نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد، مجتمع آموزش عالی بافت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 استادیار حسابداری، مجتمع آموزش عالی بافت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The purpose of this study is to investigate the impact of behavioral biases and financial literacy on the investment decisions of households in the city of Kerman. To achieve this goal, after reviewing the relevant literature, the effects of behavioral biases such as heuristic biases (including anchoring, representativeness, and overconfidence), framing biases (including mental accounting, the disposition effect, and regret avoidance), cognitive biases (including conservatism, confirmation, and hindsight), and herding behavior (including information processing, the bandwagon effect, and social group influence), as well as the impact of financial literacy on investors' decisions, were examined. The statistical population of the study consists of residents of Kerman who have experience in investing in financial markets. The required data were collected using a two-stage random sampling method from 388 residents of different areas of Kerman. Statistical techniques and structural equation modeling, utilizing software such as LISREL, SPSS 26, and Smart PLS3, were employed to analyze the data and test the hypotheses. The study's findings indicate that heuristic biases, framing biases, cognitive illusions, and herding behavior have a significant negative impact on investors' decisions. In contrast, financial literacy has a significant positive impact on investors' decisions. Investors are advised to acquire the necessary knowledge about financial markets before investing and to avoid making transactions based on herd behavior. It is also recommended that financial market policymakers while reforming the market's structural system to enhance its efficiency and information transparency, plan necessary measures to raise the level of financial literacy among the general public.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
یکی از پرسشهای مطرح در حوزۀ بازارهای مالی چگونگی رفتار عوامل بازار است. بر اساس دیدگاه مالی کلاسیک، کارگزاران و عوامل اقتصادی عقلایی رفتار میکنند. نظریه هایی مانند نظریۀ قیمتگذاری آربیتراژ، نظریۀ بازارهای کارا، نظریۀ مدرن پرتفولیو، مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای و مدلهای عاملی، همگی بر این موضوع تأکید دارند که عوامل اقتصادی به صورت عقلایی رفتار میکنند و سرمایهگذاران منطقی هستند (ریاحی و دژدار، 1396). فرض اساسی همۀ این نظریهها کارایی بازار است و چنین فرض میکند که بازارها قابل بررسی و تجزیهوتحلیل هستند و قیمت سهام همۀ اطلاعات غالب را منعکس میکند. در فرضیۀ بازار کارا، جایی برای خطای انسانی و خطای شناختی در تصمیمگیری نیست. در دیدگاه مالی کلاسیک، سرمایهگذاران حتی در شرایط عدم اطمینان تلاش میکنند با انتخاب بهترین فرصتهای سرمایهگذاری سود خود را بیشینه کنند (Kumar & Goyal, 2015). در دیدگاه مالی کلاسیک، باور بر این است که افراد، سازمانها و حتی بازارها منطقی هستند، افراد تمام حقایق موجود را در نظر میگیرند، از ریسک اجتناب میکنند و بر اساس منطق، اوراق بهادار با ریسک کمتر را در همان سطح سود انتخاب میکنند (Mahmoud et al., 2024). نظریۀ مالی رفتاری با چنین گزارهای که مبتنی بر تصمیمهای سرمایهگذاری منطقی در میان سرمایهگذاران است، در تضاد است (Abideen et al., 2023). در عالم واقعیت، وجود برخی از خطاهای سیستماتیک، قدرت محدود در محاسبات و پیچیده بودن مسائل تصمیمگیری سبب میشوند گاهی انسانها به صورت کاملاً عقلایی عمل نکنند. ساختارهای فرهنگی ویژه در ایران و تأثیر آنها بر رفتارهای گروهی و فردی، به ویژه در بازار سرمایه، شناخت نظریهها و مدلهای تحلیلی و شناختی مالی رفتاری را برای دستاندرکاران و فعالان این بازار ضروری میکند. گاهی در بازار، بهجای وجود تقاضای دوطرفه و حضور همزمان خریداران و فروشندگان، با تقاضای یکطرفه و صفهای خرید یا صرفاً فروش مواجه میشویم. این پدیده بهوضوح نشاندهندۀ الگوهای رفتاری ویژۀ حاکم بر بازار است. مالی رفتاری به ما کمک میکند تا با فرموله کردن مدلهای رفتاری، بازار سرمایه را بهتر بشناسیم و در بهبود عملکرد خود در مواجهه با تنگناهای ناشی از این الگوهای رفتاری، اقدام کنیم (مرادی ازانی و همکاران، 1403). به دلیل نگرشهای فردی و تعصبات رفتاری، سرمایهگذاران اشتباهات معاملاتی انجام میدهند، به طور تهاجمی معامله میکنند، سهام را بدون ارزیابی ارزش ذاتی آنها خریداری میکنند، در سهامی سرمایهگذاری میکنند که دیگر سرمایهگذاران خریداری میکنند، انتخابهای مالی خود را بر اساس سوابق قبلی انجام میدهند و سرمایهگذاریهای زیانده را نگه میدارند، در حالی که سهام سودآور را میفروشند (Mahmoud et al., 2024). امروزه، ایدۀ رفتار عقلایی سرمایهگذاران که به دنبال بیشینه کردن مطلوبیتشان هستند، در راستای توجیه واکنش و رفتار بازارها کافی نیست؛ بنابراین، نظریۀ مالی رفتاری پارادایمی است که با توجه به آن بازارهای مالی با بهکارگیری مدلهایی بررسی و مطالعه میشوند که دو فرض اصلی محدودکنندۀ پارادایم کلاسیک، یعنی عقلانیت کامل و شبیهسازی مطلوبیت مورد انتظار را کنار میگذارند (پشوتنیزاده و خامهچی، 1401). نظریۀ مالی رفتاری این موضوع را بررسی میکند که چگونه سرمایهگذاران اطلاعات را جمعآوری، تعبیر و پردازش میکنند. به طور ویژه، این حوزه از دانش بر روی پیشداوریهای ادراکی و شناختی تمرکز دارد. این پیشداوریها میتوانند در فرآیند تصمیمگیری اختلال ایجاد کنند و به نتایجی پایینتر از سطح بهینه منجر شوند؛ زیرا عواطف بر کنترل شخصی غلبه میکنند و به رفتارها شکل میدهند (Pompian & Longo, 2014). نظریۀ اقتصاد مالی رفتاری کلان در پی شناسایی و کشف مدلهای رفتاری نقضکنندۀ قواعد بازارهای کارا است و کلیۀ شرایط ویژه و استثناهایی که احتمال وقوع آنها در بازارهای مالی وجود دارد را ارزیابی و بررسی میکند؛ اما در نظریۀ مالی رفتاری خرد، مهمترین مسأله رسیدن به جواب این پرسش است که آیا رفتار سرمایهگذاران عقلایی است؟ و آیا تحت تأثیر خطاهای شناختی و احساسات قرار میگیرد یا خیر؟ (خاکسار خمیران و همکاران، 1399).
تصمیمگیری یک فرآیند روانشناسی و شناختی است که نتیجۀ انتخاب سرمایهگذاران است و نظریۀ مالی رفتاری بر چگونگی جمعآوری اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری توسط سرمایهگذاران فردی و چگونگی تأثیر جنبههای احساسی و درونی بر تصمیمگیری آنان تمرکز دارد (Suresh, 2021). اعتقاد بر آن است که سوگیریهای رفتاری و شناختی بر روی تصمیمهای سرمایهگذاران تأثیر مستقیم دارند و در نهایت، به سود کمتر سرمایهگذاری در بازار منجر میشوند. این تورشهای شناختی به علت ناتوانی سرمایهگذاران در پیشبینی حرکتهای بازار هستند که آنها را به سمت تصمیمهای سرمایهگذاری تورشدار سوق میدهد (Suresh, 2021).
از سویی دیگر، افراد یک جامعه شخصاً باید به دنبال تأمین مالی دوران بازنشستگی باشند؛ به صورتی که در زمان و مکان مناسب تصمیم بگیرند چقدر پسانداز کنند، خود درگیر تأمین مالی تحصیلات دانشگاهیشان باشند و برای سلامت خود از میان انواع مختلف بیمهنامهها مناسبترین آن را انتخاب کنند و برای تهیۀ منزل مسکونی یا خودرو از مؤسسههای مالی وام مناسب دریافت کنند؛ این بدان معناست که تقریباً همۀ جنبههای زندگی افراد به تصمیمگیریهای مالی مرتبط میشوند؛ از این رو، افراد برای دوری از کاهش سطح رفاه به دلیل زیانهای ناشی از تصمیمگیریهای مالی اشتباه، باید قادر باشند تصمیمهای مالی درستی اتخاذ کنند. بدیهی است، بهکارگیری تصمیمهای مالی درست جز از طریق داشتن سطحی مناسب از سواد مالی امکانپذیر نیست. افراد با توجه به اقتصادی شدن هرچه بیشتر جنبههای مختلف زندگی اجتماعی ناگزیر از داشتن سواد مالی هستند (ترازودار و همکاران، 1402).
