در مفاهیم مرکزی، بازیگران اصلی، روابط قدرت، رویکردهای سیاستی و پیامدهای شهری مبادرت شده است. در نهایت، مدل مفهومی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری ارائه شده است.

 بحث و یافته­ ها

یافته‌های تحلیل گفتمان انتقادی تحول اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری

تحلیل گفتمان انتقادی بر مبنای الگوی سه‌بُعدی فرکلاف طی چهار مرحله صورت گرفت. این چهار مرحله عبارت­اند از: شناسایی مفاهیم و دال­های مرکزی؛ کدگذای باز و دسته­بندی مضمون­های محوری؛ تحلیل سه‌سطحی منابع پژوهش؛ و در نهایت، تحلیل تطبیقی سیر تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری. بر اساس یافته­های پژوهش حاضر، سیر تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری به صورت خطی و تکاملی نیست، بلکه به مثابۀ یک میدان نبرد ایدئولوژیک است. در این میدان نبرد، مفاهیم از راه تعامل دیالکتیکی میان متن، فرایندهای تولید و بافت اجتماعی-اقتصادی شهر، دچار تحول شده‌اند. بر این اساس، در ادامه، یافته­ها در سه بخش مجزا و در عین حال، دارای ارتباط با هم ارائه می­شوند و در نهایت، به تحلیل تطبیقی سیر گفتمان و ارائۀ مدل مفهومی گفتمان تحول اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری اقدام می‌شود.

 

سطح نخست: تحلیل متنی: شناسایی و استخراج استعاره‌های شناختی، زبانی و دال‌های مرکزی

در سطح متنی، از راه واژگان، استعاره­های شناختی، زبانی و دال­های مرکزی بر چگونگی صورت­بندی مفاهیم تمرکز می­شوند. بر مبنای تحلیل متنی، زبان منابع نه فقط بیانگر واقعیت فضای شهری است، بلکه در مقام یک کنشگر، واقعیت را می­سازد، و در همین راستا، مرزهای مشترکات شهری را بازتعریف می‌کند. بر اساس یافته­های حاصل از پژوهش، استعاره­های متون سه مرحلۀ تکاملی را طی کرده‌اند؛ به این معنا که در مرحلۀ نخست، استعاره‌های اجتماع­مبنا و غیربازاری رواج بیشتری دارند. در مرحلۀ دوم، استعاره‌های تکنوکراتیک و دسترسی‌مبنا تسلط بیشتری دارند. در مرحلۀ سوم، فضا به سمت تسلط استعاره­های پلتفرمی حرکت کرده است. بنابراین، مسیر تحول از استعاره­های اجتماع‌مبنا به استعاره­های پلتفرمی بوده است. در نتیجه، این تحول نشانگر آن است که رژیم معنایی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری از انسجام و یکپارچگی به سمت کالایی­سازی حرکت کرده است. جدول (4) سیر تحول دال‌های مرکزی و استعاره‌های شناختی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری را منعکس کرده است. همان‌طور که این جدول نشان می­دهد، گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری از مفاهیم هنجاری به سمت مفاهیم ساختاری تحول یافته است. بر این اساس، واژگان اعتماد، انسجام و همبستگی و پایداری که در دورۀ نخست پررنگ هستند، در دورۀ سوم به‌شدت کم‌رنگ می­شوند. همچنین، توجه به واژگان پلتفرم، داده و الگوریتم در دورۀ دوم آغاز می‌شود و تأکید بر این واژگان در دورۀ سوم به صورت شتابان و انفجاری رشد کرده است. به موازات این موضوع، توجه به واژگان سرمایه­داری، استثمار و پارادوکس در دورۀ سوم بیشتر شده که نشانگر تسلط گفتمان انتقادی در حوزۀ اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری است. به سخن بهتر، نوعی گذار در مفاهیم اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری اتفاق افتاده که این گذار از گفتمان اجتماعی-اخلاقی به گفتمان سرمایه­داری- تکنوکراتیک و فناورانه در فضای کالبدی و حکمروایی شهری بوده است. این امر به کانون گفتمان انتقادی تبدیل شده است.

جدول 4- سیر تحول دال‌های مرکزی و استعاره‌های شناختی اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری

دورۀ تحول بازۀ زمانی دال‌های مرکزی استعاره‌های شناختی غالب زبانی گفتمان و مضمون پنهان
آرمان­شهر مشترکات 2010-2004 اشتراک­گذاری اجتماعی، کالاهای مشترک، مصرف به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ اقتصاد به مثابۀ خانواده؛ اشتراک‌گذاری دوستانه تمرکز بر غیربازاری‌بودن و اعتماد؛ تأکید بر اخلاق‌گرایی شبکه­ای؛ مطرح‌کردن دسترسی به جای مالکیت از راه بسط مصرف به‌اشتراک‌گذاشته‌شده؛ مطرح‌شدن اشتراک‌گذاری به مثابۀ شیوه­ای از تولید اقتصادی
نهادگرایی و شهر هوشمند 2016-2012 دسترسی، شهر به‌اشتراک‌گذاشته‌شده، پایداری شهری، سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت شهر به مثابۀ سرویس، دسترسی بدیل مالکیت، هم‌افزایی هوشمند تغییر دال از مالکیت به دسترسی؛ تثبیت استعارۀ مصرف مبتنی بر دسترسی در فضای شهر؛ تبدیل پایداری به استعاره­ای تکنوکراتیک برای مدیریت شهری
سرمایه­داری پلتفرمی 2021 به بعد داده­کاوی، کار نامرئی، کار نهادی، گسترش و تسلط پلتفرم­ها، وعده در برابر واقعیت پلتفرم به مثابۀ ماشین استخراج، اقتصاد گیگ، جامعۀ پلتفرمی، نئولیبرالیسم تقویت‌شده کم‌رنگ‌شدن و زوال آرمان­گرایی و تسلط گفتمان انتقادی؛ برساخت‌شدن استعاره­های سرمایه­داری و جامعۀ پلتفرمی؛ تمرکز بر استثمار و بازتولید نابرابری؛ بازترسیم مرزهای گفتمانی؛ تأکید بر حکمروایی فعال

(منبع: یافته‌های پژوهش، 1405)

