حکمرانی شبکه‌ای شهر کارآفرین: ارائۀ مدل مبتنی بر تحلیل گراف و زیست‌بوم کارآفرینی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استاد گروه اقتصاد و کارآفرینی. دانشکده علوم اجتماعی. دانشگاه رازی. کرمانشاه. ایران

3 دانشیار گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده علوم اجتماعی. دانشگاه رازی. کرمانشاه. ایران

چکیده

تحولات ناشی از اقتصاد دانش‌بنیان، رقابت فزایندۀ شهری و پیچیدگی حکمرانی شهری، شهرها را به زیست‌بوم‌هایی شبکه‌ای و چندلایه تبدیل کرده است که توسعۀ آنها به کیفیت تعامل میان بازیگران نهادی، اقتصادی و دانشی وابسته است. در این چارچوب، شهر کارآفرین به رویکردی کلیدی در توسعۀ شهری بدل شده است. با وجود گسترش ادبیات نظری، بیشتر مطالعات رویکردی توصیفی داشته و کمتر به تحلیل ساختار تعاملات و سازوکارهای حکمرانی با استفاده از مدل‌سازی شبکه‌ای توجه کرده‌اند. این پژوهش با هدف طراحی مدل سیاست‌گذاری شهر کارآفرین مبتنی بر تحلیل شبکه انجام شد. روش پژوهش از نوع ترکیبی اکتشافی–تحلیلی است. در گام نخست، با فراترکیب، بازیگران و مؤلفه‌های اثرگذار شناسایی شدند. سپس، روابط در قالب شبکۀ چندلایۀ جهت‌دار و وزن‌دار مدل‌سازی شدند. تحلیل شبکه با پایتون و شاخص‌های مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی انجام شد. نتایج نشان داد ساختار شهر کارآفرین شبکه‌ای و پویاست و کیفیت روابط میان بازیگران نقش تعیین‌کننده دارد. دولت‌های محلی، دانشگاه‌ها، شتاب‌دهنده‌ها و نهادهای واسط گره‌های کلیدی هستند. ضعف پیوندهای نهادی میان سیاست‌گذاران و نوآوران از چالش‌های اصلی است. این پژوهش با تلفیق شهر کارآفرین، حکمرانی شبکه‌ای و علوم شبکه، چارچوبی تحلیلی برای سیاست‌گذاری ارائه و نشان می‌دهد مدل‌سازی شبکه‌ای ابزاری مؤثر برای شناسایی گره‌های کلیدی و طراحی مداخلات سیاستی است. یافته‌های پژوهش بر ضرورت تقویت پیوندهای نهادی، توسعۀ همکاری‌های بین‌بخشی و طراحی سیاست‌های یکپارچۀ شهری تأکید دارد و نشان می‌دهد بهبود تعاملات شبکه‌ای می‌تواند به ارتقای نوآوری، افزایش رقابت‌پذیری و پایداری توسعۀ شهری در شهرهای در حال گذار کمک کند و مبنای سیاست‌گذاری آتی قرار می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Network Governance of the Entrepreneurial City: Presenting a Model Based on Graph Analysis and the Entrepreneurial Ecosystem

نویسندگان [English]

  • Foad Shirani 1
  • Sohrab Delangizan 2
  • Yosef Mohamadifar 3
1 Ph.D. Student Department of Management and Entrepreneurship, Faculty of Social Sciences, Razi University, Kermanshah, Iran
2 Professor of Economics, Economics Department, Social Sciences Faculty, Razi University, Kermanshah, Iran
3 Associate professor Department of Management and Entrepreneurship, Social Sciences Faculty, Razi University, Kermanshah, Iran
چکیده [English]

The developments resulting from the knowledge-based economy, increasing urban competition, and the complexity of urban governance have transformed cities into networked and multilayered ecosystems whose development depends on the quality of interaction between institutional, economic, and knowledge actors. Despite the expansion of theoretical literature, most studies have taken a descriptive approach and have focused less on analyzing the structure of interactions and governance mechanisms using network modeling. This research aimed to design a policy-making model for the entrepreneurial city based on network analysis. The research method is a mixed exploratory-analytical type. In the first step, using meta-synthesis, influential actors and components were identified. Then, relationships were modeled in the form of a directed and weighted multilayer network. Network analysis was performed with Python and the degree, betweenness, and closeness centrality indices. The results showed that the structure of the entrepreneurial city is networked and dynamic, and the quality of relationships between actors plays a decisive role. Local governments, universities, accelerators, and intermediary institutions are key nodes. Weak institutional links between policymakers and innovators are a major challenge. This research provides an analytical framework for policymaking and shows that network modeling is an effective tool for identifying key nodes and designing policy interventions. The research findings emphasize the need to strengthen institutional links, develop cross-sectoral collaborations, and design integrated urban policies, and show that improving network interactions can help promote innovation, increase competitiveness, and sustainability of urban development in cities in transition and form the basis for future policymaking.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Entrepreneurial City
  • Network Governance
  • Entrepreneurial Ecosystem
  • Network Analysis
  • Graph Modeling
  • Urban Policymaking

مقدمه

در دهه‌های اخیر، شهرها بیش از هر زمان دیگری به کانون‌های اصلی نوآوری، پویایی اقتصادی و تحولات کارآفرینانه تبدیل شده‌اند. در بستر جهانی‌شدن، گسترش اقتصاد دانش‌بنیان، رقابت فزاینده میان مناطق شهری و تحولات فناورانه، شهرها دیگر صرفاً واحدهایی اداری یا جغرافیایی تلقی نمی‌شوند، بلکه به‌ عنوان زیست‌بوم‌هایی پیچیده و پویا شناخته می‌شوند که در آنها، تعامل میان بازیگران نهادی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه، مسیر توسعه و رقابت‌پذیری شهری را شکل می‌دهد (Cho et al., 2022; Florida et al., 2020). در این چارچوب، توانایی شهرها در خلق و هدایت ظرفیت‌های کارآفرینانه به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعۀ پایدار و مزیت رقابتی شهری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مفهوم «شهر کارآفرین» به ‌عنوان یکی از رویکردهای نوین حکمرانی و توسعۀ شهری، توجهی گسترده‌ را در ادبیات کارآفرینی، برنامه‌ریزی شهری و توسعۀ منطقه‌ای به خود اختصاص داده است. شهر کارآفرین به شهری اطلاق می‌شود که از طریق بسیج منابع نهادی، اقتصادی، اجتماعی و فضایی، زمینۀ توسعۀ نوآوری، جذب سرمایه، شکل‌گیری کسب‌وکارهای نوآور و توسعۀ ظرفیت‌های رقابت‌پذیری را فراهم می‌کند (Jessop & Sum, 2000). برخلاف الگوهای سنتی مدیریت شهری که عمدتاً مبتنی بر ارائۀ خدمات عمومی و اداره بوروکراتیک شهر بودند، رویکرد شهر کارآفرین بر سیاست‌گذاری توسعه‌گرا، حکمرانی شبکه‌ای، انعطاف نهادی، مشارکت میان‌بخشی و خلق مزیت رقابتی تأکید دارد (Hubbard, 1996; Harvey, 1989).

به ‌موازات تحول مفهوم شهر کارآفرین، ادبیات زیست‌بوم‌های کارآفرینی نیز طی سال‌های اخیر رشدی چشمگیر داشته است. پژوهشگران این حوزه تأکید می‌کنند موفقیت زیست‌بوم‌های کارآفرینی صرفاً به حضور کارآفرینان یا بنگاه‌های اقتصادی وابسته نیست، بلکه کیفیت تعامل میان دانشگاه‌ها، دولت‌های محلی، سرمایه‌گذاران، صنایع، شتاب‌دهنده‌ها، نهادهای حمایتی و شبکه‌های اجتماعی نقشی تعیین‌کننده‌ در پایداری و اثربخشی این زیست‌بوم‌ها دارد (Spigel & Harrison, 2018; Stam & Van de Ven, 2021 ). از این نظر، زیست‌بوم کارآفرینی را باید نظامی چندلایه و شبکه‌ای دانست که در آن، روابط متقابل میان بازیگران و سازوکارهای حکمرانی بنیان اصلی توسعۀ کارآفرینی شهری را تشکیل می‌دهد (Brown & Mason, 2017).

در سال‌های اخیر، رویکردهای جدید پژوهشی تلاش کرده‌اند فراتر از تحلیل‌های صرفاً اقتصادی یا نهادی حرکت و به ابعاد حکمرانی، شبکه‌های تعامل و پیچیدگی ساختاری زیست‌بوم‌های کارآفرینی توجه کنند. در همین راستا، پژوهشگران نشان دادند پویایی زیست‌بوم‌های کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه به‌شدت تحت تأثیر تعاملات سیاسی، تنش‌های نهادی و الگوهای حکمرانی قرار دارد و بدون تحلیل روابط میان بازیگران، امکان فهم واقعی سازوکارهای توسعۀ کارآفرینی وجود ندارد (Kromidha et al., 2024). همچنین، پژوهش «توسعۀ زیست‌بوم‌های نوآوری و کارآفرینی در شهرها» تأکید می‌کند شکل‌گیری زیست‌بوم‌های شهری موفق حاصل فرایندی تدریجی از تعاملات نهادی، یادگیری شبکه‌ای و همکاری میان کنشگران شهری است و نمی‌توان آن را صرفاً با شاخص‌های اقتصادی توضیح داد.

با وجود توسعۀ قابل ملاحظۀ ادبیات نظری در حوزۀ شهر کارآفرین، همچنان خلأهایی مهم در سطح نظری و روش‌شناختی وجود دارند. نخست آنکه، بخشی عمده‌ از مطالعات موجود در بستر کشورهای توسعه‌یافته شکل گرفته‌اند و قابلیت تعمیم آنها به شهرهای کشورهای در حال توسعه با ساختارهای نهادی و مدیریتی متفاوت، محدود است (Theodoraki et al., 2022). دوم آنکه، بسیاری از پژوهش‌ها همچنان شهر کارآفرین را به‌ صورت مفهومی، توصیفی یا خطی مطالعه می‌کنند و کمتر پژوهشی تلاش کرده است تعاملات پیچیده میان بازیگران، سیاست‌ها، نهادها و شاخص‌های توسعۀ شهری را در قالب مدل‌های محاسباتی و تحلیل شبکه‌ای بررسی کند. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم زیست‌بوم‌های کارآفرینی اساساً ساختارهایی پویا، تطبیقی و وابسته به روابط شبکه‌ای هستند. پژوهش‌های جدید در حوزۀ تاب‌آوری زیست‌بوم‌های کارآفرینی نشان می‌دهند پایداری و عملکرد این زیست‌بوم‌ها تا حدی زیاد به ساختار شبکه، میزان تراکم ارتباطات، موقعیت بازیگران کلیدی و کیفیت پیوندهای میان نهادی وابسته است (Roundy et al., 2017). بنابراین، مطالعۀ شهر کارآفرین بدون تحلیل ساختارهای شبکه‌ای و روابط میان بازیگران تصویری ناقص از واقعیت پیچیدۀ حکمرانی شهری ارائه خواهد داد. علاوه بر این، پژوهش دیگر پژوهشگران نشان می‌دهد حکمرانی مبتنی بر کارآفرینی در شهرها صرفاً یک فرایند اقتصادی نیست، بلکه فرایندی چندبُعدی و فضامند است که در آن، تفاوت‌های اجتماعی، نهادی و فضایی بر نحوۀ توزیع منابع، قدرت و فرصت‌های کارآفرینانه تأثیر می‌گذارند. از این ‌رو، مدل‌سازی شهر کارآفرین نیازمند رویکردی است که بتواند هم‌زمان پیچیدگی روابط نهادی، تعاملات فضایی و شبکه‌های کنش را در قالب یک چارچوب تحلیلی یکپارچه توضیح دهد (Hartman & Kear, 2024).

هم‌زمان با توسعۀ مفهوم شهر هوشمند، مطالعات جدید بر پیوند میان حکمرانی هوشمند شهری، فناوری‌های دیجیتال و توسعۀ زیست‌بوم‌های کارآفرینی تأکید دارند. در این زمینه، شهرهای هوشمند زمانی می‌توانند به بستر توسعۀ کارآفرینی تبدیل شوند که میان زیرساخت‌های فناورانه، سیاست‌گذاری شهری، شبکه‌های دانشی و بازیگران اقتصادی نوعی هم‌افزایی ساختاری ایجاد شود (Bukhari et al., 2024). این رویکرد نشان می‌دهد تحلیل شهر کارآفرین در عصر جدید، بدون بهره‌گیری از ابزارهای تحلیلی مبتنی بر داده، مدل‌سازی شبکه‌ای و تحلیل روابط پیچیده، با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد بود.

پژوهش حاضر تلاش می‌کند با بهره‌گیری از تحلیل شبکه، مدل‌سازی گراف و رویکردهای محاسباتی، چارچوبی برای مدل‌سازی سیاست‌گذاری شهر کارآفرین ارائه دهد. در این پژوهش، شهر کارآفرین به ‌مثابۀ یک نظام حکمرانی چندلایه مفهوم‌سازی می‌شود که از تعامل میان بازیگران نهادی، سیاست‌گذاران، شبکه‌های اقتصادی، شاخص‌های عملکردی و پیشران‌های توسعۀ شهری شکل می‌گیرد. در همین راستا، روابط میان عناصر زیست‌بوم شهری از طریق مدل‌سازی شبکه‌ای وزن‌دهی و تحلیل می‌شوند تا بازیگران کلیدی، مسیرهای اثرگذاری و نقاط مداخله سیاستی شناسایی شوند. اهمیت این پژوهش در آن است که تلاش می‌کند میان ادبیات کارآفرینی شهری، حکمرانی شبکه‌ای و علوم محاسباتی پیوند برقرار کند. ترکیب تحلیل کیفی زیست‌بوم کارآفرینی با مدل‌سازی کمی مبتنی بر گراف، می‌تواند افقی جدید در مطالعات سیاست‌گذاری شهری و حکمرانی کارآفرینانه ایجاد کند. افزون بر این، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر با توجه به ویژگی‌های نهادی، مدیریتی و اقتصادی کشورهای در حال توسعه طراحی شده است و می‌تواند چارچوبی بومی و در عین ‌حال، قابل توسعه برای تحلیل شهرهای کارآفرین فراهم آورد.

