تدوین راهبردهای جذب گردشگر در موزۀ هنرهای تزیینی ایران، اصفهان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مدیریت موزه،گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیار گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران

3 دانشیار گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

امروزه موزه‌ها در شهر، در راستای عدالت اجتماعی فرهنگی شکل می‌گیرند و درگاهی برای درک و دریافت همۀ شهروندان از زیست انسان و محیط پیرامونی هستند. این اماکن اگرچه در موضوع، مقیاس، کیفیت و عملکرد متفاوت هستند، برای شناسایی و جذب بیشترین مخاطب و خدمت‌رسانی بهتر تلاش و رقابت می‌کنند. موزۀ هنرهای تزیینی ایران، واقع در عمارت رکیب‌خانۀ اصفهان، با وجود پتانسیل‌های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، از کمبود بازدیدکننده در مقایسه با موزه‌های رقیب رنج می‌برد. این پژوهش با هدف تدوین راهبردهای مؤثر برای جذب مخاطب بیشتر به این موزه، عوامل مؤثر بر این چالش را شناسایی و راهکارهای عملیاتی را ارائه می‌کند. مسئلۀ اصلی پژوهش بررسی دلایل استقبال کم از موزه و شناسایی راهبردهای مناسب برای افزایش بازدیدکنندگان است. پرسش‌های پژوهش شامل شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی، فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی، تعیین موقعیت راهبردی موزه و ارائۀ راهکارهای عملی برای جذب مخاطب هستند. این مطالعه از روش کیفی با رویکرد نمونۀ ‌موردی بهره گرفته و داده‌ها از طریق ابزارهای مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه با مشارکت خبرگان موزه‌داری جمع‌آوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از تکنیک SWOT نشان داد این مکان در موقعیت راهبردی «محافظه‌کارانه» قرار دارد، به این معنا که با وجود فرصت‌های خارجی فراوان، ضعف‌های داخلی مانع بهره‌برداری کامل از این پتانسیل‌ها شده‌اند. نتایج پژوهش به ارائۀ راهبردهایی مانند توسعۀ بازار (ایجاد پایگاه دادۀ مستقل، راه‌اندازی وب‌سایت و اطلاع‌رسانی به تورلیدرها)، رسوخ در بازار (طراحی کاتالوگ، استفاده از بیلبوردها و برپایی نمایشگاه‌های مناسبتی)، توسعۀ محصول (ارائۀ محتوای دیجیتال، تورهای ویژه و امکانات رفاهی) و یکپارچگی افقی (برگزاری نمایشگاه‌های مشترک و فروش بلیط‌های ادغامی) منجر شد. این راهبردها با تأکید بر نیازهای مخاطبان و تقویت ارتباط موزه با جامعه، نه فقط به رونق موزۀ هنرهای تزیینی کمک می‌کند، بلکه گامی در راستای پویایی اقتصاد گردشگری شهری در اصفهان برمی‌دارد. این پژوهش با ارائۀ چارچوبی عملیاتی، خلأ موجود در مطالعات پیشین را پر می‌کند و به غنای دانش بازاریابی موزه‌ای می‌افزاید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Developing tourist attraction strategies in the Museum of Decorative Arts of Iran, Isfahan

نویسندگان [English]

  • Maedeh Barati 1
  • Marzieh Hekmat 2
  • Neda Torabi Farsani 3
1 MA museum management, faculty of museum and tourism, art university of Isfahan; Iran
2 Assistant Professor of Museum and Tourism Department; Art university of Isfahan; Isfahan; Iran
3 Associate Professor of Museum and Tourism Department; Art university of Isfahan; Isfahan; Iran
چکیده [English]

Museums today are established within cities in line with socio-cultural equity, serving as accessible gateways for all citizens to understand and engage with human life and the surrounding environment. Although these institutions differ in subject, scale, quality, and function, they all strive to identify and attract the largest possible audiences and to improve their service delivery. The Museum of Decorative Arts of Iran, housed in the Rakeb-Khaneh Palace in Isfahan, despite its cultural, historical, and geographical advantages, suffers from a shortage of visitors compared to competing museums. This study aims to develop effective strategies to attract a larger audience to this museum by identifying the factors contributing to this challenge and proposing operational solutions. The main research problem is to investigate the reasons behind the museum’s low attendance and to identify suitable strategies for increasing visitor numbers. The research questions include identifying the museum’s internal strengths and weaknesses, as well as its external opportunities and threats, determining its strategic position, and proposing practical measures to attract audiences. This study employs a qualitative case-study approach, and data were collected through semi-structured interviews and questionnaires involving experts in museum studies. A SWOT analysis revealed that the museum is in a “conservative” strategic position, indicating that, despite numerous external opportunities, internal weaknesses have hindered the full realization of its potential. The results led to the proposal of strategies such as market development (creating an independent database, launching a website, and informing tour guides), market penetration (designing catalogs, using billboards, and organizing thematic exhibitions), product development (providing digital content, specialized tours, and enhanced amenities), and horizontal integration (holding joint exhibitions and offering combination tickets). These strategies, emphasizing audience needs and reinforcing the museum’s ties with the community, not only help revitalize the Museum of Decorative Arts of Iran but also contribute to the vitality of Isfahan’s urban tourism economy. By providing an operational framework, this research fills a gap in the existing literature and enriches the knowledge base of museum marketing.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Visitor Studies
  • Audience Needs Assessment
  • Museum of Decorative Arts of Iran
  • Museum Market Research

مقدمه

امروزه، موزه‌ها به دنبال جذب بیشتر دیدارکنندگان و ایجاد پیوندی ناگسستنی با مخاطبان خود هستند و به سمت مخاطب‌محوری روی آورده‌اند. رد پای این نگاه در تغییر و تحولات تعریف جهانی از موزه‌ها مشهود است.

 گذار از مرحلة شیءمحوری و توجه به مخاطبان خود مبین این موضوع است که موزه‌ها بدون مخاطب معنا ندارند. موزه به دنبال آن است تا مخاطبان در بازدید مشارکت کنند و دیدارکنندۀ منفعل نباشند. موفقیت رابطة دوسویة موزه و مردم به تأمین نیازهای مخاطبان موزه بستگی دارد. از طرفی، بازدیدکنندگان نیز انتظارات بیشتری از فعالیت‌های موزه دارند و خواهان تجربه‌های جدید از بازدید هستند. از این‌ رو، موزه‌ها باید راه‌هایی جدید مبتنی بر دانش بازاریابی برای ارتباط با مخاطب و حفظ بازدیدکنندگان خود جست‌وجو کنند.

آموزه‌های بازاریابی قابل بسط و توسعه به حوزه‌های مختلف از جمله قلمرو موزه‌ها نیز هستند (محمدیان و عسگری ده‌آبادی، 1392). جذب مخاطب در موزه نیازمند طرح بازاریابی و راهبردی است. بازار یک موزه می‌تواند به مثابة اندیشة اجتماعی و کلان و بستری اقتصادی - فرهنگی در کارگردانی موزه باشد. همة موزه‌ها در یک شبکه اداره می‌شوند و همه در تدارک عرضة خدمات در مواجهه با تقاضای بازار هستند (حکمت و میرقدر، 1397). تأکید پژوهش حاضر بر توسعۀ بازار موزة هنرهای تزیینی شهر اصفهان است. موزة هنرهای تزیینی شهر اصفهان، واقع در عمارت رکیب‌خانه، یکی از موزه‌های مطرح در حوزۀ معرفی صنایع مستظرفه محسوب می‌شود. با توجه به پتانسیل‌های طبیعی، جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی، انتظار می‌رود این موزه جزو پربازدیدترین موزه‌های شهر اصفهان باشد، در صورتی که در اثر دریافت‌های حضوری و برداشت‌های محیطی، تفاوت فاحش مخاطب در بین موزه‌های اطراف و این بنا مشاهده می‌شود (شکل‌های 1 و 2). و از سوی دیگر، با توجه به پتانسیل‌های فروان این مکان از نظر مجموعه‌های موزه‌ای و ظرفیت‌های بنا، مطالعۀ سهم بازار هر سال موزه استقبال کم از این موزه را نشان می‌دهد (شکل 3) و به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با دیگر موزه‌های رقیب نیست. با توجه به شرایط بازدید برای موزه‌ها، حتی اگر روند بازدید ثابت نگه داشته شود، باز هم موزۀ هنرهای تزیینی به راهبردهایی برای جذب مخاطب نیاز دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر برآن است تا با بهره‌گیری از تکنیک SWOT، راهبردها و راهکارهای عملیاتی را برای جذب بیشتر مخاطب در این موزه تدوین کند.