 سطح عمل گفتمانی؛ تولید، بازتولید و شبکه‌های بینامتنی

تمرکز اصلی عمل گفتمانی فرایندهای بر تولید، توزیع و مصرف متون است. بر اساس یافته­های پژوهش حاضر، گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری از راه یک شبکۀ بینامتنی پیچیده بازتولید شده است. این شبکۀ بینامتنی میان دانشگاه، سیاست­گذاری و بخش خصوصی است. نحوۀ ارجاع متون به یکدیگر بیانگر یک زنجیرۀ معنایی است. در این زنجیرة معنایی، مفاهیم نظری دانشگاهی به ابزارهای سیاست­گذاری تبدیل شده‌اند؛ پس از آن، نهادهای حکمروایی شهری نسبت به تثبیت این ابزارها اقدام کرده‌اند. اسناد سیاستی در دورۀ دوم (2012-2016) از منابع تولیدشده در دورۀ نخست استخراج شده­اند؛ چنانچه نقش اسناد سیاستی بر مصرف و تثبیت منابع دانشگاهی متمرکز بوده است. با وجود این، در دورۀ سوم، دانشگاه به سمت تولید متون و انتقادی حرکت کرده و به این وسیله، تلاش کرده است انحصار سیاست‌گذاران بر تعریف اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری را با چالش‌های جدی مواجه کند. همچنان که جدول (5) نشان می­دهد، سند سیاستی کداگنونه و مارتنز (2016) برای کمیسیون اروپا نمایانگر تثبیت گفتمان نئولیبرال در سطح جهانی است. این سند بر مبنای پژوهش باتسمن و راجرز (2010) استخراج شده است. تلاش این سند بر آن است تا اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را به عنوان یک چالش حقوقی برای شهرها تعریف نکند، بلکه به مثابۀ یک فرصت برای بازار به آن بنگرد. در شبکۀ بینامتنی، برخی از متون به دنبال آن هستند که هژمونی گفتمانی را دچار چالش کنند و آن را به هم بریزند. در این راستا، توماس شولز (2016) با مطرح‌کردن مفهوم پلتفرم تعاونی، به طور مستقیم گفتمان شرکت‌های بزرگ فناوری را نقد کرده است. او با برقراری ارتباطی بینامتنی انتقادی با این گفتمان، به‌وضوح نشان داده است پلتفرم‌های سرمایه‌دارانه ارزش‌های اشتراک‌گذاری را مصادره کرده‌اند. فرنکن و شور (2017) به بازترسیم مرزهای گفتمانی مبادرت کرده‌اند. در این راستا، آنها بین اشتراک‌گذاری واقعی (دسترسی موقت به ظرفیت مازاد) و اقتصاد تقاضا/گیگ (مانند اوبر) تمایز قائل شده‌اند. از دیدگاه آنها، بسیاری از پلتفرم‌ها فقط به مثابۀ واسطه‌های بازار به حساب می­آیند و هیچ‌گونه اشتراک‌گذاری واقعی در آنها اتفاق نمی­افتد. این کنش گفتمانی به مثابۀ تلاش دانشگاهی تلقی می­شود که در جست­و­­جوی بازپس‌گیری معنای اشتراک‌گذاری از سیاست‌گذاران نئولیبرال است. افزون بر این، زوولسکا و همکاران (2019) مفهوم کار نهادی را مطرح کرده­اند. هدف آنها از مطرح‌کردن این مفهوم این است که نشان دهند سازمان­های دخیل در تحقق­پذیری اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری نمی­توانند با نهادهای موجود منطبق شوند؛ زیرا این سازمان­ها در جست­و­جوی تغییر قواعد بازی در فضای شهری هستند، و از این رو، نهادهای سنتی مدیریت شهری را مختل می‌کنند.

جدول 5- شبکۀ بینامتنی و جریان قدرت از دانشگاهی تا سیاست‌گذاری اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری

جریان گفتمانی منابع تولیدکننده (دانشگاهی) منابع مصرف‌کننده–تثبیت‌کننده(سیاستی) ماهیت تعامل و پیامد گفتمانی در فضای شهری
تجاری‌سازی و آینده‌پژوهی باتسمن و راجرز (2010)؛ بنکلر (2004) گانسکی (2010)؛ کداگنونه و مارتنز (2016) دانشگاه به صورت نظری مفاهیم را تعریف کرده، گانسکی از دیدگاه تجاری به این موضوع رسیدگی کرده و سند اروپایی از دیدگاه رشد اقتصادی برای شهرها آن را بومی­سازی کرده است.
چالش‌های حقوقی و مقرراتی باردی و اکهارت (2012)؛ مک‌لارن و آگیمن (2015) دیویدسون و اینفرانکا (2016)؛ شولز (2016) تمرکز دانشگاه بر شناسایی خلأهای قانونی و تضادهای آن با مقررات شهری موجود است، اما اسناد سیاستی به دنبال مدیریت فضای شهری از راه پلتفرم‌های تعاونی یا چارچوب‌های نظارتی هستند.
نقد ساختاری و پارادوکس‌ها آکوئر و همکاران (2017)؛ فرنکن و شور (2017)؛ مارتین (2016) زوولسکا و همکاران (2019) دانشگاه در حال کالبدشکافی و رمزگشایی از وعده‌ها و تناقض‌ها است؛ متناسب با آن، اسناد سیاستی متأخر مجبور به پذیرش واقعیت­های جدید می­شوند. این واقعیت­ها بر کاربست نقش حکمروایی فعال و تنظیم‌گری در مقابل انحصار پلتفرم‌ها تأکید می‌کند.

(منبع: یافته­های پژوهش، 1405)

سطح عمل اجتماعی؛ اقتصاد سیاسی فضا و نبرد ایدئولوژیک

بر اساس یافته‌های پژوهش، در سطح عمل اجتماعی، تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌‌شدۀ شهری نشانگر چندین تحول بزرگ است؛ این تحولات به پویایی­های حاکم بر اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری، از نئولیبرالیسم تا سرمایه‌داری نظارتی ردیابی می­شوند. تحلیل سطح عمل اجتماعی بیانگر آن است که گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌‌شدۀ شهری روابط قدرت در فضای شهری را دچار تحول و آنها را بازتولید کرده است. بازتولید روابط قدرت در فضای شهری از دو محور اصلی قابل تحلیل است:

نخست: از انسجام سنتی شهری تا استخراج داده‌های پلتفرمی: گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌‌شدۀ شهری یک چرخش ایدئولوژیک را تجربه کرده و این چرخش در تقابل با ارزش‌های سنتی و معاصر شهری قابل مشاهده است. در ابتدا، سعی گفتمان اشتراک­گذاری بر آن بود تا در برابر مصرف‌گرایی مدرن مقاومت کند و در راستای این موضوع به دنبال بازتولید ارزش­های سنتی از جمله احیای همسایگی، تقویت اعتماد محلی و استفادۀ بهینه از منابع راکد شهری بود. در این راستا، بلک (2010) بر احساس به‌اشتراک‌گذاشته‌شده تأکید می‌کند که یک پدیدۀ اجتماعی و روان‌شناختی در فضای شهری است. به موازات این امر، هاماری و همکاران (2016) در تحلیل مشارکت مردمی، بر این موضوع متمرکز شده­اند که ارزش‌های اجتماعی و محیط‌زیستی بر انگیزه‌های اولیۀ کاربران در مشارکت تأثیر بیشتری دارند. بنکلر (2004)، از دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا، مفهوم کالاهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را تحلیل و اشتراک‌گذاری را به مثابۀ شیوۀ تولید اقتصادی مطرح کرده است. از دیدگاه او، این شیوۀ تولید در تقابل با بازار و سلسله‌مراتب قرار دارد. با وجود این، در سیر تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری، این ارزش­ها به‌تدریج کم‌رنگ شدند و تحت تسلط منطق سرمایه‌داری پلتفرمی قرار گرفتند. در این راستا، سونداراراجان (2016) مفهوم ظهور سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت را مطرح کرده است. او نشان داده است منطق بازار بر فضای شهری مسلط شده و آن را به یک بازار عظیم بدون اصطکاک تغییر داده است. در این گفتمان جدید، نقش شهروند شهری نیز دچار تغییر و تحول شده است؛ چنانچه حقوق شهری دچار نوعی تقلیل­گرایی شده است و حقوق شهروند به یک کارگر گیگ تقلیل پیدا کرده است. در این راستا، مارتین (2016) به‌وضوح تأکید کرده است اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌‌شدۀ شهری به سوی تحقق هدف­های شهر پایدار حرکت نکرده است، بلکه به کابوسی از سرمایه‌داری نئولیبرال تبدیل شده است؛ زیرا این اقتصاد خدمات عمومی شهری را دگرگون کرده و در معرض کالایی‌سازی قرار داده است. این امر بیانگر هستۀ مرکزی تحول در سطح عمل اجتماعی گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌‌شدۀ شهری است؛ به طوری گفتمان از پایداری محیطی به سمت استثمار نئولیبرال حرکت کرده است.

دوم: حکمروایی شهری در عصر جامعۀ پلتفرمی و بازتولید روابط قدرت: بر اساس یافته‌های سطح اجتماعی، تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری تأثیری بارز بر الگوی حکمروایی شهری گذاشته است. در این تحول، شهرها به عنوان فضای فیزیکی برای تبادلات اقتصادی شناخته نمی­شوند، بلکه به عنوان فضای زیرساخت‌های استخراج داده مطرح شده­اند. در این راستا، ون دایک و همکاران (2018) بر جامعۀ پلتفرمی تأکید کرده و نشان داده‌اند منطق داده­مبنا چالش­های جدی برای ارزش­های عمومی از جمله عدالت فضایی، دسترسی همگانی و برابری ایجاد کرده است. به همین علت، جایگاه شهروند به یک کاربر تولیدکنندۀ داده تقلیل پیدا کرده است. به موازات این تحلیل، سرنیچک (2017)  مفهوم سرمایه‌داری پلتفرمی را مطرح کرده است. از دیدگاه او، پلتفرم‌ها به عنوان زیرساخت‌های واسطه‌ای عمل می‌کنند؛ به این معنا که این پلتفرم‌ها ارزش را از کاربران شهری استخراج و آن را در انحصار شرکت­های بزرگ فناوری متمرکز می­کنند. بر این اساس، حاکمیت شهروندان بر فضا تضعیف می شود و فضا در تسلط صاحبان پلتفرم‌هایی قرار می­گیرد که داده‌های آن فضا را استخراج می‌کنند. مونت و همکاران (2020) به واکاوی حکمروایی در اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری توجه داشته‌اند. بر اساس تحلیل آنها، الگوی حکمروایی شهرها دچار تحولاتی عمیق شده است؛ به طوری که در دورۀ دوم، بر تسهیل­گری تأکید شده، اما در دورۀ سوم، تنظیم­گیری سختگیرانه جایگزین تسهیل­گری شده است. مک‌لن و آگیمن (2015) و کوهن و مونوز (2016) گفتمان شهر به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را مطرح کرده‌اند، با این هدف که حکمروایی شهری را به سمت تحقق پایداری تشویق کنند، اما در دورۀ سوم، منطق سرمایه‌داری تحقق این هدف را با چالش­های زیادی مواجه کرده است. بر همین اساس است که شور و والاس (2021) تقابل وعده و واقعیت را به عنوان یک موضوع مهم در گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری مطرح کرده‌اند. بر اساس تحلیل آنها، این گفتمان نتوانسته است وعده­های اولیۀ خود برای تغییر الگوی مصرف شهری را تحقق بخشد، بلکه به یک ساختار اقتصادی تبدیل شده است. در این ساختار اقتصادی، وعده‌های رهایی‌بخش اولیه (از جمله دموکراتیزه‌کردن فضا، توانمندسازی و مقتدرسازی اقشار گوناگون شهری) به فراموشی سپرده شده و با واقعیت­های نامناسب دیگری از جمله از بین رفتن امنیت شغلی، تمرکز ثروت و امکانات، و تبعیض الگوریتمی در فضای شهری جایگزین شده‌اند. در همین راستا، آکوئر و همکاران (2017) از وعده‌ها و تناقض‌ها رمزگشایی کرده‌اند و نشان داده­اند پارادوکس‌های ذاتی گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری موجب بازتولید نابرابری‌های فضایی شهری شده‌اند. افزون بر این، روند دیالکتیکی بالا تحول‌هایی بارز برای شهرهای درحال توسعه و وابسته به اقتصاد کشاورزی ایجاد می­کند. از جملۀ این تحولات می­توان به شکل‌گیری بستری برای استخراج ارزش از فضاهای محلی و انتقال آن به فراتر از مرزهای شهری اشاره کرد. این موضوع در نهایت به تضعیف جایگاه گروه‌های فقیر و کم­درآمد و بیرون‌ رانده‌شدن آنها از بافت مرکزی شهرها منجر خواهد شد. همین‌طور، تحلیل نتایج پژوهش حاضر با نظریۀ منابع مشترک استروم (به مثابۀ یکی از نظریه­های پایه‌ای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده) بیانگر نکاتی مهم است؛ چنانچه نظریۀ استروم مبتنی بر منابع محدود و یک اکوسیستم بسته است، در حالی که اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته­شده یک پدیدۀ چندوجهی و مبتنی بر دارایی­های ملموس و داده­ها در یک اکوسیستم باز و سیال است. با وجود این، در فضای شهری پلتفرم مبنا، امکان تحقق اصول هشت‌گانۀ استروم مانند شفافیت اولیه، نظارت کاربران و تحریم‌ها وجود ندارد؛ زیرا به علت انحصار اطلاعات و قدرت زیاد الگوریتم‌های تجاری، تراژدی منابع مشترک در سطحی بالاتر تکرار می‌شود. به سخن بهتر، وعدۀ استرومی دورۀ اول، در دورۀ سوم به ضد خود تبدیل خواهد شد. پیشگیری از این موضوع مستلزم تقویت و استقرار نهادهای تنظیم­گر شهری فراتر از پلتفرم است.