در نهایت، پژوهش حاضر بر این فرض استوار است که توسعۀ شهر کارآفرین را نمی‌توان صرفاً از طریق سیاست‌های خطی و بخشی تحلیل کرد، بلکه این فرایند نیازمند درکی سیستمی از تعاملات میان بازیگران، نهادها، سیاست‌ها و شبکه‌های اقتصادی در بستر زیست‌بوم شهری است. از این‌ رو، مدل پیشنهادی این پژوهش می‌کوشد علاوه بر توسعۀ ادبیات نظری شهر کارآفرین، ابزاری تحلیلی و مبتنی بر شواهد برای سیاست‌گذاران و مدیران شهری فراهم آورد تا بتوانند مسیرهای مؤثر توسعۀ کارآفرینی شهری را شناسایی و مدیریت کنند.

مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش

  1. شهر کارآفرین و تحول پارادایم حکمرانی شهری

تحولات اقتصادی و اجتماعی دهه‌های اخیر، به ‌ویژه جهانی‌شدن اقتصاد، گسترش رقابت میان مناطق شهری، توسعۀ اقتصاد دانش‌بنیان و تغییر الگوهای تولید، موجب تغییر بنیادین در نقش شهرها و شیوه‌های حکمرانی شهری شده است. در این شرایط، شهرها دیگر صرفاً واحدهایی برای ارائۀ خدمات عمومی و مدیریت اداری تلقی نمی‌شوند، بلکه به ‌عنوان بازیگران فعال اقتصادی و کانون‌های خلق ارزش، نوآوری و رقابت‌پذیری شناخته می‌شوند (Harvey, 1989). در نتیجه، مفهوم «شهر کارآفرین» به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین پارادایم‌های جدید توسعۀ شهری مطرح شده است. کارآفرینی شهری در سال‌های اخیر به شکلی جدید از «دولت‌سالاری مدیریتی» تحول یافته است که در آن، دولت‌ها فراتر از منطق بازار، نقشی چندبُعدی در تأمین مالی، حکمرانی فضایی و مدیریت اجتماعی ایفا می‌کنند (Wu et al., 2025). این یافته بیانگر آن است که تحلیل شهر کارآفرین نیازمند رویکردی است که بتواند هم‌زمان پیچیدگی روابط نهادی و سازوکارهای حکمرانی را در قالبی یکپارچه توضیح دهد.

هاروی[i] (1989) نخستین‌ بار با طرح مفهوم «کارآفرینی شهری» بیان کرد الگوی سنتی مدیریت شهری به‌تدریج جای خود را به رویکردی داده است که در آن، شهرها به‌ صورت فعال در پی جذب سرمایه، توسعۀ زیرساخت‌های اقتصادی، افزایش مزیت رقابتی و خلق فرصت‌های نوآورانه هستند. در ادامه، شهر کارآفرین بر مبنای نوعی حکمرانی انعطاف‌پذیر، مشارکتی و مبتنی بر شبکه شکل می‌گیرد که در آن، دولت‌های محلی، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و سایر کنشگران شهری در فرایند توسعۀ اقتصادی مشارکت می‌کنند (Jessop & Sum, 2000). در این چارچوب، شهر کارآفرین صرفاً به معنای توسعۀ کسب‌وکارها یا حمایت از استارتاپ‌ها نیست، بلکه بیانگر تغییر در منطق حکمرانی شهری و حرکت به سمت سیاست‌گذاری توسعه‌گرا، شبکه‌ای و رقابت‌محور است (Hubbard, 1996). از این ‌رو، توسعۀ شهر کارآفرین مستلزم شکل‌گیری ظرفیت‌های نهادی، تعاملات بین‌بخشی و شبکه‌های همکاری میان بازیگران شهری است.

مطالعات جدید نیز نشان می‌دهند شهرهای موفق در اقتصاد جهانی عموماً شهرهایی هستند که توانسته‌اند میان زیرساخت‌های فناورانه، سرمایۀ انسانی، نهادهای دانشی، سیاست‌گذاری شهری و اکوسیستم‌های نوآوری نوعی هم‌افزایی پایدار ایجاد کنند (Florida et al., 2020). به همین دلیل، ادبیات جدید شهر کارآفرین به طرزی فزاینده‌ به سمت تحلیل روابط میان بازیگران، ساختارهای حکمرانی و شبکه‌های توسعۀ شهری حرکت کرده است.

  1. نظریۀ زیست‌بوم کارآفرینی

در سال‌های اخیر، مفهوم «زیست‌بوم کارآفرینی» به یکی از محوری‌ترین مفاهیم در مطالعات کارآفرینی و توسعۀ منطقه‌ای تبدیل شده است. برخلاف رویکردهای سنتی که کارآفرینی را صرفاً نتیجۀ ویژگی‌های فردی کارآفرینان می‌دانستند، رویکرد زیست‌بومی بر این فرض استوار است که فعالیت‌های کارآفرینانه در بستری از روابط نهادی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل می‌گیرند. در این رویکرد، زیست‌بوم کارآفرینی مجموعه‌ای از بازیگران، نهادها، سیاست‌ها، زیرساخت‌ها، منابع مالی، دانشگاه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سازوکارهای حمایتی است که به‌ صورت تعاملی بر فرایند شکل‌گیری و رشد کارآفرینی اثر می‌گذارند (Stam & Van de Ven, 2021). دیگر پژوهشگران نیز تأکید می‌کنند زیست‌بوم‌های کارآفرینی را نباید مجموعه‌ای ایستا از عناصر مستقل تلقی کرد، بلکه این زیست‌بوم‌ها ساختارهایی پویا و رابطه‌محور هستند که عملکرد آنها به کیفیت تعامل میان اجزا وابسته است (Spigel & Harrison, 2018). از این نظر، موفقیت زیست‌بوم‌های کارآفرینی نه فقط به وجود منابع اقتصادی یا زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه به میزان هماهنگی نهادی، اعتماد شبکه‌ای، ظرفیت همکاری میان بازیگران و اثربخشی سازوکارهای حکمرانی بستگی دارد (Brown & Mason, 2017). به همین دلیل، مفهوم «حکمرانی زیست‌بوم کارآفرینی» به یکی از موضوع‌های مهم مطالعات جدید تبدیل شده است. گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی با معرفی چارچوب چندبُعدی ارزیابی زیست‌بوم‌های کارآفرینی در ۳۸ کشور عضو، نشان می‌دهد ده عنصر کلیدی شامل نهادها، فرهنگ، شبکه‌ها، زیرساخت، بازارها، تأمین مالی، دانش، استعداد، رهبری و خدمات واسط، شبکه‌ای درهم‌تنیده از تعاملات را شکل می‌دهند که کیفیت روابط میان آنها، نه صرف حضورشان، عملکرد زیست‌بوم را تعیین می‌کند OECD, 2025)).

پژوهشگران همچنین نشان دادند زیست‌بوم‌های کارآفرینی در کشورهای در حال توسعه تحت تأثیر روابط قدرت، ساختارهای سیاسی و تعاملات نهادی قرار دارند و بدون تحلیل روابط میان کنشگران، امکان فهم واقعی فرایند توسعۀ کارآفرینی وجود ندارد ( et al., 2024Kromidh). این پژوهش تأکید می‌کند تحلیل زیست‌بوم‌های کارآفرینی باید فراتر از رویکردهای خطی حرکت کند و به سمت فهم شبکه‌های تعامل و سازوکارهای حکمرانی چندسطحی پیش رود. علاوه بر این، مطالعات جدید حوزۀ زیست‌بوم‌های شهری بیان می‌کنند توسعۀ زیست‌بوم‌های کارآفرینی موفق نتیجۀ فرایندی تدریجی از یادگیری نهادی، همکاری میان‌بخشی و تکامل شبکه‌های تعامل است (Gonçalves et al., 2024). در نتیجه، زیست‌بوم کارآفرینی را باید نظامی تطبیقی و شبکه‌ای دانست که در آن، روابط میان بازیگران از خودِ بازیگران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

3 . حکمرانی شبکه‌ای و پیچیدگی سیاست‌گذاری شهری

تحول ساختارهای حکمرانی در دهه‌های اخیر موجب شده است الگوهای سنتی سیاست‌گذاری سلسله‌مراتبی جای خود را به اشکالی جدید از حکمرانی شبکه‌ای بدهند. در این رویکرد، سیاست‌گذاری نه حاصل تصمیم‌گیری متمرکز یک نهاد واحد، بلکه نتیجۀ تعامل، مذاکره و همکاری میان مجموعه‌ای از بازیگران دولتی، خصوصی، دانشگاهی و مدنی است (Rhodes, 1996).

در حوزۀ توسعۀ شهری نیز پیچیدگی مسائل اقتصادی، اجتماعی و فناورانه موجب شده است مدیریت شهری بدون مشارکت شبکه‌ای بازیگران مختلف امکان‌پذیر نباشد. از این ‌رو، مفهوم «حکمرانی شبکه‌ای شهری» به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های تحلیلی در مطالعات توسعۀ شهری مطرح شده است (Pierre & Peters, 2000). حکمرانی شبکه‌ای بر این فرض استوار است که بازیگران شهری دارای وابستگی متقابل هستند و تحقق اهداف توسعه‌ای مستلزم همکاری، تبادل اطلاعات و هماهنگی میان آنهاست. در این چارچوب، کیفیت روابط، ساختار شبکه و موقعیت بازیگران کلیدی نقشی تعیین‌کننده‌ در اثربخشی سیاست‌ها و موفقیت برنامه‌های توسعۀ شهری ایفا می‌کند (Provan & Kenis, 2008).

مطالعات جدید نشان می‌دهند اکوسیستم‌های کارآفرینی نیز اساساً بر منطق حکمرانی شبکه‌ای استوار هستند. حکمرانی مبتنی بر کارآفرینی در شهرها فرایندی چندبُعدی و فضامند است که در آن، توزیع قدرت، دسترسی به منابع و فرصت‌های کارآفرینانه تحت تأثیر ساختار روابط میان بازیگران قرار می‌گیرد (Hartman & Kear, 2024). بنابراین، تحلیل شهر کارآفرین بدون بررسی شبکۀ تعاملات نهادی و ساختار قدرت میان کنشگران، نمی‌تواند تصویری دقیق از واقعیت حکمرانی شهری ارائه دهد.

  1. مدل‌سازی محاسباتی، تحلیل گراف و علوم شبکه در مطالعات سیاست‌گذاری

افزایش پیچیدگی نظام‌های حکمرانی و توسعۀ فناوری‌های تحلیلی موجب شده است در سال‌های اخیر استفاده از مدل‌سازی محاسباتی و علوم شبکه در مطالعات سیاست‌گذاری و توسعۀ شهری گسترش یابد. رویکردهای مبتنی بر تحلیل شبکه امکان بررسی ساختار روابط، میزان تمرکز قدرت، موقعیت بازیگران کلیدی و مسیرهای اثرگذاری را فراهم می‌کنند و به همین دلیل، به یکی از ابزارهای مهم تحلیل سیستم‌های پیچیده تبدیل شده‌اند (Barabási, 2016). در تحلیل شبکه، پدیده‌های اجتماعی و نهادی به‌ صورت مجموعه‌ای از گره‌ها و روابط[ii] مدل‌سازی می‌شوند و ویژگی‌هایی مانند مرکزیت، تراکم شبکه، خوشه‌بندی و شدت ارتباطات بررسی می‌شوند. این رویکرد امکان تحلیل ساختارهای چندلایه و تعاملات غیرخطی را فراهم می‌کند؛ موضوعی که در سیاست‌گذاری شهری و زیست‌بوم‌های کارآفرینی اهمیت زیادی دارد. در همین راستا، پژوهشگران با بهره‌گیری از تحلیل توپولوژی شبکه و خوشه‌بندی سلسله‌مراتبی نشان دادند زیست‌بوم‌های کارآفرینی از ساختارهای رابطه‌ای بسیار متنوعی برخوردار هستند و این تنوع ساختاری، مسیرهای سیاستی متفاوتی را برای تقویت محیط‌های کارآفرینی ایجاب می‌کند (Noak & Christian, 2025).

مطالعات جدید نشان می‌دهند عملکرد و تاب‌آوری زیست‌بوم‌های کارآفرینی تا حدی زیاد به ساختار شبکه‌ای آنها وابسته است. پژوهش «تاب‌آوری زیست‌بوم‌های کارآفرینی» نشان می‌دهد موقعیت بازیگران کلیدی، میزان اتصال شبکه و کیفیت پیوندهای نهادی، تأثیری مستقیم بر پایداری و اثربخشی اکوسیستم‌های کارآفرینی دارد. از این ‌رو، فهم سازوکار توسعۀ شهر کارآفرین بدون تحلیل شبکه‌ای روابط میان بازیگران ناقص خواهد بود. هم‌زمان، توسعۀ مفهوم شهر هوشمند و حکمرانی داده‌محور ضرورت استفاده از روش‌های تحلیلی مبتنی بر داده و مدل‌سازی محاسباتی را افزایش داده است. شهرهای هوشمند زمانی می‌توانند به بستر توسعۀ کارآفرینی تبدیل شوند که میان زیرساخت‌های فناورانه، شبکه‌های دانشی، سیاست‌گذاری شهری و کنشگران اقتصادی، نوعی هم‌افزایی ساختاری ایجاد شود. این دیدگاه نشان می‌دهد تحلیل شهر کارآفرین در عصر جدید نیازمند بهره‌گیری از ابزارهای علوم داده، تحلیل گراف و مدل‌سازی شبکه‌ای است (Bukhari et al., 2024).

