معاصرسازی اصول شهرسازی مکتب اصفهان به منظور ارتقای کیفیت فضای شهری در دوران معاصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه ریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیارگروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 دانشجوی دکتری گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه ازاد اسلامی واحد اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

آنچه در شهرهای امروز ما دیده می‏شود، نه فضای شهری، که فضاهایی خالی محصول کنار هم قرار گرفتن بناها و تکه‌هایی باقی‏مانده از توده‌هایی است که کمتر معنا و مفهومی را به ذهن متبادر می‌کنند. شاید این‏گونه باشد که در شهر ما اول ساختمان‌ها ساخته می‌شوند و آنچه باقی می‏ماند فضای شهری است؛ از همین رو، این مقاله مکتب اصفهان را به عنوان پلی برای ارتباط با گذشته و ایجاد تداوم تاریخی در فضاهای شهری انتخاب کرده است. هدف از این پژوهش معاصرسازی اصول شهرسازی مکتب اصفهان با رویکرد معاصرسازی بر پایۀ نیازهای کنونی شهر اصفهان است. معاصرسازی در این پژوهش نه به معنای بازگشت به گذشته، بلکه به معنای استفادۀ بهینه از اصول گذشته و به‏هنگام کردن آن با شرایط کنونی است. در این پژوهش، اصول شهرسازی مکتب اصفهان هم بر اساس مصاحبه با کارشناسان و هم بر اساس مطالعات کتابخانه‏ای گردآوری شده‏اند و در نخستین گام، سنجه‌های متناظر پژوهش بر اساس تحلیل محتوای کمی مصاحبۀ کارشناسان و مطالعات کتابخانه ای به دست می‌آیند. در ادامه، شاخص‏ها بر اساس آزمون فریدمن اولویت‏بندی و 17 سنجۀ اولیه وارد چرخۀ تحلیل عاملی می‏شوند. نتایج حاکی از آن است که 6 عامل اقتصادی، اجتماعی، سطح و سرانه، دسترسی، کالبدی و آثار تاریخی از 17 سنجۀ پژوهش تا میزان 86 درصد پشتیبانی می‏کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Regenerating the Urban Planning Principles of the Isfahan School to Improve the Quality of the Urban Space in the Contemporary Era

نویسندگان [English]

  • َAli Zangiabadi 1
  • Bahareh Tadayon 2
  • Ghodrat Noroozi 3
  • Neda Norozi 4
1 Associate prof. of Urban planning Department , University of Isfahan, Isfahan , Iran
2 Department of Urban Planning, Faculty of Art and Architecture, Isfahan Islamic Azad University, Isfahan, Iran
3 Assistant Professor of Law, Faculty of Administrative Sciences and Economics, University of Isfahan, Isfahan, Iran
4 Department of Urban Planning, Faculty of Art and Architecture, Isfahan Islamic Azad University, Isfahan, Iran
چکیده [English]

What is seen in our cities today is not the urban space, but the empty spaces that are the result of the juxtaposition of buildings and the remaining pieces of the masses that bring less meaning and concept to mind. Maybe first, buildings are built in our city and then, what remains is the urban space. Therefore, this article has chosen Isfahan school as a bridge to communicate with the past and create historical continuity in urban spaces. The purpose of this research is to modernize the principles of the Isfahan school of urban planning with a modernizing approach based on the current needs of Isfahan City. Contemporization in this research does not mean returning to the past, but rather the optimal use of past principles and updating them with current conditions. In this research, the urban planning principles of the Isfahan school were collected based on interviews with experts and library studies. In the first step, the corresponding parameters of the research were obtained based on quantitative content analysis of expert interviews and library studies. In the following, the indicators are prioritized based on the Friedman test, and the 17 primary indicators enter the factor analysis cycle. The results indicate that 6 economic, social, level and per capita factors, access, physical, and historical monuments support 17 research criteria up to 86%.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Regenerating
  • Isfahan School
  • Urban Space