به سخن بهتر، تجلی این گفتمان در دورۀ سوم به نفی آرمان­های اولیه و حتی تبدیل این آرمان­ها به نقطۀ مقابل خویش انجامیده است؛ به این معنا که انحصارهای چندگانه ایجاد شده‌اند و در نتیجه، دسترسی به فضای شهری به کالایی کمیاب و گران‌قیمت تبدیل شده است. برای مثال، وعدۀ کاهش بار ترافیکی و استفادۀ مطلوب از فضای شهری موجب افزایش گردشگری و فشار بر زیرساخت­های محله‌های آسیب‌پذیر می‌شود.  علاوه بر این، یکی از بحران‌های بارز شهرهای کنونی مدیریت منابع آبی است. در این راستا، مفهوم آب مجازی بیانگر آن است که منطق سود شخصی ممکن است به تخریب و زوال منابع محلی منجر شود. آب مجازی به آبی اطلاق می‌شود که در فرایند تولید یک کالا مصرف می‌شود. هنگامی که تولیدکنندگان فقط با هدف به حداکثر رساندن سود شخصی و بدون در نظر گرفتن حد بهینۀ اجتماعی، به تولید کالاها در مناطق دارای بحران آبی اقدام و از راه تجارت جهانی آن را به سایر مناطق صادر می‌کنند، به طور عملی، آب محدود آن منطقه را به خارج از منطقه منتقل می­کنند. نتیجۀ این فرایند محروم‌شدن اجتماع محلی از دسترسی به آب آشامیدنی است. از این وضعیت به نوعی تراژدی منابع مشترک تعبیر می­شود، با این تفاوت بارز که برخلاف الگوی استروم، نهاد محلی مؤثری برای نظارت و پایش رفتار تولیدکنندگان وجود ندارد. از طرف دیگر، مصرف‌کنندۀ نهایی که در فاصلۀ جغرافیایی دوری قرار گرفته است، از پیامدهای زیان­آور مصرف خود بر منابع آبی منطقۀ آبی مبدأ اطلاعی ندارد. این مثال به‌وضوح نشانگر آن است که انحصار اطلاعات و قدرت تحت تسلط الگوریتم­ها و پلتفرم­های تجاری تا چه حد فراتر از ظرفیت نهادهای محلی برای مدیریت پایدار منابع است. در نتیجه، ضرورت بازاندیشی در ساختارهای حکمرانی فرامحلی به‌شدت احساس می‌شود، در عین حال که باید نسبت به ایجاد و توسعۀ نهادهای تنظیم­گر در سطحی بالاتر از پلتفرم اقدامات لازم صورت گیرد. در این نقطه، سیر دیالکتیکی گفتمان به ضد خود تبدیل می­شود؛ به گونه­ای که مفهوم اشتراک­گذاری که با هدف تقلیل مشکلات مالکیت خصوصی و توزیع عادلانۀ منابع مطرح شده بود، اکنون به ابزاری برای تمرکز ثروت، انحصار داده­ها و تثبیت داده­سالاری تبدیل شده است.

 

تحلیل تطبیقی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری

بر مبنای یافته­های حاصل از تحلیل تطبیقی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری، روند تاریخی این گفتمان سه دورۀ متمایز را تجربه کرده است. هر دوره منعکس­کنندۀ یک چرخش ایدئولوژیک خاص در اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری است. این دوره­های متمایز تحول گفتمان عبارت­اند از:

دورۀ نخست: ظهور گفتمان و آرمان‌شهر مشترکات (2004-2010): گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری در این دوره با مقالۀ بنکلر (2004) شروع شده و با آثاری مانند باتسمن و راجرز (2010) و گانسکی (2010) تداوم پیدا کرده است. در سطح متنی، مهم‌ترین دال­های مرکزی دورۀ نخست عبارت­اند از: اشتراک‌گذاری اجتماعی، کالاهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و مصرف به‌اشتراک‌گذاشته‌شده. همچنین، استعاره‌های غالب شامل اقتصاد به مثابۀ خانواده و اشتراک‌گذاری دوستانه هستند. این موضوع بیانگر آن است که گفتمان در مقام نوعی ضدگفتمان در مقابل مصرف­گرایی مدرن و منطق غالب بازار مطرح شده است. با وجود این، تحلیل سطح گفتمانی به‌وضوح نمایان می­کند که چرا این آرمان­شهر نتوانسته است در مقابل سرمایه­داری تأثیرگذار باشد؛ زیرا شبکۀ بینامتنی این دوره نتوانسته است یک نهاد سیاست­گذار تثبیت­کننده را تشکیل دهد و فقط در سطح دانشگاهی و کنشگری مدنی ایفای نقش کرده است. بنکلر (2004) به تعریف اشتراک­گذاری با محوریت تقابل با بازار و سلسله‌مراتب مبادرت کرده است. این تعریف تقابلی فضایی مساعد برای جذب آن توسط بازار ایجاد کرده است؛ زیرا هر زمان گفتمانی فقط در تقابل با ساختار موجود اعلام موجودیت کند و در عین حال نتواند بدیل نهادی قابل عملیاتی را ارائه دهد، در نخستین تقابل با قدرت اقتصادی، یا جذب یا خنثی می­شود. همچنین، در سطح عمل اجتماعی، این دوره مفاهیمی مانند سرمایۀ اجتماعی و اعتماد بین­فردی را مطرح کرده است که بلک (2010) آنها را تحت احساس به‌اشتراک­گذاشته‌شده مفهوم­سازی کرده است. با وجود این، تحلیل انتقادی نشانگر آن است که ساختار نهادی و حکمروایی مشخصی برای تحقق این مفاهیم مطرح نشده است؛ از این رو، در دوره­های بعد، پلتفرم‌های تجاری مفاهیم سرمایۀ اجتماعی و اعتماد بین‌فردی را تصاحب کرده و به خدمت منطق بازار درآورده‌اند. به عبارت دیگر، آنچه در این دوره به عنوان اعتماد مورد توجه قرار گرفته است، در دورۀ دوم به رتبه­بندی الگوریتمی و در دورۀ سوم به پایش داده­ای تبدیل شده است. این تحولات آشکار می‌کند آرمان‌شهر مشترکات به علت نبود چارچوب حکمروایی فعال در مقابل هژمونی نئولیبرال به‌شدت آسیب‌پذیر بوده است.