سواد مالی توانایی فرد در استفاده از دانش و مهارت برای مدیریت اثربخش منابع مالی خود به منظور امنیت مالی در طول عمر خویش است (قالمق و همکاران، 1395) و (West, 2020). سواد مالی ترکیبی از آگاهی، دانش، مهارت، نگرش و رفتارهای ضروری و الزام برای تصمیمگیریهای مالی است که در نهایت، به رفاه مالی شخصی منجر میشود (Lusardi, 2019). سواد مالی پایین ممکن است عاملی برای تصمیمگیریهای اشتباه مالی باشد که زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث کاهش سطح رفاه مالی آنان میشود. رفاه مالی درجۀ کفایت یا امنیت اقتصادی افراد و خانوارهاست. به عبارت بهتر، رفاه مالی سطح مدنظر برای محافظت افراد در مواجهه با مسائل روزمرۀ زندگی مانند از دست دادن شغل، بیماری، ورشکستگی، فقر و نیازمندی در سنین سالمندی است (کاظمپور دیزجی و همکاران، 1399). در میان جوامع دانشگاهی، سواد مالی معانی متعدد یافته است و از آن برای ارجاع به دانش دربارۀ محصولات مالی (مانند اوراق در برابر اوراق قرضه، تفاوت میان اوراق رهنی با نرخ ثابت و نرخ شناور و...)، دانش مفاهیم مالی (تورم، بهرۀ مرکب، تنوع، امتیازهای اعتباری و...)، داشتن مهارتهای ریاضی یا عددی لازم برای تصمیمگیری مالی مؤثر و درگیر بودن در فعالیتهایی معین مانند برنامهریزی مالی استفاده میشود (Hastings & Ashton, 2016)؛ از این رو، ارتقای سطح سواد مالی در میان افراد به ویژه گروههای آسیبپذیر جامعه موجب بهبود مدیریت پول فردی، برنامهریزیهای مالی، تصمیمگیریهای آگاهانه، استفادۀ درست از فرصتهای مالی و در یک کلام رفاه و رضایت اجتماعی خواهد شد. علاوه بر این، افراد را در برابر شوکهای کلان اقتصادی مقاومتر میکند و داشتن پسانداز بیشتر و میزان استقراضهای با بهرهی کمتری را شاهد خواهیم بود (Atkinson & Messy, 2012؛ حنیفهزاده و دیانتی دیلمی، 1394).
هدف این پژوهش بررسی تأثیر تورشهای رفتاری و سواد مالی بر تصمیمهای سرمایهگذاری خانوارهای شهر کرمان است. این پژوهش تأثیرات مختلف تورشهای رفتاری شامل تورشهای ابتکاری، قالببندی، شناختی و رفتار رمهوار بر انتخابهای سرمایهگذاران را تحلیل و همچنین، نقش سواد مالی را در این فرآیند بررسی میکند. در نهایت، پژوهش به دنبال ارائۀ پیشنهادهای عملی به سرمایهگذاران و سیاستگذاران بازارهای مالی برای بهبود تصمیمگیریهای مالی و ارتقای سواد مالی در جامعه است.
مسألۀ پژوهش حاضر این است که آیا تورشهای رفتاری بر روی تصمیمهای سرمایهگذاری خانوارها تأثیرگذار هستند؟ و اینکه آیا سواد مالی بر روی تصمیمهای سرمایهگذاری خانوارها تأثیرگذار است؟ فرضیههای پژوهش نیز به صورت زیر تبیین میشوند:
در فرآیند تصمیمگیری، مهمترین مرحله شناخت و دریافت صحیح اطلاعات دربارۀ یک موضوع است. هرچه این شناخت به نحوی بهتر انجام شود و کاملتر باشد، بدیهی است در ادامۀ مراحل تصمیمگیری، کار به نحو بهتر دنبال میشود و در غیر این صورت، تصمیمگیری پیامدی مناسب نخواهد داشت (شهنازی و پناهی، 1402). گاهی سرمایهگذاران به خاطر فقدان مهارتهای فنی و اعتقاد به مهارتهای خود برای تصمیمگیری دچار سوگیریهای رفتاری میشوند. سوگیریهای رفتاری از منطقی بودن سرمایهگذاران جلوگیری میکنند و خطای سیستماتیک در قضاوت نامیده میشوند و در توضیح رفتارهای غیرمنطقی سرمایهگذاران در نظریۀ مالی رفتاری استفاده میشوند (قالمق و همکاران، 1395). از منظر مالی رفتاری، عوامل روانشناختی به طرزی جالب توجه بر تصمیمگیری منطقی سرمایهگذاران تأثیر میگذارند؛ بنابراین، جنبۀ رفتاری که بر انتخاب سرمایهگذاری یک فرد تأثیر میگذارد، به ویژه تعصبات رفتاری سرمایهگذاران، ارزش بررسی دارد؛ از این رو، با مشاهدۀ نگرش و رفتار سرمایهگذاران در بازارهای مالی در چند دهۀ اخیر، نظریۀ مالی رفتاری نظریههای جامعهشناسی و روانشناسی را با نظریۀ مالی کلاسیک ادغام کرده است (Mahmoud et al., 2024). سوگیریهای رفتاری مانند تورشهای ابتکاری، اثر قالببندی، توهمات شناختی و رفتار رمهوار بر روی تصمیمگیری منطقی تأثیر میگذارند.
در تورشهای ابتکاری، سرمایهگذاران فردی به علت زمان محدود و نداشتن دانش کافی و هزینههای زیاد، فرصتی کمتر برای ارزیابی سرمایهگذاریهای خود دارند؛ بنابراین، آنها طبق قاعدۀ سرانگشتی و ابتکاری عمل میکنند (Lusardi, 2015). در واقع، از آنجا که ظرفیت پردازش اطلاعات در بشر محدود است، اشخاص به روشهای تصمیمگیری ناقص یا روشهای ابتکاری روی میآورند. به این مختصر سازی که در فرآیندهای تصمیمگیری انجام میشود، سادهسازی ابتکاری گفته میشود (Suresh, 2021).
اثر قالببندی نوعی سوگیری شناختی است که در آن، افراد بر اساس گزینههایی تصمیمگیری میکنند که به شکل معنایی مثبت و منفی هستند. انسانها در مواقعی که قالب مثبت ارائه میشود، ریسک آن را نادیده میگیرند؛ اما زمانی که قالب منفی ارائه شود، آن را زیانآور ارزیابی میکنند.
توهمات شناختی الگوهای منظم انحراف از هنجار یا منطق در ارزیابیها هستند و سرمایهگذاران را ترغیب میکنند تا در انتخاب سرمایهگذاری از هنجارهای مشخصی پیروی کنند (Agarwalla et al., 2016).
در سوگیری رفتار رمهوار، سرمایهگذاران باورها و اطلاعات خود را رها میکنند و برای تصمیمگیری عمل دیگران را دنبال میکنند. از چشمانداز رفتاری، رفتار رمهوار ممکن است سبب بعضی از تورشهای احساسی شامل همنوایی، تضاد شناختی و سنخیتی و شایعات بیاساس شود. رفتار رمهوار سبب نوسانات بازار، حباب قیمتی و ناکارایی بازار میشود (Braha, 2012).
تورشهای رفتاری و تأثیر آنها بر رفتار سرمایهگذاران
تورش ابتکاری با عامل میانجی تحمل ریسک، تصمیمگیری سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار میدهد (Salman et al., 2020). سوگیری ابتکاری به وسیلۀ تورشهای اثر لنگر انداختن، نمایندگی و فرااعتمادی اندازهگیری میشود.
اثر لنگر انداختن: یکی از سوگیریهای شناختی است که در تصمیمها، قضاوتها و در نهایت، رفتار و باورهای فرد تأثیری بهسزا دارد. در طی این سوگیری، ذهن در فرآیند تصمیمگیری به نخستین اطلاعاتی که به دست میآورد تکیه میکند. در واقع، ذهن فرد روی اطلاعات اولیه یا قسمتی از آن گیر میافتد و زحمت جستوجوی بیشتر را به خود نمیدهد. در این اثر، سرمایهگذاران با لنگرهای تعیینشده به گونهای احساسی برخورد میکنند و تصمیمهای غیر منطقی میگیرند (Zahera & Bansal, 2018). سرمایهگذاران معمولاً بر اساس اطلاعات محدود خود سرمایهگذاری میکنند و حقایق را هنگام لنگر انداختن نادیده میگیرند. این تعصب ممکن است به تصمیمگیری ناپایدار و خسارتهای قابل ملاحظه منجر شود (Saleem et al., 2023).