شکل 1- موقعیت موزۀ هنرهای تزیینی ((Google, 2025)

شکل 2- آمار بازدید موزه‌های رقیب و موزۀ هنرهای تزیینی برگرفته از آمار ادارۀ کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی اصفهان (براتی و همکاران، 1399)

شکل 3- سهم بازار موزه‌ها از سال 1396 تا سال 1398 (براتی و همکاران، 1399)

 

مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش

در سطح جهانی، همه ساله هزاران موزه در حال شکل‌گیری و ده‌ها هزار موزة دیگر در حال گسترش هستند. با ورود به قرن 21، تعریف موزه در حال تغییر است و نهادهایی جدید پدیدار می‌شوند که در زمرۀ تعریف جهانی موزه قرار می‌گیرند. اگرچه برخی از این نهادها مانند مجموعه‌ها و نمایشگاه‌ها ویژگی‌ها و خصوصیات سنتی موزه را ندارند (فالک و دیرکینگ، 1395)، تغییر در اهداف و کارکرد موزه شامل این مؤسسه‌ها نیز می‌شود.

 

شکل 4- سیر تکامل کارکرد های موزه (Pop & Borza, 2016)

نمودار پاپ و بورزا در سال ۲۰۱۶، با تمرکز بر تغییر کارکردی موزه‌ها از نهادهای سنتیِ مبتنی بر حفاظت و نمایش به مراکز پویای اجتماعی-فرهنگی، تحلیلی چندبُعدی ارائه می‌دهد. این چارچوب بر پایۀ مطالعات موزه‌شناسی انتقادی[1]، تأکید می‌کند موزه‌ها در پاسخ به تحولات جهانی مانند جهانی‌شدن، فشارهای اقتصادی و محیط‌زیستی و تقاضاهای جامعه‌محور برای مشارکت عمومی، به سمت کارکردهای فراگیر[2]، تعاملی[3] و مسئولیت‌پذیر اجتماعی حرکت کرده‌اند (Pop & Borza, 2016). از این رو، داشتن  دیدارکننده و گردشگر از الزامات این‌گونه کارکردهاست. توسعۀ مخاطب به معنای غنی‌سازی تجربۀ مخاطب از طریق کمک به آنها برای یادگیری  و لذت‌بردن بیشتر از آنچه موزه ارائه می‌دهد؛ است (Waltl, 2006). مهم‌ترین راهبرد برای جذب مخاطب انجام اقداماتی برای مشارکت بازدیدکننده، درک نیاز ها و علایق و ایجاد یک محیط برای کسب تجربه و علاقه برای مخاطبان موزه است (Black, 2005). جذب مخاطب با از بین بردن موانع و درگیرکردن بازدیدکننده در موزه اتفاق می‌افتد. از دهۀ 1980، نقش نظریه‌های بازاریابی و رشد بخش‌های بازاریابی تأثیری جالب توجه بر چگونگی توجه موزه‌ها به مخاطبان خود دارند. در جهان امروز، با تغییرات عمیق اجتماعی و تغییر هویت موزه، این مراکز نیازمند انطباق خدمات خود با نیازهای مردم هستند. بازاریابی موزه تلاش برای رسیدن به چهار عامل گسترش توسعة بین‌المللی موزه‌ها، جست‌وجو برای منابع اقتصادی، محیط رقابتی بین مـوزه‌ها و نیاز به شناخت بازدیدکنندگان خود است (حریری وهمکاران 1396). روندی رو به رشد در ارتباط بین موزه‌ها و جامعه وجود داشته است که با در نظر گرفتن جامعه‌ای پیچیده، تقاضاهای متنوع و رقابت شدید و بازاریابی موزه‌ای، بدون شک راهی مؤثر برای ارتقای موزه‌ها به منظور تضمین بقا و توسعۀ آنهاست. بازاریابی موزه نه فقط وجود موزه‌ها را تحکیم نمی‌کند، بلکه از به حاشیه راندن آنها نیز جلوگیری می‌کند (Liu, 2021, p. 718).

 برای موزه‌ها بازاریابی مبادله‌ای است که در آن موزه با کمترین هزینه مخاطب را جذب و در عین حال ارزشی را هم ایجاد می‌کند (Kupec et al., 2020)، به این معنا که موزه قصد دارد به مخاطبان چیزی را بدهد که برای آنها ایجاد ارزش کند. دلاکورته ویژگی‌های کارکردهای اصلی یک بازار موزه‌ای را این‌گونه بیان می‌کند: «موزه دارای سه کارکرد است؛ دو کارکرد اول به دلیل خدمات اولیۀ ارائه‌شده توسط موزه «محافظه‌کارانه» و «نمایشگاهی» هستند و کارکرد سوم مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را توسعه می‌دهد که هدف آنها نه فقط غنی‌سازی موزه، بلکه سودآوری برای موزه است». فعالیت‌هایی همچون 1- خدمات عمومی‌سازی با هدف دانش در بازدید از ساختار، 2- خدمات اختصاص داده‌شده به بهبود کیفیت بهره‌برداری از موزه، 3- خدمات مکمل به منظور بیشینه‌کردن درجۀ بهره‌برداری از فضاهایی که ممکن است به عنوان مکان رویدادها نیز در دسترس باشند (Della Corte et al., 2012, p. 158).

امروزه، موزه‌های زیادی حول مجموعه‌ها سازمان‌دهی شده‌اند. موزه‌ها مکان‌هایی هستند که در آنها بازدیدکنندگان با تجربیات اصیل، زیبایی‌شناختی، الهام‌بخش و یادگیری مواجه می‌شوند. آنها تجربیات، ایده‌ها و فعالیت‌هایی به‌یادماندنی را ارائه می‌دهند که در جاهای دیگر یافت نمی‌شوند. به همین دلیل است که موزه‌ها باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا کارکنان خود را به این تصور عادت دهند که باید به مردم خدمت کنند و باید به طور مستمر کیفیت خدمات ارائه‌شده را بهبود بخشند (Komarac, 2014, p. 204).

بر این اساس، در سال‌های اخیر، مأموریت موزه‌ها از «شیء‌محور» به «بازدیدکننده‌محور» تغییر کرده است؛ زیرا هدف آنها جذب بازدیدکنندگان و توسعۀ روابط مستمر با آنهاست (Kamariotou et al., 2021, p. 2). همان‌طور که بالوف و همکارانش تأکید می‌کنند، «جایی که غنای موزه زمانی با اشیائی که در اختیار داشت اندازه‌گیری می‌شد، ارزش واقعی آن اکنون با انتشار اطلاعات مربوط به آن اشیاء نشان داده می‌شود» (Balloff et al., 2014, p. 9). بنابراین، موزه‌ها به طرزی فزاینده‌ بر بازدیدکنندگان تمرکز می‌کنند، زیرا از راهبردهای بازاریابی برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر استفاده می‌کنند (Dirsehan & Yalçın, 2011). راهبردهای بازاریابی موزه به سه گروه عمده طبقه‌بندی می‌شوند:

  1. راهبردهای تبلیغاتی: ‌بازاریابان موزه باید راهبردهای تبلیغاتی را برای شناخت نیازهای بازدیدکنندگان، اطلاع‌رسانی و ارتباط و همچنین جذب آنها اتخاذ کنند. این کار را می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف مانند بررسی بازار، تبلیغات، توسعۀ وب‌سایت، ایجاد فضای استقبال، ترتیب‌دادن نمایشگاه، رویداد ویژه، برنامۀ اجتماعی و فرهنگی و توسعۀ بازاریابی رابطه‌مند انجام داد.
  2. راهبردهای عملیات خدمات: برای توسعۀ راهبردهای عملیات خدماتی، بازاریابان باید دو بخش عمدۀ موزه‌ها را در نظر بگیرند.

الف) راهبردهای قابل مشاهده: این مرحله شامل امکانات داخلی و خارجی، تجهیزات، پرسنل خدماتی و کارکنان است. بازاریابان و سیاست‌گذاران موزه باید از طراحی زیبایی‌شناسی نمای داخلی و خارجی اطمینان حاصل کنند. موزه‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که تجربیاتی بهتر مانند حفظ فضای خوب در موزه ها از طریق تهویۀ مطبوع را فراهم کنند. کارکنان باید برای ارائۀ خدمات استاندارد، آموزش ببینند.

ب) راهبردهای پشت صحنه (غیرقابل مشاهده): پشت صحنه به عنوان هستۀ فنی نیز شناخته می‌شود. در واقع، بازدیدکنندگان آن را نمی‌بینند؛ بنابراین، خدمات و ویژگی‌های موجود در موزه‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که اطلاعاتی دربارۀ فرهنگ، تسهیل یادگیری، ایجاد سرگرمی، آرامش، انگیزه و همچنین برطرف کردن نیازهای فیزیولوژیکی و روانی بازدیدکنندگان را فراهم کنند.