دورۀ دوم: نهادگرایی و شهر هوشمند (۲۰۱۲-۲۰۱۶): آثار فراوانی در شکل­گیری این دوره نقش دارند. با وجود این، دورۀ دوم با مقالۀ باردی و اکهارت (2012) آغاز شده است. تداوم این دوره مدیون تلاش­های نویسندگانی از جمله مک‌لارن و آگیمن (2015)، دیویدسون و اینفرانکا (2016)، شولز (2016)، مارتین (2016)، سونداراراجان (2016)، هاماری و همکاران (2016)، کداگنونه و مارتنز (2016) و کوهن و مونوز (2016) است. در سطح متنی، چرخش زبانی از اشتراک­گذاری به دسترسی صورت گرفته است. این موضوع یک تغییر واژگانی به حساب نمی­آید، بلکه نمایانگر یک چرخش مفهومی عمیق است. باردی و اکهارت (2012) با جایگزین‌کردن دسترسی موقت به جای مالکیت، نخستین شکاف گفتمانی را به وجود آوردند؛ به گونه­ای که بار اجتماعی و اخلاقی اشتراک‌گذاری را تضعیف کردند و جایگاه آن را به سطح یک مدل مصرفی تقلیل دادند. این شکاف گفتمانی زمینۀ زبانی مساعدی برای ورود پلتفرم­های تجاری به فضای شهری را فراهم کرد. در سطح عمل گفتمانی، تحلیل بینامتنی بیانگر آن است که سند سیاستی کداگنونه و مارتنز (2016) از گفتمان آرمانی دورۀ نخست عبور کرده و آن را به فرصت رشد اقتصادی تغییر داده است. به این وسیله، این سند بار انتقادی و ضدبازاری اشتراک‌گذاری را خنثی کرده است. این سند به مثابۀ نوعی تثبیت هژمونیک در چارچوب فرکلاف به حساب می­آید؛ به این معنا که دانشگاه به تولید مفهوم اقدام می‌کند، در عین حال، سیاست­گذار آن را در راستای منافع سرمایه بازتعریف و تثبیت می­کند. در سطح عمل اجتماعی، این دوره نمایانگر چرخش مهم نئولیبرال است که به سمت تکنوکراسی شهری گرایش پیدا کرده است. در این راستا، مک‌لارن و آگیمن (2015) استعارۀ شهر به مثابۀ سرویس را مطرح کردند. به این وسیله، آنها مفهوم پایداری را از یک مفهوم اجتماعی و اخلاقی تغییر دادند و آن را به یک شاخص تکنوکراتیک مدیریت شهری تبدیل کردند. به تناسب این تغییرات، دال­­های مرکزی جدیدی شکل می­گیرند که از جملۀ آنها می­توان به دسترسی، پلتفرم، شهر به‌اشتراک‌گذاشته‌شده و سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت اشاره کرد. متناسب با این شرایط، استعاره‌های غالب گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری نیز تغییر می­یابند و استعاره‌هایی از جمله شهر به مثابۀ سرویس، دسترسی جایگزین مالکیت و هم‌افزایی هوشمند مطرح می‌شوند. از این رو، بازیگرانی جدید در فضای شهری نمایان می‌شوند که از جملۀ آنها می­توان به پلتفرم‌های فناوری، سیاست‌گذاران شهری و کارآفرینان خرد اشاره کرد. روابط قدرت جدید در فضای شهری بر اساس چالش‌های حقوقی و مقرراتی در حال شکل‌گیری هستند. رویکرد سیاست‌گذاری در این دوره بر مبنای تثبیت گفتمان نئولیبرال و تنظیم‌زدایی است. پیامدهایی خاص در این دوره ظاهر شده‌اند که از جملۀ مهم‌ترین آنها کالایی‌سازی خدمات شهری و نمایان‌شدن چالش‌های حقوقی در اجتماعات و محله­های شهری است. مارتین (2016) نخستین انتقاد جدی را در این دوره مطرح کرده است؛ چنانچه تأکید کرده اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته­شده از توجه به هدف­های پایداری غفلت کرده و بیشتر به سمت کالایی‌سازی خدمات عمومی شهری حرکت کرده است. بر این اساس، دورۀ دوم به عنوان یک مصادرۀ گفتمانی قابل بررسی و تحلیل است؛ به این معنا که وعده­های آرمانی دورۀ نخست به وسیلۀ منطق بازار جذب و بازتعریف شده‌اند.

دورۀ سوم: هژمونی و سرمایه‌داری پلتفرمی (۲۰۱۷-۲۰۲۱): نویسندگان فراوانی در شکل‌گیری گفتمان این دوره نقش دارند که از جملۀ آنها می‌توان به فرنکن و شور (2017)، آکوئر و همکاران (2017)، سرنیچک (2017)، ون دایک و همکاران (2018)، زوولسکا و همکاران (2019)، مونت و همکاران (2020) و شور و والاس (2021) اشاره کرد. گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری در این دوره تحولاتی چشمگیر را تجربه کرده است؛ چنانچه به یک هژمونی سرمایه‌دارانه تبدیل شده است که توسط غول­های بزرگ فناوری کنترل می‌شود. متناسب با آن، دال‌های مرکزی نیز تغییر یافته‌اند؛ به طوری که داده­کاوی، کار نامرئی و شناور، انحصارگرایی، نظارت، پلتفرمیسم، وعده و واقعیت و کار نهادی به مهم­ترین دال‌های مرکزی این دوره تبدیل شده­اند. متناسب با این تحولات در گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری، استعاره‌هایی جدید نیز نمایان شده‌اند. از مهم­ترین این استعاره­ها می­توان به پلتفرم به مثابۀ ماشین استخراج، اقتصاد گیگ، محاصرۀ داده‌ها و جامعۀ پلتفرمی اشاره کرد. بازیگرانی جدید در این فضا ظاهر شده­اند؛ به طوری که غول­های بزرگ فناوری، کارگران گیگ و تنظیم‌گران سخت‌گیر به بازیگران اصلی اقتصاد به ‌اشتراک‌ گذاشته‌شدۀ شهری در این دوره تبدیل شده­اند. روابط قدرت نیز تغییراتی بنیادین را تجربه کرده‌اند؛ به طوری که انحصار داده‌ها و الگوریتم‌ها قدرت را به‌شدت در دست غول‌های بزرگ فناوری متمرکز کرده است. رویکرد سیاست‌گذاری شهری بر اساس تنظیم‌گری سخت‌گیرانه و حکمروایی فعال است. این تحولات پیامدهای زیادی بر فضای شهری تحمیل کرده است که از جملۀ این پیامدها می­توان به تسلط داده‌های شهری، تبعیض الگوریتمی، از بین رفتن امنیت شغلی و چالش حق به شهر اشاره کرد.