5 . شکاف پژوهشی و چارچوب مفهومی پژوهش

مرور ادبیات نظری نشان می‌دهد اگرچه پژوهش‌هایی متعدد دربارۀ شهر کارآفرین، زیست‌بوم‌های کارآفرینی و حکمرانی شهری انجام شده‌اند، همچنان چند خلأ اساسی در این حوزه وجود دارند. نخست آنکه، بسیاری از مطالعات موجود رویکردی توصیفی و مفهومی دارند و کمتر به مدل‌سازی عملیاتی روابط میان بازیگران و ساختارهای حکمرانی توجه داشته‌اند. دوم آنکه، بخشی عمده‌ از پژوهش‌ها تعاملات میان نهادها، سیاست‌ها و شاخص‌های توسعۀ شهری را به‌ صورت خطی تحلیل کرده و از مدل‌سازی پیچیدگی شبکه‌ای غفلت کرده‌اند. علاوه بر این، پژوهش‌هایی اندک تلاش کرده‌اند رویکردهای علوم شبکه، تحلیل گراف و مدل‌سازی محاسباتی را در مطالعۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین به ‌کار گیرند؛ در حالی ‌که ماهیت چندلایه، پویا و تعاملی زیست‌بوم‌های شهری استفاده از چنین رویکردهایی را ضروری می‌کند. همچنین، کمبود مدل‌های بومی و قابل‌ کاربرد برای کشورهای در حال توسعه یکی دیگر از خلأهای مهم ادبیات موجود محسوب می‌شود.

نوآوری بنیادین این پژوهش در گذار از رویکردهای توصیفی و خطیِ رایج به سمت یک چارچوب تحلیلی، محاسباتی و پویاست که شهر کارآفرین را نه به ‌عنوان مجموعه‌ای ایستا، بلکه به ‌مثابۀ یک سیستم پیچیدۀ تطبیقی مدل‌سازی می‌کند. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتاً به بررسی مفهومی زیست‌بوم یا تحلیل خطی تعاملات بسنده کرده بودند، این مطالعه با تلفیق علوم شبکه، مدل‌سازی گراف وزن‌دار و نظریۀ بازی‌ها، امکان اندازه‌گیری دقیق جریان اثرگذاری و شناسایی لایه‌های پنهان قدرت از طریق شاخص‌هایی فراتر از مرکزیت ظاهری (مانند ارزش شپلی) را فراهم آورده است. این رویکرد به عملیاتی‌سازی مفهوم انتزاعی شهر کارآفرین منجر می‌شود و ابزاری بومی و کاربردی برای سیاست‌گذاران ارائه می‌دهد تا بتوانند با شناسایی نقاط بحرانی و مسیرهای عینی مداخله، به جای توصیه‌های کلی‌گرایانه، تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر شواهد کمی و هوشمند را در بستر حکمرانی شهری اجرا کنند.

پژوهش حاضر تلاش می‌کند با ترکیب ادبیات شهر کارآفرین، حکمرانی شبکه‌ای و مدل‌سازی محاسباتی، چارچوبی برای تحلیل سیاست‌گذاری شهر کارآفرین ارائه دهد. در این چارچوب، شهر کارآفرین به ‌عنوان یک نظام حکمرانی چندلایه در نظر گرفته می‌شود که در آن، بازیگران نهادی، شاخص‌های توسعه، سیاست‌های شهری و پیشران‌های اقتصادی در قالب شبکه‌ای از روابط متقابل با یکدیگر تعامل دارند. هدف اصلی پژوهش شناسایی بازیگران کلیدی، مسیرهای اثرگذاری و نقاط مداخلۀ سیاستی از طریق تحلیل گراف و مدل‌سازی شبکه‌ای است؛ رویکردی که می‌تواند افقی جدید در مطالعات سیاست‌گذاری شهری و توسعۀ کارآفرینی ایجاد کند.

روش‌شناسی پژوهش

  1. رویکرد پژوهش و منطق روش‌شناختی

پژوهش حاضر با هدف ارائۀ مدل سیاست‌گذاری شهر کارآفرین مبتنی بر تحلیل شبکه و مدل‌سازی محاسباتی طراحی شده است. با توجه به ماهیت چندلایه، پویا و تعاملی زیست‌بوم‌های کارآفرینی شهری، استفاده از رویکردهای خطی و تقلیل‌گرایانه قادر به تبیین پیچیدگی روابط میان بازیگران، نهادها، سیاست‌ها و شاخص‌های توسعۀ شهری نیست. از این ‌رو، این پژوهش بر مبنای پارادایم سیستمی و رویکرد حکمرانی شبکه‌ای شکل گرفته است و تلاش می‌کند شهر کارآفرین را به ‌مثابۀ یک نظام پیچیدۀ تطبیقی تحلیل کند. در این چارچوب، پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، ترکیبی اکتشافی–تحلیلی است. منطق اصلی پژوهش بر این فرض استوار است که توسعۀ شهر کارآفرین حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از کنشگران نهادی، اقتصادی، اجتماعی و سیاستی است که در قالب شبکه‌ای از روابط متقابل عمل می‌کنند. بنابراین، برای تحلیل چنین ساختاری، استفاده از مدل‌سازی شبکه‌ای، تحلیل گراف و ابزارهای علوم محاسباتی ضروری است (Barabási, 2016).

رویکرد روش‌شناختی پژوهش در دو سطح طراحی شده است. در سطح نخست، با بهره‌گیری از تحلیل کیفی و فراترکیب مطالعات مرتبط، مؤلفه‌ها، بازیگران و پیشران‌های مؤثر بر شهر کارآفرین شناسایی و طبقه‌بندی شدند. در سطح دوم، روابط میان عناصر استخراج‌شده در قالب یک شبکۀ چندلایه مدل‌سازی و ساختار تعاملات از طریق تحلیل گراف و مدل‌سازی محاسباتی بررسی شد. در این پژوهش، تحلیل شبکه و استخراج شاخص‌های مرکزیت با استفاده از کتابخانۀ NetworkX در محیط پایتون انجام شد و برای بصری‌سازی دقیق‌تر و تحلیل الگوریتم‌های چیدمان[iii] از قابلیت‌های گراف‌نویسی پایتون بهره گرفته شد. این ترکیب روش‌شناختی امکان پیوند میان تحلیل مفهومی و تحلیل کمی شبکه‌ای را فراهم و زمینۀ لازم برای استخراج الگوهای سیاستی و شناسایی نقاط مداخلۀ راهبردی را ایجاد می‌کند (شکل 1).

 

مرور ادبیات و مطالعات پیشین

↓

فراترکیب و استخراج مؤلفه‌ها

↓

شناسایی بازیگران و روابط

↓

طراحی شبکه چندلایه

↓

وزن‌دهی و جهت‌دهی روابط

↓

مدل‌سازی گراف در پایتون

↓

تحلیل شاخص‌های شبکه

↓

شناسایی نقاط مداخله سیاستی

↓

ارائه مدل نهایی سیاست‌گذاری شهر کارآفرین

شکل 1- فرایند طراحی و تحلیل مدل شبکه‌ای سیاست‌گذاری شهر کارآفرین

  1.  شناسایی بازیگران، مؤلفه‌ها و متغیرهای زیست‌بوم شهر کارآفرین

در گام نخست پژوهش، به ‌منظور شناسایی دقیق و جامع عناصر کلیدی زیست‌بوم شهر کارآفرین، از روش فراترکیب با رویکرد سیستماتیک استفاده شد. برای این منظور، جست‌وجوی پیشرفته در پایگاه‌های دادۀ معتبر علمی شامل پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگیران، «سیویلیکا» و پایگاه‌های بین‌المللی همانند اسکوپوس و وب‌آوساینس انجام شد. راهبرد جست‌وجو با ترکیب کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسیِ مرتبط مانند شهر کارآفرین، زیست‌بوم نوآوری، حکمرانی شبکه‌ای، اکوسیستم کسب‌وکار و توسعۀ شهری طراحی شد. بازۀ زمانی جست‌وجو برای پوشش ادبیات به‌روز و کلاسیک از سال ۱۳۸۰ تا پایان تابستان ۱۴۰4 تعیین شد.

معیارهای ورود شامل انتشار در مجلات علمی-پژوهشی معتبر یا کنفرانس‌های معتبر، دسترسی کامل به متن مقاله، هم‌سویی موضوعی مستقیم با پژوهش حاضر و زبان فارسی یا انگلیسی بودند. معیارهای خروج نیز شامل تکراری‌بودن منابع، مقاله‌های مروری بدون تحلیل اولیه، گزارش‌های اجرایی غیرعلمی و مطالعاتی بودند که فاقد داده‌های کیفی غنی برای استخراج مؤلفه بودند. پس از اعمال این فیلترها، از میان ۴۵۲ مقاله و منبع اولیۀ یافت‌شده، پس از غربالگری عنوان و چکیده، ۱۲۰ مقاله برای بررسی کامل متن و ارزیابی کیفیت وارد مرحلۀ بعد شدند. در نهایت، پس از بررسی دقیق محتوا و تطبیق با اهداف پژوهش، 13 منبع اصلی و پرتکرار به ‌عنوان هستۀ مرکزی داده‌ها انتخاب شدند.

فرایند تحلیل بر اساس مدل هفت‌مرحله‌ای فراترکیب (مانند روش جانسون و اوزبورن) انجام شد. ابتدا، با مطالعۀ عمیق متون، مفاهیم اولیه استخراج شدند و در مرحلۀ کدگذاری باز، هر جمله یا پاراگراف مرتبط با مؤلفه‌های زیست‌بوم به کدهای مفهومی تبدیل شد. در مرحلۀ دوم، با مقایسۀ مداوم کدها، شباهت‌ها و تفاوت‌ها شناسایی و کدها در دسته‌های فرعی گروه‌بندی شدند. در مرحلۀ سوم، دسته‌های فرعی با یکدیگر ترکیب شدند تا طبقه‌بندی‌های اصلی شکل گیرند. سپس، در مرحلۀ چهارم، ارتباط منطقی بین طبقات اصلی برقرار و ساختار سلسله‌مراتبی مؤلفه‌ها ترسیم شد. در مراحل پایانی، با تلفیق یافته‌ها و اعتبارسنجی آنها از طریق بازبینی توسط خبرگان حوزۀ شهرسازی و کارآفرینی، تعارضات احتمالی حل و چارچوب نهایی مؤلفه‌ها، بازیگران و روابط علّی-معلولی استخراج شد. این فرایند سخت‌گیرانه و شفاف اطمینان حاصل کرد که مدل پیشنهادی پژوهش ریشه در شواهد تجربی و ادبیات غنی علمی دارد و صرفاً بر پایۀ حدس و گمان نیست.

این مؤلفه‌ها شامل نهادهای سیاست‌گذار، دانشگاه‌ها، مراکز نوآوری، سرمایه‌گذاران، صنایع، زیرساخت‌های فناورانه، سرمایۀ انسانی، نهادهای حمایتی، شبکه‌های اجتماعی و شاخص‌های توسعۀ اقتصادی و کارآفرینی بودند. در ادامه، به ‌منظور عملیاتی‌سازی مدل شبکه‌ای، عناصر استخراج‌شده به‌ عنوان گره‌های اصلی[iv] شبکه تعریف شدند. همچنین، روابط میان عناصر بر اساس میزان اثرگذاری، وابستگی نهادی، تعامل سیاستی و شدت ارتباطات تعیین شد. به این ترتیب، ساختار اولیۀ شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین شکل گرفت (جدول 1).

 

جدول 1- تصمیم‌گیرندگان، بازیگران و شاخص­های قابل اندازه­گیری بین متغیرها

روابط

شاخص‌های قابل اندازه‌گیری

بازیگران

تصمیم‌گیرندگان

نویسنده/سال

شاخص‌های قابل اندازه‌گیری شامل تقاضا، سرمایه، سرمایۀ انسانی، دانش، فرهنگ، رهبری، خدمات حمایتی، نهادهای رسمی، شبکه‌ها و زیرساخت فیزیکی.

روابط میان بازیگران شامل پیوندهای مکمل و تعاملی، متقاطع، شبکه‌ای و همچنین روابط اقتضایی و پویا.

تقاضا، سرمایه و مالی، سرمایۀ انسانی، رهبری، فرهنگ، دانش، خدمات حمایتی، نهادهای رسمی، شبکه‌ها و زیرساخت فیزیکی.

دولت محلی و نهادهای رسمی، رهبران زیست‌بوم، سرمایه‌گذاران، دانشگاه‌ها و نهادهای دانش‌بنیان، سازمان‌های حمایتی و تصمیم‌سازان

کویسنر[v] و همکاران (2025)

تصمیم‌گیرندگان با ارائۀ سیاست‌ها و حمایت‌ها بر فعالیت بازیگران اثر می‌گذارند و عملکرد آنها شاخص‌های توسعه را شکل می‌دهد؛ در این چارچوب، عوامل علّی (ویژگی‌های فردی)، زمینه‌ای (نهادی و زیرساختی) و مداخله‌گر (اقتصادی و قانونی) بر کیفیت عملکرد تأثیر دارند و تعامل دوجانبه و بازخورد میان تصمیم‌گیرندگان و بازیگران پایش و اصلاح مستمر فرایند را ممکن می‌کند.

تعداد کسب‌وکارهای سبز، بهره‌وری منابع، کاهش آلودگی محیط‌زیست، ارزش اقتصادی ایجادشده، مزیت رقابتی، تعداد نوآوری‌ها و میزان تحقق توسعۀ پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی.

مدیران شهری و سیاست‌گذاران حوزۀ مدیریت پسماند و توسعۀ کارآفرینی سبز.

صاحبان کسب‌وکارهای مدیریت پسماند شهری و خبرگان حوزۀ مدیریت.

آموسی و همکاران (1403)

عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حکمرانی، فرهنگی و کالبدی شهری در تعامل شبکه‌ای با یکدیگر بر توسعۀ کارآفرینی و کاهش آسیب‌های اجتماعی اثر می‌گذارند.

شاخص‌ها شامل کاهش آسیب‌های اجتماعی و بیکاری، توسعۀ اقتصادی و نوآوری، بهبود حکمرانی و شفافیت، تقویت سرمایۀ اجتماعی و نیز توسعۀ کالبدی و فضاهای شهری هستند.