  1. راهبردهای ارائۀ خدمات: این راهبردها نشان می‌دهند چگونه می‌توان خدمات و تجربیات را به شیوه‌ای لذت‌بخش‌تر برای بازدیدکنندگان ارائه کرد. هنگامی که بازدیدکنندگان از موزه بازدید می‌کنند، سایر بازدیدکنندگان نیز درگیر آن هستند و ممکن است یکی بر تجربۀ دیگری تأثیر بگذارد؛ بنابراین، بازدیدکنندگان باید به‌درستی مدیریت شوند تا از تأثیر منفی بر تجربۀ دیگر بازدیدکنندگان جلوگیری شود. این کنترل ممکن است شامل مواردی همچون ایجاد فضای مناسب برای کودکان یا فراهم‌کردن امکانات برای افراد ناتوان باشد (Kamal & Pramanik, 2015, p. 90).

کوماراک و همکاران (2014) پژوهشی در رابطه با بازاریابی موزه‌ها و موزه‌های مجازی انجام داده‌اند. هدف از این مقاله بحث دربارۀ نقش فعلی بازاریابی در موزه‌ها و روند بازار است که بر تجارت آنها تأثیر می‌گذارد . نتایج یک پژوهش کیفی اکتشافی که در 17 موزۀ کرواسی انجام شده است، نشان می‌دهد متخصصان موزه دربارۀ بازاریابی نظرات مثبتی دارند؛ اگرچه هنوز هم آن را به عنوان یک تاکتیک تلقی می‌کنند، بینشی ارزشمند را برای دانشگاهیان و متخصصان بازاریابی دربارۀ تغییرات در بازاریابی موزه ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند بازاریابی یکی از بخش‌های مفقودشده در مدیریت موزه‌هاست. این پژوهشگر در حوزۀ بازاریابی موزه در مقالۀ خود می‌گوید موزه‌ها متعلق به یک محیط فرهنگی و تفریحی گسترده‌تری هستند که تحت تأثیر بازدیدکنندگان بسیار متقاضی، به دنبال تجربه‌های خارق‌العاده (هم‌زمان با آموزش و سرگرمی) با صرفه‌جویی در وقت است. این امر به تأکید بر لزوم پذیرش بازاریابی به عنوان ابزاری برای بقای موزه‌ها و پیوند بین موزه‌ها و بازدیدکنندگان منجر شده است. وی در پژوهشی دیگر در سال 2017 با گروهی از همکاران با عنوان «درک رقابت و پیشنهاد خدمات در بازاریابی موزه»، نقش کنونی رقابت را به عنوان یکی از جنبه‌های نادیده گرفته‌شدۀ مدیریت بازاریابی موزه بررسی کرده‌اند. این مطالعۀ اکتشافی مشخص کرد متخصصان موزه از رقابت آگاه نیستند، یا تمایل دارند وجود آن را نادیده بگیرند. (Komarac et al., 2014).

آمنتا (2010) روند اجرایی بازاریابی در موزه و یک مطالعۀ موردی ایتالیایی را جست‌وجو می‌کند. در این مقاله شاخصی به نام PMMP[4] (عملکرد موزه به عنوان یک محصول بازاریابی) بر پایۀ p 4 ارائه شده است. این ابزار برای دو موزۀ هنر و باستان‌شناسی، یکی خصوصی و دیگری عمومی، استفاده می‌شود. این پژوهش بیشتر به سطح بودجۀ هر موزه و افزایش بازدیدکننده و درخواست بازدید از موزه توجه دارد (Amenta, 2010).

کاتلر و همکاران (2008) در کتاب راهبردهای بازاریابی موزه چهار بخش را مدنظر قرار داده‌اند: موزه و بازاریابی و نقش بازاریابی در موزه؛ بازاریابی راهبردی که به برنامه‌ریزی راهبردی توجه دارد و هدف‌گذاری را انجام می‌دهد؛ چالش‌ها و فرصت‌های موزه و جذب منابع مالی؛ بازاریابی تاکتیکی و انجام پژوهش‌های بازار (Kotler et al., 2008). ساندل و جینز (2007) در کتاب مدیریت موزه و بازاریابی در سه بخش مسائل موزه و حوزه‌های بازاریابی را بررسی می‌کنند. این کتاب روندهای کلیدی که در استفاده از روش مدیریت و روش بازاریابی و نظریه در موزه پدید آمده‌اند و پژوهش‌ها و تفکرات نوآورانه را برجسته می‌کند و به سه بخش اصلی تقسیم شده است. بخش اول، موزه‌ها و تغییر، پیامدهای در حال تغییر و تحولات سریع که در آن موزه‌ها امروزه فعالیت می‌کنند را بررسی می‌کند و تغییر مکان اساسی نقش‌ها و اهداف موزه را که در پاسخ به تغییر سریع و آشفتگی رخ داده‌اند، در نظر می‌گیرد. در بخش دوم کتاب، موضوع‌هایی از جمله رهبری، برنامه‌ریزی راهبردی، اندازه‌گیری عملکرد و توسعۀ نیروی کار به ویژه در تفکر و عملکرد مدیریت معاصر بررسی می‌شوند. بخش آخر، بازاریابی موزه، چشم اندازهایی گسترده‌ را در رابطه با نقش فزایندۀ مهم بازاریابی ارائه می‌دهد و آن را فوق‌العاده می‌داند (Sandell & Janes, 2007).

مک لین (1997) در کتاب بازاریابی موزه بیان می‌کند بازاریابی یک موزه از نظر «محصول» دیده نمی‌شود، بلکه فرایندی است که با آن می‌توان رابطه‌ای بین موزه و عموم برقرار کرد. این کتاب راهنمایی ایده‌آل برای موزه‌هاست که با استفاده از آن می‌توانند بر موانعی بی‌شمار در مسیر دست‌یابی به یک جهت‌گیری بازاریابی غلبه کنند. این مطالعه روش‌هایی ویژه را ارائه می‌دهد که از طریق آنها می‌توان بازاریابی را متناسب با نیاز موزه‌ها تنظیم کرد و به یک بخش مفید و همچنین قابل قبول از موزه‌های امروز در تحقق آنها تبدیل کرد (McLean, 1997).

راهبردهای جذب مخاطب در موزه به عنوان دانش، اصطلاحی نوپدید شناخته می‌شود که با محدودیت منابع همراه است؛ اما در مطالعات داخلی هم پژوهش‌هایی محدود در راستای جذب مخاطب و معرفی راهبردها و مخاطب‌شناسی در موزه انجام شده‌اند که در زیر به آنها اشاره می‌شود.

حکمت و میرقدر (1397) در کتاب نظریهها، مفاهیم و مبانی مخاطب‌شناسی در موزه، مفاهیم، ساختار و پایه‌های شناخت مخاطب و جایگاه آن در موزه را بررسی کرده‌اند. مطالب فصل اول کتاب شامل معرفی نظریه‌ها و مفاهیم مخاطب و مخاطب‌شناسی است و فصل دوم به انواع روش‌های پژوهشی و ارزیابی مخاطب اختصاص دارد. در فصل سوم، با معرفی شاخۀ بازارپژوهی موزه، بازارپژوهی و تحلیل بازار و بررسی رقبا تعریف می‌شوند.

محمدیان و عسگری ده‌آبادی (1392) در کتاب بازاریابی موزه، استراتژیها و تکنیکها، به‌تفصیل بازاریابی در موزه را بررسی کرده‌اند. این کتاب در چهارده فصل نگارش شده است. در این کتاب، با استفاده از ابزارهای بازاریابی، موزه‌ها پژوهش‌هایی را انجام می‌دهند که به آنها کمک می‌کنند بفهمند مشتریان چه نیازها و انتظاراتی از موزه دارند. بازاریابی موزه به دنبال درک رفتار مصرف‌کننده است تا نیازهای آنها را بهتر بشناسد. از خلال شناخت این رفتارها می‌توان موزه را به محصولی بهتر برای مصرف‌کننده تبدیل کرد. اثربخشی ابزارهای بازاریابی در کاربردی مستمر ابعاد اصلی مطالعات حوزۀ مخاطبان موزه را نشان می‌دهدکه برای سیاست‌گذاری و تحلیل بازاریابی از ارزش زیادی برخوردار هستند؛ بنابراین، می‌توانند به پایداری موزه‌ها در انجام وظایف فرهنگی کمک کنند.

همان‌گونه که پیشینۀ پژوهش نشان می‌دهد، هیچ یک از پژوهش‌های گذشته راهبردهای مناسب برای جذب بیشتر مخاطب در موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان را شناسایی نکرده است و پژوهش حاضر از لحاظ موضوع نوآوری دارد. به علاوه، بیشتر پژوهش‌های انجام‌شده فقط بر راهکار عملیاتی بازاریابی به عنوان شکلی از راهبرد رسوخ در بازار تأکید می‌کنند و اشاره‌ای به راهبردهای دیگر نداشته‌اند؛ بنابراین، نتایج پژوهش حاضر می‌تواند به افزایش دانش در حوزۀ پیشینۀ پژوهش بینجامد. در نهایت، معرفی راهکارهای عملیاتی برای جذب بیشتر مخاطب به موزه و اجرایی‌کردن آنها، خود گامی در راستای کمک به برنامه‌ریزی وگردشگری شهری صحیح در شهر اصفهان است. چارچوب مفهومی پژوهش در شکل (5) آمده است.