سوگیری نمایندگی: در این سوگیری اشخاص بر اساس کلیشهها تصمیمگیری میکنند. در واقع، اشخاص احتمال رخداد یک پدیده را با توجه به میزان شباهتی که این رخداد با رویدادهای مشاهدهشدۀ قبلی دارد، برآورد میکنند. برای مثال، اگر سهام جدید در بازار عرضه شود، سرمایهگذاران بین این سهام جدید و سهام شرکتی دیگر که آن نیز مدتی قبل عرضه شده و دارای بازده خوبی است، شباهتهایی میبینند و برای خرید آن هجوم میآورند (Kubilay & Bayrakdaroglu, 2016). سوگیری نمایندگی به صورتی دیگر نیز ظاهر میشود که به آن قاعدۀ اعداد کوچک میگویند. طبق این قاعده، سرمایهگذاران تصور میکنند رویدادها و روندهای جدید تداوم خواهند یافت. برای مثال، سرمایهگذاران به سمت خرید سهامی که بهتازگی دارای بازده خوبی بوده است، هجوم میآورند و از خرید سهامی که بهتازگی عملکرد بدی داشته است، اجتناب میکنند (Zahera & Bansal, 2018).
سوگیری فرااعتمادی: بیان میکند افراد همواره تواناییهای خود را در پیشبینی بازار و انتخاب سهام پربازده بیش از آنچه هست، برآورد میکنند. این پدیده ممکن است به فاصله گرفتن سهام از ارزش ذاتی آن منجر شود. افزون بر این، سرمایهگذاران را به خرید و فروش بیش از اندازۀ سهام و پرداخت هزینههای اضافی وادار کند (Ahmad & Shah, 2020). معاملات زیاد و پذیرش ریسک بیشتر به دلیل نوسانات بیشتر و قیمتگذاری نادرست به ناکارآمدی بازار منجر میشود (Wang & Zou, 2024).
بر مبنای مباحث بالا، فرضیۀ اول به شرح زیر تبیین میشود:
فرضیۀ اول: سوگیریهای ابتکاری تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارند.
اثر قالببندی غالباً نظریۀ چشمانداز نامیده میشود. همۀ انسانها میخواهند در همۀ بخشهای زندگی برنده شوند و از احتمال باخت یا از دست دادن مزیتهای احتمالی دور بمانند. همین موضوع ساده مبنای همۀ انتخابها را تشکیل میدهد. این اثر توصیف میکند که چگونه عدم قطعیت و ریسک در سرمایهگذاری توسط سرمایهگذاران مدیریت میشود. اثر قالببندی جایی است که دو یا چند گزینه به سرمایهگذاران ارائه میشوند و صرفنظر از نتیجۀ نهایی، سرمایهگذاران به شکل ارائۀ گزینهها (قالب) توجه میکنند. انسانها تمایل دارند به گزینههایی که به طور مثبت ارائه شدهاند، ارزش بیشتر بدهند. طبق خطای شناختی قالببندی، روش ارائۀ یک موضوع از انتخاب کلمات، جملهبندی، لحن و زمینهای که اطلاعات در آن ارائه میشود بر تصمیمگیری افراد و تصور آنها از موضوع تأثیر میگذارد (Tabesh & Moghaddam, 2019). سوگیری قالببندی توسط سه تورش حسابداری ذهنی، اثر وقفه و پشیمانگریزی اندازهگیری میشود.
سوگیری حسابداری ذهنی: مفهومی اقتصادی است. این مفهوم نشان میدهد افراد داراییهای جاری و آتی خود را در بخشهای جداگانه و غیر قابل انتقال تقسیم میکنند. به عبارت دیگر، افراد درجاتی مختلف از مطلوبیت برای هر گروه از داراییها تخصیص میدهند. حسابداری ذهنی دلالت بر این موضوع دارد که افراد به تصمیمگیری دربارۀ مسائل مختلف مالی در حسابهای ذهنی جداگانه تمایل دارند. برای مثال، بعضی از افراد در زمان سرمایهگذاری به دنبال بهینه کردن پرتفوی خود نیستند، بلکه سهام را به صورت جداگانه و بدون در نظر گرفتن آنها با یکدیگر خریداری میکنند (Mahapatra & Mishra, 2020). حسابداری ذهنی از ایدههای نظریۀ چشمانداز استفاده میکند و آن را گسترش میدهد و به طور ویژه، بر اساس سه ایدۀ اصلی کدگذاری، طبقهبندی و ارزیابی شکل گرفته است. کدگذاری چگونگی ادراک و تجربۀ نتایج مالی را ثبت میکند و تا حدودی زیاد شامل تعیین نحوۀ ارزیابی فرد از نتایج جریانهای ورودی یا خروجی تحت بررسی (یعنی نحوۀ تفکیک یا ادغام آنها) و همچنین، علامت آنها (یعنی سود یا زیان) است. طبقهبندی اختصاص دادن جریانهای ورودی و خروجی به حسابهای ذهنی ویژه مانند حسابهای سرمایهگذاری، مخارج، درآمد و ثروت است. ارزیابی به نحوۀ ارزیابی حسابها پس از کدگذاری و طبقهبندی آنها اختصاص دارد و شامل توجه به میزان تناوب ارزیابی حسابهای ذهنی است (برای مثال روزانه، ماهانه یا سالانه). هر کدام از این اجزا بر نحوۀ تصمیمگیری مالی افراد تأثیر میگذارند (Zhang & Sussman, 2018).
سوگیری اثر وقفه: بیان میکند افراد برای داراییهای تحت مالکیت خود، نسبت به زمانی که متعلق به آنها نبودهاند، بیشتر ارزش قائل میشوند. اثر وقفه سبب میشود قیمتگذاری داراییها توسط افراد غیرمنطقی باشد و بر روی فرآیند تصمیمگیری سرمایهگذاران تأثیر بگذارد (Holden & Tilahun, 2021).
سوگیری پشیمانگریزی: عبارت است از دوری کردن از احساس تأسف و ندامت و در نتیجه، پرهیز از اعمال و اقدامات قاطعانه در تصمیمگیریها به گونهای که سبب میشود سرمایهگذاران تا مدتها به موقعیتهای سرمایهگذاری زیانده خود وفادار باقی بمانند و از قبول اشتباه و تحقق زیان پرهیز کنند. نظریۀ پشیمانگریزی به عنوان نظریۀ جایگزین مطلوبیت انتظاری مطرح شده است. مبنای اصلی این نظریه این است که هنگامی که فرد بین دو گزینه انتخاب میکند، فقط به عایدی گزینۀ انتخابشده فکر نمیکند، بلکه به عایدی ازدسترفته بابت انتخاب نکردن گزینۀ دیگر نیز فکر میکند. به عبارت دیگر، افراد به فرصت ازدسترفته و هزینه حساسیت دارند. بنابراین، پشیمانگریزی بر روی تصمیمگیری خرید و فروش سرمایهگذاران تأثیر میگذارد (Talha et al., 2015).
بر مبنای مباحث بالا، فرضیۀ دوم به شرح زیر تبیین میشود:
فرضیۀ دوم: اثر قالببندی تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد.
توهمات شناختی در ارتباط با پذیرش، ادراک و ارزیابی سرمایهگذاران نسبت به تصمیمهای سرمایهگذاری هستند. توهمات شناختی بر اساس ادراک، آشنایی و دانش قبلی فرد هستند و ممکن است بر روی فرآیند تصمیمگیری تأثیر بگذارند. در این سوگیری رفتاری، سرمایهگذاران باور دارند بر مبنای اطلاعات در دسترس قادر به اخذ تصمیمهای درست هستند که خلاف واقعیت است (Singh et al., 2018). سوگیری توهمات شناختی توسط تورشهای محافظهکاری، تأیید و پسنگری اندازهگیری میشود.
سوگیری محافظهکاری: نوعی فرآیند ذهنی است که موجب میشود سرمایهگذاران به پیشبینیهای خود اعتماد کنند و اطلاعات جدید را نادیده بگیرند یا کمتر از حد لازم به آنها واکنش نشان دهند. این تورش سبب میشود سرمایهگذاران هنگام مواجهه با اطلاعات جدید غیرمنعطف رفتار کنند؛ بنابراین، سرمایهگذارانی که دچار این سوگیری میشوند به دلیل نداشتن سرعت کافی و واکنش مناسب اصطلاحاً همواره از بازار عقب هستند. چنین واکنشی موجب تحمل زیان و از دست دادن فرصتهای سودآور میشود (Alwathainani, 2012). مطالعۀ احمد[i] و همکاران (2020) نشان داده است اگر سواد مالی سرمایهگذار پایین باشد، سوگیری محافظهکاری تأثیر منفی بر تصمیمهای سرمایهگذاری دارد. باکار و یی[ii] (2016) نیز دریافتند سوگیریهای فرااعتمادی، محافظهکاری و در دسترس بودن بر تصمیمهای سرمایهگذاری فرد تأثیر میگذارند.
