نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد گروه معماری و شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Abstract: In recent years, the historic urban fabrics of many Iranian metropolises have encountered significant economic, social, and physical challenges, diminishing their role in the broader urban development process. This study seeks to develop a sustainable regeneration model centered on the creative economy, using the area surrounding the Blue Mosque of Tabriz as a case study. The research focuses on identifying the untapped potential of the local economy—including traditional crafts, small-scale businesses, historic marketplaces, and active community networks—as foundational elements for creative and context-sensitive regeneration. Employing a qualitative methodology and a descriptive-analytical approach, data were gathered through literature review, field observations, and expert consultations. The SWOT analytical framework was used to evaluate the strengths, weaknesses, opportunities, and threats related to the study area. Findings reveal that, despite the area's rich historical, cultural, economic, and geographic assets, decades of ineffective and fragmented urban interventions have hindered realizing its local economic potential in alignment with creative economy principles. As a result, the study proposes key strategies for regeneration, including urban place branding rooted in local identity, the development of cultural tourism based on endogenous resources, the adaptive reuse of underutilized spaces for creative functions, and support for traditional livelihoods and micro-enterprises. Ultimately, the research underscores that successful regeneration efforts must be underpinned by inclusive policymaking that prioritizes community participation, cultural awareness, and the strategic integration of local capacities into broader urban planning frameworks.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
تحولات اقتصادی قرن بیستم و گسترش دیدگاههای مبتنی بر اقتصاد فوردی، در کنار وابستگی به اقتصاد غیرمولد حاصل از درآمدهای نفتی، ساختار اقتصادی و اجتماعی بسیاری از شهرهای ایران را دگرگون کرده است. این وضعیت به ویژه در بافتهای تاریخی شهری، به بروز چالشهایی همچون فرسودگی کالبدی، رکود عملکردی، کاهش سرمایۀ اجتماعی و از بین رفتن پویایی جمعیتی منجر میشود (اطهاری، ۱۳۸۹). همزمان با این تحولات، رویکردهایی مختلف در زمینۀ بهسازی و ساماندهی بافتهای شهری، مانند بازسازی، نوسازی، باززندهسازی، توسعۀ مجدد و نهایتاً بازآفرینی، در طول قرن اخیر شکل گرفتهاند. روند تکامل این رویکردها نشاندهندۀ گذار از نگاه صرف کالبدی به رویکردهای چندبُعدیتری است که ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی را نیز در بر میگیرند (پوراحمد و همکاران، ۱۳۸۹). ارزشهای نهفته در بافتهای تاریخی ماهیتی پیچیده و چندلایه دارند که صرفاً با مداخلات فیزیکی قابل احیا نیستند؛ از این رو، سیاستها و راهبردهای مداخله در این گونه فضاها باید به گونهای تدوین شوند که بتوانند به طور همزمان به جنبههای مختلف هویت، عملکرد، پایداری و تعاملات اجتماعی پاسخ دهند. یکی از چالشهای اساسی در این میان گسست میان بافتهای تاریخی و نواحی جدید شهری است؛ پدیدهای که به زوال تدریجی این فضاها و تضعیف هویت شهری منجر شده است، در حالی که این بافتها به واسطۀ پیشینۀ تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی - اجتماعیشان میتوانند نقشی مهم در تقویت سرمایۀ فرهنگی، ارتقای کیفیت زندگی و بازتعریف هویت شهری ایفا کنند (مؤیدفر و صابری، ۱۳۹۹).
در سطح جهانی، مفهوم «بازآفرینی پایدار شهری» به عنوان رویکردی نوین در مواجهه با بافتهای فرسوده و تاریخی مطرح شده است. این رویکرد با تمرکز بر ایجاد سیستمی هماهنگ میان نهادهای شهری و عناصر اکولوژیک، به دنبال ارتقای کارایی زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی شهرهاست. در چنین بستری، توجه به ظرفیتهای درونی و محلی شهرها، به ویژه در قالب اقتصاد خلاق، اهمیتی دوچندان مییابد. اقتصاد خلاق، با تأکید بر صنایع فرهنگی، هنری و نوآورانه، امکان بهرهبرداری از ظرفیتهای بومی را در راستای توسعۀ پایدار فراهم میآورد و شهر را به فضایی رقابتپذیر، مشارکتمحور و هویتدار بدل میکند (Roberts et al., 2022, p. 19).
با این حال، بررسی ادبیات پژوهشی داخلی نشان میدهد با وجود مفهوم گستردۀ بازآفرینی، ارتباط آن با توسعۀ اقتصادی خلاق در بافتهای تاریخی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بیشتر مطالعات موجود بر ابعاد کالبدی و فنی متمرکز بوده یا نگاهی پراکنده و غیرمنسجم به ابعاد فرهنگی و اقتصادی داشتهاند. به ویژه در زمینۀ ارائۀ مدلهای تحلیلی و سیاستگذاری برای بهکارگیری اقتصاد خلاق در این موضوع، شکافهایی معنادار در پژوهشهای پیشین مشاهده میشوند.
پژوهش حاضر با هدف پوشش این خلأ علمی، تلاش دارد تا با اتخاذ رویکردی یکپارچه، نقش توسعۀ اقتصادی خلاق را در فرآیند بازآفرینی بافتهای تاریخی بررسی کند. در این راستا، از روش تحلیل سوات (SWOT) برای شناسایی و ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای موجود استفاده شده و محدودۀ پیرامون مسجد کبود تبریز، به عنوان نمونۀ موردی، مورد تحلیل قرار گرفته است. انتخاب این محدوده از آن نظر انجام شده است که مسجد کبود و خیابان کهنهخیاوان از نخستین پروژههای رسمی بازآفرینی شهری در ایران به شمار میآیند که با وجود هدفگذاریهای مشخص، در دستیابی به اهداف پیشبینیشده با ناکامی مواجه شدهاند. بنابراین، تحلیل این تجربه میتواند زمینهای برای تدوین راهبردهایی مؤثرتر در بازآفرینی اقتصادی خلاق بافتهای تاریخی فراهم آورد.
مبانی نظری و ادبیات پژوهش
در راستای تبیین مبانی نظری پژوهش حاضر، ابتدا لازم است ادبیات نظری مرتبط با مفاهیم بنیادین مانند اقتصاد خلاق، بازآفرینی شهری و نقش صنایع فرهنگی در توسعۀ پایدار بررسی و مرور شود. در این میان، نظریهپردازان متعدد در دهههای اخیر چارچوبهای مفهومی متنوعی را در زمینههای اقتصاد خلاق، شهرهای خلاق، نوآوری فرهنگی و پایداری شهری ارائه کردهاند که هر یک در درک ابعاد مختلف بازآفرینی خلاق نقشی مهم ایفا میکنند. جدول (1) مروری اجمالی بر مهمترین نظریههای مطرح شده در این حوزه و مضامین کلیدی هر یک از آنها را ارائه میدهد.
جدول 1- چارچوب نظری مفاهیم کلیدی بازآفرینی خلاق مبتنی بر اقتصاد محلی (منبع: نگارندگان)
|
توضیحات |
نظریه |
|
هوکینز (2007) در نسخه اول کتاب «اقتصاد خلاق» (2001) بیان میکند که صنایع خلاق، هسته اصلی اقتصاد خلاق هستند. او معتقد است که فناوریهای دیجیتال، جهان را دگرگون کردهاند و خلاقیت نیز جهان را بر اساس توانایی تبدیل ایدهها به محصولات قابل فروش، به شکلی جدید تقسیم میکند (Howkins, 2001) . هوکینز صنایع خلاق را در قالب پانزده بخش طبقهبندی کرده که این فهرست به یکی از معیارهای شناختهشده برای سنجش ارزش اقتصادی در سطوح جهانی، ملی و محلی تبدیل شده است (Howkins, 2007). به گفته هارتلی (2005)، صنایع خلاق – با تعاریف گوناگون – اکنون بخشی مهم از اقتصادهای پیشرفته به شمار میآیند (Hartley, 2005). اقتصاد خلاق از بستر اقتصادی قرن بیستویکم پدید آمده و بر پایه مصرفگرایی ساده و صرفاً کاربردی نیست، بلکه بر مصرفگرایی نمادین و پیچیدهای استوار است که بر اساس تقاضاهای اجتماعی سطح بالا شکل گرفته است (Hartley, 2005). کارنیتیس (2006) معتقد است که اقتصاد امروز بر پایه نوآوری، خلاقیت در مشاغل، و روشها و روابط کاری نوین بنا شده است (Karnitis, 2006). |
نظریۀ اقتصاد خلاق (Creative Economy Theory) |
|
ریشۀ مفهوم شهرهای خلاق را میتوان در تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پس از جنگ جهانی دوم جستوجو کرد؛ زمانی که کشورهای صنعتی با انتقال تولید سنتی به کشورهای در حال توسعه و تمرکز بر دانش، نوآوری و خدمات، وارد عصر پساصنعتی شدند (Kozina et al., 2021). چارلز لندری، خالق این مفهوم، بر ضرورت ایجاد زمینهای برای اندیشه، برنامهریزی و اقدام خلاقانه در مواجهه با مسائل شهری تأکید دارد. از نگاه او، شهرهای موفق دارای ویژگیهایی همچون شهروندان آگاه، سازمانهای پویا و اهداف سیاسی مشخص هستند (Landry, 2000). لندری دو عامل «استعداد» و «فرهنگ» را عناصر کلیدی خلاقیت شهری میداند؛ استعداد از طریق آموزش و گشودگی اجتماعی تقویت میشود و فرهنگ به عنوان منبع درونی شهر و ارزش اساسی آن شناخته میشود (Landry, 2012). بر این اساس، صنایع خلاق به عنوان بخشی از زندگی اجتماعی، میتوانند فرصتهایی برای اشتغال، کارآفرینی و افزایش جذابیت شهری فراهم کنند. (Scott, 2006). در این راستا، هنر، فرهنگ و خلاقیت به محورهای مهم برنامهریزی شهری تبدیل شدهاند (Landry, 2000; Evans, 2001). |
نظریۀ شهرهای خلاق (Creative Cities Theory) |
|