کارآفرینان شهری، شهروندان، مدیران شهری، سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی، کارشناسان اقتصادی، نهادهای فرهنگی، فعالان اجتماعی، شرکت‌های دانش‌بنیان، صنایع خلاق، تیم‌های شبکه‌سازی و گروه‌های محلی.

مدیران شهری، سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان شهری، نهادهای قانون‌گذاری و حکمرانی، سازمان‌های مرتبط با اقتصاد شهری، سازمان‌های فرهنگی و اجتماعی، متولیان زیرساخت و کالبد شهری.

رضوانی و همکاران (1402)

عناصر زیست‌بوم کارآفرینی بر فعالیت کارآفرینی اثر می‌گذارند و اهمیت آنها بسته به سطح مکانی متفاوت است؛ مسابقات استارتاپ با ایجاد فرصت شبکه‌سازی، نهادهای مختلف را به هم متصل و حضور بازیگران را تثبیت می‌کنند؛ در حالی که ویژگی‌های منطقه‌ای بر شکل و جزئیات عملکرد زیست‌بوم تأثیر دارند.

تعداد شرکت‌کنندگان و داوران، میزان شبکه‌سازی و ارتباطات، تعداد دفاتر کارآفرینی فعال، حمایت مالی و آموزشی، فعالیت‌های یادگیری، تجربۀ پیشین کارآفرینان، تعداد شرکت‌های نوپا، سطح مشارکت در مسابقات و اثرگذاری سیاست‌ها بر فعالیت‌های کارآفرینی.

کارآفرینان، شرکت‌کنندگان و داوران مسابقات استارتاپ، دانشگاه‌ها و دفاتر کارآفرینی، سرمایه‌گذاران، نهادهای حمایتی، شبکه‌های بین‌المللی و سازمان‌های محلی و منطقه‌ای.

سیاست‌گذاران، سازمان‌های دولتی حامی کارآفرینی، برگزارکنندگان مسابقات استارتاپ، مدیران نهادهای حمایتی، مقامات محلی و منطقه‌ای و مدیران دانشگاه‌ها و دفاتر کارآفرینی.

استولز[vi] (2022)

مدل‌سازی زیست‌بوم پایۀ اجرای سیاست‌هاست؛ کسب‌وکارهای فراگیر هستۀ اصلی را تشکیل می‌دهند، تعاملات اجتماعی ارزش‌های مشترک ایجاد می‌کنند، سازمان‌های واسط شکاف‌ها را پر و هماهنگی را تقویت می‌کنند، تعهد بازیگران فعالیت کارآفرینی را افزایش می‌دهد، تنوع پویایی زیست‌بوم را تضمین می‌کند، تسهیلات فراگیر دسترسی به منابع را بهبود می‌بخشد و سیاست‌های ملی و منطقه‌ای رفتار و هویت بازیگران را شکل می‌دهند.

تعداد کارآفرینان فقیر و کسب‌وکارهای نوپا، کیفیت سازمان‌های واسط، میزان تعاملات و تعهد بازیگران، فرصت‌های یادگیری، تنوع فعالیت‌ها، دسترسی به منابع، تعداد سیاست‌های اجرایی و میزان بهره‌وری اقتصادی و کاهش فقر.

کارآفرینان فقیر، شرکت‌های نوپا و خرد، سازمان‌های واسط فراگیر، سایر اعضای زیست‌بوم، دولت‌ها و نهادهای قانون‌گذار، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، جامعۀ محلی و سازمان‌های اجتماعی، و سرمایه‌گذاران و منابع خارجی.

سیاست‌گذاران شهری و ملی، مدیران سازمان‌های واسط کارآفرینی، نهادهای دولتی و عمومی، مدیران دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، مسئولان برنامه‌ریزی شهری و اقتصادی.

شکیبا و همکاران (1399)

ویژگی‌های شخصیتی باز و عامل‌گرا تبادل دانش را تقویت می‌کنند، محیط ساختاری شهری با چگالی و تنوع زیاد نقش کاتالیزور ایفا می‌کند و کارآفرینی باکیفیت را افزایش می‌دهد، دانشگاه‌ها با ارائۀ فرصت‌های یادگیری سرریز دانش را تقویت می‌کنند، سیاست‌گذاران با جذب افراد باز و توسعۀ ظرفیت‌های روان‌شناختی اثرات را تشدید می‌کنند و جوانان به دلیل ویژگی‌های سنی خود نقشی ویژه‌ در تحریک نوآوری دارند.

سطح کارآفرینی با کیفیت، میزان تعامل و تبادل دانش، شاخص‌های بازبودن جمعیت و عامل‌گرایی، چگالی جمعیت، تنوع صنعتی و اقتصادی، تعداد دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، تنوع فرصت‌های یادگیری و نوآوری، میزان سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با نوآوری و فناوری، عملکرد اقتصادی شهری و مشارکت جوانان در محیط‌های نوآورانه.

ساکنان شهری، کارآفرینان باکیفیت، دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های آموزشی، شرکت‌ها و صنایع محلی، سرمایه‌گذاران، نهادهای سیاست‌گذار، سازمان‌های حمایتی از نوآوری و جوانان و دانشجویان.

سیاست‌گذاران شهری و ملی، برنامه‌ریزان شهری، مدیران دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، مدیران صنایع و شرکت‌ها، مسئولان نهادهای حمایتی از کارآفرینی و نوآوری.

توسلی[vii] و همکاران (2021)

دانش محیط شهری به عنوان محرک کارآفرینی، محیط اجتماعی و فرهنگی شهری تأثیر بیشتری بر تحریک کارآفرینی دارد تا عوامل صرفاً اقتصادی. نهادها و سیاست‌ها می‌توانند با تقویت تعاملات اجتماعی و فرهنگی و دسترسی به منابع دانش، این تأثیر را تقویت کنند. دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی نیز با ایجاد فرصت‌های یادگیری و نوآوری به کارآفرینی کمک می‌کنند.

شاخص دانش شهری، کارآفرینی شهری، تعداد و کیفیت تعاملات اجتماعی و فرهنگی، تعداد نهادهای آموزشی و پژوهشی، میزان دسترسی به منابع دانش و اطلاعات، نرخ شکل‌گیری شرکت‌های جدید و مشارکت شهروندان در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی.

ساکنان شهری، کارآفرینان، نهادهای سیاست‌گذار شهری و ملی، دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، شرکت‌ها و صنایع محلی، سرمایه‌گذاران و شتاب‌دهنده‌ها.

سیاست‌گذاران شهری و ملی، برنامه‌ریزان توسعۀ شهری، مدیران دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های آموزشی، رهبران صنایع و کسب‌وکارها، نهادهای فرهنگی و اجتماعی فعال در شهر.

پنکو[viii] و همکاران (2019)

کارآفرینان با بهره‌گیری از دارایی‌های شهری فرصت‌های جدید و نوآوری خلق می‌کنند و تصمیم‌گیرندگان نیز با سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسب، این فعالیت‌ها را تسهیل می‌کنند.

تراکم اقتصادی، تمرکز فعالیت‌ها، تعداد و کیفیت فعالیت‌های نوآورانه و کارآفرینانه، تنوع صنعتی و خلاقیت شهری، میزان سرمایه‌گذاری جذب‌شده، کیفیت حکمرانی شهری، تغییرات در ارزش و استفاده از دارایی‌های شهری.

شرکت‌ها، گروه‌های نوآور، سرمایه‌گذاران، سازمان‌های محلی و غیردولتی.

دولت‌های محلی و شهری، دفاتر برنامه‌ریزی شهری، نهادهای سیاست‌گذار اقتصادی.

پریرا[ix] (2019)

تصمیم‌گیرندگان با اعمال تاکتیک‌های کارآفرینانه، برنامه‌ها و پروژه‌های شهری را هدایت می‌کنند و بازیگران محلی این اقدامات را اجرا و آزمایش می‌کنند.

میزان اجرای تاکتیک‌های کارآفرینانۀ شهری، گستره و تنوع سیاست‌ها، سطح رقابت و همکاری بین شهرها، میزان آزمایش و نوآوری در سیاست‌های شهری.

نخبگان محلی، شهرداری‌ها و تیم‌های سیاست‌گذاری

دولت‌های شهری و مدیران شهری

لاورمن[x] (2019)

تصمیم‌گیرندگان با تنظیم و اجرای سیاست‌های کارآفرینانه، مسیر توسعۀ شهر را شکل می‌دهند و بازیگران محلی این سیاست‌ها را اجرا می‌کنند.

میزان تطبیق و نوآوری سیاست‌ها، تعداد سیاست‌های منتشرشده و اقتباس‌شده، سطح تعامل بین مقیاس‌های محلی، منطقه‌ای و مرکزی، میزان سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های کارآفرینانه در شهر.

سرمایه‌گذاران، شرکت‌ها و نخبگان محلی.

مدیران شهری ، مقامات منطقه‌ای و دولت مرکزی چین.

هی[xi] و همکاران (2018)

تغییرات در قوانین کسب‌وکار ملی توسط تصمیم‌گیرندگان باعث اثرگذاری مستقیم بر فعالیت‌های کارآفرینانۀ شهری می‌شود.

شاخص‌های کارآفرینی شهری، تغییرات قوانین کسب‌وکار ملی، تعداد ثبت شرکت‌ها، نرخ نوآوری و رشد کسب‌وکارهای جدید.

کارآفرینان و شرکت‌های شهری.

دولت‌های ملی و مقامات قانون‌گذاری.

آدرستچ[xii] و همکاران (2021)

تصمیم‌گیرندگان بین‌المللی مدل‌ها و استانداردهای پایداری را ارائه می‌دهند که بازیگران شهری باید در آنها عمل کنند.

میزان توزیع عادلانۀ قدرت اجتماعی، سطح مشارکت شهروندان، شاخص‌های عدالت محیط‌زیستی، شاخص‌های توسعۀ پایدار شهری، سطح دموکراتیک‌بودن فرایندهای تصمیم‌گیری محیطی.

شهروندان، گروه‌های اجتماعی محلی، فعالان محیط‌زیست و بازیگران شهری .

سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی، بانک جهانی، و سازمان ملل.

دیویدسون و گلیسون[xiii] (2014)

تصمیم‌گیرندگان با سیاست‌ها مسیر کارآفرینی را هدایت می‌کنند و بازیگران با فعالیت‌های خود شاخص‌های توسعه را تغییر و بازخورد می‌دهند؛ این تعامل شبکه‌ای دوطرفه میان عوامل علّی، زمینه‌ای و مداخله‌گر، با بهره‌گیری از دارایی‌های شهری، به نوآوری، بازآفرینی شهری و توسعۀ پایدار منجر می‌شود.

بیش از 40 مورد را می‌شود در پنج گروه جمع کرد. اقتصاد و نوآوری: کسب‌وکارهای نوپا و سبز، شرکت‌های دانش‌بنیان، مزیت رقابتی، بهره‌وری منابع. اجتماعی: عدالت، بیکاری، مشارکت جوانان، سرمایۀ اجتماعی. محیط‌زیست: کاهش آلودگی. دانش و یادگیری: دانشگاه‌ها، فرصت‌های یادگیری، دسترسی به اطلاعات. حکمرانی: کیفیت، شفافیت، قوانین کسب‌وکار، برند شهری.

کارآفرینان و استارتاپ‌ها، دانشگاه‌ها، سرمایه‌گذاران و شتاب‌دهنده‌ها، صنایع خلاق و شبکه‌های تجاری، نهادهای حمایتی، نخبگان محلی، فعالان محیط‌زیست، جوانان و دانشجویان.

دولت‌های محلی و شهری، نهادهای سیاست‌گذار و قانون‌گذار، مدیران و برنامه‌ریزان شهری، مدیران دانشگاه‌ها و صنایع، نهادهای حمایتی، سرمایه‌گذاران، سازمان‌های بین المللی، متولیان زیرساخت.

جمع‌بندی

  1. طراحی شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین

شهر کارآفرین به‌ عنوان یک شبکۀ چندلایه از کنشگران و متغیرهای سیاستی مدل‌سازی شده است که در آن، هر گره نمایانگر یکی از عناصر کلیدی زیست‌بوم شهری و هر یال بیانگر نوعی رابطۀ اثرگذاری، تعامل نهادی یا وابستگی عملکردی میان عناصر است. با توجه به پیچیدگی روابط در زیست‌بوم‌های کارآفرینی، شبکۀ پژوهش به ‌صورت وزن‌دار[xiv] طراحی شد تا شدت و اهمیت روابط میان بازیگران و مؤلفه‌ها نیز در تحلیل لحاظ شود. وزن یال‌ها بر اساس میزان اثرگذاری متقابل عناصر، فراوانی ارتباطات و ارزیابی خبرگان تعیین شد. همچنین، روابط شبکه به‌ صورت جهت‌دار[xv] تعریف شدند تا مسیر اثرگذاری میان متغیرها و بازیگران قابل تحلیل باشد. ساختار شبکه در این پژوهش از نوع شبکۀ چندلایه[xvi] در نظر گرفته شد؛ زیرا روابط موجود در شهر کارآفرین صرفاً به یک سطح محدود نیست و ابعاد نهادی، اقتصادی، سیاستی و فناورانه را به‌ صورت هم‌زمان در بر می‌گیرد. چنین ساختاری امکان تحلیل هم‌زمان تعاملات میان عناصر مختلف زیست‌بوم شهری را فراهم می‌کند و ظرفیت لازم برای شناسایی بازیگران کلیدی، نقاط تمرکز قدرت و مسیرهای اصلی اثرگذاری را به وجود می‌آورد.