شکل 5- چارچوب مفهومی (براتی و همکاران، 1399)

 

معرفی موزۀ هنرهای تزیینی ایران

موزه هنرهای تزیینی ایران (شکل 6) در عمارت رکیب‌خانۀ اصفهان در خیابان استانداری شهر اصفهان واقع شده است. رکیب‌خانه در دوره صفوی جایگاهی برای قراردادن لوازم و اشیای اصطبل سلطنتی بوده است. بیش از 4000 شیء تاریخی متعلق به دوران صفویه و قاجاریه در موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان به چشم می‌خورند. این اشیاء در قالب ویترین‌هایی در معرض دید عموم گردشگران قرار گرفته‌اند.

شکل 6- ورودی موزۀ هنرهای تزیینی ایران (براتی و همکاران، 1399)

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظر روش در زمرۀ پژوهش‌های کیفی قرار دارد. در راستای تحقق هدف اصلی این پژوهش - تدوین راهبردهای مناسب برای جذب بیشتر مخاطب به موزه - از تکنیکSWOT  استفاده شده است. اهداف خرد زیر در ادامۀ هدف اصلی طراحی شده‌اند:

1- شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود برای جذب بیشتر مخاطب در موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان

2- تعیین موقعیت راهبردی مناسب برای جذب مخاطب به موزه

3- ارائۀ راهکارهای مناسب برای جذب مخاطب بیشتر به موزه

در همین راستا، فرم مصاحبه بر اساس مبانی نظری طراحی شد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت موزه انجام شدند.

در مرحلۀ اول، به منظور شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید موزۀ هنرهای تزیینی، پرسش‌هایی مطرح می‌شوند و پس از آن، نسبت روایی محتوایی (CVR) پرسش‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. برای تعیین CVR از متخصصان درخواست می‌شود تا هر پرسش فرم مصاحبه را با توجه به اهداف پژوهش بر اساس طیف سه‌قسمتی «ضروروی است»، «مفید است ولی ضرورتی ندارد» و «ضرورتی ندارد» بررسی کنند. سپس، پاسخ‌ها مطابق فرمول زیر محاسبه می‌شوند.

 

در این رابطه، nE  تعداد متخصصانی است که به گزینۀ «ضروری» پاسخ داده‌اند و N تعداد کل متخصصان است. اگر مقدار محاسبه‌شده از مقدار جدول بزرگ‌تر باشد، اعتبار محتوای آن آیتم پذیرفته می‌شود.

در پژوهش حاضر، حاصل تعداد متخصصانی که فرم روایی پرسش‌ها را پر کردند 8 نفر بوده است و میزان CVR آن 75 درصد در نظر گرفته شده است. پرسش‌های اولیه مطرح شده‌اند و میزان روایی پرسش‌ها در جدول (1) نشان داده شده است. تمامی پرسش‌ها به‌جز یک پرسش دارای روایی بوده‌اند.

 

جدول 1- CVR محاسبه‌شده برای پرسش‌های مصاحبه (براتی و همکاران، 1399)

مناسب/نامناسب

حداقل میزان  قابل قبول CVR برای 8 متخصص

میزان CVR محاسبهشده

پرسش

مناسب

0/75

0/75

بهترین اقدامی که در زمینۀ جذب مخاطب به موزۀ هنرهای تزیینی شهر اصفهان تا کنون انجام شده چیست؟

مناسب

0/75

موزۀ هنرهای تزیینی شهر اصفهان چه دانش، استعداد و منابع منحصربه‌فردی دارد که برای مخاطب جذاب است؟

مناسب

0/75

موزۀ هنرهای تزیینی در چه حوزه‌هایی نسبت به سایر موزه‌ها و سایر موزه‌های هنر تزیینی مزیت دارد؟

مناسب

1

موزۀ هنرهای تزیینی شهر اصفهان چه منابع در دسترسی برای مخاطبان دارد؟

مناسب

1

بزرگ‌ترین دستاوردها، میراث‌ها و اشیای موزۀ هنرهای تزیینی شهر اصفهان چیست؟

مناسب

0/75

در موزۀ هنرهای تزیینی چه نقاط ضعفی را می‌توان بهبود بخشید تا باعث جذب مخاطب شود؟

مناسب

0/75

موزۀ هنرهای تزیینی چه دانش، استعداد، مهارت یا منابعی که باعث جذب بیشتر مخاطب می‌شود را ندارد؟

نامناسب

0/5

موزۀ هنرهای تزیینی در چه حوزه‌هایی نسبت به سایر موزه‌ها مزیت ندارد؟

مناسب

 

1

به نظر شما بازدیدکنندگان چه نارضایتی‌هایی از خدمات موزۀ هنرهای تزیینی دارند؟

مناسب

0/75

به منظور جذب بیشتر مخاطب به سمت موزۀ هنرهای تزیینی، در چه حوزه هایی نیاز به آموزش وجود دارد؟

مناسب

0/75

چه فعالیت‌هایی در موزۀ هنرهای تزیینی برای جذب بیشتر مخاطب مورد نیاز است که تا کنون انجام نشده است؟

مناسب

1

چه فرصت‌هایی در زمینۀ بازاریابی، آموزش، کارآفرینی، تجاری در موزۀ هنرهای تزیینی می‌تواند باعث جذب بیشتر مخاطب شود؟

مناسب

0/75

موزه‌ها با چه تحولاتی روبه‌رو هستند؟ چگونه می‌توان از این تحولات در زمینۀ جذب مخاطب به موزۀ هنرهای تزیینی بهره برداری کرد؟

مناسب

0/75

چه حمایت‌هایی از موزۀ هنرهای تزیینی می‌تواند به جذب بیشتر مخاطب کمک کند؟

مناسب

0/75

چه موانعی بر سر راه رونق موزۀ هنرهای تزیینی و جذب مخاطب به سمت آن وجود دارد؟

مناسب

 

0/75

چه استانداردها، قوانین سیاست‌گذاری‌هایی می‌تواند مانع جذب مخاطب به سمت موزۀ هنرهای تزیینی شود؟

مناسب

0/75

موزه‌های رقیب موزۀ هنرهای تزیینی در استان اصفهان و استان‌های هم‌جوار کدام‌اند؟

پس از تعیین روایی پرسش‌های مصاحبه، فرم مصاحبۀ نهایی طراحی شده و در اختیار کارشناسان این حوزه قرار گرفته است. در این پژوهش، بررسی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی پاسخ‌دهندگان در شناسایی میزان آشنایی پاسخ‌دهنده با موزۀ هنرهای تزیینی و بازدیدکنندۀ آن، مشخص‌شدن نقاط ضعف و قوت و پتانسیل‌های موزه بسیار تأثیرگذار است. در این پژوهش، با 14 نفر از خبرگان منتخب در حوزۀ موزه‌داری مصاحبه شد که ۱۲ نفر از آنان را بانوان و ۲ نفر را آقایان تشکیل می‌دادند. توزیع سنی مشارکت‌کنندگان به این صورت بود که ۸ نفر در بازۀ ۲۵ تا ۳۵ سال، ۴ نفر در بازۀ ۳۵ تا ۴۵ سال و ۲ نفر در گروه سنی ۴۵ تا ۵۵ سال قرار داشتند. یکی از معیارهای اساسی در فرایند انتخاب خبرگان دارابودن دست‌کم ۱۰ سال تجربۀ حرفه‌ای در حوزۀ موزه و برخورداری از مدرک تحصیلی کارشناسی یا بالاتر بود. از نظر سطح تحصیلات، ۹ نفر دارای مدرک کارشناسی، ۳ نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد و ۲ نفر دارای مدرک دکتری بودند. همچنین، از نظر جایگاه حرفه‌ای، ۲ نفر عضو هیئت‌ علمی دانشگاه، ۷ نفر از کارکنان موزه و ۵ نفر متخصصان مستقل در حوزۀ موزه‌شناسی بودند که در قالب فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی یا مشاوره‌ای با این حوزه تعامل داشتند.

در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته برای پژوهش، مصاحبه‌های انفرادی با مصاحبه‌شوندگان شامل پرسش‌های مقدماتی هستند که در کنار آنها، پرسش‌های فرعی دیگری برای درک تجربیات شرکت‌کنندگان در حین مصاحبه مطرح شده‌اند.  به دلیل تعطیلات مکرر این موزه در ایام کرونا و انجام فعالیت‌های مرمتی، پژوهش حاضر  به اطلاعات و مصاحبه‌های تا سال 1398 بسنده کرده است.