تعریف «فرهنگ نوآوری» هنوز در میان پژوهشگران مورد بحث است، زیرا خودِ مفهوم «فرهنگ» نیز همچنان چالشبرانگیز باقی مانده است (Benedict, 2005). در حالی که دیدگاههایی متعدد دربارۀ نوآوری در بستر فرهنگ ارائه شدهاند، هنوز تعریفی یکپارچه از «فرهنگ نوآوری» وجود ندارد (Jucevičius, 2007). همچنین، دشواری در مشخصکردن محتوای مختلف فرهنگی (Fine, 1979)، به ویژه از منظر چندفرهنگی (Hung & Hong, 2017)، به نبود تعریفی جهانی از فرهنگ نوآوری منجر شده است. با این حال، بسیاری از مطالعات تجربی رابطۀ بین فرهنگ نوآوری و سازمان را اثبات (Naranjo-Valencia et al., 2016) که نشان میدهد فرهنگ یکی از عوامل اساسی در نوآوری سازمانی است. |
نظریۀ نوآوری و فرهنگ (Innovation and Culture Theory) |
|
ریچارد فلوریدا در کتاب ظهور طبقۀ خلاق (2002) استدلال میکند شهرهایی که به عنوان «مراکز خلاق» شناخته میشوند (یعنی شهرهایی که تمرکز آنها بر حضور افراد نوآور است نه صرفاً کسبوکارها)، بهترین موقعیت را برای رشد اقتصادی در قرن بیستویکم دارند. در آثار بعدی، مانند نوشتههای سال 2005 (Florida, 2005a)، او مطرح کرده است نظریۀ طبقۀ خلاق در پیشبینی نوآوری شهری و موفقیت اقتصادی، عملکردی بهتر نسبت به نظریههای سرمایۀ انسانی و سرمایۀ اجتماعی دارد. در اثری دیگر به نام فرار طبقۀ خلاق (Florida, 2005b)، فلوریدا طبقۀ خلاق را عامل تفاوت در رشد اقتصادی میان کشورهای صنعتی مختلف معرفی میکند. پیامد این دیدگاه آن است که کشورهایی که «خلاق» محسوب میشوند، پژوهشگران خارجی، دانشمندان کامپیوتر و کارآفرینان بیشتری را جذب میکنند، زیرا این کشورها شهرهایی باز و مداراپذیر ایجاد کردهاند. نظریۀ طبقۀ خلاق از پژوهشهای گوناگون پیشین دربارۀ تنوع، سرمایۀ انسانی و عناصر فرهنگی رشد اقتصادی الهام میگیرد و آنها را به هم پیوند میزند. مانند نظریۀ سرمایۀ انسانی، نظریۀ سرمایۀ خلاق بر ویژگیهای افراد (نه کسبوکارها) به عنوان عامل کلیدی موفقیت اقتصادی تأکید دارد. فلوریدا طبقۀ خلاق را به دو زیرگروه تقسیم میکند: · ابرطبقۀ خلاق شامل دانشمندان کامپیوتر، دانشگاهیان، معماران و هنرمندان · حرفهایهای خلاق مانند مدیران، حسابداران، وکلا و کارکنان حوزۀ سلامت هر دوی این گروهها در فرآیند خلق «اشکال نوآورانه و معنادار» از کالاها و خدمات نقش دارند. |
نظریۀ جامعۀ مدنی خلاق (Creative Civil Society Theory) |
|
توسعهای که بر پایۀ اقتصاد خلاق پیش میرود، فرایندی توانمندساز است که نه فقط رفاه اقتصادی به همراه دارد، بلکه به جوامع قدرت میدهد تا آیندۀ اقتصادی خود را تعیین کنند. نکتۀ مهم این است که این نوع توسعۀ جایگزین صرف منابع طبیعی به عنوان موتور توسعه نیست. تفاوت اصلی در درونزابودن سرمایۀ خلاق و ارتباط آن با دانش و نهادهای محلی است. شواهد حاصل از نمونههای موفق نشان میدهد بازده اقتصادی ناشی از اقتصاد خلاق پیوند بیشتری با اقتصادهای محلی دارد (Voswinkel, 2012) و میتواند بر دانش بومی تکیه و به ایجاد نهادهای مدنی و اقتصادی کمک کند. این موضوع تا حدی به پیوند نزدیک سرمایۀ خلاق با سایر اشکال سرمایۀ اجتماعی موجود در مناطق پیرامونی، مانند سرمایۀ اجتماعی، مدنی و دیگر سرمایههای جامعه بستگی دارد (Bærenholdt & Aarsæther, 2002; Petrov, 2011). |
نظریۀ سرمایۀ اجتماعی خلاق (Creative Social Capital Theory) |
|
پایداری مفهومی مرکزی در دوران ماست؛ این مفهوم به عنوان یک لنز جدید برای تفسیر جهان عمل میکند و اساساً بر درک ما از توسعۀ شهری تأثیر میگذارد. پایداری مفهومی غنیتر از آن است که فقط به محیطزیست محدود شود؛ بلکه باید به گونهای گسترش یابد که برداشتهای ما از روانشناسی، اقتصاد و فرهنگ را نیز بازپیکربندی کند. این مفهوم باید در تفکر نوین نفوذ کند و به خلق شکلهای پایداری از خلاقیت منجر شود (Landry, 2000). |
نظریۀ توسعۀ پایدار خلاق (Sustainable Creative Development Theory) |
|
فضاهای عمومی جنبههایی حیاتی از هویت یک شهر هستند و به عنوان اجزای کارکردی زندگی شهری عمل میکنند. فضاهای عمومی میتوانند عناصر دموکراسی مدنی را در خود جای دهند؛ زیرا در حالت ایدهآل، این فضاها میتوانند مکانی باشند که ما به عنوان شهروند، در آنها حق رأی و حس تعلق خود را تمرین میکنیم (Kostof, 1991). بنابراین، فضاهای عمومی شهرها مکانهایی بالقوه برای تعامل و ارتباط عمومی مردم هستند و میتوانند به عنوان بستر مادی برای تعامل دموکراتیک عمل کنند. همانطور که میچل (Mitchell, 1995) بیان میکند: «فضای عمومی نمایانگر مکانی مادی است که در آن تعاملات اجتماعی و فعالیتهای سیاسی تمامی اعضای «عموم مردم» رخ میدهد.» |
نظریۀ بازآفرینی فضای عمومی (Public Space Regeneration Theory) |
|
رویکرد برنامهریزی طراحیمحور در آستانۀ قرن بیستویکم و با ورود معماران و طراحان شهری به حوزۀ شهرسازی مطرح شد (Madanipour, 1996). این رویکرد بهجای تمرکز بر کاربری زمین و استانداردهای مهندسی، بر کیفیت فضایی، فرم سهبعدی و ویژگیهای کیفی مکان تأکید دارد. در این دیدگاه، اهداف و معیارهای طراحی از ابتدا مشخص میشوند و قابلیت اجرا در مقیاسهای کلان را دارند. ارزیابیها پیش از توسعه بر پایۀ قضاوت کارشناسی و پیشبینی نتایج کیفی و فضایی انجام میشود (عباسزادگان و رضوی، ۱۳۸۵). اصول اصلی این رویکرد شامل موارد زیر است: تأکید بر اهداف عملکردی، انعطافپذیری در ضوابط، توجه به عرصههای عمومی و ارتباط آنها، اهمیت تراکم، اختلاط کاربری و کیفیت معماری و تمرکز بر مطلوبیت کیفیت و فرم (رفیعیان و رضوی، ۱۳۸۹). |
نظریۀ هنر و طراحیمحور (Art and Design-Driven Theory) |
نظریههای مطرحشده در جدول (1) به منزلۀ بنیانهای مفهومی پژوهش حاضر، امکان تحلیل چندبُعدی پدیدۀ بازآفرینی را فراهم میآورند. با بهرهگیری از این چارچوبهای نظری، میتوان به گونهای جامع عوامل مؤثر بر شکلگیری اقتصاد خلاق در بافتهای تاریخی را بررسی و زمینه را برای تدوین الگوی مناسب مداخله در محدودههای شهری دارای ظرفیت فرهنگی فراهم کرد.
مبانی نظری
اقتصاد شهری خلاق در بافتهای تاریخی
اقتصاد خلاق را باید در توجه به رونق اقتصادی از طریق گردشگری و توسعۀ گردشگری، ایجاد صنایع خلاق فرهنگی و ایجاد صنایع دستی بومی دانست. این رویکرد مقولهای بدیع در عرصۀ شهرسازی و مدیریت شهری محسوب میشود و دستیابی به این توسعه فقط با دسترسی به خدمات و امکانات و بهرهبرداری از قابلیتهای اجتماعی ساکنان محله ای مقدور است (کاظمی و مظفری، ۱۳۹۸). دسترسی به این خدمات در وهلۀ اول نیازمند شناسایی اقتصاد محله و استفادۀ بهینه از آن است و این اقتصاد دربرگیرندۀ مبادلات غیرنقدی کالا و خدماتی است که تحت سلطۀ خانوادههای گسترده و محلات مرسوم هستند. این امر همانند قانونی نانوشته با کمک، همکاری و مسئولیتپذیری شهروندان در محله اتفاق میافتد که میتوان آن را قویترین نقطۀ متحدکنندۀ اقتصادی بر مبنای پیوندهای خانوادگی، قومی و جنسیتی دانست که میتواند هویت اشتراکی محله را تشکیل دهد. این امر به حقوق و تعهدات غیررسمی امکان میدهد تا در شبکه مزیتها و پیوندهای متقابل گسترش یابند (خاوری و خاوری، 1390، ص. 8). سازۀ پایداری اقتصادی توسط سه مؤلفۀ اصلی: (1) وضعیت اقتصادی فعالان اقتصادی (برای نمایش شرایط اقتصادی خانوارها)، (2) اقتصاد بنگاههای محله (برای نمایش پایداری پویایی اقتصاد بنگاههای محله) و (3) ارزش اقتصادی بنگاهها (برای نمایش ارزشمندی بنگاههای کسبوکار محله) مورد سنجش قرار گرفته است (شفیعا، 1392، صص. 85-200). در این بین، بازآفرینی به عنوان یک مظروف اصلی که در برگیرندۀ ماهیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و استفادۀ مجدد از شهر را امکانپذیر میکند، همچنین دربردارندۀ ابعاد اجتماعی و اقتصادی و زیستمحیطی در مقیاسهای شهری، منطقهای، ملی و مشتمل بر اصولی همچون تغییر و تحولات اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی است که محوریت اصلی آن بر پایههای فرهنگ و هنر است. آنچه در این پژوهش حائز اهمیت ویژه است بخش اقتصادی آن است که دربردارندۀ شرکتهای بخش خصوصی و داوطلبانه، تغییرات ماهیت شهرها از مراکز تولید به مصرف، تأثیر اقتصاد خدماتمحور بر ابعاد مختلف بازآفرینی و ترویج حیات مدنی، سرزندگی اجتماعی، حملونقل عمومی و کاستن اثرات نامطلوب زیستمحیطی است. طبق دستورکار دفتر حفاظت از محیطزیست ایالات متحده، اصولی برای توسعۀ هوشمند در نظر گرفته شدهاند که میتوانند مبنای اصول توسعۀ اقتصادی خلاق نیز باشند که این اصول عبارتاند از: ترویج کاربریهای مختلط، بهرهگیری از طراحی تراکم ساختمانها، ایجاد گونههای متنوع ساختمانی برای فراهم آوردن فرصتها و حق انتخاب برای شهروندان، ساختن فضاهای پیادهمدار شهری، ایجاد باهمستانهای جذاب و متمایز با تکیه بر حسن مکان، باقی نگه داشتن و حفاظت از فضای باز، زمینهای زراعی، زیباییهای طبیعی و محدودههای خطر، تقویت توسعه از درون و جهتدهی اقدامات توسعهای به سوی مناطق موجود شهری، تأمین گزینههای متعدد برای جابهجایی و حملونقل، اخذ تصمیمهای قابل پیشبینی، منصفانه و اقتصادی دربارۀ گزینههای توسعهای، تشویق شهروندان به مشارکت در اخذ تصمیمهای توسعهای و تسهیل مشارکت گروههای ذینفع. ابعاد مختلف بازآفرینی شامل بعد زیستمحیطی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، طراحی و قانونی هستند. با بررسی تجارب جهانی (کریمزاده و همکاران، 1396) در تجربههای بازآفرینی شهری در کشور ترکیه میتوان گفت بازآفرینی شهری با بهرهگیری از صنایع خلاق فرهنگی به احیای اقتصادی مناطق مدنظر منجر شده و همگرایی اقتصاد و فرهنگ تأثیراتی بهسزا بر بازآفرینی بناهای تاریخی داشته است.