  1. مدل‌سازی گراف و تحلیل محاسباتی مبتنی بر پایتون

پس از طراحی شبکۀ سیاست‌گذاری، تحلیل محاسباتی شبکه با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون انجام شد. انتخاب پایتون به دلیل قابلیت زیاد آن در تحلیل داده‌های شبکه‌ای، مدل‌سازی سیستم‌های پیچیده و پردازش روابط گرافی صورت گرفت. برای تحلیل شبکه، از کتابخانه‌های تخصصی علوم شبکه و تحلیل گراف استفاده شد که امکان محاسبۀ شاخص‌های ساختاری و ترسیم شبکه‌های پیچیده را فراهم می‌کنند. در این مرحله، ساختار شبکه بر اساس ماتریس روابط میان بازیگران و مؤلفه‌ها ایجاد شد و سپس، شاخص‌های اصلی تحلیل شبکه محاسبه شدند. مهم‌ترین شاخص‌های استفاده‌شده در پژوهش عبارت بودند از:

درجۀ مرکزیت[xvii]، مرکزیت بینابینی[xviii]،  مرکزیت نزدیکی[xix]، تراکم شبکه[xx]، ضریب خوشه‌بندی[xxi]، تحلیل مسیرهای اثرگذاری و کوتاه‌ترین مسیرها، شناسایی گره‌های کلیدی و نقاط مداخلۀ سیاستی.

به ‌منظور اجرای تحلیل محاسباتی، شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون (نسخۀ 11/3) و کتابخانۀ تخصصی NetworkX (نسخۀ 20/3) اجرا شد. شبکۀ نهایی شامل ۳۲ گره و ۳۵ یال جهت‌دار و وزن‌دار است که در سه لایۀ تصمیم‌گیرندگان (۷ گره)، بازیگران (۱۲ گره) و شاخص‌های عملکردی (۱۳ گره) سازمان‌دهی شده‌اند. وزن‌گذاری یال‌ها بر اساس مقیاس دوسطحی تعیین شد؛ به ‌گونه‌ای که پیوندهای قوی با وزن ۳ و پیوندهای متوسط با وزن ۱ نمایش داده شدند. این وزن‌گذاری برگرفته از تحلیل محتوای مطالعات مرورشده در مرحلۀ فراترکیب و ارزیابی خبرگان بود. خروجی­ها در جدول­ 2 ارائه شده است. تراکم کل شبکه 0353/0 و میانگین طول مسیر 76/5 به دست آمد و مدول‌بندی جامعه‌محور[xxii] به شناسایی ۶ کلاستر با ضریب پیمانه‌بندی Q=0.724 منجر شد که بیانگر ساختار خوشه‌ای مشخص در زیست‌بوم شهر کارآفرین است. همچنین، تحلیل حساسیت از طریق حذف تدریجی بازیگران راهبردی و سنجش تغییر تراکم شبکه انجام شد تا گره‌های آسیب‌پذیر و نقاط بحرانی ساختار شبکه شناسایی شوند. کد کامل اجرا به ‌عنوان داده‌های تکمیلی در دسترس است.

تحلیل مرکزیت به شناسایی بازیگران اثرگذار و تعیین موقعیت راهبردی عناصر شبکه کمک می‌کند. همچنین، تحلیل بینابینی امکان شناسایی بازیگرانی را فراهم می‌کند که نقش واسطه و کنترل‌کنندۀ جریان اطلاعات و تعاملات نهادی را ایفا می‌کنند. از سوی دیگر، تحلیل تراکم و خوشه‌بندی شبکه میزان انسجام ساختاری و کیفیت ارتباطات میان عناصر زیست‌بوم را نشان می‌دهد. به‌ منظور افزایش قابلیت تفسیر نتایج، شبکۀ نهایی به‌ صورت بصری نیز ترسیم شد و الگوهای ارتباطی، خوشه‌های تعاملی و موقعیت گره‌های مرکزی تحلیل شدند. این فرایند امکان استخراج الگوهای حکمرانی، مسیرهای اثرگذاری و نقاط آسیب‌پذیر شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین را فراهم کرد.

 

  1.  اعتبارسنجی مدل و قابلیت اعتماد نتایج

به ‌منظور افزایش اعتبار مدل، از راهبرد چندمرحله‌ای استفاده شد. در مرحلۀ نخست، مؤلفه‌ها و روابط استخراج‌شده توسط پنل ۱۵نفره‌ای از خبرگان (متشکل از اساتید دانشگاه، مدیران شهری و فعالان اکوسیستم نوآوری) بازبینی شدند که دارای دست‌کم ۱۰ سال سابقۀ تخصصی بودند. مشارکت خبرگان طی دو مرحله و با استفاده از پرسشنامۀ دلفی اصلاح‌شده انجام شد تا میزان همگرایی نظرات با محاسبۀ ضریب توافق کندل (78/0) سنجیده شود. در مرحلۀ دوم، به ‌منظور بررسی پایداری ساختار شبکه و کاهش سوگیری در وزن‌دهی یال‌ها، تحلیل حساسیت انجام شد. همچنین، برای اطمینان از صحت یافته‌ها، از راهبرد هم‌سوسازی داده‌ها استفاده شد که در آن، نتایج تحلیل کیفی، خروجی‌های مدل‌سازی شبکه و ارزیابی خبرگان با یکدیگر مقایسه و تطبیق داده شدند تا مدل نهایی حاصل شد.

در مجموع، روش‌شناسی پژوهش حاضر تلاش می‌کند با تلفیق تحلیل کیفی، حکمرانی شبکه‌ای و مدل‌سازی محاسباتی، چارچوبی نوین برای تحلیل سیاست‌گذاری شهر کارآفرین ارائه دهد؛ چارچوبی که قادر است پیچیدگی تعاملات زیست‌بوم شهری را در قالب یک مدل شبکه‌ای چندلایه تبیین کند و مبنایی برای تصمیم‌گیری سیاستی مبتنی بر شواهد فراهم آورد.

 

یافته‌های پژوهش و تحلیل شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین

  1.  ساختار کلی شبکۀ سیاست‌گذاری شهر کارآفرین

به‌ منظور تحلیل ساختار زیست‌بوم شهر کارآفرین، شبکه‌ای چندلایه متشکل از تصمیم‌گیرندگان، بازیگران و شاخص‌های عملکردی طراحی و تحلیل شد. در این شبکه، هر گره نمایانگر یکی از عناصر کلیدی زیست‌بوم شهری و هر یال بیانگر رابطۀ اثرگذاری، تعامل نهادی یا وابستگی عملکردی میان عناصر بود. روابط میان گره‌ها نیز به‌ صورت جهت‌دار و وزن‌دار تعریف شدند تا علاوه بر جهت تعاملات، شدت و میزان اثرگذاری میان عناصر نیز در تحلیل لحاظ شود. نتایج تحلیل نشان داد ساختار شهر کارآفرین ماهیتی کاملاً شبکه‌ای، چندسطحی و پویا دارد و روابط میان بازیگران مهم‌تر از حضور منفرد آنها در زیست‌بوم شهری است. در این چارچوب، دولت‌های محلی، دانشگاه‌ها، شتاب‌دهنده‌ها، استارتاپ‌ها، نهادهای حمایتی، سرمایه‌گذاران، صنایع خلاق و شبکه‌های اجتماعی به ‌عنوان مهم‌ترین گره‌های شبکه شناسایی شدند که از طریق الگوهایی متفاوت از تعاملات نهادی، اقتصادی و دانشی با یکدیگر در ارتباط بودند.

تحلیل ساختار کلی شبکه نشان داد روابط میان عناصر از الگوی یکنواختی پیروی نمی‌کنند و برخی از روابط دارای تراکم و شدت بسیار بیشتری هستند. به ‌ویژه، ارتباط میان دانشگاه‌ها و نهادهای واسط نوآوری، میان شتاب‌دهنده‌ها و تیم‌های استارتاپی، و همچنین، میان دولت‌های محلی و کارآفرینان شهری، از جملۀ پیوندهای محوری شبکه محسوب می‌شوند. در مقابل، برخی از روابط مانند ارتباط مستقیم سیاست‌مداران با استارتاپ‌ها یا سرمایه‌گذاران سنتی با بازیگران نوآور، شدت کمتری داشتند؛ موضوعی که نشان‌دهندۀ وجود شکاف نهادی در بخشی از ساختار حکمرانی کارآفرینانۀ شهر است. همچنین، تحلیل ساختار شبکه نشان داد زیست‌بوم شهر کارآفرین صرفاً بر مبنای روابط اقتصادی شکل نمی‌گیرد، بلکه پیوندهای دانشی، اجتماعی، نهادی و سیاستی نیز نقشی تعیین‌کننده‌ در انسجام و پایداری آن ایفا می‌کنند. در نتیجه، شهر کارآفرین را باید به ‌عنوان یک نظام پیچیدۀ تطبیقی در نظر گرفت که در آن، پویایی شبکه و کیفیت تعاملات میان عناصر، بنیان اصلی توسعۀ شهری را شکل می‌دهد.

  1.  تحلیل بازیگران کلیدی و گره‌های مرکزی شبکه

به ‌منظور شناسایی بازیگران اثرگذار در زیست‌بوم شهر کارآفرین، شاخص‌های اصلی تحلیل شبکه شامل درجۀ مرکزیت، مرکزیت بینابینی و مرکزیت نزدیکی بررسی شدند. نتایج نشان داد همۀ بازیگران دارای نقشی یکسان در شبکه نیستند و برخی از گره‌ها موقعیت راهبردی‌تری در هدایت تعاملات و جریان اثرگذاری دارند.

اگر درجۀ مرکزیت را به صورت تعداد کل اتصالات (ورودی + خروجی) در نظر بگیریم و وزن یال ضخیم = 3 و یال نازک = 1، خواهیم داشت:

در این شبکه هر بازیگر واسطۀ بین یک تصمیم‌گیرنده و یک یا چند پیامد است.

بازیگرانی مانند EA، LC، YS، TM و ET فاقد پیوند مستقیم با لایۀ تصمیم‌گیرندگان هستند و از این‌ رو، مرکزیت بینابینی و نزدیکی آنها صفر است. این یافته نشان می‌دهد این بازیگران در مسیر رسمی جریان سیاست‌گذاری قرار ندارند، اما از طریق پیوندهای مستقیم خود به لایۀ پیامدها، به‌ ویژه با یال‌های قوی، ارزش‌آفرینی مستقلی دارند که در شاخص Shapley Value منعکس شده است (جدول 2).

بر اساس یافته‌ها، دولت‌های محلی و مدیران شهری یکی از مهم‌ترین گره‌های مرکزی شبکه بودند. این بازیگران از طریق ارتباط با نهادهای سیاست‌گذار، استارتاپ‌ها، صنایع خلاق، شتاب‌دهنده‌ها و تیم‌های توسعۀ شهری، نقش هماهنگ‌کننده و تسهیل‌گر را در زیست‌بوم کارآفرینی ایفا می‌کردند. موقعیت مرکزی این بازیگران نشان می‌دهد سیاست‌گذاری محلی و ظرفیت حکمرانی شهری نقشی تعیین‌کننده‌ در هدایت مسیر توسعۀ کارآفرینی دارد. تحلیل روابط نشان داد ارتباط دانشگاه‌ها با شتاب‌دهنده‌ها، دفاتر کارآفرینی و تیم‌های نوآور، از جملۀ قوی‌ترین پیوندهای شبکه محسوب می‌شود. این یافته بیانگر آن است که دانشگاه‌ها صرفاً نهادهای آموزشی نیستند، بلکه نقش واسطۀ دانشی و محرک نوآوری شهری را ایفا می‌کنند. در مقابل، برخی از بازیگران اگرچه حضور داشتند، قدرت شبکه‌ای کمتری داشتند. برای نمونه، ارتباط مستقیم سرمایه‌داران سنتی با جوانان و دانشجویان یا پیوند سیاست‌مداران با استارتاپ‌ها ضعیف ارزیابی شد. این مسئله نشان‌دهندۀ ضعف برخی از سازوکارهای انتقال سرمایه، دانش و حمایت سیاستی در زیست‌بوم شهری است. تحلیل مرکزیت بینابینی نیز نشان داد برخی از نهادهای واسط مانند شتاب‌دهنده‌ها، دفاتر کارآفرینی و شبکه‌های حمایتی، نقش پل ارتباطی میان لایه‌های مختلف شبکه را ایفا می‌کنند. این گره‌ها اگرچه لزوماً بیشترین تعداد ارتباط مستقیم را ندارند، از نظر جریان اطلاعات، انتقال دانش و هماهنگی میان بازیگران، جایگاهی راهبردی در ساختار شبکه دارند.

جدول 2- درجۀ مرکزیت، وزن کل، رتبۀ بازیگران، بینابینی و نزدیکی

بازیگران

مخفف

رتبه

درجه

وزن کل

بینابینی (نرمال‌شده)

نزدیکی

استارتاپ‌ها و شرکت‌های رشدیافته

SG

1

3

5

00215/0

0323/0

تیم­های توسعۀ شهری

UD

1

3

5

00215/0

0323/0

صنایع خلاق و محلی

CC

1

3

5

00215/0

0323/0

دفاتر کارآفرینی دانشگاهی

UE

2

2

4

00108/0

0323/0

شتاب‌دهنده­ها و انکوباتورها

AI

2

2

4

00108/0

0323/0

شبکه­های تجاری و بین­المللی

IT

2

2

4

00108/0

0323/0

سازمان­های اجتماعی و محلی

CBO

2

2

4

00108/0

00/0

فعالان محیط‌زیست

EA

2

2

4

00/0

00/0

نخبگان و گروه‌های محلی

LC

2

2

4

00/0

00/0

جوانان و دانشجویان

YS

2

2

4

00/0

00/0

متخصصان فنی و مدیریتی

TM

3

1

3

00/0

00/0

تورها و مسابقات کارآفرینی

ET

3

1

1

00/0

00/0

  1. تحلیل الگوهای تعاملی و خوشه‌های شبکه‌ای

یکی از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش شکل‌گیری خوشه‌های تعاملی در ساختار شبکۀ شهر کارآفرین بود. تحلیل شبکه نشان داد عناصر زیست‌بوم شهری تمایل دارند در قالب مجموعه‌هایی از روابط متراکم و هم‌راستا سازمان یابند که هر کدام نقشی متفاوت در توسعۀ شهری ایفا می‌کنند. در این چارچوب، خوشۀ دانشگاه–نوآوری شامل دانشگاه‌ها، شتاب‌دهنده‌ها، دفاتر کارآفرینی، تیم‌های استارتاپی و نخبگان محلی بود که بیشترین نقش را در تولید دانش، توسعۀ نوآوری و ارتقای سرمایه انسانی داشتند. در مقابل، خوشۀ حکمرانی–سیاست‌گذاری متشکل از دولت‌های محلی، مدیران شهری و نهادهای سیاست‌گذار اقتصادی بود که نقش هماهنگ‌کننده و تنظیم‌گر شبکه را به عهده داشتند. همچنین، خوشۀ توسعۀ پایدار و اجتماعی شامل فعالان محیط‌زیست، سازمان‌های اجتماعی و تیم‌های توسعۀ شهری بود که بیشترین اثرگذاری را بر شاخص‌های اجتماعی، کاهش آلودگی و پایداری شهری داشتند. تحلیل روابط نشان داد پیوند میان این خوشه‌ها برای پایداری شبکه ضروری است و قطع یا ضعف ارتباط میان آنها ممکن است موجب کاهش انسجام زیست‌بوم کارآفرینی شود. علاوه بر این، نتایج نشان داد برخی از خوشه‌ها دارای انسجام زیاد اما ارتباط محدود با سایر بخش‌های شبکه هستند. این وضعیت به ‌ویژه در ارتباط میان بخش‌های سیاستی و بخش‌های نوآور مشاهده شد و بیانگر وجود فاصلۀ نهادی میان سیاست‌گذاری رسمی و اکوسیستم نوآوری شهری است. چنین شکافی ممکن است موجب کاهش سرعت انتقال حمایت‌های سیاستی و محدودشدن ظرفیت توسعۀ کارآفرینی شود.