مدل مفهومی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری

مدل مفهومی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری بر مبنای یافته‌های مربوط به تحلیل سه‌بُعدی فرکلاف و تحلیل تطبیقی تاریخی ارائه شده است (شکل 2). مدل ارائه‌شده به صورت دیالکتیکی و غیرخطی است؛ چنانچه نمایانگر تحول گفتمان در سه دورۀ تاریخی است و اینکه سه سطح تحلیل در تعامل با یکدیگر موجب تحولات گفتمان شده­اند. این مدل در سطح متنی، با نمایش تغییرات زبانی و مفهومی از دال‌های اشتراک‌گذاری اجتماعی در دورۀ نخست تا دال‌های دسترسی در دورۀ دوم و دال‌های داده‌کاوی در دورۀ سوم، به شناخت پویایی‌های زبانی کمک می‌کند. همچنین، این مدل در سطح گفتمانی، مراحل تولید گفتمان توسط دانشگاه، تثبیت آن به‌ وسیلۀ حوزۀ سیاست‌گذاری و در نهایت، به چالش کشیدن آن توسط دانشگاه را نشان می‌دهد. در نهایت، این مدل در سطح اجتماعی، تکامل گفتمان تحت تأثیر اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری را به تصویر می‌کشد. بر مبنای تعامل دیالکتیکی سه سطح، تغییر در یک سطح موجب تحول در دو سطح دیگر می‌شود. برای مثال، تغییر دال‌ها در سطح متنی (افول اعتماد و رشد پلتفرم) ماحصل تغییر در شبکه‌های بینامتنی (تثبیت گفتمان نئولیبرال توسط اسناد اروپایی) است. این امر به نوبۀ خود نمایانگر تحولات سرمایه‌داری جهانی (پیدایش سرمایه‌داری پلتفرمی) است. این مدل مبنایی قدرتمند برای کالبدشکافی و رمزگشایی از پویایی­های پنهان قدرت در اقتصاد شهری و حکمروایی شهری را ارائه کرده است. همین‌طور، بیانگر این است که چگونه گفتمان در تعامل دیالکتیکی با تغییرات و چرخش‌های ایدئولوژیک غالب تکامل یافته و بازاندیشی شده است. تحلیل سه دورۀ تاریخی گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاشته‌شدۀ شهری یک سیر دیالکتیکی و پر از تناقض را به نمایش گذاشته است. در این سیر تاریخی، وعده‌های رهایی‌بخش اولیه (دوره‌های نخست و دوم) به‌سرعت جایگزین می­شوند؛ چنانچه واقعیت‌های تلخ استثمار و انحصار (دورۀ سوم) جایگزین آنها شده‌اند.

شکل 2- مدل مفهومی پژوهش (منبع: یافته­های پژوهش، 1405)

 

نتیجه ­گیری

پژوهش حاضر، با واکاوی دیالکتیکی تحول گفتمان اقتصاد به‌اشتراک‌گذاری‌شدۀ شهری بر اساس الگوی سه‌بعدی فرکلاف، نمایانگر آن است که این سیر تکاملی، مسیری خطی و مبتنی بر پیشرفت‌های فناورانه نیست، بلکه یک «میدان نبرد ایدئولوژیک» است که در آن، وعده‌های رهایی‌بخش و اخلاق‌مدار «آرمان‌شهر مشترکات»، طی یک فرایند بینامتنی پیچیده، ابتدا توسط سیاست‌گذاری‌های نئولیبرال «شهر هوشمند» خنثی و در نهایت، به هژمونی «سرمایه‌داری پلتفرمی» مصادره شده‌اند. از لحاظ نظری، این یافته‌ها ثابت می‌کند تغییر رژیم‌های معنایی (از استعاره‌های اجتماع‌مبنا و اعتماد به ماشین‌های استخراج داده و اقتصاد گیگ) نشانگر چرخش‌های کلان در اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری است. پایداری و ناپایداری این اقتصاد به صورت ساختاری و منوط به الگوی حکمروایی است. به بیان دیگر، شبکۀ بینامتنی میان دانشگاه و اسناد سیاستی ابتدا مفاهیم را برای کالایی‌شدن خدمات شهری مشروعیت داد. با وجود این، با ظهور پارادوکس­هایی مانند انحصار داده و تبعیض الگوریتمی، گفتمان انتقادی به مثابۀ یک عنصر بازدارنده در مقابل تسلط شرکت­های فناوری و بازپس‌گیری معنای اصیل اشتراک گذاری شکل گرفت.

از نظر کاربردی و سیاست‌گذاری شهری، این دگردیسی گفتمانی هشداری بنیادین برای مدیران و برنامه‌ریزان شهری است تا از خوش‌بینی فناورانه و رویکرد «تسهیل‌گری منفعل» فاصله بگیرند. واقعیت امروز شهرها نشان می‌دهد شهروند کنشگرِ دورۀ نخست به «کارگر گیگ» و «تولیدکنندۀ رایگان داده» در دورۀ سوم تقلیل یافته است؛ از این رو، بازپس‌گیری «حق به شهر» و عدالت فضایی مستلزم گذار از حکمروایی بازارمحور به «حکمروایی فعال و تنظیم‌گری سخت‌گیرانه» بر الگوریتم‌ها و جریان داده‌ها است. در این مسیر، عملیاتی‌شدن حکمروایی فعال و بازپس‌گیری «حق به شهر» مستلزم شناخت و برطرف‌کردن موانع ساختاری مشارکت شهروندان در فرایند تصمیم­گیری و سیاست­گذاری شهری و ارتقای پیشران­های اجتماعی و اقتصادی تأثیرگذاری واقعی آنها در مدیریت فضاهای شهری است (جمینی و همکاران، 1401؛ جمینی و جمشیدی، 1403). بر این اساس، دست‌یابی به پایداری واقعی شهری نه از طریق انفعال در برابر پلتفرم‌های خصوصی، بلکه از طریق حمایت از بدیل‌هایی مانند «تعاونی‌های پلتفرمی» و ایجاد زیرساخت‌های داده‌ای عمومی امکان‌پذیر خواهد بود تا ارزش‌های استخراج‌شده از فضای شهری مجدداً به نفع انسجام اجتماعی و مشترکات شهری بازتوزیع شوند.