در بررسی سندهای بازآفرینی منشور میراث توسعۀ پایدار سازمان هایی همچون UNISCO، ICCROM،GETTY INSTITUDE، ICOMOS و دیگر نهادهای معتبر از سال 1877 تا کنون کنواسیونها و منشورهایی در خصوص بازآفرینی صورت گرفته شده است. رویکردهای مختلف بازآفرینی شهری بر اساس طیفی از این منشورهای بینالمللی و چارچوبهای نظری تنظیم شدهاند. این طبقهبندی نشان میدهد گرایش اصلی این رویکردها، تا پیش از دهههای اخیر، عمدتاً متمرکز بر مفاهیمی همچون پایداری، حفاظت کالبدی و میراث فرهنگی بوده است. اما با توجه به چالشهای اقتصادی پیش روی محلات تاریخی و نیاز به احیای واقعی حیات اجتماعی و اقتصادی، ضروری است تا تمرکز از چارچوبهای صرفاً پایداریمحور به سمت مدلهای بازآفرینی اقتصادی مبتنی بر ظرفیتهای خلاق، کسبوکارهای محلی و تقویت اقتصاد خرد تغییر یابد. بر این اساس، در ادامۀ مقاله، پیشنهاد میشود چارچوبهای منشورهای موجود بازنگریشده و اولویت توسعۀ اقتصادی در بازآفرینی محلات تاریخی مدنظر قرار گیرند (Farouk Hassan et al., 2022).
شکل 1- روندتوسعه رویکرد های منشورهای بازآفرینی در بافت های تاریخی
(منبع: برگرفته از فاروک حسن[i] و همکاران (2022) با اعمال تغییرات نگارندگان)
در بازآفرینی شهری، بیشتر پروژههای شاخص تمرکز عمدهای بر فعالیتهای اقتصادی دارند و به دنبال انگیزش برای سرمایهگذاری جالب توجه هستند. بخش ابتکاری بازآفرینی اقتصادی تشویق ایدۀ کارآفرینی و افزایش درآمد سرانۀ شهروندان است (ایزدی و همکاران، 1397، صص. 161-177). بعد اقتصادی از مهمترین ابعادی است که در احیای بناها و بافت تاریخی و جلوگیری از فرسودگی آن میتواند مؤثر باشد؛ زیرا اقتصاد مهمترین نقش را در زندگی افراد ساکن در بافت ایفا میکند و از آنجا که بیشتر افراد ساکن در بافت توانایی مالی کمی دارند و به دلیل مهاجربودن، احساس تعلقی به مکان ندارند، بهترین راه مشارکتدادن و ایجاد انگیزه در این افراد برای حراست و نگهداری از بناها و بافت تاریخی ایجاد انگیزههای اقتصادی است؛ از این رو، وجود اقتصاد پویا و هماهنگ با نیازهای جامعه عاملی اساسی در راستای جلوگیری از تخلیۀ بافت به وسیلۀ ساکنان بومی و پیامدهای ناگوار آن است (تاجیک و همکاران، 1398، صص. 44-49). اقتصاد شهری بخش مهم و اساسی شهرها را تشکیل میدهد و دربردارندۀ رشد همراه با افزایش ظرفیتهای تولیدی شامل ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی است. در این رشد، علاوه بر تولید، نهادهای اجتماعی نیز تغییر خواهند کرد و نگرشها متحول خواهند شد و توان بهرهبرداری از منابع موجود متحول میشود و نوآوریهایی جدیدتر ایجاد میشوند. در جامعهای همچون ایران که شهرداریها لازم است تا هزینههای جاری و عمرانی خود را تأمین کنند، اقتصاد شهری اهمیت زیادی مییابد. چگونگی تأمین منابع مالی پایدار شهری یکی از مهمترین چالشهای پیش روی سیاستمداران و برنامهریزان شهری است. با افزایش نیاز به خدمات عمومی در شهرها و محدودیتهای مالی شهرداریها از سوی دیگر، این چالش روزبهروز بیشتر میشود (Khmel & Zhao, 2015, pp. 138-145). بر مبنای تعریف اسکان بشر، ملل متحد[ii] برای شناسایی و پاسخگویی به این چالشها، در وهلۀ اول نیازمند شناسایی ویژگیهای محله و در مرحلۀ دوم توانایی شرکت در رقابتهای اقتصادی محلی، منطقهای و ملی است. از راهحلهای پاسخگویی به این چالشها میتوان به سرمایهگذاری در بخش اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی اشاره کرد که با راهاندازی فعالیتهای اقتصادی جدید، توسعۀ بازارهای گردشگری، ایجاد مکانهای مناسب برای برگزاری گردهماییهای محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی در شهر اشارهکرد (میرسیدی، 1395). در جمعبندی، میتوان گفت در بازآفرینی شهری، اقتصاد اصلیترین چالش طراحان و برنامهریزان شهری است و این چالش با افزایش
روز افزون خدمات عمومی در شهرها و محدودیتهای مالی شهرداریها بیشتر میشود (. Khamel & Zhao, 2015). البته، باید توجه داشت رویکرد اقتصادی صرف بهتنهایی نمیتواند در محلات و بافتهای تاریخی پاسخگو باشد؛ زیرا این بافتها ارزشهایی بیشتر از ارزش اقتصادی خود را دارا هستند و نگاه اقتصادی مطلق همان علتی استکه زوال بافتهای تاریخی را به دنبال داشته است.
نمودار 1- زیرمؤلفههای بازآفرینی (منبع: نگارندگان)
اقتصاد خلاق شهری
ایجاد توسعۀ اقتصادی در شهرها نیازمند تغییرات بنیادی در سطح ملی و بینالمللی است و اقتصاد خلاق در راستای رشد و توسعۀ اقتصادی اصلیترین راهحل طراحان است. اقتصاد خلاق خود از فعالیتهای خلاقانه تشکیل شده است که این فعالیتها را میتوان در انواع هنرهای سنتی و صنایع دستی تقسیم کرد. اقتصاد خلاق در رابطه با بازآفرینی بخشهای تاریخی و قدیمی شهرها مقولهای مهم به شمار میآید. متفکران و کارشناسان دیدگاههای نظری گوناگونی از جمله مدرنیستی، فرهنگگرایانه و غیره را مطرح کردهاند، اما هدف بیشتر این نظریهها ارتقا و بهبود کالبدی - فیزیکی و کالبدی - کارکردی در قالب سیاستهای نوسازی، بازسازی و باززندهسازی است که در بهترین حالت، باززندهسازی اقتصادی از اهداف اولیۀ آنان محسوب میشود. ناکارآمدی دیدگاههای گذشته در نهایت به خلق «نظریۀ شهر خلاق» در دوران پساصنعتی منجر شد که با کاربست آن در بسیاری از شهرهای جهان، ضمن بازآفرینی بخش تاریخی این شهرها، توسعۀ یکپارچه و پایدار آنها نیز صورت گرفت. شهر خلاق رویکردی فرهنگی در توسعههای شهری مانند بازآفرینی است (پوراحمد و احمدی فرد، 1397، صص. 75-90). اولین جایی که مفهوم شهر خلاق به طور مشخص در قالب یک سند نظریهای مطرح شد در کار لندری و بیانچینی (1995) بود که توانستند راهحلهایی جدید برای مشکلات روزمره از طریق تولیدات فرهنگی ارائه دهند (Landry & Bianchini, 1995). ایدۀ شهر خلاق مبتنی بر این باور است که فرهنگ میتواند نقشی مهم در فرایند نوزایی شهر ایفا کند. در این بین، صنایع خلاق کیفیت زندگی شهروندان را از طریق ارتقای بافت اجتماعی شهر بهبود میبخشند و مجال ظهور نمودهای فرهنگی ادوار تاریخی و اقشار و ملیتهای مختلف جامعه را ممکن میکنند و در نهایت باعث تقویت چرخۀ اقتصادی شهر میشوند (کوچکی مطلق، 1396) شهر خلاق در بردارندۀ اقتصاد خلاق و اقتصاد خلاق دربردارندۀ خلاقیت و صنایع دستی است. در این خصوص، با توجه به مطالعات انجامشده، میتوان صنایع خلاق را در ابعاد میراث فرهنگی، رسانهها، هنرها و میراث فرهنگی و گردشگری و همچنین متغییرهایی در هرکدام از این ابعاد تقسیمبندی کرد که با شناسایی شاخصههایشان قابل تحلیل هستند.
صنایع خلاق فرهنگی
مفاهیم «صنایع خلاق» و «صنایع فرهنگی» دو مفهوم جدا از هم هستند، اما از طرفی، میدانیم صنایع خلاق مبتنی بر داشتههای فرهنگی یک جامعه شکل میگیرد. از این رو، با وجود تفاوت بین این دو، میتوان صنایع خلاق را تا حدودی هممفهوم با صنایع فرهنگی دانست، زیرا با استفاده از خلاقیت فردی میتوان به شکوفایی فرهنگی دست یافت. از طرف دیگر، در تولید صنایع فرهنگی، ارزش اقتصادی آنها پس از معنای زیباییشناسانۀ اجتماعیشان، در درجۀ دوم اهمیت قرار میگیرد و صنایع خلاق در خلاقیت، مهارت و استعدادهای هر فرد ریشه دارند و به واسطۀ استفاده از این پتانسیل بالقوه در افراد، میتوان در راستای ایجاد و افزایش کارآفرینی از آن بهره جست (UK DCMS, 2010). یکی از نوینترین رویکردهای بازآفرینی که از صنایع خلاق حمایت میکند و همچنین پاسدار هویت و فرهنگی محلی منطقه نیز است، بازآفرینی بر مبنای فرهنگ است. هدف این رویکرد یافتن آثار فرهنگی، تاریخی، آیینی و هنری است تا عامل برونزای فرهنگ به مثابۀ مؤلفۀ انسجامبخش وارد چرخۀ بازآفرینی شود (لطفی، 1390، صص. 45-55). از ادعای حافظان، هنرمندان، مورخان، معماران و برنامهریزان مشهود است که ترویج میراث فرهنگی نقشی کلیدی در راهبردهای پایداری دارد که هدف آن پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و فرهنگی، حل تعارضات و تحقق اهداف اقتصادی در درازمدت است (Gunay & Dokmeci, 2008, pp. 998-1014).