 

  1. مسیرهای کلیدی اثرگذاری و نقاط مداخلۀ سیاستی

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های تحلیل شبکه‌ای در این پژوهش امکان شناسایی مسیرهای کلیدی اثرگذاری و نقاط مداخلۀ راهبردی در زیست‌بوم شهر کارآفرین بود. نتایج نشان داد توسعۀ کارآفرینی شهری نه از طریق مداخلات منفرد، بلکه از طریق تقویت مسیرهای کلیدی تعامل میان بازیگران امکان‌پذیر است. تحلیل مسیرها نشان داد ارتباط میان دولت‌های محلی، دانشگاه‌ها، شتاب‌دهنده‌ها و تیم‌های استارتاپی یکی از مهم‌ترین زنجیره‌های اثرگذاری در شبکه محسوب می‌شود. تقویت این مسیر ممکن است موجب افزایش نوآوری، ارتقای ظرفیت یادگیری، تسهیل شکل‌گیری کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و بهبود شاخص‌های توسعۀ اقتصادی شود. همچنین، نتایج نشان داد برخی از گره‌ها دارای ظرفیت زیادی برای مداخلۀ سیاستی هستند. برای نمونه، شتاب‌دهنده‌ها و دفاتر کارآفرینی به دلیل موقعیت واسطه‌ای خود، می‌توانند نقشی مهم در انتقال منابع، دانش و حمایت نهادی ایفا کنند. بنابراین، تمرکز سیاستی بر تقویت این نهادها می‌تواند اثربخشی کل شبکه را افزایش دهد. از سوی دیگر، تحلیل روابط ضعیف نشان داد برخی از بخش‌های شبکه نیازمند بازآرایی نهادی و تقویت سازوکارهای ارتباطی هستند. ضعف ارتباط مستقیم میان سیاست‌گذاران کلان و بازیگران نوآور یکی از مهم‌ترین چالش‌های شبکه بود که ممکن است موجب کاهش هماهنگی سیاستی و کندشدن فرایند توسعۀ کارآفرینی شود.

 

  1. مدل نهایی حکمرانی شبکه‌ای شهر کارآفرین

شکل (2) جامع‌ترین مدل شهر کارآفرین را بر اساس مجموعه‌ای کامل از بازیگران، تصمیم‌گیرندگان و عوامل نهادی، اجتماعی و اقتصادی نمایش می‌دهد و نشان‌دهندۀ یک الگوی کامل و هماهنگ از تعاملات شبکه‌ای در زیست‌بوم کارآفرینی شهری است.

راهبرد این مدل بر توسعۀ کل زیست‌بوم کارآفرینی شهری متمرکز است. دولت‌ها، مدیران شهری و نهادهای سیاست‌گذار با هدایت استارتاپ‌ها، صنایع خلاق، تیم‌های توسعۀ شهری و شتاب‌دهنده‌ها، رشد نوآوری، توسعۀ شرکت‌های دانش‌بنیان و افزایش بهره‌وری منابع را تقویت می‌کنند. دانشگاه‌ها، دفاتر کارآفرینی و نخبگان محلی با هدایت آموزش و نوآوری، مشارکت جوانان و توسعۀ سرمایه انسانی را افزایش می‌دهند. فعالان محیط‌زیست و سازمان‌های اجتماعی با مشارکت در پروژه‌های شهری عدالت اجتماعی و کاهش آلودگی را بهبود می‌بخشند و شبکه‌های تجاری بین‌المللی و مسابقات کارآفرینی برند شهری و رقابت بین‌شهری را ارتقا می‌دهند. این تعامل شبکه‌ای میان تصمیم‌گیرندگان و بازیگران کلیدی موجب رشد پایدار، توسعۀ نوآوری و بهبود شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شهر می‌شود.

در مدل نهایی، توسعۀ شهر کارآفرین حاصل هم‌افزایی میان حکمرانی شهری، نهادهای دانشی، بازیگران اقتصادی، زیرساخت‌های نوآوری و شبکه‌های اجتماعی است. این مدل نشان داد کیفیت روابط میان عناصر اهمیت بیشتری نسبت به تعداد بازیگران دارد و شبکه‌هایی که از انسجام، تعامل و پیوندهای میان‌بخشی بیشتری برخوردار هستند، ظرفیت بیشتری برای توسعۀ کارآفرینی و نوآوری شهری دارند. همچنین، یافته‌ها بیانگر آن بود که سیاست‌گذاری مؤثر در شهر کارآفرین باید مبتنی بر منطق شبکه‌ای، تعامل نهادی و مداخلات هوشمند در نقاط کلیدی شبکه باشد. در این چارچوب، نقش دولت‌های محلی از یک نهاد صرفاً اجرایی، به یک بازیگر هماهنگ‌کننده و تسهیل‌گر تحول می‌یابد و موفقیت سیاست‌های شهری به میزان توانایی آنها در ایجاد پیوند میان بازیگران زیست‌بوم بستگی دارد. در مجموع، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر نشان می‌دهد تحلیل شبکه‌ای و مدل‌سازی محاسباتی می‌تواند چارچوبی مؤثر برای درک پیچیدگی حکمرانی شهری و طراحی سیاست‌های توسعۀ کارآفرینی فراهم آورد و امکان شناسایی مسیرهای راهبردی، نقاط مداخله و گره‌های اثرگذار را برای سیاست‌گذاران شهری فراهم کند.

شکل 2- مدل نهایی بر اساس مجموعه­ای از تصمیم‌گیرندگان، بازیگران و پیامدها

 

تصمیم‌گیرندگان (Decision Makers):

LG : دولت محلی،CM : مدیران شهری، EP: مقامات سیاست‌گذار اقتصادی، UL: مدیران دانشگاه‌ها، IO: سازمان‌های بین‌المللی، IA: متولیان زیرساخت و حمل‌ونقل، PL: رهبران برنامه‌ریزی و توسعه

بازیگران (Actors):

SG : استارتاپ‌ها و شرکت‌های رشدیافته، UD: تیم‌های توسعۀ شهری، CC: صنایع خلاق و محلی، UE: دفاتر کارآفرینی دانشگاهی، AI: شتاب‌دهنده‌ها و انکوباتورها، IT: شبکه‌های تجاری و بین‌المللی، EA: فعالان محیط‌زیست، LC: نخبگان و گروه‌های محلی، YS: جوانان و دانشجویان، TM: متخصصان فنی و مدیریتی، ET: تورها و مسابقات کارآفرینی، CBO: سازمان‌های اجتماعی و محلی

شاخص‌ها/نتایج (Indicators/Outcomes):

KD: توسعۀ شرکت‌های دانش‌بنیان، IN: نوآوری‌ها و اثرگذاری آنها، GQ: کیفیت حکمرانی، YP: مشارکت جوانان، SJ: امنیت و عدالت اجتماعی، RP: بهره‌وری منابع، PR: کاهش آلودگی، ED: تراکم اقتصادی و تمرکز فعالیت‌ها، EV: ارزش اقتصادی و مزیت رقابتی، UB: برند شهری و رقابت بین شهری، HC: سرمایۀ انسانی

  1. تفسیر نظری یافته‌ها

یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد شهر کارآفرین را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی، حمایت‌های نهادی یا زیرساخت‌های فیزیکی تلقی کرد، بلکه این پدیده ماهیتی شبکه‌ای، چندلایه و تعاملی دارد که در آن، کیفیت روابط میان بازیگران تعیین‌کنندۀ اصلی پویایی زیست‌بوم شهری است. نتایج تحلیل شبکه‌ای بیانگر آن بود که توسعۀ کارآفرینی شهری بیش از آنکه وابسته به حضور منفرد کنشگران باشد، به الگوی تعامل، ساختار ارتباطات و موقعیت شبکه‌ای بازیگران بستگی دارد. این یافته‌ها با دیدگاه‌های جدید حوزۀ زیست‌بوم کارآفرینی هم‌راستاست که اکوسیستم‌های کارآفرینی را ساختارهایی رابطه‌محور و مبتنی بر تعاملات نهادی می‌دانند (Spigel & Harrison, 2018). با این‌ حال، پژوهش حاضر یک گام فراتر می‌رود و نشان می‌دهد این روابط را می‌توان در قالب ساختارهای شبکه‌ای قابل ‌اندازه‌گیری و مدل‌سازی تحلیل کرد. به بیان دیگر، مطالعۀ حاضر تلاش کرده است مفهوم نسبتاً انتزاعی زیست‌بوم کارآفرینی را به یک ساختار عملیاتی و محاسباتی تبدیل کند.

نتایج پژوهش همچنین نشان داد بازیگران واسط مانند شتاب‌دهنده‌ها، دفاتر کارآفرینی و نهادهای میانجی، نقشی فراتر از نقش اجرایی دارند و عملاً به ‌عنوان گره‌های راهبردی انتقال دانش، سرمایه و تعاملات نهادی عمل می‌کنند. این یافته با منطق حکمرانی شبکه‌ای هم‌خوانی دارد؛ زیرا در چنین ساختارهایی، قدرت صرفاً ناشی از تمرکز منابع نیست، بلکه از موقعیت بازیگران در شبکه و توانایی آنها در اتصال لایه‌های مختلف حکمرانی ناشی می‌شود (Provan & Kenis, 2008). همچنین، تحلیل روابط شبکه نشان داد ضعف برخی از پیوندهای نهادی، به‌ ویژه میان سیاست‌گذاران کلان و بازیگران نوآور، موجب ایجاد گسست در فرایند توسعۀ کارآفرینی شهری می‌شود. این موضوع بیانگر آن است که ناکارآمدی بسیاری از سیاست‌های شهری نه به دلیل کمبود منابع، بلکه ناشی از ضعف در معماری تعاملات نهادی و نبود انسجام شبکه‌ای است. در نتیجه، یافته‌های پژوهش حاضر از این دیدگاه حمایت می‌کند که مسئلۀ اصلی توسعۀ شهر کارآفرین صرفاً «سیاست‌گذاری» نیست، بلکه «حکمرانی تعاملات» است. یکی دیگر از یافته‌های مهم پژوهش تأثیر زیاد دانشگاه‌ها و نهادهای دانشی در ساختار شبکه بود. برخلاف رویکردهای سنتی که دانشگاه را صرفاً تولیدکنندۀ دانش تلقی می‌کنند، نتایج این پژوهش نشان داد دانشگاه‌ها در زیست‌بوم شهر کارآفرین نقش گره‌های واسط دانشی و تسهیل‌کنندۀ انتقال نوآوری را ایفا می‌کنند. این مسئله نشان می‌دهد سرمایۀ دانشی در شهر کارآفرین نه در قالب تولید دانش منفرد، بلکه در قالب شبکه‌های تعامل و یادگیری جمعی معنا پیدا می‌کند.

در نهایت، یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که شهر کارآفرین را باید به ‌عنوان یک «نظام حکمرانی شبکه‌ای تطبیقی» در نظر گرفت که در آن، توسعۀ شهری حاصل تعاملات پویا میان نهادهای سیاستی، بازیگران اقتصادی، شبکه‌های دانشی و ساختارهای اجتماعی است. این نتیجه زمینه را برای بازاندیشی در الگوهای سنتی سیاست‌گذاری شهری فراهم می‌کند و نشان می‌دهد مدیریت توسعۀ شهری در عصر اقتصاد دانش‌بنیان نیازمند رویکردهایی مبتنی بر تحلیل شبکه، فهم تعاملات و سیاست‌گذاری هوشمند است.

 

  1. تحلیل بازی‌نظری شبکۀ حکمرانی شهر کارآفرین

1-2. چارچوب مفهومی

شبکه‌های حکمرانی به‌خودی‌خود از ساختارهای رابطه‌ای پیچیده‌ای تشکیل می‌شوند که در آنها، بازیگران نه فقط از موقعیت ساختاری خود آگاه هستند، بلکه در مقابل یکدیگر تصمیم‌های راهبردی می‌گیرند. برای تحلیل این بُعد از شبکۀ حکمرانی شهر کارآفرین، سه رویکرد مکمل از نظریۀ بازی در کنار یکدیگر به ‌کار گرفته شده‌اند: بازی مشارکتی برای سنجش سهم واقعی هر بازیگر در ارزش‌آفرینی جمعی شبکه، بازی غیرمشارکتی برای تحلیل           اتاتاتاتاشرایط تعادلی میان لایۀ تصمیم‌گیرندگان و لایۀ بازیگران، و موقعیت‌یابی راهبردی ترکیبی برای رتبه‌بندی بازیگران از نظر قدرت چانه‌زنی و اثرگذاری سیستمی.