سوگیری تأیید: هنگامی که افراد درگیر یافتن پاسخ برای یک مسأله یا اخذ تصمیم هستند، معمولاً وقت خود را صرف یافتن راههایی میکنند تا تصمیم قبلی خود را تأیید کنند یا خود را متقاعد کنند که آن تصمیم صحیح بوده است و شواهد خلاف شهود و احساسات خود را نادیده میگیرند (آماره و ملکیان، 1404). گرایش افراد به جستوجو، تفسیر، ترجیح و بهیادآوری اطلاعات به روشی است که باورها یا فرضیههای آنها را تأیید کند. در شکل بیمارگونه، شخص همواره هر اطلاعاتی را طوری تعبیر میکند که تأییدی بر نظراتش باشد. به عبارتی دیگر، شخص اطلاعات جدید را طوری فیلتر، دستکاری یا تعبیر میکند که نه فقط تهدیدی برای باورهای وی نباشد، بلکه تأیید هرچه بیشتر آنها باشد. این خطا بسیار مهلک است؛ زیرا واقعیتها با نادیده گرفتن انسان محو نمیشوند. سوگیری تأیید به حباب اطلاعات در بازار منجر میشود؛ زیرا سرمایهگذاران بر اطلاعات تأییدکنندۀ باورهای خودشان تمرکز میکنند و مابقی اطلاعات را نادیده میگیرند (Pouget et al., 2017).
سوگیری پسنگری: به دلیل خطاهای ذهنی متعدد و مداخلاتی که مغز در بازیابی خاطرات و افکار مربوط به گذشته دارد، انسان دچار سوگیریهایی مختلف در نگاه به گذشته میشود که یکی از مهمترین آنها سوگیری پسنگری است. بر اساس این سوگیری، بعد از اینکه اتفاقی رخ داد، انسان در نگاه به گذشته و به دلیل خطای حاکم بر ذهن و حتی بدون اینکه مبنای عینی برای این تفکر داشته باشد، تصور میکند این اتفاق قابل پیشبینی بوده است. فردی که با پسنگری قضاوت میکند، پس از اینکه رویدادی اتفاق میافتد با گفتن جملاتی شبیه «توی ذهنم از اول مطمئن بودم» یا «الان که فکر میکنم از اول میدانستم چنین خواهد شد»، القا میکند که آن رویداد قابل پیشبینی بوده است؛ در حالی که در واقعیت شواهدی اندک برای پیشبینی وجود داشته است. اثر پسنگری فقط در باور افراد ظاهر نمیشود، بلکه خود را در رفتار شخص نیز نشان میدهد. پسنگری ممکن است به اعتمادبهنفس کاذب منجر شود. برای مثال، فردی که مطمئن است در قضیهای مشخص میتواند همه چیز را پیشبینی کند و در نتیجه به موفقیت برسد، بهراحتی میتواند خود را به خطر نامعقول بیندازد. مطالعۀ رفتار سرمایهگذاران بازار سرمایه نشان میدهد پسنگری سبب میشود افراد سرمایهای زیاد را در جایی معطل بگذارند که بهجز ضرر عایدی ندارد (De Miguel et al., 2018). با توجه به مطالب بالا، فرضیۀ سوم به شرح زیر تبیین میشود:
فرضیۀ سوم: توهمات شناختی تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارند.
اصطلاح حرکت رمهوار (رمهای) به پدیدهای اشاره دارد که در آن، افراد به گروههای مختلف میپیوندند و اعمال دیگران را بدون تفکر و بدون برنامهریزی قبلی فقط با فرض اینکه آنان در مسیری درست حرکت میکنند، دنبال میکنند. حرکت رمهای در هر جنبهای از زندگی رایج است. در حوزۀ مالی و سرمایهگذاری نیز، بسیاری از افراد بهجای تکیه بر تجزیهوتحلیلهای خود، آنچه را دیگر سرمایهگذاران انجام میدهند، دنبال میکنند. این کار زمانی که در مقیاسی وسیع انجام میشود، به حرکت رمهای تبدیل میشود (Malik & Elahi, 2014).
سوگیری پردازش اطلاعات: رفتار رمهای هم در حالت صعود بازار و هم در حالت ریزش بازار مشاهده میشود. در این سوگیری، سرمایهگذاران با وجود داشتن اطلاعات دقیق آنها را نادیده میگیرند و کورکورانه توده را دنبال میکنند و پردازش اطلاعات آنها همیشه دنبالهروی تودۀ سرمایهگذاران است (Mahapatra & Mehta, 2015).
سوگیری اثر بند واگن: اثر بند واگن موقعیتی است که در آن، سرمایهگذاران عملی را فقط به این دلیل انجام میدهند که دیگر سرمایهگذاران نیز همان کار را انجام میدهند. در این حالت، فرد به باورهای خود توجهی چندان ندارد و پس از اینکه عملی را انجام داد، به باورهای خویش رجوع میکند. اگر عمل با باورهایش مطابقت داشت، ارزشی زیاد برای آن قائل میشود و اگر با باورش تناقض داشت، باورش را نادیده میگیرد (Pertiwi et al., 2019).
سوگیری اثر گروههای اجتماعی: در سوگیری اثر گروههای اجتماعی، سرمایهگذاران در گروههایی مشخص دارای دستاوردهای مشخص هستند و آنها غالباً بر مبنای حرکت گروههای اجتماعی تصمیمگیری میکنند و این گروههای اجتماعی هستند که رفتار تصمیمگیری سرمایهگذاران را تعیین میکنند. اگر سرمایهگذار یا سرمایهگذارانی دچار آلودگی و انحراف فکری شوند، این امر در رفتار گروههای اجتماعی نیز منعکس میشود و در نتیجه، تصمیمگیری آنها غیر منطقی میشود (Suresh, 2021).
با توجه به مطالب بالا، فرضیۀ چهارم به شرح زیر تبیین میشود:
فرضیۀ چهارم: رفتار رمهوار تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد.
رشد و توسعۀ اقتصادی بدون مشارکت افراد جامعه در فعالیتهای اقتصادی عملاً غیرممکن است. بازارهای مالی همچون بازار سرمایه و بازار پول، مشارکت مالی افراد را فراهم میکنند. در واقع، سرمایهگذاریهای افراد در بازارهای مالی موجب انتقال سرمایههای خرد آنها به فعالیتهای مولد و تولیدی و مشارکت آنها در این امور میشوند. در این بین، هرچه سطح سواد مالی افراد جامعه بیشتر باشد، منابع مالی به صورت اثربخش هدایت خواهند شد و افراد جامعه از آن سود خواهند برد (مومنی و همکاران، 1400). در سطح جهانی، سواد مالی به عنوان یکی از اجزای حیاتی سرمایۀ انسانی شناخته میشود که بر رشد اقتصادی و ثبات مالی تأثیر میگذارد (Bennett et al., 2012). سواد مالی عبارت است از «توانایی یک فرد در استفاده از دانش و مهارتش برای مدیریت اثربخش منابع مالی خود به منظور امنیت مالی در طول عمر» (دهناد و غلامی جمکرانی، 1401). سواد مالی به میزانی اشاره دارد که فرد قادر به درک مفاهیم کلیدی مالی است و همچنین، دارای اعتمادبهنفس و توانایی لازم در تصمیمگیریهای بلندمدت و کوتاهمدت مرتبط با سرمایهگذاری با توجه به تغییر شرایط اقتصادی است (Awais et al., 2019).
نظریههای پسانداز و مصرف فرض میکنند مصرفکنندگان قادر به تغییر پسانداز و مصرف در طول عمر خویش هستند و این موضوع به سطوحی مشخص از سواد مالی نیاز دارد (Lusardi & Mitchell, 2011). علاوه بر اشخاص، اقتصاد و بخش مالی، بنگاههای کوچک و متوسط نیز به عنوان یکی از ذینفعان سواد مالی شناخته شدهاند. کارآفرینانی که سواد مالی دارند با تصمیمهای مناسب فرآیندهای کسبوکار را هدایت میکنند (Chu et al., 2017). سواد مالی به دانش، مهارت، نگرش و تجربه نیاز دارد و دانشی مناسب از حقایق مالی مشخص و عامل اصلی در مدیریت مالی شخصی است (تفتیان و باقری نسب، 1402).
سواد مالی از مهمترین عوامل پیشبینی تحمل ریسک مالی است و ترکیب این عامل در مدل رگرسیون تحمل ریسک باعث میشود برخی از عوامل جمعیتی دارای اهمیتی کمتر باشند. اجماع عمومی نشان میدهد افراد با سواد مالی بیشتر به تحمل ریسک بیشتر تمایل دارند (Wang & Zou, 2024). افزایش سواد مالی به کاهش اشتباه در تصمیمگیری منجر میشود؛ از این رو، میتوان از سواد مالی به عنوان کلید تصمیمگیری یاد کرد (Muslichah & Sanusi, 2019). سواد مالی را میتوان ادراک از مفاهیم و محصولات مالی توسط مصرفکنندگان یا سرمایهگذاران و ایجاد توانایی و اطمینان در آنها به منظور انتخاب آگاهانه و انجام اقداماتی اثربخش برای بهبود رفاه مالی دانست (Zulaihati et al., 2020).