در راستای ارائۀ راهکارهای عینی و سیاستی، مدیران و نهادهای حکمروایی شهری باید از رویکرد تسهیل‌گری منفعل در مقابل پلتفرم‌های تجاری عبور و به سمت تنظیم‌گری فعال و سخت‌گیرانۀ الگوریتمی حرکت کنند. از جملۀ راهکارهای عملیاتی می‌توان به الزام پلتفرم‌ها به شفافیت الگوریتمی و ممیزی دوره‌ای کدهای برنامه‌نویسی توسط نهادهای ناظر شهری برای جلوگیری از تبعیض‌های فضایی و دستمزدی اشاره کرد. همچنین، شهرداری‌ها می‌توانند با ایجاد زیرساخت‌های داده‌ای عمومی و پلتفرم‌های متن‌باز شهری، مالکیت داده‌های تولیدشده در فضای شهر را از انحصار شرکت‌های فناوری خارج کنند. افزون بر این، تخصیص مشوق‌های مالی، حقوقی و فضایی (مانند اعطای کاربری‌های خاص) به تعاونی‌های پلتفرمی و ابتکارات مردمی مبتنی بر مشترکات شهری راهکاری عینی برای بازتوزیع ارزش‌های استخراج‌شده به نفع شهروندان و احیای اعتماد و سرمایۀ اجتماعی در محله­های شهری خواهد بود.

در خصوص پیشنهادهای مطالعاتی برای آینده، پژوهش‌های آتی می‌توانند با عبور از رویکرد صرفاً کیفی و گفتمانی، به سمت روش‌های ترکیبی و کمی حرکت کنند تا میزان آگاهی شهروندان از حقوق دیجیتال و ارزش واقعی داده‌های تولیدشده توسط آنان در پلتفرم‌های شهری را بسنجند. همچنین، انجام مطالعات تطبیقی میان کلان‌شهرهای کشورهای در حال توسعه و توسعه‌یافته در خصوص نحوۀ مواجهۀ نهادهای محلی با انحصار پلتفرم‌ها می‌تواند الگوهای بومی حکمروایی را غنا بخشد. علاوه بر این، واکاوی موردی چگونگی شکل‌گیری، بقا یا شکست تعاونی‌های پلتفرمی در بافت‌های خاص اجتماعی-اقتصادی و همچنین، بررسی تأثیر فناوری‌هایی نوظهور همچون هوش مصنوعی و اینترنت اشیا بر آیندۀ مشترکات شهری از دیگر مسیرهای پژوهشی پیشنهادی است.

 

[i] Urban Commons Theory

[ii] Hess

[iii] Access-Based Consumption Theory

[iv] Bardhi & Eckhardt

[v] Sankari

[vi] Benkler

[vii] Belk

[viii] Botsman & Rogers

[ix] Gansky

[x] McLaren & Agyeman

[xi] Hamari

[xii] Davidson & Infranca

[xiii] Codagnone & Martens

[xiv] Cohen & Muñoz

[xv] Martin

[xvi] Sundararajan

[xvii] Scholz

[xviii] Acquier

[xix] Frenken & Schor

[xx] Srnicek

[xxi] van Dijck

[xxii] Zvolska

[xxiii] Mont

[xxiv] Vallas

[xxv] Critical Discourse Analysis (CDA)