شکل 2- روند بازآفرینی فرهنگی - اقتصادی
(منبع: نگارندگان)
صنایع خلاق فرهنگی در بافتهای تاریخی
بافتهای تاریخی با وجود منزلت مکانی و سکونتی پایین، دارای ارزشهای تاریخی و هویتی هستند که خود نمایانگر فرهنگ بومی گذشتگان و میراثی ارزشمند برای نسل آتی است. از این رو، با حفظ و بهرهبرداری از این بافتهای ارزشمند و استفاده از ظرفیتهای نهفته که همان دارایی فرهنگی و هویتی آنهاست، میتوان مدنیت به شیوههای نوآورانه را توسعه داد و توسعۀ اقتصادی آنها را به ویژه از وجه فرهنگی بهبود بخشید (Inter-American Commission on Human Rights, 2004). در این خصوص، در وهلۀ اول، صنعت فرهنگ مطرح میشود که تمام فعالیتهای زیباشناختی را تحت نظام انحصاری و جزئی از فرهنگ تودهای قرار میدهد و جهان را عاملی برای گذر از غربال صنعت (فرایند بازتولید ضروری ساختاری مبتنی بر نیازهای مصرفکنندگان و پایه و اساس قدرت و سلطه بر جامعه) میداند که موجبات تسلط اقتصادی را ایجاد میکند. در عین حال، صنعت فرهنگسازی خود نیز در برابر رأی و خواستهای که برانگیخته است سر خم میکند (Horkheimer & Adorno, 1944). فرهنگ عاملی کاربردی در راهبردهای برنامهریزی شهری است و بخشی از راهبرد توسعه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی در پروژههای فرهنگی و برنامهریزیهای فرهنگی است و در نهایت، عاملی تسهیلگر و نیروی محرکۀ بازآفرینی رویدادهای فرهنگی و ترویج فعالیتهای فرهنگی را ایجاد میکند.
با توجه به بررسیهای انجامشده، مؤلفههای صنایع خلاق شامل مؤلفههای فعالیتهای اقتصادی، صنایع خلاق فرهنگی، برندسازی، ایجاد یا تغییر کاربری، بازآفرینی کالبدی، ارزش اقتصادی و در نهایت ایجاد اقتصاد فرهنگی و به شرح زیر هستند:
1- فعالیتهای اقتصادی: ساکنان اصلی بافتهای تاریخی از نظر اقتصادی وضع مالی مناسبی ندارند و به دلیل موقعیت بد اقتصادی ساکن این بافتها شدهاند؛ از این رو، جایگاه این بافتها در زمینۀ اشتغالزایی متزلزل است و میتوان از بافتهای تاریخی به دلیل قدمت، سابقۀ تاریخی و ارزشهای بالقوهای که دارند و با بالفعلکردن آنها به رشد و توسعۀ اقتصادی دست پیدا کرد (کلانتری و قاسمی، 1395) و ساکنان بافتهای تاریخی با جانبخشیدن به فعالیتهای اقتصادی که در گذشته وجود داشتهاند و امروزه رو به زوال هستند، میتوانند موجب جذب گردشگر، افزایش اشتغال، افزایش ارزش اقتصادی، ارتقای کیفیت سکونت، ایجاد سرزندگی، افزایش تمایل به زیست در بافت تاریخی، خودکفایی و حفظ آنان در منطقه شوند و به همراه آن از شأن و منزلت اجتماعی بالاتری برخوردار شوند (علی محمدی و عبدالهی، 1397، صص. 33-46).
2- صنایع خلاق فرهنگی: واژۀ صنایع فرهنگی نخستین بار توسط اندیشمندانی مانند تئودور آدورتو و مکی هورکهایمر در دهۀ 1940 در انتقاد از تجاریسازی انبوه و بازشناخت مفاهیم فرهنگی ارائه شد. از منظر تاریخی، توسعۀ اقتصادی شهرها ماهیتاً دارای وجه فرهنگی هم بوده است. اما صنایع فرهنگی ایجادکنندۀ هویتهای اجتماعی و مکانهایی هستند که مدنیت به شیوههای نوآورانه در آنها توسعه داد میشود (شبانی و ایزدی، 1393، صص. 54-63). فلوریدا (2002) معتقد است طبقۀ خلاق به طرزی فزاینده در جوامع توسعهیافته در حال رشد است و از آنجا که تمایل این افراد به زندگی در شهرهای فرهنگی است، صنایع خلاق فرهنگی نیز در حال رشد و شــکوفایی هستند (Florida, 2002). از این رو، میتوان آنها را به طور بالقوه به عنوان ابزاری قدرتمند برای جذب افراد خلاق و گردشگران فرهنگی مطرح کرد. برای بهبود و شکوفایی صنایع خلاق فرهنگی در بافتهای تاریخی میتوان از فعالیتهای شبانهروزی و کاربرد هنر و فرهنگ در ساختار بافت و در نهایت از گالریها، موزهها، نمایشگاههای صنعتی به منظور ایجاد جدارههای فرهنگی با اصالت و منحصربهفرد استفاده کرد.
3- برندسازی: برندسازی از پدیدههای اخیر در جوامع محلی با مفهوم احیای ساختارهای کهن، برجستهسازی مکانها و بازتولید خاطرات جمعی و نمودهای کالبدی در قالب میراث فرهنگی و ابنیۀ تاریخی معنی میپذیرد. هدف برندسازی شهری تصویرسازی مجدد وابسته به هویت مکان است و در فهم فرهنگ ویژۀ محلی اثر دارد. برند شهری ابزاری مؤثر برای توسعۀ شهری، ارزشآفرینی، توسعۀ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و به تبع آن جذب و توسعۀ سرمایهگذاری، رونق صنعت گردشگری و انتقال فناوری است. به طور کلی، اجزای برند شهری شامل سه بخش هویت، تصویر و موقعیت هستند (اکبری و همکاران، 1401، صص. 61-86). در بازآفرینی بافت تاریخی، برندسازی ابزاری تبلیغی برای خلق تصویری یگانه از شهر است و نقشی جالب توجه در توسعه و احیای بافتهای تاریخی در شهرها دارد. برندسازی نه فقط به عنوان عامل فرهنگی، موجب افزایش رشد اقتصادی میشود، بلکه آشنایی با فرهنگهای گوناگون به ویژه فرهنگ گذشتگان و نمودهای کالبدی آن در قالب میراث فرهنگی، ابنیه و بافتهای تاریخی، انگیزهای اساسی در حوزۀ گردشگری به شمار میآید و آن را به صنعتی پررونق در حوزۀ ابنیه و بافتهای تاریخی بدل میکند (محمدی و رضایی، 1397).
4- ایجاد یا تغییر کاربری: به طور کلی، فرسودگی ساختمانها و محلهها در نابرابری میان خدمات عرضهشده به وسیلۀ بافت و نیازهای امروز نمود مییابد؛ بنابراین، ایجاد کاربری های متناسب با نیازهای معاصر در بافت تاریخی از ضروریات است. از سوی دیگر، ساکنان جدید بافتها کارکردهای دیگری به منطقه میبخشند که بعضاً ضدارزش یا نامناسب ارزیابی میشوند؛ در نتیجه، لزوم ایجاد کاربری مناسب در بافت و متناسب با ارزشهای آن ضروری است (عزیزی و ارباب، 1387، صص. 148-157). گاهی نیز ایجاد کاربری در یک بنا با تغییر کاربری قبلی و سودمندکردن آن همراه است و تغییر کاربری بناهای تاریخی سودمندی بنا را حفظ میکند. به بیانی دیگر، باید کاستیهایی که به کاهش سودمندی و کاربری این بناها منجر شده بودند، برطرف شوند: «اگر این روند در مقیاس وسیع در سراسر بافت روی دهد، به جزئی ناگسستنی از تجدید سازمان کارکردی ناحیه تبدیل خواهد شد» (هیث و همکاران، 1388، ص. 66) و «بهره برداری مفید از بناها، اغلب بهترین روش حفظ آن است» (شفیعا، 1392، صص. 85-200).
از دیگر راهبردهای سیاسی رایج در حوزۀ فرهنگی، تعریف کاربریهای فرهنگی در حوزۀ پروژۀ بازآفرینی شهری است که شامل موزهها، گالریهای موقت و دائم، مراکز گردهمایی، تالارهای فرهنگی، سالنهای تئاتر، سینماها و غیره است. از این رو، میتوان اذعان داشت چنانچه فعالیت بخشهای فرهنگی در ساعات شب نیز ادامه یابد، عاملی در راستای جذب سایر کاربریهای تجاری و در نتیجه بهبود اقتصاد محلی میشود. از کاربریهای تجاری که در مجاورت این بخشهای فرهنگی شکل میگیرند میتوان به کتابفروشیها، گالریها، فروشگاههای مرتبط با موسیقی، کارگاههای طراحی لباس و کارگاههای هنری اشاره کرد (Montgomery, 2004). از طرفی دیگر، توجه به رابطۀ بین فضاها، عملکردها و قوانین نیازمند توجه ویژه به رابطۀ بین فضاهای عمومی اعم از جمعی و خصوصی است و این توجه متمرکز به طبقۀ همکف ساختمانها و ارتباط بین بلوار و حیاط خود ساختمانها و بعد شهری اولویت و مرکزیت طراحی است. در مواجهه با بافتهای تاریخی و ایجاد اقتصادی مبتنی بر سرمایههای فرهنگی، اتخاذ سیاستهایی همچون تجدید حیات محلی از طریق پیشبینی اقامتگاهها برای تمرکز هنرمندان (Zukin, 1998, pp. 825–839)، بازسازی و نوسازی ساختمانهای تاریخی و استفاده از آنها به عنوان فضایی برای بیان هنری و طراحی فضاهای شهری مانند سینما یا موزه در محلات تاریخی (Bianchini & Parkinson, 1993) و تأکید بر گردشگری در راستای توسعۀ خلاق در بافتهای فرسوده (صحراییان و موحد، 1396، صص. 405-403) میتواند به عنوان تلاش برای بازآفرینی شهری مبتنی بر تولید و مصرف فرهنگ معرفی و بررسی شود.
5- سرمایهگذاری کالبدی: سرمایهگذاری در بافت تاریخی موجب ارزشآفرینی در این مناطق میشود؛ از این رو، این مؤلفه به عنوان هدف بازآفرینی اقتصادی مطرح میشود و به دلیل داشتن روابط سرد در این خردهنظام، در بعد شخصیتی نظام کارکردی قرار میگیرد. در مؤلفۀ سرمایهگذاری، روابط گفتمانی معمولاً خصلت تحلیلی - تجربی دارند و پیرامون مسائل اثباتی و مادی هستند. از ویژگیهای دیگر این مؤلفه کنش ابزاری و عقل ابزاری است که آمادگی پذیرش هرگونه نوآوری و خلاقیت را دارد؛ از این رو، سرمایهگذاری بنا نظام کارکردی پارسونز را در بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی عهدهدار است. مورفولوژی ریزدانۀ شهری، تنوع و انطباقپذیری ساختمانها، نفوذپذیری خیابانها، خوانایی فضاهای محله (نماهای مشرف به خیابان فعال و پویا و جذاب)، میزان فضای عمومی (حضور درختان و عناصـر طبیعـی فضـای سبز عمومی و خصوصی)، وجود سلسلهمراتب بین فضاهای عمومی و خصوصی، پویایی محله و رونق کسبوکار انگیزۀ جذب سرمایهگذاری را در محله به وجود میآورند؛ سرمایهگذاری که توجه به جامعۀ محلی را در دستور کار خود قرار داده و شرایطی را فراهم آورده است تا توزیع ثروت در محله را به راه اندازد. به این دلیل، جذب سرمایهگذاری باید به نحوی انجام شود که به ایجاد سرزندگی و تقویت کارکردهای موجود و توسعۀ فعالیتهای مورد نیاز محله منجر شود.