پژوهشهای سواد مالی در دو گروه عمده قرار میگیرند؛ گروه اول مربوط به پژوهشهایی است که عناصر و مؤلفههای سواد مالی را بررسی میکنند. گروه دوم پژوهشهایی هستند که با استفاده از یافتههای پژوهشهای گروه اول سواد مالی را بررسی میکنند و میسنجند، مانند سنجش سواد مالی در کشورهای مختلف، بررسی رفتارها و ویژگیهای افراد با سطوح مالی مختلف، بررسی رابطۀ بین آموزشهای مالی و سواد مالی، بررسی رابطۀ سواد مالی با تصمیمها و متغیرهای مختلف و اینکه آیا کمسوادی مالی میتواند بهبود یابد یا خیر (ابوسعیدی و همکاران، 1400).
به منظور بهبود سطح سواد مالی در یک جامعه، ابتدا باید از وضعیت موجود آن مطلع شد و سپس، با توجه به ویژگیهای فردی، اجتماعی و فرهنگی حاکم و برای تمام ردههای سنی اعم از زن و مرد، هم به عنوان مصرفکنندگان منابع اقتصادی و هم از منظر تولیدکنندگان (صاحبان کسبوکار) منابع اقتصادی در سطح خرد و کلان، تصمیمگیری و برنامههای متناسب را طراحی و اجرا کرد (همان). در بحث سواد مالی و تورشهای مالی رفتاری در سطوح خانواده، نکات زیر باید مورد توجه قرار بگیرند (کاظمپور دیزجی و همکاران، 1399):
یک سرمایهگذار با دانش مالی کافی با حسابداری، مدیریت پول و بودجهریزی آشنایی دارد و قادر است هزینهها و درآمدها را پیشبینی کند. افزون بر این، داشتن صلاحیت مالی کافی برای پسانداز کردن، استقراض کردن، خرج کردن و سرمایهگذاری در بازار پول و سرمایه از اهمیتی ویژه برخوردار است (Ganapathi, 2014). نتایج برخی از پژوهشها نشان میدهد سواد مالی تأثیری مثبت و معنادار بر کنترل رفتاری ادراکشده دارد (Raut, 2020؛ پناهی و همکاران، 1401).
با توجه به مطالب بالا، فرضیۀ پنجم پژوهش به شرح زیر تبیین میشود:
فرضیۀ پنجم: سواد مالی تأثیری مثبت بر تصمیمگیری سرمایهگذاران دارد.
پیشینۀ پژوهش
قالمق و همکاران (1395) در پژوهشی تأثیر سواد مالی بر تورشهای رفتاری سرمایهگذاران بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. نتایج تجزیهوتحلیل دادههای آنها که با ابزار پرسشنامه جمعآوری شده بود نشان داد بین میزان سواد مالی سرمایهگذاران و تورشهای رفتاری آنها رابطهای معنادار وجود دارد.
جلیلوند و رستمی نوروزآباد (1397) در مطالعهای تعاملات سواد مالی، احساسات، ادراک ریسک و تمایل به سرمایهگذاری در میان سرمایهگذاران بورس اوراق بهادار تهران را ارزیابی کردند. نتایج این پژوهش که بر اساس روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد، نشان داد سواد مالی، ادراک ریسک و احساسات به صورتی معنادار بر تصمیمهای سرمایهگذاران تأثیر میگذارند.
میرمحمدی و شاکریان (1398) در پژوهشی نقش سواد مالی و دانش مالی در تصمیمگیری سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری را بررسی کردند. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد سواد مالی، ریسک ادراکشده و دانش مالی بر تصمیمگیری برای سرمایهگذاری تأثیری معنادار دارند و ریسک ادراکشده رابطۀ بین دانش مالی و تصمیم به سرمایهگذاری را به شکلی منفی تبدیل میکند و این در حالی است که رابطۀ میان سواد مالی و تصمیم به سرمایهگذاری را تعدیل نمیکند.
مومنی و همکاران (1400) در پژوهشی نقش سواد مالی و تأثیر آن بر تحمل ریسک در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری فردی را بررسی کردند. این پژوهش با روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است و نتایج آن حاکی از آن است که تحمل ریسک مالی و سواد مالی بر تصمیمگیری سرمایهگذاران تأثیر دارند. افزون بر این، تحمل ریسک مالی بر تصمیمگیری سرمایهگذاران با توجه به متغیر میانجی سواد مالی تأثیرگذار است.
محققکیا و همکاران (1400) در پژوهشی سطح سواد مالی و رابطۀ آن با رفتار مالی و نگرش مالی را تعیین کردند. روش این پژوهش توصیفی - همبستگی است. نتایج پژوهش آنها بیانگر آن بود که دانشجویان مؤسسۀ آموزش عالی پرندک از سطح سواد مالی نسبتاً خوبی برخوردار هستند و ارتباطی معنادار بین سواد مالی با رفتار و نگرش مالی وجود دارد.
پناهی و همکاران (1401) در مطالعهای الگوی ارتباطی بین رفتارهای گذشته و سواد مالی با قصد سرمایهگذاری در بازار سهام با نقش میانجی متغیرهای فردی را بررسی کردند. نتایج حاکی از آن است که هنجارهای ذهنی، رفتار گذشته، نگرش و کنترل رفتاری ادراکشده تأثیری معنادار بر قصد سرمایهگذاری در بازار سرمایه دارند. سواد مالی تأثیری مثبت و معنادار بر نگرش و کنترل رفتاری ادراکشده دارد. همچنین، سواد مالی تأثیری مثبت و معنادار بر قصد سرمایهگذاری در بازار سرمایه از طریق نگرش و کنترل رفتاری ادراکشده دارد.
دهناد و غلامی جمکران (1401) در پژوهشی سیر تحول سواد مالی و رفتار مالی با رویکرد کتابسنجی را بررسی تحلیلی کردند. یافتههای پژوهش آنها نشان میدهد سواد مالی و رفتار در طول زمان به عنوان یک حوزۀ بینرشتهای توسعه یافته است. در ابتدا، پژوهشگران بر روی عوامل جمعیتشناختی و اقتصادی - اجتماعی تمرکز داشتند؛ اما بعداً این حوزه گسترش یافت و موضوعهایی مانند ساختارهای رفتاری و روانشناختی را که بر رفتار مالی تأثیر میگذارند، در بر گرفت. این پژوهش در پی آشکارسازی چارچوب مفهومی حوزۀ سواد مالی و ساختار فکری و اجتماعی آن بوده است.
لوزاردی[iii] (2015) در پژوهشی با عنوان «سواد مالی: آیا مردم الفبای سواد مالی را میشناسند؟» علل شکست طرحهای بازنشستگی، عدم مشارکت کافی در بورس، رفتار ضعیف استقراضی و ... را بررسی کرده است. وی در این مطالعه به این نتیجه دست پیدا کرد که بیشتر افراد شرکتکننده در این مطالعه سواد مالی پایینی دارند و نمیتوانند بهدرستی در مواقع لزوم تصمیمهای درست اخذ کنند و در نتیجه، محتمل ضرر می شوند و این ضرر مردم را میتوان به سطح کشور تعمیم داد. به گفتۀ لوزاردی، تنها راه پیشگیری از این اشتباهات افزودن برنامههای آموزشی مالی به برنامههای آموزشی در مدارس و دانشگاههاست.
آگاروالا[iv] و همکاران (2016) دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی کارگران شهری هندی را بررسی کردند و اگرچه دانش مالی مردان و زنان را پایین دانستند، نگرش مالی مردان و رفتار مالی زنان را با یکدیگر متفاوت گزارش کردند و در این زمینهها ضعیف دانستند. پژوهشگران نیاز به مداخله در زمینۀ دانش مالی کارگران شهری را امری مهم قلمداد کردند. حجم نمونۀ این مطالعه 1000 نفر بود که از این تعداد 754 نفر قابل قبول بودند. پرسشنامۀ استفادهشده در این پژوهش توسط سازمان توسعۀ همکاریهای اقتصادی تهیه شده است و هر سه بخش دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی را اندازهگیری میکند.
زکریا[v] و همکاران (2017) در پژوهش خود تأثیر مولفهها و سطوح سواد مالی و رابطۀ آن با تحمل ریسک و تصمیم به سرمایهگذاری یا پسانداز را بررسی کردهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد سواد مالی بر تحمل ریسک تأثیری مثبت دارد و میتواند پیشبینیکنندۀ نوع رویکرد فرد برای تصمیمگیری برای پسانداز یا سرمایهگذاری باشد.