 

2-2. ارزش شپلی: سهم هر بازیگر در ارزش‌آفرینی جمعی

ارزش شپلی (φᵢ) در چارچوب بازی‌های مشارکتی، انعکاس‌دهندۀ سهم واقعی هر بازیگر در ارزش تولیدشده توسط تمامی ائتلاف‌های ممکن است. در این پژوهش، تابع مشخصۀ v(S) بر اساس مجموع وزن یال‌های خروجی از ائتلاف S به لایۀ پیامدها، به ‌علاوۀ ضریب هم‌افزایی درونی تعریف شد. نتایج نشان داد سه بازیگر SG، UD و CC بالاترین ارزش شپلی (φ=4.0) را در اختیار دارند. این سه بازیگر در عین حال، دارای دو یال خروجی وزن‌دار به لایۀ پیامدها هستند؛ به‌ گونه‌ای که هر یک هم پیامد محوری خود را با یال قوی (وزن ۳) تغذیه می‌کنند و هم پیامد ثانویه‌ای را با یال متوسط (وزن ۱) پشتیبانی می‌کنند. در مقابل، ET با ارزش شپلی 00/1پایین‌ترین سهم را دارد؛ زیرا فقط یک یال خروجی ضعیف به NI دارد و هیچ پشتیبانی سیاستی مستقیمی از لایۀ تصمیم‌گیرندگان دریافت نمی‌کند. این تفاوت‌ها پیام سیاستی روشنی دارند: تقویت بازیگرانی که از حمایت ساختاری برخوردار هستند و هم‌زمان به پیامدهای متعدد متصل هستند، بیشترین بازدهی جمعی را برای شبکه به ارمغان می‌آورد (شکل 3).

 

3-2. تعادل نش: منطق پایداری سیستم

برای درک شرایطی که در آن، شبکۀ حکمرانی به حالت پایدار می‌رسد، یک بازی دونفره میان تصمیم‌گیرندگان و بازیگران طراحی شد. تصمیم‌گیرندگان میان «سرمایه‌گذاری فعال» (تقویت پیوندها) و «کناره‌گیری» انتخاب می‌کنند و بازیگران میان «مشارکت» و «سر باز زدن». مقادیر پرداخت مستقیماً از شاخص‌های شبکه استخراج شدند تا واقعیت ساختاری داده را بازتاب دهند. ماتریس پرداخت حاصل نشان داد فقط یک تعادل نش خالص در شبکه وجود دارد: ترکیب (سرمایه‌گذاری، مشارکت) با پرداخت 40/32 برای تصمیم‌گیرندگان و 60/21 برای بازیگران. این یافته دلالت مهمی دارد: نه تصمیم‌گیرندگان به‌تنهایی و نه بازیگران به‌تنهایی نمی‌توانند به وضعیتی بهتر برسند، مگر اینکه طرف مقابل هم تغییر موضع بدهد. به عبارت دیگر، ثبات شبکۀ حکمرانی شهر کارآفرین به تعهد هم‌زمان هر دو طرف وابسته است و هر گسستی در این تعهد دوجانبه انگیزۀ طرف دیگر را هم از بین می‌برد (شکل 3).

 

4-2. موقعیت راهبردی: فراتر از مرکزیت ساختاری

امتیاز راهبردی هر بازیگر از ترکیب وزنی سه شاخص محاسبه شد: ارزش شپلی (وزن 40/0)، مرکزیت بینابینی (وزن 30/0) و اهرم خروجی (وزن 30/0). نتایج نشان داد SG، UD و CC با امتیاز مشترک 775/0 در صدر قرار دارند. هر سه از پشتیبانی مستقیم یک تصمیم‌گیرنده برخوردار هستند و هر دو پیامد اول و دوم خود را به ‌طور هم‌زمان تأمین می‌کنند. اما نکتۀ مهم‌تر در رده‌های بعدی است: EA، LC و YS که در تحلیل مرکزیت سنتی مرکزیت بینابینی صفر دارند، در موقعیت‌یابی راهبردی با امتیاز 700/0 در جایگاه چهارم تا ششم قرار می‌گیرند. این بازیگران بدون اینکه در مسیر اصلی جریان اطلاعات قرار داشته باشند، مستقیماً پیامدهایی مهم مانند PR (کاهش آلودگی)، SC (سرمایۀ اجتماعی) و  HC(سرمایۀ انسانی) را با یال‌های قوی تغذیه می‌کنند. در انتهای طیف، ET با امتیاز 075/0 فاصله‌ای چشمگیر با بقیه دارد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جایگاه آن در ساختار فعلی شبکه به ‌اندازۀ کافی از پشتیبانی سیاستی و پیوند خروجی برخوردار است (شکل 3).

 

5-2. جمع‌بندی: از ساختار به رفتار

تحلیل بازی‌نظری سه لایۀ تکمیلی از فهم شبکه را آشکار می‌کند که تحلیل مرکزیت صرف قادر به نشان‌دادن آنها نیست. نخست، توزیع ارزش شپلی نشان می‌دهد شبکه نه کاملاً برابرگراست و نه متمرکز، بلکه سلسله‌مراتبی ملایم در آن وجود دارد که با ساختار پیوندی هر بازیگر هم‌راستاست. دوم، یگانگی تعادل نش در ترکیب (سرمایه‌گذاری، مشارکت) از یک نقطۀ همگرایی طبیعی در شبکه خبر می‌دهد، اما در عین حال، هشدار می‌دهد هر سیاستی که اعتماد یا منابع یکی از طرفین را تضعیف کند، می‌تواند کل سیستم را از این تعادل خارج کند. سوم، جدایی امتیاز راهبردی از مرکزیت بینابینی در رابطه با EA، LC و YS نشان می‌دهد ارزش‌آفرینی شبکه‌ای لزوماً از دروازه‌بان‌های ساختاری نمی‌گذرد و بازیگران حاشیه‌ای نیز می‌توانند نقش‌های غیرقابل جایگزین در تولید پیامدهای اجتماعی و محیط‌زیستی داشته باشند.

شکل 3- تحلیل بازی‌نظری شبکۀ حکمرانی شهر کارآفرین: (الف) ارزش شپلی بازیگران. سه بازیگر استارتاپ‌ها و شرکت‌های رشدیافته،  تیم‌های توسعۀ شهری، و صنایع خلاق و محلی با ارزش شپلی 00/4، به دلیل داشتن یال‌های خروجی قوی و متعدد، بیشترین سهم را در شبکه دارند. در مقابل، تورها و مسابقات کارآفرینی با فقط یک یال ضعیف و بدون حمایت مستقیم، کمترین ارزش (00/1) را کسب کرده است. (ب) ماتریس پرداخت و تعادل نش میان تصمیم‌گیرندگان و بازیگران. تعادل پایدار شبکۀ حکمرانی فقط با تعهد هم‌زمان تصمیم‌گیرندگان به سرمایه‌گذاری فعال و بازیگران به مشارکت شکل می‌گیرد. هر گونه گسست در این تعهد دوجانبه انگیزۀ طرف مقابل را از بین می‌برد و ثبات سیستم را تهدید می‌کند. (پ) نقشۀ موقعیت راهبردی بازیگران. همان‌گونه که نمودار نشان می­دهد، ارتباطاتی بین بازیگران، تصمیم‌گیرندگان و شاخص­ها وجود دارند. طول یال پررنگ­تر نشان‌دهندۀ ارتباط قوی­تر است. (ت) شبکۀ نهایی با رنگ‌بندی بر اساس ارزش شپلی.

  1. سهم و نوآوری پژوهش در ادبیات شهر کارآفرین

پژوهش حاضر تلاش کرد شکاف میان ادبیات نظری شهر کارآفرین و رویکردهای تحلیلی علوم شبکه را کاهش دهد و چارچوبی برای تحلیل محاسباتی حکمرانی شهری ارائه کند. مهم‌ترین نوآوری این پژوهش تبدیل مفهوم شهر کارآفرین از یک چارچوب صرفاً توصیفی به یک مدل عملیاتی و شبکه‌محور است که قابلیت تحلیل ساختاری و سیاستی دارد.

نخستین سهم نظری پژوهش ارائۀ درکی شبکه‌ای از شهر کارآفرین است. بخشی عمده‌ از مطالعات پیشین شهر کارآفرین را در قالب شاخص‌های اقتصادی، ظرفیت‌های نوآوری یا سیاست‌های توسعه‌ای مطالعه کرده‌اند؛ در حالی ‌که پژوهش حاضر نشان می‌دهد ماهیت واقعی شهر کارآفرین در ساختار روابط میان بازیگران نهفته است. از این ‌رو، این پژوهش مفهوم شهر کارآفرین را از سطح تحلیل نهادی و خطی، به سطح تحلیل شبکه‌ای و سیستمی ارتقا می‌دهد. دیگر پژوهشگران در بررسی حکمرانی شهری کارآفرینانه نشان دادند مکانیسم‌های توسعۀ شهری بیش از آنکه تحت تأثیر منطق بازار باشند، تحت تأثیر مناسبات پیچیده میان دولت، سرمایه و شبکه‌های بازیگران نهادی قرار دارند و نتایج عادلانه برای ذی‌نفعان مختلف فقط از طریق بازآرایی این شبکه‌ها امکان‌پذیر است (Xu & Lin, 2025). این یافته از ضرورت رویکرد مدل‌سازی شبکه‌ای در پژوهش حاضر حمایت می‌کند. دومین نوآوری پژوهش عملیاتی‌سازی زیست‌بوم کارآفرینی از طریق مدل‌سازی گراف و تحلیل محاسباتی است. در این پژوهش، عناصر زیست‌بوم شهری در قالب گره‌ها و روابط جهت‌دار و وزن‌دار مدل‌سازی و از طریق شاخص‌های علوم شبکه تحلیل شدند. این رویکرد امکان شناسایی گره‌های کلیدی، مسیرهای اثرگذاری و نقاط مداخلۀ سیاستی را فراهم می‌کند؛ قابلیتی که در بسیاری از مطالعات سنتی وجود ندارد. سومین سهم پژوهش پیوند میان حکمرانی شهری و تحلیل داده‌محور است. نتایج پژوهش نشان داد استفاده از ابزارهای علوم شبکه و مدل‌سازی محاسباتی می‌تواند افقی جدید برای سیاست‌گذاری شهری ایجاد کند و به سیاست‌گذاران امکان دهد ساختار واقعی تعاملات نهادی را شناسایی و مسیرهای مؤثر مداخله را طراحی کنند. در این معنا، پژوهش حاضر را می‌توان گامی در راستای توسعۀ رویکرد «حکمرانی شهری مبتنی بر هوش شبکه‌ای» تلقی کرد. همچنین، پژوهش حاضر از نظر بومی‌سازی نیز دارای اهمیت است؛ زیرا بخشی مهم از ادبیات شهر کارآفرین مبتنی بر تجربۀ شهرهای توسعه‌یافته شکل گرفته است؛ در حالی‌ که مدل ارائه‌شده در این پژوهش تلاش می‌کند پیچیدگی‌ها و ویژگی‌های نهادی زیست‌بوم‌های کلان‌شهری در کشور ایران را نیز در نظر بگیرد.

 

  1. دلالت‌های سیاستی و مدیریتی پژوهش

یافته‌های پژوهش حاضر دارای دلالت‌هایی مهم برای سیاست‌گذاران، مدیران شهری و نهادهای توسعۀ کارآفرینی است. مهم‌ترین دلالت پژوهش آن است که توسعۀ شهر کارآفرین را نمی‌توان صرفاً از طریق سیاست‌های بخشی، حمایت‌های مالی یا اقدامات مقطعی محقق کرد، بلکه موفقیت این فرایند وابسته به کیفیت حکمرانی شبکه‌ای و توانایی مدیریت تعاملات میان بازیگران است. بر این اساس، دولت‌های محلی و مدیران شهری باید از الگوی مدیریت سلسله‌مراتبی فاصله بگیرند و به سمت حکمرانی تعاملی و شبکه‌محور حرکت کنند. به نظر می‌رسد در چنین رویکردی، نقش دولت صرفاً تنظیم‌گری یا اجرا نیست، بلکه دولت باید به‌ عنوان تسهیل‌گر ارتباطات، هماهنگ‌کنندۀ شبکه‌ها و معمار تعاملات نهادی عمل کند. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد تقویت نهادهای واسط مانند شتاب‌دهنده‌ها، مراکز نوآوری و دفاتر کارآفرینی می‌تواند اثربخشی کل زیست‌بوم شهری را افزایش دهد. این نهادها به دلیل موقعیت واسطه‌ای خود، ظرفیت زیادی برای انتقال دانش، پیوند میان دانشگاه و صنعت و تسهیل تعاملات میان بازیگران دارند. بنابراین، سیاست‌گذاری شهری باید به ‌جای تمرکز صرف بر حمایت مستقیم از استارتاپ‌ها، بر تقویت ساختارهای ارتباطی و نهادهای میانجی متمرکز شود.

یافته‌ها نشان داد ضعف ارتباط میان سیاست‌گذاران و بازیگران نوآور یکی از مهم‌ترین گسست‌های شبکه‌ای در زیست‌بوم شهری است. در نتیجه، طراحی سازوکارهای مشارکتی، پلتفرم‌های تعامل نهادی و شبکه‌های سیاستی مشترک می‌تواند به افزایش انسجام شبکه و ارتقای ظرفیت توسعۀ کارآفرینی کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان می‌دهد استفاده از تحلیل شبکه و مدل‌سازی محاسباتی می‌تواند به ابزاری مؤثر برای تصمیم‌سازی شهری تبدیل شود. مدیران شهری می‌توانند از طریق تحلیل داده‌های شبکه‌ای، بازیگران کلیدی، گره‌های آسیب‌پذیر و مسیرهای مؤثر مداخله را شناسایی و سیاست‌های توسعۀ شهری را مبتنی بر شواهد و هوش داده‌محور طراحی کنند.