6- ارزش اقتصادی: از نگاه سرمایهگذاری، در نوسازی شهری دو ارزش بالقوه وجود دارند. ارزش اول به بالارفتن سطح عمومی قیمتها در حوزۀ مسکن، ساختمان و کاربریها و خدمات شهری معطوف است و ارزش دوم ناشی از بالارفتن مرغوبیت محدودههای مورد سرمایهگذاری پس از عملیات نوسازی است (علیمحمدی و عبدالهی، 1397). به عبارت دیگر، صنعت نوسازی شهری به دلیل ایجاد مرغوبیت و ارتقای کیفیت محیط زندگی شهری و ایجاد ظرفیتهای جدید برای اسکان جمعیت سرریز شهری و ارائۀ خدمات شهری، خلقکنندۀ ارزش واقعی و ارائهکنندۀ خدمات ضروری و مورد نیاز شهروندان است (آیینی و همکاران، 1398، صص. 115-146). پژوهشها حاکی از آن است که ارزش ملک در بیشتر بافتهای تاریخی نسبت به مابقی اراضی شهری کمتر است (شبانی و ایزدی، 1393، صص. 12-21) که با تحقق رویکرد بازآفرینی پایدار شهری میتواند موجب ارتقای این معیار شود و هدف اصلی آن ایجاد امکان بهرهبرداری اقتصادی از مکان به گونهای است که ارزش کافی به منظور پوشش هزینهها را ایجاد کند (English Heritage, 2008).
7- ایجاد اقتصاد فرهنگی: یکی از چالشهای اساسی در فرآیند بازآفرینی بافتهای تاریخی مرز باریک میان بهرهبرداری اقتصادی از میراث و حفاظت پایدار آن است. همانگونه که فلامکی (۱۳۸۷، ص. ۳۷) تأکید میکند، چنانچه نگاه صرفاً اقتصادی جایگزین نگرش فرهنگی و هویتی شود، نتیجهای جز تضعیف ارزشهای تاریخی و آسیب به ساختار فرهنگی بافت در پی نخواهد داشت. از این رو، ایجاد «اقتصاد فرهنگی» باید بر پایۀ حفظ هویت، اصالت و ارزشهای بومی استوار شود.
در این رویکرد، اقتصاد فرهنگی به عنوان الگویی جایگزین میکوشد تا از طریق نهادینهسازی فعالیتهای خلاقانه مانند صنایع دستی، هنرهای سنتی، گردشگری فرهنگی و ایجاد فضاهای تعاملی، به گونهای همزمان هم پویایی اقتصادی را تقویت کند و هم زمینهای برای حفاظت و احیای میراث فرهنگی فراهم آورد. این نوع اقتصاد نه فقط از نگرش مصرفگرایانه پرهیز میکند، بلکه بر استفادۀ پایدار و معنادار از ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. با این حال، باید توجه داشت اگر میراث تاریخی صرفاً دستمایهای برای دستیابی به سود اقتصادی کوتاهمدت شود، نه فقط به نابودی ارزشهای اصیل منجر خواهد شد، بلکه تحقق توسعهای پایدار نیز ناممکن خواهد بود. فلامکی در این باره هشدار میدهد که در چنین نگرشی، بناهای تاریخی به ابزاری برای توانمندسازی اقتصادی بدل شدهاند، حال آنکه انگیزۀ اصلی حفاظت و مرمت آنها باید ریشه در شناخت و پاسداشت هویت فرهنگی داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از نمونههای معاصر شهرهای تاریخی مانند کرمان، شیراز قدیم، اصفهان قدیم و مشهد، شواهدی از تخریبهای گسترده ناشی از همین نگرش سودجویانه دیده میشوند. بنابراین، ضروری است که اقتصاد فرهنگی به عنوان راهبردی کلان در بازآفرینی بافتهای تاریخی در نظر گرفته شود؛ راهبردی که با پیوند میان فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، به بازتولید پایدار شهری منتهی خواهد شد. در این چارچوب، مؤلفههای فرهنگی نه فقط به عنوان مزیتهای نمادین، بلکه به عنوان بنیانهای اقتصادی قابل اتکا برای احیای بافتهای تاریخی تلقی میشوند.
قرار گرفتن تمامی این شاخصهها در کنار هم عامل دستیابی به اقتصاد خلاق است. جالب توجه است که بافتهای تاریخی بدون بهرهگیری اقتصادی دچار فرسودگی و افول میشوند و از بین خواهند رفت. همچنین، بهره برداری بیرویه از آنها نیز همان نتیجه را در پی خواهد داشت. با توجه به اهمیت تمامی این موارد، نمیتوان ادعایی مبنی بر ارجحیت موردی بر دیگری داشت؛ از این رو، باید تأکید کرد مؤلفههای بالا مکمل یکدیگر هستند و بهرهگیری از تمامی این مؤلفهها در کنار هم یک بازآفرینی اقتصادی موفق را در پی خواهد داشت. سرمایهگذاری داخلی و خارجی در کالبد بافت تاریخی با حفظ ارزش آن و ایجاد فعالیتهای متناسب با کالبد و همچنین فعالیتهای شبانه روزی نیز باید در این بین وجود داشته باشند تا در نهایت سبب تصویرسازی مجدد از بافت شوند که این خود تبدیلشدن بافت تاریخی موجود به یک برند شهری را در پی خواهد داشت. این امر مرغوبیت بافت را افزایش میدهد، بازگشت سرمایه را به دنبال دارد و سبب اشتغالزایی و پویایی برای ساکنان میشود.
نمودار 2- بازآفرینی مبتنی بر صنایع خلاق با رویکرد اقتصادی در محلات تاریخی. (منبع: نگارندگان)
روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای نظری با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و با هدفی کاربردی انجام شده است. گردآوری دادهها به دو شیوۀ کتابخانهای و میدانی انجام شده است. در مرحلۀ نخست، با بهرهگیری از منابع علمی، مقالههای تخصصی، گزارشهای اجرایی و اسناد مرتبط، مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش گردآوری و بررسی شده است. در مرحلۀ دوم، برای تحلیل دادههای میدانی از تکنیکهای کیفی و نیز ابزارهای تحلیل راهبردی بهره گرفته شده است.جامعۀ آماری این پژوهش شامل بافتهای تاریخی شهری با سابقۀ اجرای طرحهای بازآفرینی است. نمونۀ موردی منتخب در این پژوهش محدودۀ پیرامون مسجد کبود تبریز است. انتخاب این محدوده به دلیل جایگاه تاریخی - فرهنگی آن و نیز پیشینۀ اجرای یکی از نخستین پروژههای رسمی بازآفرینی شهری در ایران، انجام شده است؛ پروژهای که با وجود برنامهریزیهای گسترده، به نتایج مورد انتظار دست نیافت و از این رو، تحلیل آن میتواند حاوی آموزههایی مهم برای سیاستگذاریهای آتی باشد. همچنین، روش نمونهگیری در این پژوهش به صورت هدفمند[iii] بوده است. ملاک انتخاب نمونه وجود پروژههای رسمی بازآفرینی شهری در محدودۀ مدنظر و قابلیت بررسی ابعاد اقتصادی، فرهنگی و کالبدی آنها در چارچوب توسعۀ خلاق بوده است.
در بخش میدانی، دادهها از طریق مشاهدۀ مستقیم، بررسی میدانی و نیز استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته (جمعآوریشده در طرح پژوهشی این مقاله) با متخصصان حوزۀ شهرسازی، مدیریت شهری و فعالان فرهنگی گردآوری شدهاند. همچنین، به منظور تکمیل دادههای میدانی، از نقشهها، اسناد شهری و مطالعات موجود استفاده شده است.
دادههای گردآوریشده با بهرهگیری از تکنیک تحلیل سوات (SWOT) تحلیل شدند.
کاربرد تکنیک سوات در این پژوهش به دلیل ماهیت چندبعدی مسئلۀ بازآفرینی شهری و ضرورت تحلیل همزمان عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر توسعۀ اقتصادی خلاق در بافتهای تاریخی انتخاب شده است. این روش امکان استخراج راهبردهای مؤثر بر اساس تطبیق شرایط موجود با ظرفیتهای بالفعل و بالقوۀ بافت را فراهم میکند.
مطالعۀ موردی: محوطۀ پیرامون مسجد کبود
یکی از بناهای مهم و تاریخی تبریز مجموعۀ مسجد کبود و
محیط پیرامون آن است. این محدوده دارای محورها با کارکردهای متنوع است. یکی از موضوعهای اساسی در شناخت هر بافت شهری به ویژه بافتهای تاریخی مباحث مربوط به کیفیت ابنیه است. در محدودۀ مورد مطالعه، سهم ابنیۀ قابل قبول تقریباً زیاد است که نشاندهندۀ وضعیت تقریباً مطلوب در سایت است. همچنین، عناصر و ابنیۀ تاریخی نیز در محدوده وجود دارند که ارزش موضوع و کیفیتهای محیطی را در محیط افزوده میکنند. در مقابل، سهم نوساز، مرمتی نیز مناسب است که نشاندهندۀ تغییر وضعیت محدوده به جریانهای مثبت و در حال نوسازی برخی از بافتها و ابنیۀ قدیمی و فرسوده در محیط است. در مقابل، با توجه به وجود ساختمانهای فرسوده و قدیمی در برخی از نقاط محدوده، این موضوع را نیز میتوان جزو مؤلفههای ضعف این مجموعه دانست. شروع مداخلات موضعی این مجموعه به اوایل دورۀ پهلوی برمیگردد که با شروع تغییرات محیط پیرامون و تبدیل قبرستان به باغ دلگشا بوده است؛ ولی حجم گستردۀ این مداخلات مربوط به دهۀ 70 شمسی قرن گذشته بود که به طور کلی، بافت پیرامون مسجد کبود به عنوان بافت فرسوده شناخته شد و کلاً تخریب شد.
در راستای بررسی سوابق مداخلات انجامشده در محدودۀ پیرامون مسجد کبود تبریز، تحلیل تاریخی پروژههای اجراشده طی نزدیک به یک قرن اخیر از اهمیتی ویژه برخوردار است. این طرحها از منظر نحوۀ مواجهه با ارزشهای تاریخی، نحوۀ بهرهبرداری فضایی، نگاه به کاربریهای فرهنگی و تعامل با بافت پیرامونی، دارای رویکردهای متفاوت و بعضاً متضاد بودهاند. بیشتر این مداخلات بدون تبیین یک چارچوب نظری روشن در زمینۀ بازآفرینی، به ویژه بازآفرینی خلاق، اجرا شدهاند و در برخی از موارد به تخریب بخشهایی از آثار تاریخی یا تضعیف ساختار فرهنگی منطقه منجر شدهاند. جدول (2) مهمترین طرحهای اجراشده از سال ۱۳۰۸ تا امروز را به تفکیک مجری، مشاور، نوع طرح و پیامدهای آنها ارائه میدهد. تحلیل این سوابق زمینهای برای شناخت بهتر فرصتها و چالشهای کنونی محدوده را فراهم میآورد.