گرومان[vi] (2018) در پژوهشی رفتار مالی و سواد مالی در خاورمیانه را بررسی کرد. او دریافت سطح سواد مالی به میزانی جالب توجه قابل قیاس با کشورهای صنعتی است؛ اما درک مفاهیم پیشرفته مالی در کشورهای خاورمیانه کمتر است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد سواد مالی بالاتر به بهبود تصمیمگیریهای مالی منجر میشود.
عدیل[vii] و همکاران (2022) در مطالعهای نقش تعدیلگری سواد مالی بر رابطۀ میان تورشهای رفتاری و تصمیمهای سرمایهگذاری را بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان میدهد در میان سرمایهگذاران مرد، تأثیر تورشهای ریسکگریزی و همگرایی بر تصمیمهای سرمایهگذاری منفی و از نظر آماری معنادار بود؛ در حالی که تأثیر اعتمادبهنفس بیش از حد بر تصمیمهای سرمایهگذاری مثبت و معنادار بود؛ با این حال، تأثیر تمایل به حفظ وضعیت از نظر آماری معنادار نبود. نتایج نشان داد در میان سرمایهگذاران زن، تأثیر ریسکگریزی و همگرایی بر تصمیمهای سرمایهگذاری منفی و از نظر آماری معنادار بود؛ با این حال، تأثیر اعتمادبهنفس بیش از حد و تمایل به حفظ وضعیت از نظر آماری بر تصمیمهای سرمایهگذاری معنادار نبود. مشاهده شده است سواد مالی به طرزی معنادار بر تصمیمهای سرمایهگذاری در میان سرمایهگذاران مرد و زن تأثیر گذاشته است. نتایج تأثیر تعامل در میان سرمایهگذاران مرد نشان داد تعامل بین اعتمادبهنفس بیش از حد و تصمیمهای سرمایهگذاری به طرزی معنادار تحت تأثیر سواد مالی قرار داشت؛ با این حال، تعامل سواد مالی با سه تعصب باقیمانده، یعنی ریسکگریزی، همگرایی و تمایل به حفظ وضعیت از نظر آماری معنادار نبود. نتایج تأثیر تعامل سواد مالی با اعتمادبهنفس بیش از حد، ریسکگریزی، تمایل به حفظ وضعیت و همگرایی در میان سرمایهگذاران زن از نظر آماری معنادار بود.
ثریا[viii] و همکاران (2023) در پژوهشی نقش میانجی تورشهای بیشاعتمادی، نمایندگی و رفتار رمهوار بر رابطۀ میان تحمل ریسک و تصمیمهای سرمایهگذاران را بررسی کردهاند. آنها به روش نمونهگیری گلولهبرفی پرسشنامۀ خود را میان 200 نفر از سرمایهگذاران بازار سهام اندونزی توزیع کردند. یافتههای حاصل از تجزیهوتحلیل معادلات ساختاری نشان داد تورشهای بیشاعتمادی و نمایندگی به عنوان متغیر میانجی بر رابطۀ میان تحمل ریسک و تصمیمهای سرمایهگذاران اثر دارند و تورش رفتار رمهوار اثری بر این رابطه ندارد.
آپاشی و کاداکول[ix] (2023) در مقالهای مروری تأثیر سوگیریهای رفتاری بر تصمیمهای سرمایهگذاران را بررسی کردند. آنها با مرور مبانی 32 پژوهش به این نتیجه رسیدند که سوگیریهای رفتاری مانند بیشاعتمادی، اثر لنگر انداختن، زیانگریزی، حسابداری ذهنی، پشیمانگریزی و رفتار رمهوار بر روی تصمیمهای سرمایهگذاران اثر دارند. همچنین، نتایج پژوهش آنها نشان میدهد رابطۀ منفی ضعیف میان سوگیری رفتاری و بازده بازار سهام وجود دارد.
با نگاهی گذرا به پژوهشهای انجامشده در داخل کشور مشخص میشود در زمینۀ تأثیر تورشهای رفتاری و سواد مالی بر تصمیمهای سرمایهگذاری، تلاشی درخور توجه انجام نشده است. در صورتی که پژوهشی نیز در این زمینه انجام شده باشد، بخشی از موضوع را تحت پوشش قرار داده است و از جامعیت لازم برخوردار نیست.
شکل 1- مدل مفهومی پژوهش
روش پژوهش
این پژوهش از لحاظ دستهبندی بر اساس هدف یک پژوهش کاربردی به حساب میآید و از نظر شیوۀ گردآوری دادهها از نوع پژوهشهای توصیفی - پیمایشی است. همچنین، از لحاظ نظری، از نوع پژوهشهای اثباتی میاست. از نظر دستهبندی پژوهشها بر اساس مکان نیز میتوان این پژوهش را مشمول پژوهشهای میدانی دانست. در ضمن، این مطالعه از نوع پژوهشهای همبستگی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه بود. پرسشهای این پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامۀ پژوهشهای انجامشده توسط لوزاردی و میچل[x] (2011)، لوزاردی (2015)، لوزاردی و مسی[xi] (2023) و سورش[xii] (2021) است. آلفای کرونباخ این پرسشنامه در مجموع 82 درصد بوده است که بیانگر پایایی قابل قبول آن است. دادههای بهدستآمده از این پرسشنامه به وسیلۀ طیف لیکرت کمّی و از طریق آمار استباطی و توصیفی دادهها تجزیهوتحلیل شد.
جامعۀ آماری این پژوهش شامل ساکنان شهر کرمان است که در زمینۀ سرمایهگذاری در بازارهای مالی دارای تجربه هستند. در این مطالعه، برای نمونهگیری از روش نمونهگیری تصادفی دومرحلهای استفاده شد و از ساکنان مناطق مختلف شهر کرمان 388 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونههای انتخابشده افراد دارای درآمد و سن بیشتر از 20 سال بودند و پرسشنامه به صورت الکترونیکی در سایت پرسلاین[xiii] طراحی و لینک پرسشنامه از طریق نرمافزارهای ارتباطی و پیامک برای شرکتکنندگان ارسال شد. پرسشنامه از سه بخش پرسشهای پیشزمینۀ اجتماعی - اقتصادی و بیوگرافی، پرسشهای مربوط به سواد مالی و پرسشهای سوگیریهای رفتاری تشکیل شده بود. برای تهیۀ پرسشنامه، پژوهشهای نظری و کاربردی مرتبط با شاخصهای پژوهش بررسی و بر مبنای آنها، متغیرها و معیارهای اندازهگیری استخراج و بر پایۀ آنها، 39 پرسش (35 پرسش تخصصی و 4 پرسش عمومی) طراحی شدند.
برای سنجش روایی پرسشنامه از روش صوری و روایی محتوا استفاده شد و از این رو، پرسشنامهها در اختیار 8 نفر از متخصصان و صاحبنظران و اساتید دانشگاه فعال در حوزۀ مدیریت مالی و بازارهای مالی و پولی قرار گرفتند تا اهمیت اطلاعات و ارتباط بین متغیرها در جای مناسب بررسی شود و مشخص شود آیا پرسشنامهها در راستای هدف مطالعه قرار دارند یا خیر. با طرح دیدگاههای آنها، تغییر در آئین نگارش و مفهوم برخی از پرسشها، روایی صوری و روایی محتوا حاصل شد. همچنین، به منظور تأیید روایی، پرسشنامه علاوه بر روش تعیین اعتبار صوری، از اعتبار سازۀ عاملی تأییدی و نرمافزار لیزرل در میان نمونۀ آماری پژوهش استفاده شد. برای این منظور، نخست از آزمونهای 865/0 KMO = وکرویت بارتلت 9432= χ2 ، 001/0 sig = استفاده شد که نشاندهندۀ صحت نمونهگیری و کفایت دادهها از لحاظ آماری به منظور تحلیل عاملی تأییدی بودند. سپس، برای هر متغیر تحلیل عاملی تأییدی انجام شد که با توجه به اینکه بار عاملی همۀ پرسشها بیشتر از 5/0 بود و شاخصهای برازش نیز همگی در حد مناسب بودند، روایی پرسشنامهها نیز از این لحاظ تأیید شد.
برای بررسی پایایی پرسشنامههای استفادهشده نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که برای تمام متغیرهای تحت بررسی میزان آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0 بود که پایایی پرسشنامههای مدنظر را تأیید میکند. در نهایت، برای تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از تکنیکهای آماری و معادلات ساختاری و نرمافزارهای لیزرل، 26 SPSS وSmart Pls3 استفاده شده است.
میانگین سن افراد شرکتکننده 3/39 سال با انحراف استاندارد 82/10 بود. تعداد افراد بر اساس متغیرهای دموگرافیک جمعآوریشده در جدول (1) آورده شده است. 50 درصد از افراد دارای بدهی مالی به فرد یا نهاد بودند. 9/28 درصد از افراد نیز دارای بدهی به بانکها و مؤسسههای مالی بودند.