در حین انجام مصاحبه، پژوهشگر با مطرح‌کردن پرسش‌های راهنما صحت برداشت خود را از گفته‌های مصاحبه‌شوندگان کنترل کرده است. بعد از انجام 14 مصاحبه، نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت در مصاحبه‌های قبلی تکرار می‌شدند و پژوهشگر به اشباع نظری رسید. در مرحلۀ بعدی، با توجه به نتایج حاصل از فرم مصاحبه، ماتریس عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و خارجی (فرصت و تهدید) ساخته شد و به منظور امتیاز دهی در اختیار 35 متخصص در حوزۀ موزه قرار گرفت.

 

یافته‌های پژوهش

به منظور تشکیل ماتریس ارزیابی عوامل داخلی موزه، ابتدا عوامل کلیدی سازمان شامل نقاط قوت و ضعف، بررسی و شناسایی شدند و پس از آن، در گام دوم، ضریب وزنی از صفر (بی‌اهمیت) تا یک (بسیار مهم) به هر یک از عامل‌ها اختصاص داده شد (ضریب اهمیت)، به نحوی‌ که مجموع تمامی این ضریب‌ها در پرسش‌های پرسشنامه باید 1 (یک) باشد. در گام سوم، برای تشکیل ماتریس عوامل داخلی، امتیازی بین یک تا چهار به هر یک از نقاط قوت و ضعف بر اساس وضعیت موجود موزه در بهره‌گیری از نقاط قوت و مقابله با نقاط ضعف موزه نسبت داده شد (شدت اهمیت). به این معنا، عوامل با شدت 3 قوت، 4  قوت اساسی، 1 ضعف اساسی و 2 ضعف محسوب می‌شوند. در این پژوهش، ماتریس ارزیابی عوامل داخلی شامل 10 نقطۀ ‌‌قوت و 22 نقطۀ ‌ضعف است. پس از آن، در گام آخر، امتیاز متوازن هر یک از نقاط ضعف و قوت به دست می‌آید.

امتیاز متوازن با توجه به ضریب اهمیت و شدت اهمیت (امتیاز متوازن = ضریب اهمیت × شدت اهمیت) محاسبه می‌شود که مجموع امتیاز متوازن عوامل داخلی برابر 89/1 محاسبه شد (جدول 2) و از آنجا که این عدد کوچک‌تر از 5/2 است، می‌توان گفت موزۀ هنرهای تزیینی از نظر عوامل داخلی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. بالاترین امتیاز وزنی نقاط قوت مربوط به «مجموعۀ ارزشمند و با تنوع کامل در انواع مختلف صنایع دستی ایران (به طور شاخص اشیائی مانند جام چهل کلید تابلوی ضل‌السلطان، تابلوی معرق سوخت امامی)» است. بالاترین امتیاز وزنی نقاط ضعف موزه هم مربوط به «تخصصی نبودن دانش مدیر بر اساس اصول موزه‌گردانی» است. پس از آن، گام اول در ایجاد ماتریس عوامل خارجی شناسایی عوامل کلیدی خارجی تأثیرگذار بر شرایط موزه است که شامل فرصت‌ها و تهدیدها هستند. سپس، در گام دوم، یک ضریب وزنی از صفر (بی‌اهمیت) تا یک (بسیار مهم) به هر عامل اختصاص داده شد که مجموع کلی این عوامل یک است.

در گام سوم، طراحی یک امتیاز انجام می‌شود، به این صورت که عدد 1 تهدید اساسی، عدد 2 تهدید، 3 فرصت و 4 فرصت اساسی برای موزه است. در این پژوهش، 11 نقطۀ فرصت و 10 نقطۀ تهدید برای موزه در نظر گرفته شده‌اند. در نهایت، امتیاز نهایی (امتیاز متوازن) برای هر یک از عوامل خارجی با توجه به ضریب اهمیت و شدت (امتیاز وزنی برابر است با ضریب اهمیت در شدت اهمیت) محاسبه شده و مجموع وزنی آنها برابر 54/2 است (جدول 3) و با توجه به اینکه امتیاز وزنی عوامل خارجی (عدد 54/2) است، می‌توان گفت موزۀ هنرهای تزیینی از نظر عوامل خارجی با فرصت‌های بسیار زیادی روبه‌رو است و با ارائۀ راهکارهای متنوع می‌توان از فرصت‌های موجود بهرۀ لازم را برد.

بالاترین امتیاز وزنی فرصت‌ها مربوط به «نزدیکی موزه به قطب تولید و عرضۀ صنایع دستی شهر اصفهان (بازار و میدان نقش جهان)» و «قرارگیری موزه در مرکز شهر اصفهان و نزدیکی به مقاصد گردشگری تاریخی - فرهنگی» و بالاترین امتیاز وزنی تهدیدها متعلق به «قرارگیری در مجاورت موزۀ هنرهای معاصر است، زیرا مخاطب ترجیح می‌دهد به بازدید نمایشگاه‌های مختلف برود تا اینکه بخواهد از اشیای تکراری موزۀ هنرهای تزیینی بازدید کند».

جدول 2- ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (براتی و همکاران، 1399)

ضریب اهمیت

شدت

امتیاز متوازن

نقاط قوت و ضعف موزه

0/033

2/67

0/08811

مجموعة ارزشمند و با تنوع کامل در انواع مختلف صنایع دستی ایران (به طور شاخص اشیائی مانند جام چهل کلید تابلوی ضل‌السلطان، تابلوی معرق سوخت امامی)

0/029

3/32

0/09628

تنها موزة خاص در حوزۀ اشیای تزیینی ایران

0/031

3/4

0/1054

آثار موزه در زمان‌های تاریخی متفاوت خلق شده‌اند (اشیای موزه از زمان پیش از تاریخ تا زمان قاجار در موزه وجود دارند)

0/027

3/62

0/09774

تاریخچۀ بنای موزه (این موزه تاریخی پرفرازونشیب را پشت سر گذاشته است، چه از زمانی که محل نگهداری لوازم سوارکاری و یراق‌آلات اصطبل دولتی در زمان صفویه بوده است‌‌ و چه زمانی که ‌در زمان قاجار ظل‌السلطان‌، «رکیب‌خانه» را به اندرونی خود تبدیل کرد)

0/03

3/5

0/105

تنوع موضوع‌های قابل ارائه در موزه (مانند ویژگی‌های بنا، تعدد و تکثر آثار و ///)

0/029

3/47

0/10063

دیداری پرمحتوا و معنادار برای بازدیدکننده، زیرا در موزه مجموعه‌ای را بازدید می‌کند و می‌تواند همان اشیاء را در محیط بازار با تغییرات خاص زمان معاصر ببیند/

0/029

3/6

0/1044

برگزاری نمایشگاه‌های مختلف با توجه به غنای مجموعه موزه (برای مثال، نمایشگاه انجمن خوشنویسان در موزه، نمایشگاه دستاوردهای یگان حفاظت)

0/028

3/42

0/09576

نزدیک بودن اشیای موزه به فرهنگ معاصر

0/028

3/65

0/1022

ملموس بودن اشیای موزه برای مردم

0/03

3/42

0/1026

یک روایت عینی از پیشرف و نبوغ هنرمندان ایرانی است/

0/035

1/12

0/0392

تخصصی نبودن دانش مدیر بر اساس اصول موزه‌گردانی

0/033

1/15

0/03795

نبود تولید محتوای مناسب

0/033

1/3

0/0429

نبود امکانات رفاهی برای بازدیدکننده (مکانی برای استراحت،کافی‌شاپ و ///)

0/033

1/17

0/03861

نبود پنل‌های تفسیری، شرحنامۀ اشیا و لیبل‌های فارسی و انگلیسی متناسب با اشیای موزه

0/03

1/25

0/0375

نداشتن چارت سازمانی

0/033

1/2

0/0396

نورپردازی نامناسب

0/033

1/12

0/03696

نداشتن ویترین‌ استاندارد

0/028

1/37

0/03836

نداشتن کتابخانۀ تخصصی

0/033

1/27

0/04191

نداشتن مسیر بازدیدی مفهوم‌محور برای بازدید

0/033

1/22

0/04026

نبود مستندنگاری اصولی از اشیای موزه

0/034

1/17

0/03978

نبود نیروی انسانی متخصص در حوزۀ موزه‌گردانی و ارتباط با بازدیدکننده

0/033

1/25

0/04125

نبود امکانات آسایشی و رفاهی همچون سیستم گرمایشی و سرمایشی در موزه

0/033

1/25

0/04125

عدم دسترسی لازم برای مخاطبان ناتوان جسمی

0/033

1/42

0/04686

نداشتن پایگاه دادۀ مستقل

0/033

1/22

0/04026

نداشتن کاتالوگ و بروشور برای معرفی صحیح موزه

0/033

1/22

0/04026

سکون بیش از اندازة فضای موزه

0/033

1/17

0/03861

نداشتن برنامۀ مشخص برای ارائۀ محتوا و معرفی اثر به بازدیدکننده

0/03

1/45

0/0435

عدم برپایی فروشگاه‌های مرتبط با محتوا و ماهیت موزه در محیط غیر از گالری‌های اصلی موزه