نقشۀ 1- محدودۀ مورد مطالعه (منبع: نگارندگان)
جدول 2- طرحهای اجراشده در محدوده (منبع: نگارندگان)
|
نتایج و تبعات |
مجری |
مشاور |
طرح اجراشده |
سال |
|
هرچند بافت پیرامون برای استفادۀ عموم فراهم شد، بخشهای باقیمانده از بقایای آثار تاریخی به کلی تخریب شدند. |
شهرداری تبریز |
محمد علی تربیت، شهردار تبریز |
ساماندهی محوطه و تبدیل گورستان به باغ دلگشا |
1308 |
|
محوطۀ باز موجود در اطراف سایت از بین رفت. |
آموزشوپرورش |
--------- |
تبدیل بخشی از باغ دلگشا به مدرسه |
1328 |
|
با احداث این موزه و شروع بازسازیهای مسجد کبود، کاربری این مجموعۀ شهری به کاربری آموزشی فرهنگی تغییر یافت. |
وزارت فرهنگ و هنر |
علی صادق زیر نظر آندره گدار |
ساخت موزۀ ملی آذربایجان
|
1336 |
|
با اجرای این طرح برای مسجد صحنی تعریفشده اجرا شد، ولی این طرح قالب ارجاع و سندیت تاریخی تاریخی ندارد. |
سازمان میراث فرهنگی |
باقر آیه اﷲ زاده شیرازی |
رواقهای پیرامون محوطۀ درونی و مسجد زمستانی بخش جنوبی محوطه |
1369 |
|
این طرح بدون در نظر گرفتن ارزشهای تاریخی و حریم مجموعه اجرا شد و بافت پیرامون آن را بهشدت تخریب کرد. |
سازمان عمران و بهسازی تبریز |
مهندسان مشاورباوند |
مجموعۀ تجاری ضلع شرقی مجموعه |
1372 |
|
مانع اجرای طرح کامل صحن مسجد در این جبهه شد. |
شهرداری تبریز |
--------- |
احداث پارک خاقانی در ضلع غربی |
1382 |
|
بخشی از تمدن مکشوفۀ هزارۀ اول قبل از میلاد در عمق 8متری از کف محوطۀ مسجد کبود به نمایش گذاشته شد. |
سازمان میراث فرهنگی |
بهروز عمرانی |
ایجاد سایت موزۀ باستانشناسی عصر آهن و سفال خاکستری تبریز |
1386 |
|
هنوز عملیات فیزیکی شروع نشده است. |
میراث فرهنگی |
مهندسان مشاورباوند |
موزۀ فرش آذربایجان در جبهۀ شمالی |
1388 |
تحلیل و یافتهها
به منظور تحلیل وضعیت بازآفرینی خلاق در محدودۀ تاریخی پیرامون مسجد کبود تبریز، از تکنیک تحلیل سوات (SWOT analysis) استفاده شد. سوات (SWOT) از کنار هم قرار دادن حروفS(strengths) ، W(weaknesses، O(opportunities) ، T(threats) نامگذاری شده است. برای امتیازدهی به عوامل درونی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل بیرونی (فرصتها و تهدیدها)، از نظر ۱۵ نفر از کارشناسان و متخصصان حوزههای برنامهریزی شهری، معماری، گردشگری و اقتصاد شهری بهره گرفته شد. این افراد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد تا دکتری بوده و دستکم ۵ سال سابقۀ حرفهای در زمینۀ بازآفرینی شهری یا پروژههای مرتبط در شهر تبریز داشتهاند.
بر مبنای نظرهای این مشارکتکنندگان، وزن نسبی و امتیاز هر عامل به صورت جداگانه تعیین شد و وزن نهایی از حاصلضرب این دو به دست آمد. در ادامه، نتایج در قالب جداول مجزا برای هر دسته ارائه میشود.
جدول 3- جدول امتیازبندی سوات IFAS . (منبع: نگارندگان)
|
|
|
|
وزن نسبی |
امتیاز |
وزن نهایی |
|
داخلی |
قوت |
وجود مغازههای متحرک که باعث ایجاد اشتغال شبانه میشوند. |
051/0 |
4 |
204/0 |
|
تعادل بین توده و فضا و تراکم متوسط در محدودۀ مداخله با توجه به بناهای تاریخی |
025/0 |
3 |
075/0 |
||
|
وجود دسترسی مستقیم به کاربریهای شهری به دلیل شریانیبودن محور |
038/0 |
4 |
152/0 |
||
|
عرض مناسب پیادهرو برای عبور و مرور و برخورداری از مسیر دوچرخه در خیابان امام |
025/0 |
3 |
075/0 |
||
|
وجود دسترسی مناسب به ایستگاههای متروی شهید بهشتی و ساعت و ایستگاههای بی آر تی و همچنین برخورداری از پارکینگهای عمومی طبقاتی (آرین، عتیق، تربیت، خاقانی و کوثر و...) در حوزۀ مورد مطالعه |
038/0 |
4 |
152/0 |
||
|
وجود بناها به عنوان نشانههای شهری مانند عمارت ساعت موزۀ آذریایجان و ... |
038/0 |
4 |
152/0 |
||
|
استفاده از معماری تاریخی به ویژه ویژگیهای منطقهای در هر طرح که باعث جذب گردشگر خلاق میشود. |
064/0 |
4 |
256/0 |
||
|
وجود مهاجران خلاق در طرحهای بررسیشده و ایجاد تنوع فرهنگی بارز در محدودههای طراحی |
038/0 |
4 |
152/0 |
||
|
وجود سرزندگی فرهنگی در محدودههای بازطراحیشده با توجه به وجود فعالیتهای شبانهروزی و تنوع در جنس و سن ساکنان |
051/0 |
4 |
204/0 |
||
|
وجود امنیت با توجه به توزیع مناسب فضاهای شبانهروزی در بیشتر نقاط طرحهای بررسیشده |
064/0 |
4 |
256/0 |
||
|
وجود هنرهای اجرایی و بستری هنری برای حرکت ناخودآگاه پیاده از فضایی به فضای دیگر در بیشتر طرحها |
038/0 |
4 |
152/0 |
||
|
ضعف |
نبود مشارکت کافی مردمی در بیشتر طرحها که از نبود اطلاعات کافی ساکنان از فرایند بازآفرینی و بازسازی نشئت گرفته است. |
051/0 |
2 |
102/0 |
|
|
زیادبودن تعداد طبقات (بیش از 10 طبقه) در برخی از نقاط و شکستن خط آسمان و حریم ارتفاعی بناهای تاریخی |
025/0 |
1 |
025/0 |
||
|
مقیاس غیرانسانی بر برخی از نقاط محدوده همچون میدان منصور |
025/0 |
1 |
025/0 |
||
|
فرسودگی کالبدی ابنیۀ بافت |
038/0 |
2 |
076/0 |
||
|
عدم پراکنش صحیح کاربری درمانی و فضای سبز در محدوده |
025/0 |
1 |
025/0 |
||
|
جداسازی مسیر پیاده و دوچرخه به وسیلۀ نرده و حصارهای جداکننده |
025/0 |
1 |
025/0 |
||
|
از بین رفتن ریتم مناسب خط آسمان در برخی از نقاط به دلیل کاهش تعداد طبقات و وجود ساختمانهای بلندمرتبه در حریم آثار تاریخی |
025/0 |
1 |
025/0 |
||
|
فقدان استحکام کافی ساختمانها در برابر زلزله |
051/0 |
2 |
102/0 |
||
|
استفاده از سوختهای تجدیدناپذیر و آلودهکنندۀ هوا و آلودگی صوتی ناشی از ناوگان فرسوده |
038/0 |
2 |
076/0 |
||
|
نامناسببودن کفسازی معابر به ویژه معابر محلی قرارگیری در تیپ اقلیمی سرد و معتدل با زمستانهای طولانی |
038/0 |
2 |
076/0 |
||
|
نبود آموزش و پرورش هنر و فرهنگ در بیشتر طرحهای مطالعهشده سبب کاهش سرعت فرایند شکلگیری محلات خلاق میشود. |
051/0 |
2 |
102/0 |
||
|
بیتوجهی به مشاغل کوچک و صنایع دستی در چندی از محدودههای بررسیشده بازده فعالیتهای فرهنگی را کاهش میدهد وسبب بروز مشکل در جذب ساکنان خلاق میشود. |
064/0 |
2 |
128/0 |
||
|
نبود مشاغل خلاق در تمامی طرحها و سببشدن آن به کاهش حضور در عرصههای رقابت |
064/0 |
2 |
128/0 |
جدول 4- جدول امتیازبندی سوات EFAS . (منبع: نگارندگان)
|
|
|
|
وزن نسبی |
امتیاز |
وزن نهایی |
|
خارجی |
فرصت |
استفاده از طرحهای نوسازی که در بافتهای فرسوده سبب توسعۀ فرهنگی میشود. |
072/0 |
4 |
144/0 |
|
توجه به رویدادهای فرهنگی و تاریخی و استفاده از این رویدادها در برگزاری فستیوالهای مختلف و جذب گردشگر |
09/0 |
4 |
036/0 |
||
|
نفوذپذیری زیاد در حوزۀ بلافصل و دسترسی آسان به آن در محدودۀ مداخله |
072/0 |
4 |
144/0 |
||
|
امکان استفاده از مصالح بومی با هدف افزایش پیوستگی مناظر |
072/0 |
4 |
144/0 |
||
|
امکان بهکارگیری مبلمان متناسب با پسزمینۀ تاریخی و فرهنگی در محدوده |
018/0 |
3 |
108/0 |
||
|
امکان ذخیرۀ انرژی خورشید به صورت موقت در پیلهای الکترومغناطیسی |
036/0 |
3 |
108/0 |
||
|
مجاورت محدوده با مناطق دارای بافتهای تاریخی و مراکز گردشگری |
036/0 |
3 |
108/0 |
||
|
استفاده از فضاهای بایر بافت فرسوده که از طریق جذب سرمایهگذاری سبب توسعۀ کاربریها میشود. |
072/0 |
4 |
144/0 |
||
|
استفاده از پروژههای معماری و شهرسازی طراحیشده توسط طراحان باتجربه و برگزاری مسابقات برای شناسایی طرح بهینه |
054/0 |
4 |
216/0 |
||
|
بازسازی بناهای تاریخی و حذف موانع قدیمی و استفادۀ بهینه از آنها |
09/0 |
4 |
036/0 |
||
|
تهدید |
بیتوجهی به نیازهای شهر هوشمند و خلاق مانند محدودههای نوآوری که در هیچ کدام از طرحها یافت نشد. |
072/0 |
2 |
144/0 |
|
|
بیتوجهی به ساختارهای کهن که سبب ایجاد اختشاشات فرهنگی و بصری در فضاهای شهری میشود. |
09/0 |
2 |
018/0 |
||
|
نبود توجه کافی به رشد خدمات و گونههای هنری و الکترونیکی در طرحهای مطالعهشده سبب کاهش سرعت فرایند شکلگیری محلات خلاق میشود. |