جدول (2) ماتریس همبستگی میان متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. نتایج نشان میدهد میان متغیرهای پژوهش رابطهای خطی و معنادار (در سطح معناداری 01/0) وجود دارد.
جدول 1- فراوانی افراد شرکتکننده به تفکیک متغیرهای دموگرافیک
|
متغیر |
|
تعداد |
درصد |
|
جنسیت |
مرد |
212 |
6/54 |
|
زن |
176 |
4/45 |
|
|
تحصیلات |
فوق دیپلم و کمتر |
49 |
63/12 |
|
لیسانس |
202 |
06/52 |
|
|
فوق لیسانس |
98 |
26/25 |
|
|
دکتری |
39 |
05/10 |
|
|
رشتۀ تحصیلی |
علوم انسانی |
92 |
7/23 |
|
علوم تجربی |
106 |
3/27 |
|
|
ریاضی و فنی |
139 |
8/35 |
|
|
زبان و هنر |
15 |
9/3 |
|
|
امور مالی و حسابداری |
18 |
6/4 |
|
|
درآمد |
کمتر از 10 میلیون |
12 |
09/3 |
|
15-10 میلیون |
108 |
84/27 |
|
|
20-15 میلیون |
76 |
59/19 |
|
|
25-20 میلیون |
104 |
80/26 |
|
|
30-25 میلیون |
53 |
66/13 |
|
|
بیشتر از 30 میلیون |
35 |
02/9 |
جدول 2- ماتریس همبستگی برای اندازهگیری روابط میان متغیرها
|
عاملها |
سوگیری ابتکاری |
سوگیری اثر قالببندی |
سوگیری شناختی |
سوگیری رفتار رمهوار |
سواد مالی |
|
سوگیری ابتکاری |
1 |
|
|
|
|
|
سوگیری اثر قالببندی |
*769/0 |
1 |
|
|
|
|
سوگیری شناختی |
*635/0 |
*802/0 |
1 |
|
|
|
سوگیری رفتار رمهوار |
*768/0 |
*592/0 |
*712/0 |
1 |
|
|
سواد مالی |
*652/0 |
*642/0 |
*708/0 |
*736/0 |
1 |
*سطح معناداری 001/0
جدول (3) ساختار میان متغیرهای پنهان پژوهش را نشان میدهد. بار عاملی همۀ متغیرها در دامنۀ 648/0 و 912/0 است؛ بنابراین، تکبُعدی بودن پرسشهای متغیرها در الگو و اعتبار سازه تأیید میشوند.
در این پژوهش، به منظور بررسی ضریب اطمینان ساختاری از معیار پایایی ترکیبی CR استفاده شده است. از آنجا که این ضریب برای همۀ متغیرها بزرگتر از 6/0 است، قابلیت اطمینان داخلی مدل تضمین میشود.
مقادیر AVE برای همۀ متغیرهای پنهان از 5/0 بزرگتر است و روایی همگرا تأیید میشود؛ به این معنا که شاخصهای هر سازه (متغیر) با یکدیگر همبستگی میانهای دارند.
به منظور بررسی برازش الگوی ساختاری از شاخصی به نام R2 استفاده میشود. R2 معیاری است که برای متصل کردن بخش ساختاری الگوسازی معادلات ساختاری به کار میرود و نشان دهندۀ تأثیری است که یک متغیر مستقل بر یک متغیر وابسته دارد. این مقدار برای سازههای وابسته محاسبه میشود و در رابطه با سازههای مستقل، مقدار این معیار صفر است. مقادیر 19/0، 33/0 و 67/0 به عنوان ملاک برای مقادیر ضعیف، متوسط و قوی R2 معرفی شدهاند (Chin, 2010). جدول (4) مقادیر R2 متغیرهای پنهان و وابستۀ الگوی ساختاری پژوهش را نشان میدهد.
در نهایت، قابلیت پیشبینی الگو با استفاده از آزمون ناپارامتری استون گیسر[xiv] ارزیابی میشود (طباطبایی و لسانی، 1396). Q2 میزان موفقیت این پیشبینی را ارزیابی میکند. Q2 مثبت و بزرگ نشان از قابلیت زیاد الگو دارد. جدول (5) اشتراک روایی متقاطع متغیرهای پنهان الگوی پژوهش را نشان میدهد.
در صورتی که این مقدار در رابطه با یک سازۀ درونزا سه مقدار 02/0، 15/0 و 35/0 را کسب کند، این مقادیر بهترتیب نشان از پیشبینی ضعیف، متوسط و قوی سازه با سازههای برونزای مربوط به آن را دارند.
جدول 3- نتایج تجزیهوتحلیل عاملی تأییدی برای مدل اندازهگیری
|
متغیرهای پنهان |
متغیرها |
بار عاملی |
آلفای کرونباخ |
CR |
AVE |
|
سوگیری ابتکاری |
لنگر انداختن |
873/0 |
924/0 |
948/0 |
582/0 |
|
نمایندگی |
799/0 |
||||
|
اعتمادبهنفس بیش از حد |
887/0 |
||||
|
سوگیری اثر قالببندی |
حسابداری ذهنی |
648/0 |
870/0 |
884/0 |
686/0 |
|
اثر وقفه |
871/0 |
||||
|
زیانگریزی |
889/0 |
||||
|
سوگیری شناختی |
محافظهکاری |
910/0 |
932/0 |
906/0 |
711/0 |
|
تأیید |
893/0 |
||||
|
واپسنگری |
730/0 |
||||
|
سوگیری رفتار رمهوار |
پردازش اطلاعات |
897/0 |
864/0 |
878/0 |
788/0 |
|
اثر بند واگن |
837/0 |
||||
|
گروههای اجتماعی |
774/0 |
||||
|
سواد مالی |
صلاحیت مالی |
912/0 |
886/0 |
942/0 |
854/0 |
|
مهارت مالی |
768/0 |
||||
|
فرصت مالی |
804/0 |
جدول 4- ضریب تعیین متغیرهای پنهان الگو
|
متغیرهای پنهان |
متغیرها |
ضریب |
|
سوگیری ابتکاری |
لنگر انداختن |
552/0 |
|
نمایندگی |
536/0 |
|
|
اعتمادبهنفس بیش از حد |
410/0 |
|
|
سوگیری اثر قالببندی |
حسابداری ذهنی |
417/0 |
|
اثر وقفه |
585/0 |
|
|
زیانگریزی |
642/0 |
|
|
سوگیری شناختی |
محافظهکاری |
522/0 |
|
تأیید |
715/0 |
|
|
واپسنگری |
422/0 |
|
|
سوگیری رفتار رمهوار |
پردازش اطلاعات |
645/0 |
|
اثر بند واگن |
705/0 |
|
|
گروههای اجتماعی |
751/0 |
|
|
سواد مالی |
صلاحیت مالی |
683/0 |
|
مهارت مالی |
737/0 |
|
|
فرصت مالی |
522/0 |
جدول 5- اشتراک روایی متقاطع متغیرهای پنهان الگوی پژوهش
|
متغیرهای پنهان |
متغیرها |
Q2 |
|
سوگیری ابتکاری |
لنگر انداختن |
642/0 |
|
نمایندگی |
424/0 |
|
|
اعتمادبهنفس بیش از حد |
592/0 |
|
|
سوگیری اثر قالببندی |
حسابداری ذهنی |
575/0 |
|
اثر وقفه |
666/0 |
|
|
زیانگریزی |
409/0 |
|
|
سوگیری شناختی |
محافظهکاری |
479/0 |
|
تأیید |
462/0 |
|
|
واپسنگری |
552/0 |
|
|
سوگیری رفتار رمهوار |
پردازش اطلاعات |
542/0 |
|
اثر بند واگن |
391/0 |
|
|
گروههای اجتماعی |
342/0 |
|
|
سواد مالی |
صلاحیت مالی |
304/0 |
|
مهارت مالی |
378/0 |
|
|
فرصت مالی |
595/0 |
پس از برازش الگوی ساختاری، برازش الگوی کلی از طریق شاخص GOF ارزیابی میشود. این معیار مربوط به بخش کلی معادلات ساختاری است؛ به این معنا که توسط این معیار، پژوهشگر میتواند پس از بررسی برازش بخش اندازهگیری و بخش ساختاری الگوی پژوهش، برازش بخش کلی را نیز کنترل کند. مقدار GOF برای الگوی پژوهش، برابر 537/0 است که نشاندهندۀ برازش بسیار قوی الگوی پژوهش است.
الگوریتم تحلیل دادهها در روش PLS نشان میدهد پس از بررسی برازش مدلها، میتوان فرضیههای پژوهش را بررسی و آزمون کرد. هنگامی که مقدار t در بازۀ بیشتر از 96/1 باشد، بیانگر معنادار بودن پارامتر مربوط و به تبع آن، تأیید فرضیههای پژوهش است. در جدول (6)، مقادیر t، ضرایب مسیر و نتیجۀ بررسی فرضیهها آمده است.