  1. نتیجه‌گیری

این پژوهش با گذار از رویکردهای توصیفی و خطیِ رایج در ادبیات شهر کارآفرین، نشان می‌دهد توسعۀ پایدار این اکوسیستم نه حاصل حضور منفرد بازیگران یا تمرکز صرف بر منابع اقتصادی، بلکه محصول کیفیت تعاملات ساختاری و پویایی شبکه‌های چندلایه است؛ یافته‌ها اثبات می‌کنند موقعیت شبکه‌ای و قدرت واسط‌گری معیارهایی تعیین‌کننده‌تر نسبت به حجم منابع اکتسابی دارند؛ به‌ گونه‌ای که نهادهای واسط و بازیگرانی با پیوندهای چندوجهی به پیامدها (مانند استارتاپ‌ها و صنایع خلاق) محورهای اصلی خلق ارزش هستند و در مقابل، تحلیل بازی‌نظری آشکار کرد پایداری سیستم فقط در گرو تعادل دوجانبه میان سرمایه‌گذاری فعال تصمیم‌گیرندگان و مشارکت پایدار بازیگران است و هر گونه گسست در این قرارداد نانوشته کل شبکه را به ناپایداری سوق می‌دهد. نوآوری بنیادین این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین، عبور از مدل‌های ایستا و مفهومی به سمت یک چارچوب عملیاتی، محاسباتی و پویاست که با تلفیق علوم شبکه، مدل‌سازی گراف وزن‌دار و نظریۀ بازی‌ها، امکان اندازه‌گیری دقیق جریان اثرگذاری، شناسایی لایه‌های پنهان قدرت از طریق شاخص‌هایی فراتر از مرکزیت ظاهری (مانند ارزش شپلی و موقعیت استراتژیک) و ارائۀ مسیرهای عینی برای مداخلۀ سیاستی مبتنی بر شواهد کمی را فراهم آورده است؛ به این ترتیب، این پژوهش مفهوم شهر کارآفرین را از سطح تحلیل نهادی-خطی به سطح تحلیل سیستمی-شبکه‌ای ارتقا و یک ابزار تحلیلی نوین برای درک پیچیدگی‌های حکمرانی شهری و طراحی سیاست‌های هوشمند ارائه می‌دهد که در آن، موفقیت سیاست‌گذاران نه در مدیریت مستقیم بازیگران، بلکه در توانایی آنها برای معماری تعاملات، تقویت گره‌های واسط و حفظ تعادل پویای شبکه نهفته است.

  1. محدودیت‌های پژوهش و پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آینده

با وجود تلاش برای طراحی یک مدل جامع، پژوهش حاضر نیز همانند سایر مطالعات با محدودیت‌هایی مواجه بوده است. نخست آنکه، ساختار شبکۀ طراحی‌شده تا حدی وابسته به داده‌های استخراج‌شده از ادبیات و ارزیابی خبرگان است و امکان دارد برخی از روابط غیررسمی یا پویایی‌های پنهان شبکه در مدل نهایی بازنمایی نشده باشند. دوم آنکه، مدل پژوهش، اگرچه ساختار تعاملات را تحلیل می‌کند، تغییرات زمانی و تحول پویای شبکه را به‌ صورت طولی بررسی نکرده است. در نتیجه، مطالعۀ روند تحول زیست‌بوم‌های کارآفرینی در بازه‌های زمانی مختلف می‌تواند افقی جدید برای پژوهش‌های آینده ایجاد کند. همچنین، پژوهش حاضر عمدتاً بر ساختار حکمرانی و روابط نهادی تمرکز دارد و متغیرهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به ‌صورت محدود در مدل لحاظ شده‌اند. بنابراین، توسعۀ مدل‌های چندبُعدی که بتوانند ابعاد اجتماعی، فرهنگی و رفتاری را نیز در تحلیل شبکه‌ای وارد کنند، می‌تواند به غنای مطالعات آینده کمک کند. از سوی دیگر، استفاده از روش‌های پیشرفته‌تر علوم داده مانند یادگیری ماشین، تحلیل شبکه‌های پویا و شبیه‌سازی عامل‌مبنا می‌تواند امکان تحلیل عمیق‌تر تعاملات زیست‌بوم شهری و پیش‌بینی رفتار شبکه را فراهم آورد. همچنین، مقایسۀ تطبیقی شهرهای مختلف و تحلیل بین‌المللی الگوهای حکمرانی شبکه‌ای از دیگر مسیرهای پیشنهادی برای پژوهش‌های آینده است. گفتنی است، تابع مشخصۀ بازی مشارکتی در این پژوهش بر اساس وزن یال‌های شبکه تعریف شده است و نه داده‌های تجربی مستقل؛ از این ‌رو، نتایج ارزش شپلی بیشتر جنبۀ ساختاری-تفسیری دارد تا اندازه‌گیری دقیق کمّی.

 

سپاسگزاری

در پایان، از تمام عزیزانی که ما را در انجام این پژوهش یاری کردند، صمیمانه تشکر می کنیم.

 

[i] Harvey

[ii] Edges

[iii] Layout Algorithms

[iv] Nodes

[v] Queissner

[vi] Stolz

[vii] Tavassoli

[viii] Penco

[ix] Pereyra

[x] Lauermann

[xi] He

[xii] Audretsch

[xiii] Davidson & Gleeson

[xiv] Weighted Network

[xv] Directed Graph

[xvi] Multilayer Network

[xvii]Degree Centrality

[xviii] Betweenness Centrality

[xix] Closeness Centrality

[xx] Network Density

[xxi] Clustering Coefficient

[xxii] Greedy Modularity Maximization

 

آموسی، فاطمه، فضلی، صفر، آراستی، زهرا، و الهی، سید مجید (1403). طراحی مدل توسعۀ کارآفرینی سبز در حوزۀ مدیریت پسماندهای شهری. مجلس و راهبرد، 31، 233-272.
رضوانی، عباس و جلالی، رضا، مطلبی، مسعود، و درویش پور، حجت‌الله (1402). طراحی الگو سیاست و فرایندهای توسعۀ کارآفرینی شهری در بستر اجتماعی شهر تهران. پژوهش‌های کارآفرینی و نوآوری، 2(4)، 55-71.
شکیبا، حجت، دل‌انگیزان، سهراب، و محمدی‌فر، یوسف (1399). مد‌ل‌سازی و تحلیل راهبردی زیست‌بوم کارآفرینی فراگیر شهری با رویکرد نظریۀ بازی‌ها (مورد مطالعه: شهر کرمانشاه). بهبود مدیریت، 14(3)، 123-137. https://doi.org/10.22034/jmi.2020.118532
Amousa, F., Fazli, S., Arasti, Z., & Elahi, M. (2024). Designing a green entrepreneurship development model in the field of urban waste management. Majlis and Rahbord, 31, 233-272. https://doi.org/10.22034/mr.2022.5369.5126 [In Persian]
Audretsch, D. B., Belitski, M., & Desai, S. (2021). National business regulations and city entrepreneurship in Europe: A multilevel nested analysis. Entrepreneurship Theory and Practice, 45(3), 592–621. https://doi.org/10.1177/1042258718774916
Brown, R., & Mason, C. (2017). Looking inside the spiky bits: A critical review and conceptualization of entrepreneurial ecosystems. Small Business Economics, 49(1), 11–30. https://doi.org/10.1007/s11187-017-9865-7
Barabási, A.-L. (2016). Network science. Cambridge University Press.
Bukhari, A., Alshibani, S., Mukhtar, M., & Abouelhassan, M. A. (2024). Smart city as an ecosystem to foster entrepreneurship and well-being: Current state and future directions. Sustainability, 16, 11209. https://doi.org/10.3390/su162411209
Cho, D. S., Buciuni, G., & Ryan, P. (2022). Evolutionary entrepreneurial ecosystems: A research pathway. Small Business Economics, 58(2), 1865–1883. https://doi.org/10.1007/s11187-021-00487-4
Davidson, K., & Gleeson, B. (2014). The sustainability of an entrepreneurial city?. International Planning Studies, 19(2), 173-191. https://doi.org/10.1080/13563475.2014.880334
Florida, R., Adler, P., King, K., & Mellander, C. (2020). The city as startup machine: the urban underpinnings of modern entrepreneurship. Urban studies and entrepreneurship, 10(1), 19-30. https://doi.org/10.1007/978-3-030-15164-5_2
Gonçalves, L., Faccin, K., Garay, J., Zarpelon, F., & Balestrin, A. (2024). The development of Innovation and entrepreneurial ecosystems in cities: An institutional work approach. Cities, 146, 104747. https://doi.org/10.1016/j.cities.2023.104747
Hartman, J. B., & Kear, M. T. (2024). Governing by entrepreneurship: Entrepreneurial ecosystems and socio-spatial difference. Urban Geography, 45(3), 412–431. https://doi.org/10.1177/10245294231180
Harvey, D. (1989). From managerialism to entrepreneurialism: The transformation of urban governance in late capitalism. Geografiska Annaler, Series B: Human Geography, 71(1), 3–17. https://doi.org/10.1080/04353684.1989.11879583
He, S., Li, L., Zhang, Y., & Wang, J. (2018). A small entrepreneurial city in action: Policy mobility, urban entrepreneurialism, and politics of scale in Jiyuan, China. International Journal of Urban and Regional Research, 42(4), 684-702.  https://doi.org/10.1111/1468-2427.12631
Hubbard, P. (1996). Urban design and city regeneration: Social representations of entrepreneurial landscapes. Urban Studies, 33(8), 1441–1462. https://doi.org/10.1080/0042098966745
Jessop, B., & Sum, N. L. (2000). An entrepreneurial city in action: Hong Kong's emerging strategies in and for (inter) urban competition. Urban Studies, 37(12), 2287-2313. https://doi.org/10.1080/00420980020002814
Kromidha, E., Robson, P., & Jones, O. (2024). Entrepreneurial ecosystems in emerging economies: Network dynamics and institutional complexity. Journal of Business Research, 176, 114525. https://doi.org/10.1177/2393957519881921
Lauermann, J. (2018). Municipal statecraft: Revisiting the geographies of the entrepreneurial city. Progress in Human Geography, 42(2), 205-224. https://doi.org/10.1177/0309132516673240
Pierre, J., & Peters, B. G. (2000). Governance, politics and the state. Macmillan Press.  
Noak, N. V., & Christian, L. (2025). Exploring spatial network structures in entrepreneurial ecosystems: a network and clustering analysis of global venture funding flows. Small Business Economics, 65(3), 1483–1500. https://doi.org/10.1007/s11187-025-01029-y
OECD. (2025). Entrepreneurial Ecosystem Diagnostics. OECD Studies on SMEs and Entrepreneurship. OECD Publishing, Paris. https://www.oecd.org/en/publications/understanding-sme-heterogeneity_c7074049-en.html
Penco, L., Ivaldi, E., Bruzzi, C., & Musso, E. (2019). Entrepreneurship and the cities in a knowledge-based perspective: Evidence from the EU. EuroMed Journal of Business, 14(3), 189-208. https://doi.org/10.1108/EMJB-11-2018-0076
Pereyra, J. A. C. (2019). Entrepreneurship and the city. Geography Compass, 13(12), e12471. https://doi.org/10.1111/gec3.12471
Provan, K. G., & Kenis, P. (2008). Modes of network governance: Structure, management, and effectiveness. Journal of Public Administration Research and Theory, 18(2), 229–252. https://doi.org/10.1093/jopart/mum015
Queissner, M., Stolz, L., & Weiss, M. (2025). A meta-analysis of entrepreneurial ecosystem elements and entrepreneurial activity. Small Business Economics, 15(1), 1-31. https://hdl.handle.net/10419/323543
Rezvani, A., Jalali, R., Motalebi, M., & Darvish Pour, H. (2024). Model design of urban entrepreneurship development policies and processes in the social context of Tehran City. Journal of Entrepreneurship and Innovation Research, 2(4), 55-71.  https://doi.org/10.22034/eir.2024.409811.1044 [In Persian]
Rhodes, R. A. W. (1996). The new governance: Governing without government. Political Studies, 44(4), 652–667. https://doi.org/10.1111/j.1467-9248.1996.tb01747.x
Roundy, P. T., Brockman, B. K., & Bradshaw, M. (2017). The resilience of entrepreneurial ecosystems. Journal of Business Venturing Insights, 8, 99–104. https://doi.org/10.1016/j.jbvi.2017.08.002
Shakiba, H., Delangizan, S., & Mohamadifar, Y. (2020). Modeling and strategic analysis of inclusive urban entrepreneurial ecosystem using a game theory approach (case of study: Kermanshah City). Iranian Journal of Improvement Management, 14(3), 121-148.  https://doi.org/10.22034/jmi.2020.118532 [In Persian].
Spigel, B., & Harrison, R. (2018). Toward a process theory of entrepreneurial ecosystems. Strategic Entrepreneurship Journal, 12(1), 151–168. https://doi.org/10.1002/sej.1268
Stam, E., & Van de Ven, A. (2021). Entrepreneurial ecosystem elements. Small Business Economics, 56(2), 809-832. https://doi.org/10.1007/s11187-019-00270-6
Stolz, L. (2022). Enabling entrepreneurship at the regional level: An analysis of entrepreneurial ecosystems and their elements using a meta-analysis and an in-depth study of start-up competitions [Doctoral Thesis]. Hannover : Institutionelles Repositorium der Leibniz Universität Hannover. https://repo.uni-hannover.de/items/fe8842e5-923d-43cd-bebe-de4c390af862
Tavassoli, S., Obschonka, M., & Audretsch, D. B. (2021). Entrepreneurship in cities. Research Policy, 50(7), 104255. https://doi.org/10.1016/j.respol.2021.104255
Theodoraki, C., Dana, L.-P., & Caputo, A. (2022). Building sustainable entrepreneurial ecosystems: A holistic approach. Journal of Business Research, 140, 346–360. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2021.11.005
Wu, F., Deng, H., Feng, Y., Wang, W., Wang, Y., & Zhang, F. (2025). From entrepreneurial to managerial statecraft: New trends of urban governance transformation in post-pandemic China. Urban Studies, 62, 3092–3109. https://doi.org/10.1177/00420980251333304
Xu, Z., & Lin, G. C. S. (2025). Financializing Shanghai: Entrepreneurial urban governance and the changing mechanisms of urban redevelopment under state-led financialized urbanism. Journal of Planning Education and Research. https://doi.org/10.1177/0739456X241306767