072/0 |
2 |
144/0 |
||
|
بیتوجهی به اصول طراحی بهینۀ انرژی در برخی از طرحهای بررسیشده |
072/0 |
2 |
144/0 |
||
|
احتمال کمرنگشدن نشانههای مهم به دلیل انسداد بصری بناهای مهم تاریخی |
036/0 |
1 |
036/0 |
||
|
احتمال کاهش خوانایی محدوده به علت وجود اغتشاشات بصری |
036/0 |
1 |
036/0 |
بر اساس مجموع وزنهای نهایی SWOT:
داخلی: 745/2 خارجی: 710/1
شکل 3- تحلیل جدول سوات (منبع: نگارندگان)
با جمعبندی امتیازهای نهایی، مجموع عوامل داخلی برابر 45/3 و مجموع عوامل خارجی برابر 042/3 محاسبه شد. بر اساس این نتایج، موقعیت راهبردی محدودۀ مورد مطالعه در ناحیۀ راهبردی (SO)، استفاده از قوتها برای بهرهبرداری از فرصتها، قرار میگیرد که نشاندهندۀ مزیت رقابتی مناسب و همچنین بیانگر آن است که بافت تاریخی پیرامون مسجد کبود تبریز دارای پتانسیلها و ظرفیتهای زیادی برای بهرهگیری از فرصتهای محیطی با تکیه بر نقاط قوت درونی است. در همین راستا، راهبردهای چهارگانۀ زیر بر اساس تحلیل سوات (SWOT) استخراج شدهاند تا بتوانند مبنایی برای مداخلۀ خلاقانه و هدفمند در فرآیند بازآفرینی این محدوده قرار گیرند:
1- راهبردهای (SO)، استفاده از قوتها برای بهرهگیری از فرصتها
تقویت برند فرهنگی منطقه با تکیه بر میراث تاریخی و برگزاری فستیوالهای محلی در بازار و عمارتهای تاریخی
بهرهبرداری از حضور مهاجران خلاق و تنوع فرهنگی برای گسترش مشاغل خلاق و صنایع دستی
استفاده از فضاهای بایر و مغازههای متحرک برای راهاندازی بازارچههای خلاق و شبانه
توسعۀ گردشگری فرهنگی با طراحی مسیرهای پیادۀ هنری و تقویت پیوستگی فضایی از طریق مبلمان شهری تاریخی
استفاده از معماری بومی و مصالح منطقهای برای ارتقای زیباییشناسی فضاها و حفظ هویت تاریخی
2- راهبردهای (WO)، کاهش ضعفها با بهرهگیری از فرصتها
استفاده از مشارکت طراحان حرفهای برای ارتقای کیفیت معماری و برطرفکردن اغتشاشات بصری
جذب سرمایهگذاران به منظور بهسازی کالبدی و ساخت فضاهای فرهنگی با عملکرد چندگانه
آموزش و توانمندسازی محلی برای آگاهیبخشی دربارۀ فرآیند بازآفرینی و افزایش مشارکت مردمی
ایجاد مراکز آموزش هنر، موسیقی و کارگاههای فرهنگی با بهرهگیری از ظرفیت فضای بایر و زیرساختها
طراحی انرژیمحور و پایدار در نوسازی ابنیه با استفاده از فناوریهای نوین (مانند ذخیرۀ انرژی خورشیدی)
3- راهبردهای (ST)، استفاده از قوتها برای مقابله با تهدیدها
بهرهگیری از سرزندگی شبانه و امنیت زیاد برای مقابله با تهدید بیهویتی و اغتشاشات فرهنگی
تقویت فضاهای پیاده و هنرهای خیابانی برای افزایش خوانایی محدوده و جلوگیری از اختلال بصری
استفاده از ساختار فرهنگی موجود برای ارتقای خدمات هنری، دیجیتال و خلاق در محدوده
تنظیم ضوابط طراحی شهری متناسب با بناهای تاریخی برای جلوگیری از تهدیدات نوآوری بیربط به بافت
4- راهبردهای (WT)، کاهش ضعفها و دوری از تهدیدها
تعریف چارچوب قانونی و طراحی نظاممند به منظور کنترل ارتفاع ساختمانها و محافظت از خط آسمان
ارتقای کیفی زیرساختهای شهری برای کاهش فرسودگی و افزایش پایداری در برابر زلزله
هماهنگسازی طراحی مسیرهای پیاده و دوچرخه بدون استفاده از حصارها برای حفظ پیوستگی
طراحی برنامههای فرهنگی - اجتماعی در مدارس و نهادهای محلی برای ترویج هنر و فرهنگ در نسلهای آینده
جلوگیری از ناهماهنگیهای فرهنگی با آموزش طراحی بافتمحور و تأکید بر بافت تاریخی در توسعهها
ماتریس تحلیل این سوات نشان میدهد نحوۀ مداخله در محدوده رقابتی است و میتوان گفت محدودۀ مدنظر دارای نقاط قوت و پتانسیلهای زیادی در مقابل ضعفها و تهدیدهای محدوده دارد و از این پتانسیلها میتوان به مواردی همچون وجود بازار تاریخی به مثابۀ مرکز تجاری و قویترین مرکز توریستی، حضور نشانههای قوی تاریخی، امکان احیا و ابقای استخوانبندی تاریخی، افزایش بهرهوری اقتصادی و تقویت فعالیتهای فرهنگی و تفریحی با استفاده از وجود مکانهای تجاری اشاره کرد. با این حال، بیتوجهی به فرصتهای محدود موجود در محدوده ممکن است از میزان موفقیت در طراحی و برنامهریزی محدوده بکاهد.
جدول 5- جدول ماتریس IE (منبع: نگارندگان)
|
ماتریس IE |
نمرۀ EFAS |
|
|
99/1 – 0/1 |
|
نمرۀ IFAS |
|
|
99/1 -0/1 |
WT |
|
99/2 – 0/2 |
ST/WT |
|
0/4 – 0/3 |
WO |
با توجه به نمرههای بالا، محدوده در موقعیت راهبردی رقابتی (SO) قرار دارد که به معنای پتانسیل زیاد برای استفاده از نقاط قوت داخلی برای بهرهگیری از فرصتهای محیطی است.
جدول 6- مؤلفههای دستیابی به صنایع خلاق در محدودۀ مورد مطالعه (منبع: نگارندگان)
|
مؤلفههای کلی |
مؤلفههای اجرایی |
|
برندسازی |
توجه به اصالت در حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی |
|
رشد صنعت گردشگری و اشتغال محلی |
|
|
تلفیق محل کار و زندگی |
|
|
قانونمندکردن میراث فرهنگی و تاریخی |
|
|
تدوین چارچوبی برای اقدامات مداخلهگرانه |
|
|
تداوم سازمان فضایی کهن |
|
|
سرمایهگذاری اقتصادی |
بهسازی اراضی بایر |
|
سوق منافع فردی به جمعی |
|
|
تسهیل در قوانین و مقررات |
|
|
اعطای یارانه، تخصیص اعتبارات خاص و معافیتهای مالیاتی برای انجام طرحها و پروژههای سرمایهگذاری مهم |
|
|
تصویب قانون تشویقی و حمایتگر از سرمایهگذاری خارجی |
|
|
ایجاد یا تغییر کاربری |
معاصرسازی فضای شهری به منظور ارتقای صنعت گردشگری |
|
معاصرسازی و احیای تجهیزات زیرساختی شهر کهن |
|
|
بازگشت به فضای عمومی و خیابانها |
|
|
از بین بردن کاربریهای ناسازگار و جایگزینی آنها با کاربریهای بهروز |
|
|
تدابیر زیستمحیطی و بهداشتی کاربریها |
|
|
صنایع خلاق |
توزیع مناسب فضاهای فعال شبانه |
|
مهاجرت و تجمع شبکۀ طبقۀ خلاق |
|
|
استفاده از سیاستهای حمایتی دولت برای ایجاد خردفضاها به منظور حضور هنرمندان |
|
|
افزایش میزان رشد گالریها، موزهها و نمایشگاههای صنایع دستی |
|
|
افزایش کیفیت محیطی محله |
|
|
آزادی و تنوع فرهنگی در محدوده |
|
|
ارزش اقتصادی |
بهبود چرخۀ تولید و ارائۀ محصولات |
|
ایجاد ارتباط با سرمایهداران |
|
|
ایجاد مشاغل خلاق برای حضور در عرصۀ رقابت |
|
|
رقابت میان مکانهای خصوصی به منظور ارتقای کیفیت |
|
|
حفاظت از بناهای تاریخی و ارزشمند |
|
|
ایجاد اقتصاد فرهنگی |
ایجاد تنوع جنسی، قومیتی و فرهنگی و ادغام فرهنگها |
|
ایجاد خردهفرهنگهای فعال و پررونق |
|
|
افزایش تعداد و در دسترس بودن سازمانهای فرهنگی و کتابخانههای هوشمند |
|
|
ایجاد بوروکراسی خلاق و افزایش سطح سواد شهروندان |
|
|
توجه به ساختارشکنیهای هنری و نوآورانه |
|
|
فعالیتهای اقتصادی درون بافت |
ایجاد نواحی نوآور در آمیختگی با فرهنگ شهری |
|
ایجاد کاربریهای چندمنظوره |
|
|
ایجاد دسترسی آسان از طریق بهبود سلسلهمراتب دسترسی و حملونقل عمومی |
|
|
حضور انبوه استارتاپها |
|
|
شبکههای محلی و تعامل بین آنها |
|
|
گستردگی جمعیت تولیدکنندگان کوچک با اشتغالزایی درونزا |
نتیجهگیری
بافتهای تاریخی شهری، به ویژه در کلانشهرهای ایران، با وجود برخورداری از ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جالب توجه، در دهههای اخیر تحت تأثیر مداخلات نامنسجم، ضعف در حکمرانی شهری و غفلت از اقتصاد محلی، با افول عملکردی و کالبدی مواجه شدهاند. پژوهش حاضر با تمرکز بر محدودۀ پیرامون مسجد کبود تبریز، امکانپذیری بازآفرینی پایدار با تأکید بر اقتصاد خلاق و بومیسازی رویکردهای نوین توسعۀ شهری را ارزیابی میکند تا از این طریق بتواند راهکاری مطمئن و پاسخگو در راستای توسعۀ منطقه و جلوگیری از افول آن ارائه دهد.
نتایج حاصل از تحلیل توصیفی - تحلیلی و تکنیک سوات نشان میدهد با وجود فرصتهایی همچون عناصر شاخص تاریخی، موقعیت راهبردی، قابلیت برندسازی شهری، حضور صنایع فرهنگی بالقوه و پتانسیل ارتقای گردشگری در این منطقه، ضعف در زیرساختها، فقدان مشارکت شهروندان و بیتوجهی به فرهنگ و اقتصاد در سیاستگذاریها، از موانع اصلی دستیابی به این ظرفیتها به شمار میروند.