جدول 6- نتایج آزمون فرضیهها
|
شماره |
فرضیه |
آمارۀ t |
ضریب مسیر |
نتیجه |
|
1 |
سوگیریهای ابتکاری تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارند. |
351/8- |
306/0- |
تایید |
|
2 |
سوگیری اثر قالببندی تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد. |
162/19- |
115/0- |
تایید |
|
3 |
سوگیری شناختی تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد. |
906/7- |
098/0- |
تایید |
|
4 |
سوگیری رفتار رمهوار تأثیری معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد. |
348/36- |
682/0- |
تایید |
|
5 |
سواد مالی تأثیری مثبت بر تصمیمگیری سرمایهگذاران دارد. |
076/30 |
372/0 |
تایید |
با توجه به مقدار ضریب معناداری بهدستآمده برای مسیرهای بین متغیرها، همۀ فرضیههای پژوهش تأیید شدند. نتایج تجزیهوتحلیل نشان میدهد سوگیریهای ابتکاری با ضریب مسیر 306/0- تأثیری منفی و معنادار بر تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارند. همچنین، سوگیری اثر قالببندی با ضریب مسیر 115/0- تأثیری منفی و معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد و متغیر سوگیری شناختی با ضریب 098/0- تأثیری منفی و معنادار بر تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد. سوگیری رفتار رمهوار با ضریب مسیر 682/0- تأثیری منفی و معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد. افزون بر این، متغیر سواد مالی با ضریب مسیر 372/0 تأثیری مثبت و معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی دارد.
وجود برخی از خطاهای سیستماتیک، قدرت محدود در محاسبات و پیچیده بودن مسائل تصمیمگیری سبب میشوند گاهی انسانها در بازارهای مالی و تصمیمگیری به صورت عقلایی عمل نکنند و نظریۀ رفتار عقلایی در بازارهای کارا تحت تأثیر نظریۀ مالی رفتاری قرار بگیرد. پیشداوریهای روانی و شناختی میتوانند در فرایند تصمیمگیری اختلال ایجاد کنند و به نتایجی پایینتر از سطح بهینه منجر شوند. از سوی دیگر، سواد مالی بر روی برنامهریزیهای مالی، تصمیمگیریهای آگاهانه، استفاده از فرصتهای مالی و رفاه و رضایت اجتماعی تأثیرگذار است. درک مفاهیم و مهارتهای مرتبط با سواد مالی به سبب اینکه مصرفکننده را برای بقا در جامعۀ مدرن و مقاومت در برابر تنوع و پیچیدگی محصولات و خدمات مالی موجود توانا میکند، ضروری است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر تورشهای رفتاری و سواد مالی بر روی تصمیمهای سرمایهگذاری خانوارها در شهر کرمان است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد سوگیریهای ابتکاری بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی تأثیری منفی و معنادار دارند. این یافته مشابه یافتۀ پژوهشهای کوبیلای و بایراکداراغلو[xv] (2016)، زهرا و بنسال[xvi] (2018) و احمد و شاه[xvii] (2020) است. گیر افتادن ذهن افراد بر روی اطلاعات اولیه، انتظار تداوم روندها و مشابهتسازی رویدادها، انجام معاملات زیاد بر اساس بیشاعتمادی به تواناییها و مهارتهای فردی در پیشبینی بازار سبب میشوند افراد با نادیده گرفتن برخی از واقعیتهای بازار و تحمل هزینههای زیاد معاملات و احساسی برخورد کردن با مسائل، تصمیمهای غیرمنطقی اخذ کنند. همچنین، یافتهها گویای آن است که سوگیری اثر قالببندی تأثیری منفی و معنادار بر روی تصمیمگیری سرمایهگذاران دارد. این یافته مشابه یافتۀ پژوهشهای تالها[xviii] و همکاران (2015)، تابش[xix] و همکاران (2019)، ژانگ و سوسمان[xx] (2018) و هولدن و تیلاهون[xxi] (2021) است. در واقع، عدم توجه به نتیجۀ نهایی سبد سرمایهگذاریها و طبقهبندی و ارزیابی هر سرمایهگذاری به صورت مجزا، قیمتگذاری غیرمنطقی داراییها، حساسیت افراد به فرصتهای ازدسترفته، وفاداری به موقعیتهای سرمایهگذاری زیانده و پرهیز از قبول اشتباه از جملۀ سوگیریهای رفتاری اثر قالببندی هستند که بر روی تصمیمهای سرمایهگذاری بهینه اثر منفی میگذارند.
افزون بر این، یافتهها نشان میدهد سوگیری توهمات شناختی تأثیری منفی و معنادار بر تصمیمهای سرمایهگذاری دارد. این یافته مشابه یافتۀ پژوهشهای سینگ[xxii] و همکاران (2016)، باکار و یی (2016)، پوجت[xxiii] و همکاران (2017) و دی میگوئل[xxiv] و همکاران (2018) است. در واقع، رفتار غیرمنعطف سرمایهگذاران در مواجهه با اطلاعات جدید، فیلتر کردن اطلاعات در جهت تأیید باورهای فردی، وجود اعتمادبهنفس کاذب و قابل پیشبینی دانستن رویدادها بعد از وقوع آنها بر اساس ادراک و دانش قبلی افراد هستند که به اخذ تصمیمهای نادرست در تصمیمگیریهای مرتبط با سرمایهگذاری منجر میشوند. همچنین، یافتهها حاکی از آن است که سوگیری رفتار رمهوار تأثیری منفی و معنادار بر روی تصمیمهای سرمایهگذاران دارد. این یافته مشابه یافتۀ پژوهشهای پرتیوی[xxv] و همکاران (2019) و سورش (2021) است. در واقع، دنبالهروی تودهها، نادیده گرفتن اطلاعات شخصی و عضویت در گروههای سرمایهگذاری دارای انحراف فکری سبب میشوند تصمیمهای سرمایهگذاران منطقی و بهینه نباشند.
در نهایت، یافتههای پژوهش نشان میدهد سواد مالی تأثیری مثبت و معنادار بر تصمیمهای سرمایهگذاران دارد. یک سرمایهگذار دارای دانش مالی کافی با مدیریت پول و بودجهریزی و حسابداری آشنایی دارد و قادر است هزینهها و درآمدها را پیشبینی کند که سبب میشود این سرمایهگذار تصمیمهایی بهینه در رابطه با خرج کردن، پسانداز و سرمایهگذاری در بازار پول و سرمایه اخذ کند. این یافته مشابه یافتۀ پژوهشهای جلیلوند و همکاران (1397)، پناهی و همکاران (1401) و راوت[xxvi] (2020) است.
به سرمایهگذاران پیشنهاد میشود قبل از هر گونه سرمایهگذاری در بازارهای مالی، نسبت به این بازارها دانش لازم را کسب کنند و به دنبال فرصتهای مناسب سرمایهگذاری باشند و از انجام معاملات زیاد و بیهدف و مبتنی بر رفتارهای تودهای اجتناب کنند. همچنین، سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری یا به دانش خود متکی باشند یا با کارشناسان بازار مشورت کنند و ضمن متنوع کردن سبد سرمایهگذاری خود، به اصول مدیریت ریسک و مدیریت هزینهها پایبند باشند. به سیاستگذاران بازارهای مالی نیز پیشنهاد میشود ضمن اصلاح نظام ساختاری بازار در راستای کارا شدن آن و شفافیت اطلاعات، برای بالا بردن سطح سواد عموم مردم در مدارس و دانشگاهها کارگاههای دانش افزایی و مهارت مالی برگزار کنند تا به این وسیله، زمینه برای ایجاد نسلی آگاه به امور مالی فراهم آید. همچنین، برای برگزاری وبینارها و کارگاههای آموزشی به منظور افزایش سواد مالی در جامعه و آموزش روانشناسی بازار، پلتفرمهای آنلاین ایجاد شوند. پیشنهادها برای مطالعات آینده به شرح زیر ارائه میشوند:
محدودیت های این پژوهش شامل موارد زیر میشوند:
با وجود این، نهایت تلاش انجام شد تا روایی و پایایی پژوهش تا حد امکان خدشه دار نشود.
[i] Ahmed
[ii] Bakar & Yi
[iii] Lusardi
[iv] Agarwalla
[v] Zakaria
[vi] Grohmann
[vii] Adil
[viii] Soraya
[ix] Upashi & Kadakol
[x] Mitchell
[xi] Messy
[xii] Suresh
[xiii] https://porsline.ir
[xiv] Stone-Geisser test
[xv] Kubilay & Bayrakdaroglu
[xvi] Zahera & Bansal
[xvii] Ahmad & Shah
[xviii] Talha
[xix] Tabesh
[xx] Zhang & Sussman
[xxi] Holden & Tilahun
[xxii] Singh
[xxiii] Pouget
[xxiv] De Miguel
[xxv] Pertiwi
[xxvi] Raut