0/031

1/55

0/04805

نداشتن نشان مخصوص (لوگو) برای موزه

0/03

1/57

0/0471

عدم استفاده از امکاناتی مانند مولاژ یا طرح‌های سه‌بعدی برای نمایش اشیاء

0/031

1/2

0/0372

عدم استفاده از امکانات سمعی و بصری

0/028

1/45

0/0406

استفادۀ متناوب از کلمات تخصصی در پنل‌های تفسیری

1

 

1/89609

جدول 3- ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (براتی و همکاران، 1399)

ردیف

فرصت ها و تهدیدهای موزه

ضریب اهمیت

شدت

امتیاز متوازن

O1

ثبت اصفهان به عنوان شهر خلاق صنایع دستی در شبکۀ شهرهای خلاق یونسکو (UNESCO)

0/048

3/25

0/156

O2

قرارگیری در کنار موزۀ هنرهای معاصر، کاخ چهلستون و ارتباط با آنها برای برگزاری نمایشگاه‌های مشترک

0/052

3/6

0/1872

O3

وجود رشتة موزه در مقاطع متنوع در دانشگاه هنر اصفهان

0/049

3/7

0/1813

O4

وجود رشتة صنایع دستی در مقاطع متنوع در دانشگاه هنر اصفهان

0/044

3/52

0/15488

O5

وجود رشتة گردشگری  در مقاطع متنوع در دانشگاه هنر اصفهان

0/045

3/5

0/1575

O6

قرارگیری موزه در نزدیکی دانشگاه هنر به ویژه دانشکدۀ صنایع دستی(خیابان حکیم)

0/046

3/52

0/16192

O7

قرارگیری موزه در مرکز شهر اصفهان و نزدیکی به مقاصد گردشگری تاریخی - فرهنگی

0/051

3/7

0/1887

O8

نزدیکی موزه به قطب تولید و عرضۀ صنایع دستی شهر اصفهان (بازار و میدان نقش جهان)

0/051

3/7

0/1887

O9

دسترسی فیزیکی بسیار خوب موزه و قرارگیری در محور تاریخی و فرهنگی

0/049

3/8

0/1862

O10

همگونی تنوع آثار بین اشیای موجود در موزه و اشیای صنایع دستی و هنرهای سنتی عرضه‌شده در بازار

0/044

3/32

0/14608

O11

قرارگیری موزه درجوار دو اثر از میراث جهانی (میدان نقش جهان و کاخ چهلستون)

0/05

3/7

0/185

T1

عدم استقلال مدیریتی موزه

0/047

1/25

0/05875

T2

قوانین و سیاست‌گذاری‌های میراث فرهنگی (برای مثال، محدودیت بودجۀ تخصیصی برای موزه از طرف میراث فرهنگی، نبود ضوابط علمی و مشخص، نبودن قوانین جذب برای استخدام نیروی تخصصی در موزه و ...)

0/049

1/17

0/05733

T3

نبود شناخت و بازدیدنداشتن مسئولان شهری از موزه

0/046

1/27

0/05842

T4

نبود توجه تخصصی و آسیب‌شناسی از طرف مسئولان غیرمیراثی

0/046

1/5

0/069

T5

ساعت بازدید غیرنرمال

0/049

1/47

0/07203

T6

تعطیلی‌های پی‌درپی موزه

0/048

1/27

0/06096

T7

وجود بناهای شاخص بسیار زیاد در اطراف موزه

0/048

1/47

0/07056

T8

قرارگیری در نزدیکی چهلستون و به دلیل وقت کم بازدیدکننده ترجیح می‌دهد از چهلستون بازدید کند.

0/045

1/45

0/06525

T9

قرارگیری در مجاورت موزۀ هنرهای معاصر، زیرا مخاطب ترجیح می‌دهد به بازدید نمایشگاه‌های مختلف برود تا اینکه بخواهد از اشیای تکراری موزۀ هنرهای تزیینی بازدید کند.

0/049

1/52

0/07448

T10

در اولویت قراردادن موزه‌های دیگر از طرف میراث فرهنگی

0/044

1/52

0/06688

جمع

1

 

2/54714

بر اساس امتیازات وزنی به‌دست‌آمده و رسم نمودار موقعیت راهبردی (شکل 7) مشتق‌شده از ماتریس عوامل داخلی و خارجی، وضعیت موزۀ هنرهای تزیینی ایران از بین موقعیت‌های چهارگانۀ محافظه‌کارانه مشخص می‌شود و متناسب با این موقعیت، راهبردها و راهکارهای عملیاتی (جدول 4) ارائه خواهند شد.

 

شکل 7- نمودار موقعیت راهبردی موزۀ هنرهای تزیینی (براتی و همکاران، 1399)

جدول 4- راهبردهای مناسب برای جذب مخاطب در موزۀ هنرهای تزیینی ایران (براتی و همکاران، 1399)

راهکارهای عملیاتی

راهبردهای موقعیت محافظهکارانه

·         ایجاد یک بازار جدید (ایجاد فضایی برای بازدید افراد دارای معلولیت)

·         ایجاد پایگاه دادۀ مستقل

·         ایجاد وبسایت

·         ایجاد صفحات مجازی و ارتباطگیری مستقیم با مخاطب

·         اطلاعرسانی به تورلیدرها و دادن امتیازات ویژه به آنان برای جذب گردشگر به موزه

توسعۀ بازار (در این راهبرد توسعۀ بازار یک سازمان با اتکا به محصولات فعلی و حفظ جایگاه و مشتریان در بازار فعلی، سعی در به دست آوردن بازارهای جدید دارد)

·    طراحی کاتالوگ و بروشور برای معرفی صحیح موزه

·    طراحی لوگو برای موزه

·    استفاده از بیلبوردهای تبلیغاتی در موزههای پربازدید اطراف

·    طراحی بنرهای گرافیکی  استاندارد و تفسیری در اتاق معرفی

·    استفاده از هنرمندان صنایع دستی برای معرفیشدن موزه به مخاطب هنردوست

·    استفاده از پنلهای تفسیری استاندارد و جذاب برای تفسیر اشیاء

·    استفاده از موسیقی ملایم در فضای موزه

·    برپایی نمایشگاههای مناسبتی ویژه با توجه به ماهیت موزه

·    مخاطب قراردادن دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان و برگزاری تورهای ویژه برای این گروه مخاطب

·    برپایی فروشگاه مرتبط با محتوای موزه

رسوخ در بازار (یک راهبرد برای رشد کسبوکار است و به مجموعۀ برنامههای مبتکرانۀ یک شرکت در راستای گسترش میزان مشتری (محصولات یا خدمات) در فضای یک بازار خاص اطلاق میشود.

·         ارائۀ محتوای متفاوت در موزه و طراحی برنامهای برای معرفی اثر به بازدیدکننده

·         استفاده از مولاژ و طرح سهبعدی برای نمایش

·         استفاده از امکانات سمعی و بصری و دیجیتالی

·         برگزار تورهای ویژۀ سنین خاص (بزرگسالان و کودکان)

·         راهاندازی کافیشاپ یا مکانی مناسب برای رفاه بازدیدکننده

·         برگزاری تورهای ویژه و شاهکار نمایی و تک اثر

·         برگزاری تورهای ویژه مانند تورهای صنایع دستی فراموششده (آخرین شانس بازدیدکننده)

توسعۀ محصول (فرایندی است که در آن محصول یا خدمتی جدید به بازار عرضه می‌شود)

·          برگزاری نمایشگاههای مشترک با موزههای همجوار

·          فروش بلیطهای ادغامی (برای مثال، گردشگر یا بازدیدکننده با خرید یک بلیط میتواند از چند موزه بازدید کند و قیمت این بلیط ارزان تر از آن است که بخواهد جداگانه موزهها را بازدیدکند و به این ترتیب، مخاطب انگیزۀ بیشتری برای بازدید از موزهها دارد.)