الگویی که میتواند در تدوین سیاستها و اقدامات اجرایی مؤثر واقع شود، متشکل از مؤلفههایی همچون برندسازی شهری، پیوند گردشگری با صنایع خلاق، سرمایهگذاری هدفمند، بازتعریف کاربریهای ناکارآمد، نهادینهسازی اقتصاد فرهنگی و توسعۀ فعالیتهای اقتصادی بومی است. تحقق این الگو در گرو تدوین سیاستهای یکپارچه بین نهادهای شهری، طراحی مشوقهای قانونی و مالی برای سرمایهگذاران خلاق، حمایت از کسبوکارهای کوچک و استارتاپهای فرهنگی، آموزش نیروهای محلی و ارتقای سواد فرهنگی ساکنان بافت است. همچنین، بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند گردشگری هوشمند، طراحی انرژیمحور، و توسعۀ فضاهای تعاملی، میتواند نقشی مؤثر در افزایش جذابیت و بهرهوری فضاهای تاریخی ایفا کند.
در این میان، محور امام خمینی به عنوان ستونفقرات عملکردی محدوده، از پتانسیل زیادی برای تبدیلشدن به یک کریدور فرهنگی – اقتصادی برخوردار است. تحقق این هدف از طریق احیای جدارههای تاریخی، توسعۀ فضاهای فرهنگی، فعالسازی فعالیتهای اقتصادی درونبافتی و شکلگیری نواحی خلاق، امکانپذیر خواهد بود.
این مدل بومیشده میتواند با پیوند میان میراث تاریخی و نوآوری اجتماعی، مسیر تحقق شهر خلاق ایرانی را هموار کند و الگویی کاربردی به عنوان مرجع سیاستگذاری برای بازآفرینی سایر بافتهای تاریخی کشور ارائه دهد.
پیوست 1
این جدول مربوط به امتیاز های جدول سوات است.
جدول 1- جدول امتیازبندی سوات (منبع: نگارندگان)
|
SWOT |
GRADE |
SWOT |
GRADE |
SWOT |
GRADE |
SWOT |
GRADE |
|
S1 |
4 |
W1 |
4 |
O1 |
4 |
T1 |
4 |
|
S2 |
2 |
W2 |
2 |
O2 |
5 |
T2 |
5 |
|
S3 |
3 |
W3 |
2 |
O3 |
4 |
T3 |
4 |
|
S4 |
2 |
W4 |
3 |
O4 |
4 |
T4 |
4 |
|
S5 |
3 |
W5 |
2 |
O5 |
1 |
T5 |
2 |
|
S6 |
3 |
W6 |
2 |
O6 |
2 |
T6 |
2 |
|
S7 |
5 |
W7 |
2 |
O7 |
2 |
|
|
|
S8 |
3 |
W8 |
4 |
O8 |
4 |
|
|
|
S9 |
4 |
W9 |
3 |
O9 |
3 |
|
|
|
S10 |
5 |
W10 |
3 |
O10 |
5 |
|
|
|
S11 |
3 |
W11 |
4 |
|
|
|
|
|
|
|
W12 |
5 |
|
|
|
|
|
|
|
W13 |
5 |
|
|
|
|
پیوست 2 (منبع: نگارندگان)
پرسشنامۀ ارزیابی عوامل مؤثر بر بازآفرینی خلاق در بافت تاریخی مسجد کبود تبریز
پایهسازی تحلیل سوات (SWOT)
مقدمه:پرسشنامۀ حاضر با هدف ارزیابی عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصتها و تهدیدها) مؤثر بر فرآیند بازآفرینی خلاق در بافت تاریخی پیرامون مسجد کبود تبریز طراحی شده است. از پاسخدهندگان محترم که در حوزههای شهرسازی، معماری، میراث فرهنگی، برنامهریزی شهری و گردشگری تخصص دارند درخواست میشود با توجه به تجربۀ حرفهای و دانش تخصصی خود، گزینههای ارائهشده را بر اساس اهمیت و اولویت آنها در محدودۀ مطالعهشده ارزیابی کنند.
دستورالعمل:
بخش اول: عوامل داخلی
1-1. نقاط قوت (Strengths)
1-2. نقاط ضعف (Weaknesses)
جدول 2- جدول امتیازبندی سوات (منبع: نگارندگان)
|
|
|
|
وزن نسبی (0-1) |
امتیاز (1-4) |
|
داخلی |
قوت |
وجود مغازههای متحرک که باعث ایجاد اشتغال شبانه میشوند. |
|
|
|
تعادل بین توده و فضا و تراکم متوسط در محدودۀ مداخله با توجه به بناهای تاریخی |
|
|
||
|
وجود دسترسی مستقیم به کاربریهای شهری به دلیل شریانی بودن محور |
|
|
||
|
عرض مناسب پیادهرو برای عبورومرور و برخورداری از مسیر دوچرخه در خیابان امام |
|
|
||
|
وجود دسترسی مناسب به ایستگاههای مترو شهید بهشتی و ساعت و ایستگاههای بیآرتی، همچنین برخورداری از پارکینگهای عمومی طبقاتی (آرین، عتیق، تربیت، خاقانی و کوثر و...) در حوزۀ مورد مطالعه |
|
|
||
|
وجود بناها به عنوان نشانههای شهری مانند عمارت ساعت موزه آذریایجان و ... |
|
|
||
|
استفاده از معماری تاریخی به ویژه ویژگیهای منطقهای در هر طرح که باعث جذب گردشگر خلاق میشود. |
|
|
||
|
وجود مهاجران خلاق در طرحهای بررسیشده و ایجاد تنوع فرهنگی بارز در محدودههای طراحی |
|
|
||
|
وجود سرزندگی فرهنگی در محدودههای بازطراحیشده با توجه به وجود فعالیتهای شبانهروزی و تنوع در جنس و سن ساکنان |
|
|
||
|
وجود امنیت با توجه به توزیع مناسب فضاهای شبانه روزی در بیشتر نقاط طرحهای بررسیشده |
|
|
||
|
وجود هنرهای اجرایی و بستری هنری برای حرکت ناخودآگاه پیاده از فضایی به فضای دیگر در بیشتر طرحها |
|
|
||
|
ضعف |
نبود مشارکت کافی مردمی در بیشتر طرحها که از نبود اطلاعات کافی ساکنان از فرایند بازآفرینی و بازسازی نشئت گرفته است. |
|
|
|
|
زیاد بودن تعداد طبقات (بیش از 10 طبقه) در برخی از نقاط و شکستن خط آسمان و حریم ارتفاعی بناهای تاریخی |
|
|
||
|
مقیاس غیرانسانی بر برخی از نقاط محدوده همچون میدان منصور |
|
|
||
|
فرسودگی کالبدی ابنیۀ بافت |
|
|
||
|
عدم پراکنش صحیح کاربری درمانی و فضای سبز در محدوده |
|
|
||
|
جداسازی مسیر پیاده و دوچرخه به وسیلۀ نرده و حصارهای جداکننده |
|
|
||
|
از بین رفتن ریتم مناسب خط آسمان در برخی از نقاط به دلیل کاهش تعداد طبقات و وجود ساختمانهای بلند در حریم آثار تاریخی |
|
|
||
|
فقدان استحکام کافی ساختمانها در برابر زلزله |
|
|
||
|
استفاده از سوختهای تجدیدناپذیر و آلودهکنندۀ هوا، آلودگی صوتی ناشی از ناوگان فرسوده |
|
|
||
|
نامناسب بودن کفسازی معابر به ویژه معابر محلی، قرارگیری در تیپ اقلیمی سرد و معتدل با زمستان های طولانی |
|
|
||
|
نبود آموزشوپرورش هنر و فرهنگ در بیشتر طرح های مطالعهشده سبب کاهش سرعت فرایند شکلگیری محلات خلاق میشود. |
|
|
||
|
بیتوجهی به مشاغل کوچک و صنایع دستی در چندی از محدودههای بررسیشده بازه فعالیتهای فرهنگی را کاهش میدهد و سبب بروز مشکل در جذب ساکنان خلاق میشود. |
|
|
||
|
نبود مشاغل خلاق در تمامی طرحها و سبب شدن آن به کاهش حضور در عرصههای رقابت |
|
|
بخش دوم: عوامل خارجی
2-1. فرصتها (Opportunities)
2-2. تهدیدها (Threats)
جدول 3- جدول امتیازبندی سوات (منبع: نگارندگان)
|
|
|
|
وزن نسبی (0-1) |
امتیاز (1-4) |
|
خارجی |
فرصت |
استفاده از طرحهای نوسازی که در بافتهای فرسوده سبب توسعۀ فرهنگی میشود. |
|
|
|
توجه به رویدادهای فرهنگی و تاریخی و استفاده از این رویدادها در برگزاری فستیوالهای مختلف و جذب گردشگر |
|
|
||
|
نفوذپذیری زیاد در حوزۀ بلافصل و دسترسی آسان به آن در محدودۀ مداخله |
|
|
||
|
امکان استفاده از مصالح بومی با هدف افزایش پیوستگی مناظر |
|
|
||
|
امکان بهکارگیری مبلمان متناسب با پسزمینۀ تاریخی و فرهنگی در محدوده |
|
|
||
|
امکان ذخیرۀ انرژی خورشید به صورت موقت در پیلهای الکترومغناطیسی |
|
|
||
|
مجاورت محدوده با مناطق دارای بافتهای تاریخی و مراکز گردشگری |
|
|
||
|
استفاده از فضاهای بایر بافت فرسوده که از طریق جذب سرمایهگذاری سبب توسعۀ کاربریها میشود. |
|
|
||
|
استفاده از پروژههای معماری و شهرسازی طراحیشده توسط طراحان باتجربه و برگزاری مسابقات برای شناسایی طرح بهینه |
|
|
||
|
بازسازی بناهای تاریخی و حذف موانع قدیمی و استفادۀ بهینه از آنها |
|
|
||
|
تهدید |
بیتوجهی به نیازهای شهر هوشمند و خلاق مانند محدودههای نوآوری که در هیچ کدام از طرحها یافت نشد. |
|
|
|
|
بیتوجهی به ساختارهای کهن که سبب ایجاد اختشاشات فرهنگی و بصری در فضاهای شهری میشود. |
|
|
||
|
نبود توجه کافی به رشد خدمات و گونههای هنری و الکترونیکی در طرحهای مطالعهشده سبب کاهش سرعت فرایند شکلگیری محلات خلاق میشود. |
|
|
||
|
بیتوجهی به اصول طراحی بهینۀ انرژی در برخی از طرحهای بررسیشده |
|
|
||
|
احتمال کمرنگشدن نشانههای مهم به دلیل انسداد بصری بناهای مهم تاریخی |
|
|
||
|
احتمال کاهش خوانایی محدوده به علت وجود اغتشاشات بصری |
|
|
اطلاعات تکمیلی پاسخدهنده:
[i] Farouk Hassan
[ii] UN-HABITAT
[iii] Purposeful sampling