[xxvi] Fairclough’s three-dimensional framework

[xxvii] Purposeful Sampling

[xxviii] Web of Science

[xxix] Scopus

جمینی، داود؛ شمس الدینی، علی، و جمشیدی، علیرضا (1401). مشارکت شهروندان در مدیریت شهری و تبیین تعیین کننده‌های آن (مورد مطالعه: شهر ایلام). فصلنامۀ مطالعات شهری، 12، 19-30.
جمینی، داود، و جمشیدی، علیرضا (1403). شناسایی مهم‌ترین موانع جلب مشارکت شهروندان در فرایند تصمیم‌سازی‌های شوراهای اسلامی شهر ایلام. فصلنامۀ علمی و پژوهشی پژوهش و برنامه‌ریزی شهری، 15، 53-66.
Acquier, A., Daudigeos, T., & Pinkse, J. (2017). Promises and paradoxes of the sharing economy: An organizing framework. Technological Forecasting and Social Change, 125, 1-10. https://doi.org/10.1016/j.techfore.2017.07.006
Anttiroiko, A.-V. (2026). Lean urban regeneration through inclusion, sharing, and co-creation. Urban Science, 10(4), 209. https://doi.org/10.3390/urbansci10040209
Bardhi, F., & Eckhardt, G. M. (2012). Access-based consumption: The case of car sharing. Journal of Consumer Research, 39(4), 881-898. https://doi.org/10.1086/666376 
Belk, R. (2010). Sharing. Journal of Consumer Research, 36(5), 715-734. https://doi.org/10.1086/612649
Benkler, Y. (2004). Sharing nicely: On shareable goods and the emergence of sharing as a modality of economic production. The Yale Law Journal, 114(2), 273-358. https://doi.org/10.2307/4135731
Botsman, R., & Rogers, R. (2010). What’s mine is yours: The rise of collaborative consumption. Harper Business, New York.
Barile, S., Ciasullo, M. Vi., Iandolo, F., & Landi, G. C .(2021). The city role in the sharing economy: Toward an integrated framework of practices and governance models. Cities, 119, 103409. https://doi.org/10.1016/j.cities.2021.103409
Charitonidou, M. (2022). Urban commons as a bridge between the spatial and the social. In The Palgrave encyclopedia of urban and regional futures. Palgrave Macmillan, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-030-51812-7_290-1  
Cao, J., Prior, J., Giurco, D. & Gu, D. (2023). Power relations are central to shaping collaborative governance of the urban sharing economy. Humanities and Social Sciences Communications, 10, 85. https://doi.org/10.1057/s41599-023-01600-6  
Chen, P., Wu, Y., & Chu, Z. (2025). Towards energy-efficient cities: How does the sharing economy contribute? Energy, 322, 135622. https://doi.org/10.1016/j.energy.2025.135622  
Codagnone, C., & Martens, B. (2016). Scoping the sharing economy: Origins, definitions, impact and regulatory issues. Institute for Prospective Technological Studies - Digital Economy Working Paper 2016/01, European Commission, JRC100369.
Cohen, B., & Muñoz, P. (2016). Sharing cities and sustainable consumption and production: Towards an integrated framework. Journal of Cleaner Production, 134(Part A), 87-97. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2015.07.133
Daunoriene, A., Drakšaite, A., Snieška, V., & Valodkiene, G. (2015). Evaluating sustainability of sharing economy business models. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 213, 836–841. https://doi.org/10.1016/j.sbspro.2015.11.486
Davidson, N. M., & Infranca, J. J. (2016). The sharing economy as an urban phenomenon. Yale Law & Policy Review, 34(2), 215–279. https://ssrn.com/abstract=2802907
Dehghan, R., & Dadashpoor, H. (2026). The evolution of spatial justice discourse in urban studies: A critical discourse analysis. International Journal of Urban Sustainable Development, 18(1), 92–112. https://doi.org/10.1080/19463138.2026.2641854
De Jong, R., Schalk, R., & Cur¸seu, P.L. (2008). Virtual communicating, conflicts and performance in teams. Team Performance Management, 14, 364–380. https://doi.org/10.1108/13527590810912331
Eeckhout, J. (2021). The profit paradox: How thriving firms threaten the future of work. Princeton University Press: Princeton, NJ, USA.
Enochsson, L., Voytenko Palgan, Y., Plepys, A., & Mont, O. (2021). Impacts of the sharing economy on urban sustainability: The perceptions of municipal governments and sharing organisations. Sustainability, 13(8), 4213. https://doi.org/10.3390/su13084213     
Ertz, M., & Leblanc-Proulx, S. (2018). Sustainability in the collaborative economy: A bibliometric analysis reveals emerging interest. Journal of Cleaner Production, 196, 1073–1085. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2018.06.095
Fairclough, N. (2013). Critical discourse analysis: The critical study of language. Routledge.
Frenken, K., & Schor, J. (2017). Putting the sharing economy into perspective. Environmental Innovation and Societal Transitions, 23, 3-10. https://doi.org/10.1016/j.eist.2017.01.003
Fumagalli, A. (2025). Is platform capitalism socially sustainable?. Sustainability, 17, 7071. https://doi.org/10.3390/su17157071 
Gansky, L. (2010). The mesh: Why the future of business is sharing. New York: Penguin Publishing Group.
Hamari, J., Sjöklint, M., & Ukkonen, A. (2016). The sharing economy: Why people participate in collaborative consumption. Journal of the Association for Information Science and Technology, 67(9), 2047-2059. https://doi.org/10.1002/asi.23552
Hess, C. (2008). Mapping the new commons (July 1, 2008). (SSRN Scholarly Paper No. 1356835). http://dx.doi.org/10.2139/ssrn.1356835
Ivanova, D., Büchs, M., & Jack, T. (2026). Relational ownership in the sharing economy. Consumption and Society. Advance online publication.  https://doi.org/10.1332/27528499Y2026D000000085   
Jacobs, K. (2006). Discourse analysis and its utility for urban policy research. Urban Policy and Research, 24(1), 39–52. https://doi.org/10.1080/08111140600590817
Jamini, D., & Jamshidi, A. (2024). Identifying the most important obstacles to citizen participation in the decision-making process of Islamic councils in Ilam. Urban Research and Planning, 15, 53-66. https://doi.org/10.30495/jupm.2024.31791.4334 [In Persian]
Jamini, D., Shamsoddini, A., & Jamshidi, A. (2022). Citizen participation in urban management and identifying its economic and social determinants (case study: Ilam city). Motaleate Shahri, 12, 19-30. https://doi.org/10.34785/J011.2022.007  [In Persian]
Langley, P., & Leyshon, A. (2017). Platform capitalism: The intermediation and capitalisation of digital economic circulation. Finance and Society, 3(1), 11-31. https://doi.org/10.2218/finsoc.v3i1.1936 
Liang, Y., Aroles, J., & Brandl, B .(2022). Charting platform capitalism: Definitions, concepts and ideologies. New Technology, Work and Employment, 37(2), 308-327. https://doi.org/10.1111/ntwe.12234
Lundgren, R., Kyrö, R., & Jylhä, T. (2022). Access-based consumption in the built environment: Sharing spaces. Sustainability, 14(9), 5550. https://doi.org/10.3390/su14095550
Martin, C. J. (2016). The sharing economy: A pathway to sustainability or a nightmarish form of neoliberal capitalism?. Ecological Economics, 121, 149-159. https://doi.org/10.1016/j.ecolecon.2015.11.027 
McLaren, D., & Agyeman, J. (2015). Sharing cities: A case for truly smart and sustainable cities. MIT Press.
Mont, O. (Ed.). (2025). Understanding the urban sharing economy: Sustainability and institutionalisation. Edward Elgar Publishing.
Mont, O., Voytenko Palgan, Y., Bradley, K., & Zvolska, L. (2020). A decade of the sharing economy: Concepts, users, business and governance perspectives. Journal of Cleaner Production, 269, 122215. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2020.122215
Peters, L.M., & Manz, C.C. (2007). Identifying antecedents of virtual team collaboration. Team Performance Management, 13, 117–129. https://doi.org/10.1108/13527590710759865.
Palm, J., Södergren, K., & Bocken, N. (2019). The role of cities in the sharing economy: Exploring modes of governance in urban sharing practices. Energies, 12(2), 4737. https://doi.org/10.3390/en12244737
Polko, A. (2024). Governing the urban commons: Lessons from Ostrom's work and commoning practice in cities. Cities, 155, 105476. https://doi.org/10.1016/j.cities.2024.105476 
Sankari, I. (2019). Co-working space as workplace [Ph.D. Thesis, Aalto University]. Espoo, Finland.
Schor, J., & Vallas, S. P. (2021). The sharing economy: Rhetoric and reality. Annual Review of Sociology, 47(1). https://doi.org/10.1146/annurev-soc-082620-031411
Scholz, T. (2016). Platform cooperativism: Challenging the corporate sharing economy. Rosa-Luxemburg-Stiftung: New York Offices.
Srnicek, N. (2017). Platform capitalism. Polity Press.
Sundararajan, A. (2016). The sharing economy: The end of employment and the rise of crowd-based capitalism. MIT Press
van Dijck, J., Poell, T., & de Waal, M. (2018). The platform society: Public values in a connective world. Oxford University Press.
Van Laerhoven, F., & Ostrom, E. (2007). Traditions and trends in the study of the commons. International Journal of the Commons, 1(1), 3-28. https://www.jstor.org/stable/26522979
Zvolska, L., Voytenko Palgan, Y., & Mont, O. (2019). How do sharing organisations create and disrupt institutions? Towards a framework for institutional work in the sharing economy. Journal of Cleaner Production, 219, 667–676. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2019.02.057