·          برگزاری تورهای یکروزۀ بازدید از اشیاء در موزه و سپس بازدید از اشیاء در میدان نقش جهان

یکپارچگی افقی (این راهبرد به این منظور استفاده میشود که شرکت رقیب خود را بخریم و به مالکیت خود دربیاوریم. این راهبرد در بازارهایی رخ میدهد که امکان رشد در آنها بسیار زیاد است و سودآوری زیادی دارند. در این روش، شرکتهایی را خریداری می‌کنیم که در حوزۀ ما مشغول به کار هستند ولی به سودآوری زیادی دست نیافتهاند. با این کار هم خطر رقیب را از خود دور میکنیم و هم از نتایج پژوهشهای آن شرکت در حوزۀ خود استفاده میکنیم و میتوانیم محصولاتی باکیفیتتر تولید کنیم)

 نتیجه‌گیری

امروزه، دگرگونی جایگاه موزه‌ها در شهر و  افزایش سفرهای داخلی و خارجی، تجربه‌های نو، مشارکت بازدیدکننده در موزه با مجموعه‌های آنها و همچنین دسترسی شخصی به موزه‌ها و خدمات موزه از طریق اینترنت و تورهای مجازی باعث شده است به موزه‌ها در عصر حاضر توجه زیادی نشان داده شود؛ به این ترتیب، موزه به دنبال آن است تا مخاطبان در بازدید مشارکت کنند و دیدارکنندۀ منفعل نباشند؛ موفقیت رابطۀ دوسویۀ موزه و مخاطب به تأمین نیازهای مخاطبان موزه بستگی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی - اکتشافی گامی را در راستای شناسایی راهبردهای مناسب برای جذب مخاطب بیشتر به موزۀ هنرهای تزیینی اصفهان برداشته است. 

با توجه به آمار بسیار کم بازدیدکنندگان موزۀ هنرهای تزیینی ایران نسبت به رقبای خود، چرایی این موضوع به عنوان مسئلۀ اصلی در ذهن پژوهشگران شکل گرفت. از آنجا که به کمک تکنیک SWOT موقعیت راهبردی موزه محافظه‌کارانه شناسایی شد، به این معنا که با وجود فرصت‌های خارجی جالب ‌توجه مانند نزدیکی به قطب‌های گردشگری اصفهان، ضعف‌های داخلی مانند کمبود زیرساخت‌های دیجیتال و موزه‌گردانی غیرتخصصی مانع بهره‌برداری بهینه از این پتانسیل‌ها شده‌اند.  این موقعیت ضرورت تدوین راهبردهای عملیاتی را برای تقویت جایگاه موزه در بازار رقابتی گردشگری فرهنگی برجسته می‌کند که با وجود فرصت‌های این یافته با دیدگاه پاپ و بورزا (2016) هم‌خوانی دارد که بر تحول موزه‌ها از نهادهای شیء‌محور به مراکز پویای اجتماعی-فرهنگی تأکید دارند و جذب مخاطب را پیش‌نیاز این کارکرد می‌دانند (Pop & Borza, 2016). راهبردهای پیشنهادی شامل توسعۀ بازار، رسوخ در بازار، توسعۀ محصول و یکپارچگی افقی، با تکیه بر اصول بازاریابی موزه‌ای (Kotler et al., 2008) و مخاطب‌محوری (McLean, 1997)، چارچوبی عملیاتی برای افزایش تعامل و پایداری موزه ارائه می‌دهند. این راهبردها در راستای نظریۀ دلاکورته (2012) هستند که کارکردهای موزه را به محافظه‌کارانه، نمایشی و سودآور تقسیم‌بندی می‌کند و بر نقش بازاریابی در توسعۀ اقتصادی و فرهنگی موزه‌ها تأکید دارد (Della Corte et al., 2012).

راهبرد توسعۀ بازار بر ایجاد دسترسی‌های جدید برای مخاطبان متمرکز است. راهکارهای عملیاتی این بخش شامل ایجاد پایگاه دادۀ مستقل برای ثبت اطلاعات بازدیدکنندگان، راه‌اندازی وب‌سایت تعاملی با قابلیت ارائۀ تورهای مجازی و اطلاعات جامع و اطلاع‌رسانی هدفمند به تورلیدرها با ارائۀ امتیازات ویژه برای جذب گردشگران هستند. علاوه بر این، طراحی فضاهایی برای بازدید افراد دارای معلولیت، به ‌عنوان بخشی از تعهد موزه به عدالت اجتماعی-فرهنگی، دسترسی‌پذیری موزه را بهبود می‌بخشد. این اقدامات، با تقویت زیرساخت‌های دیجیتال و ارتباطات هدفمند، امکان جذب مخاطبان جدید و حفظ ارتباط مستمر با آنها را فراهم می‌کنند. این راهبرد، با تمرکز بر ایجاد پایگاه دادۀ مستقل، وب‌سایت تعاملی و اطلاع‌رسانی به تورلیدرها، با پژوهش کوماراک و همکاران (2014) هم‌راستاست که بازاریابی را ابزاری برای پیوند موزه‌ها با مخاطبان در محیط رقابتی می‌دانند (Komarac et al., 2014). این راهکارها، با تأکید بر دسترسی‌پذیری برای گروه‌های ویژه مانند افراد دارای معلولیت، به عدالت اجتماعی-فرهنگی (فالک و دیرکینگ، 1395) پاسخ می‌دهند. با این حال، برخلاف مطالعات آمنتا (2010) که بر بودجه و تبلیغات متمرکز است (Amenta, 2010)، این پژوهش راهکارهای دیجیتال و شبکه‌ای را اولویت می‌دهد که نشان‌دهندۀ افتراق در رویکرد به دلیل نیازهای ویژۀ موزه در بافت محلی است.

راهبرد رسوخ در بازار بر تقویت حضور موزه در بازار موجود از طریق ابزارهای بازاریابی متمرکز است. راهکارهای عملیاتی شامل طراحی کاتالوگ‌ها و بروشورهای حرفه‌ای برای معرفی صحیح موزه، استفاده از بیلبوردهای تبلیغاتی در موزه‌های پربازدید اطراف، و برپایی نمایشگاه‌های مناسبتی متناسب با ماهیت فرهنگی موزه هستند. همچنین، بهره‌گیری از هنرمندان صنایع‌ دستی برای معرفی موزه به مخاطبان هنردوست، استفاده از پنل‌های تفسیری استاندارد و جذاب برای اشیاء و پخش موسیقی ملایم در فضای موزه، تجربۀ بازدید را غنی‌تر می‌کنند. این اقدامات، با تأکید بر بازاریابی رابطه‌مند، به افزایش آگاهی و جذب مخاطبان محلی و گردشگران کمک می‌کنند. این نوع از راهبرد، شامل طراحی کاتالوگ، استفاده از بیلبوردها و برپایی نمایشگاه‌های مناسبتی، با یافته‌های بلک (2005) هم‌سو است که مشارکت بازدیدکننده و برطرف‌کردن موانع را کلید جذب مخاطب می‌داند (Black, 2005). استفاده از هنرمندان صنایع ‌دستی و پنل‌های تفسیری جذاب نیز با تأکید والتل (2006) بر غنی‌سازی تجربۀ بازدید هم‌خوانی دارد (Waltl, 2006)؛ اما برخلاف پژوهش کوماراک و همکاران (2017) که رقابت را در مدیریت موزه‌ها نادیده گرفته‌شده می‌دانند، این مطالعه به‌ طور صریح با رقابت موزه‌های هم‌جوار (مانند موزۀ هنرهای معاصر) مواجه است و راهکارهایی را برای تمایز ارائه می‌دهد که نشان‌دهندۀ نوآوری در تطبیق با بافت رقابتی محلی است (Komarac et al., 2017).

توسعۀ محصول به ‌عنوان راهبردی دیگر، بر ارتقای تجربۀ بازدید از طریق نوآوری در محتوا و خدمات تمرکز دارد. راهکارهای عملیاتی شامل ارائۀ محتوای دیجیتال مانند مولاژها و طرح‌های سه‌بعدی برای نمایش اشیاء، برگزاری تورهای ویژه برای گروه‌های سنی ویژه (کودکان و بزرگسالان) و راه‌اندازی امکانات رفاهی مانند کافی‌شاپ هستند. همچنین، برگزاری تورهای موضوعی مانند «صنایع ‌دستی فراموش‌شده» و استفاده از امکانات سمعی‌بصری، تجربه‌ای تعاملی و به‌یادماندنی برای بازدیدکنندگان خلق می‌کند. این اقدامات، با پاسخگویی به نیازهای متنوع مخاطبان، موزه را به مقصدی پویا و جذاب تبدیل می‌کنند. توسعۀ محصول، با ارائۀ محتوای دیجیتال، تورهای ویژه و امکانات رفاهی، با دیدگاه کمال و پرامانیک (2015) هم‌راستاست که بر طراحی خدمات برای برطرف‌کردن نیازهای روانی و فیزیولوژیکی بازدیدکنندگان تأکید دارند (Kamal & Pramanik, 2015).

این راهکارها، با استفاده از مولاژها و فناوری‌های سمعی‌بصری، تجربه‌ای تعاملی ایجاد می‌کنند که با پیشنهاد کوماراک (2014) برای پاسخ به تقاضای مخاطبان برای تجربه‌های خارق‌العاده هم‌خوانی دارد (Komarac, 2014). با این حال، تمرکز این پژوهش بر تورهای موضوعی مانند «صنایع‌ دستی فراموش‌شده» نسبت به مطالعات پیشین (eg. Sandell & Janes, 2007) که به ‌طور کلی بر نوآوری در محتوا تأکید دارند، رویکردی بومی‌تر و خاص‌تر ارائه می‌دهد.

یکپارچگی افقی، شامل نمایشگاه‌های مشترک و بلیط‌های ادغامی، با تأکید حکمت و میرقدر (1397) بر نگاه شبکه‌ای به مدیریت موزه‌ها هم‌سو است و به پایداری موزه‌ها در بستر شهری کمک می‌کند. این راهبرد، با دیدگاه لیو (2021) که بازاریابی را برای جلوگیری از طرد موزه‌ها ضروری می‌داند، هم‌خوانی دارد (Liu, 2021)؛ اما در مقایسه با محمدیان و عسگری ده‌آبادی (1392) که عمدتاً بر ابزارهای بازاریابی سنتی تمرکز دارند، این مطالعه با پیشنهاد تورهای یکپارچه و همکاری‌های بین‌موزه‌ای، رویکردی نوآورانه‌تر و جامع‌تر ارائه می‌دهد. یکپارچگی افقی، با هدف ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌ها بین موزه‌ها، به تقویت جایگاه موزه در اکوسیستم گردشگری شهری کمک می‌کند. این اقدامات، با ایجاد انگیزۀ مالی و تجربه‌ای جامع برای بازدیدکنندگان، نه فقط به افزایش بازدید از موزۀ هنرهای تزیینی منجر می‌شود، بلکه به پویایی گردشگری فرهنگی در شهر اصفهان کمک می‌کند. این راهبرد، با نگاه شبکه‌ای به مدیریت موزه‌ها، گامی مؤثر در راستای پایداری و توسعۀ آنها در بستر شهری است. این تمایز پژوهش حاضر را به ‌عنوان گامی در راستای غنای ادبیات بازاریابی موزه‌ای در بافت ایرانی برجسته می‌کند.

 

[1] Critical Museology

[2] Inclusive

[3] Interactive

[4] Performance of Museum as a Marketing Product

براتی، مائده، حکمت، مرضیه، و ترابی ‌فارسانی، ندا (1399). تدوین استراتژیهای جذب مخاطب برای موزۀ هنرهای تزیینی ایران. ]پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد مدیریت موزه[. دانشگاه هنر اصفهان.
حریری، نجلا و علیین ،ملیحه و اباذری ، زهرا (1396). کاربست آمیختۀ بازاریابی در کاخ موزه‌های تهران، مطالعۀ موردی: مجموعه‌های فرهنگی تاریخی سعدآباد، نیاوران و کاخ گلستان.  فصلنامۀ گنجینه اسناد، 2، 153-138. https://ensani.ir/fa/article
حکمت، مرضیه، و میرقدر، لیلا (1397). نظریه‌ها، مفاهیم و مبانی مخاطب شناسی در موزه. اصفهان: دانشگاه هنر اصفهان.
محمدیان، محمود، و عسگری ده‌آبادی، حمیدرضا (1392). بازاریابی موزه، استراتژی‌ها و تکنیکها. تهران: مهربان.
فالک، جان هوارد، و دیرکینگ، لین‌دی (1395). نگاهی نو به تجربه دیدار از موزه (مهدی افشار، مترجم). تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.
 
Amenta, C. (2010). Exploring museum marketing performance: a case study from Italy. International Journal of Marketing Studies, 2, 24-24. http://dx.doi.org/10.5539/ijms.v2n1p24  
Balloff, P., Courvoisier, F. H., & Lagier, J. (2014). From Museum to Amusement Park: The Opportu-nities and Risks of Edutainment. International Journal of Arts Management, 16(2), 4-18. https://www.researchgate.net/publication/281158815_From_Museum_to_Amusement_Park_The_Opportunities_and_Risks_of_Edutainment
Barati, M., Hekmat, M., & Torabi Farsani, N. (2019). Developing audience attraction strategies for the Iranian Museum of Decorative Arts. [Master's thesis in Museum Management]. Isfahan University of Art. [In Persian]
Black, G. (2005). The Engaging Museum Developing Museums for Visitor involvement. London: Routledge,Psychology Press.
Della Corte, V., Cascella, C., & Savastano, I. (2012). Resource-based Theory and Service-dominant Logic: A New Combined Approach to Revisit the Strategies of Cultural Firms in the Global Era. International Journal of Marketing Studies, 4(6). 157-167 https://doi.org/10.5539/ijms.v4n6p157 
Dirsehan, T., & Yalçın, A. M. (2011). Comparison between Holistic Museum Visitors and Utilitarian Museum Visitors. International Journal of Marketing Studies, 3(4), 78-94. https://doi.org/10.5539/ijms.v4n6p157
Falk, J. H., & Dyrking, L. D. (2016). A New Look at the Experience of Visiting the Museum (M. Afshar, Translator). Tehran: Office of Cultural Research. [In Persian] 
google map. (2025, 06 02). Retrieved from place: https://www.google.com/maps/@37.6619101,47.6541869,8z?entry=ttu&g_ep=EgoyMDI1MDYwNC4wIKXMDSoASAFQAw%3D%3D
Hariri, N., Alein, M., & Abazari, Z. (2017). The Application of Marketing Mix in Tehran Palace Museums, Case Study: Saadabad Cultural-Historical Complexes, Niavaran and Golestan Palace.  Ganjineh Asnaad, 2, 138-153. https://ensani.ir/fa/article 
Kamal, M., & Pramanik, Sh. A. K. Kabir (2015). Identifying Factors Influencing Visitors to Visit Museums in Bangladesh and Setting Marketing Strategies for Museums. Journal of Business and Management, 17(10),Ver. II (Oct. 2015), 85-92. http://dx.doi.org/10.9790/487X-171028592 
Kamariotou, V., Kamariotou, M., & Kitsios, F. (2021). Strategies for increasing Visitors’ Interaction: The case of Virtual Museum and Exhibitions. In Business Intelligence and Modelling (pp. 409-414). http://dx.doi.org/10.1007/978-3-030-57065-1_42
Komarac, T. (2014). A New World for Museum Marketing? Facing the Old Dilemmas while Challenging New Market Opportunities. Tržište/Market, 26, 199-214. https://www.researchgate.net/publication/271829654_A_New_World_for_Museum_Marketing_Facing_the_Old_Dilemmas_while_Challenging_New_Market_Opportunities
Komarac, T., Ozretić Došen, D., & Škare, V. (2014). Museum marketing and virtual museums in 21 st century: Can museums survive without it?. 5th EMAC Regional Conference - Marketing Theory Challenges in Emerging Markets. Katowice, Poland. http://dx.doi.org/10.13140/2.1.1403.776
Komarac, T., Ozretić Došen, D., & Škare, V. (2017). Understanding competition and service offer in museum marketing. Academia Revista Latinoamericana de Administración, 30, 215-230. https://doi.org/10.1108/ARLA-07-2015-0159
‪Kotler, N., ‪‪Kotler‏, ‪Ph.‏, ‪& Kotler‏, ‪W. (2008).   ‪Museum Marketing and Strategy: Designing Missions, Building Audiences, Generating Revenue and Resource. London: ‪Wiley
Kupec, V., Lukác, M., Štarchon, P., & Bartáková, G. P. (2020). Audit of Museum Marketing Communication in the Modern Management Context. Internatioal Journal of Financial Studies, 8(3), 39-52. https://doi.org/10.3390/ijfs8030039
Liu, X. (2021).  Utilizing Museum Marketing Strategies to Help Xianyang Museum to Attract Visitors. Advances in Social Science, Education and Humanities Research, volume 554. Proceedings of the 7th International Conference on Humanities and Social Science Research (ICHSSR 2021). https://doi.org/10.2991/assehr.k.210519.142
McLean, F. (1997). Marketing the Museum. New York: Routledge.
Mohammadian, M., & Asgari Dehabadi, H. (2013). Museum Marketing, Strategies, and Techniques. Tehran: Mehraban. [In Persian] 
Pop, I. L., & Borza, A. (2016). Factors Influencing Museum Sustainability and Indicators for Museum Sustainability Measurement. Sustainability, 8, 101. https://doi.org/10.3390/su8010101
Sandell, R., & Janes, R. R. (2007). Museum Management and Marketing. New York: Routledge.
Waltl, Ch. (2006). Museums for visitors: Audience development A crucial role for successful museum management strategies. In Bridging theories, strategies and practices in valuing cultural heritage (pp. 225-240) Publisher: Edizioni Università di Macerata.Editors: Cerquetti M.