مقدمه

افزایش جمعیت در دهه‌های اخیر توسعه‌های بی‏برنامه، گستردگی شهرها و ناهمگونی فضاهای شهری را به همراه داشته است (کرمی و رضایی‏نژاد، 1399). فضای شهری پدیده‏ای است سازمان‏یافته از اطلاعاتی که در صور مختلف فرم، عملکرد و معنا تجلی می‏یابد، بستر شکل‏گیری و ارتقای زندگی اجتماعی یک جامعه است که بیانگر فرهنگ و شیوۀ شهرنشینی یک تمدن است، عینیتی است برخاسته از تلفیق روابط اجتماعی، در بستری کالبدی، در زمینه‏ای معنایی و در راستای عملکردهای مورد نیاز جمعی انسانی (ماجدی و همکاران، 1400). آنچه در شهرهای امروز ما دیده می‏شود، نه فضای شهری، که فضاهایی خالی محصول کنار هم قرار گرفتن بناها و تکه‌هایی باقی‏مانده از توده‌هایی است که کمتر معنا و مفهومی را به ذهن متبادر می‌کنند. شاید این‏گونه باشد که در شهر ما اول ساختمان‌ها ساخته می‌شوند و آنچه باقی می‏ماند فضای شهری است. دورافتادگی فرهنگی، دور بودن از معیارها و اصولی که در تمامی محافل علمی و آکادمیک جزء پارامترهای لازم و ضروری هر فضای شهری شمرده می‏شوند، فاصله گرفتن از آنچه پیشینۀ ارزشمند این‏گونه فضاها نام می‏گیرد، کیفیت نامطلوب‌ زیبایی‌شناسانۀ محیط شهری، توسعۀ شهری بدون در نظر گرفتن اهمیت و جایگاه ویژۀ فضای شهری در زندگی اجتماعی و تبعات منفی آن بر روحیۀ شهر (مردم و فعالیت‌ها)، استفادۀ به‏ناچار شهروندان از زمین‌های خالی در میان توده‌ها تحت عنوان فضای شهری و غیره از جملۀ موضوع‏هایی هستند که می‏توانند معرف وضع موجود باشند (مدنی‏پور، 1384، ص. 17)؛ در صورتی که هر محیط شهری فضایی مادی است با ابعاد اجتماعی و روان شناختی‏اش. فضای شهری فقط عرصۀ جولان دادن مدل‌ها و نظریه‌های اقتصادی و نظام‌های پولی نیست، بلکه مکانی است برای جریان یافتن زندگی روزمره و بستری است برای تجربه‏های متنوع و به‏یادماندنی.امروزه، دلیل عدم موفقیت برخی از فضاهای شهری این است که این فضاها در یک اجماع عمومی ‌به دست نیامده‏اند. این فضاها خلق‏الساعه است و به همین دلیل است که برای آن‏ها از واژۀ انتزاعی استفاده می‌کنند؛ زیرا از دل یک فرآیند بیرون نیامده‏اند. تمام فضاهای مدرنیستی با وجود زیبایی‏شان فضاهایی انتزاعی هستند؛ یعنی از جامعه، زمینه و بافت فرهنگی منتزع هستند و فضاهایی آبستره و تجریدی محسوب می‌شوند. فضاهای عمومی ‌به عنوان منبعی مفید، محلی و روزمره و عاملی به منظور مشارکت اجتماعی محسوب می‌شوند و می‏توانند به ایجاد حس تعلق کمک کنند (دوست‏محمدی و همکاران، 1400، ص. 16). نمونه‌های موفق فضاهای شهری که به عنوان میراث گذشته به ما رسیده‏اند، از دل فرآیندهای حاوی معنا و در تطابق با نیازهای روز و مکاتب فلسفی حاکم دردوره‌های زمانی مختلف بیرون آمده‏اند (حبیبی و صمدی کافی، 1399، ص. 49). مکتب اصفهان به عنوان یکی از مکاتب تاریخی گذشته، حاوی اصول و توصیه‌هایی بر مبنای تداوم تاریخی، توجه به هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی شهر و درنظر گرفتن حس تعلق و کیفیت زندگی شهروندان است. از این نظر، این پژوهش مکتب اصفهان را به عنوان یکی از راهکارهای تطابق فضاهای شهری با تداوم تاریخی، هویت بافت و شرایط اجتماعی و اقتصادی آن به کار می‏برد. این به‏کارگیری نه به معنای تعریف دوبارۀ شهر بر اساس اصول مکتب اصفهان، بلکه به معنای معاصرسازی این اصول بر اساس شرایط وضع موجود فعلی شهر اصفهان است. معاصرسازی الگوی تعاملی حفاظت و توسعۀ شهر است که گویای آن است که از یک سو، لازم است از میراث فرهنگی شهرهای تاریخی حفاظت شود و از سوی دیگر، لازم است زیرساخت‌های لازم برای رونق زندگی فعال شهری در آن‏ها فراهم آیند. توسعۀ شتابزده موجب وارد آمدن آسیب‌هایی جبران‏ناپذیر بر میراث فرهنگی و تاریخی می‌شود؛ همان‏گونه که حفاظت موزه‌ای خود باعث تخریب بافت‌های باارزش شهری می‏شود. فقط بنایی می‏تواند در بافت باارزش شهری ساخته شود که علاوه بر احترام بر میراث گذشته و حفظ اصالت بافت، پاسخ‏گوی نیازهای معاصر باشد و بتواند به میراث فرهنگی شهرهای تاریخی بیفزاید و در نهایت، پاسخ‏گویی به عملکردهای مورد انتظار، خود نیز به میراثی برای آیندگان تبدیل شود. این الگو تلاش می‏کند تا تعاملی بین شیوه‌های اقدام مبتنی بر به‏سازی و نوسازی و بازسازی را مطرح کند (حبیب، 1397). در این میان، مکتب اصفهان می‏تواند به عنوان حلقۀ واسط بهبود کیفیت فضاهای شهری در تطابق با تاریخ گذشته بر آن و همچنین، معاصرسازی فضاهای شهری نقشی مهم ایفا کند؛ از این ‌رو، این پژوهش بر آن است تا با بهره‌گیری از فرایند معاصرسازی، ویژگی‌های مکتب اصفهان را تبیین کند. دغدغۀ این پژوهش ایجاد ارتباط و تداوم تاریخی بین اصفهان امروز و مکتب اصفهان به عنوان یکی ازدوره‌های تاریخی موفق گذشته بر این شهر و برندیابی بر اساس این تداوم تاریخی است. معاصرسازی به عنوان یکی ازرویکردهای اخیر در مرمت و بازسازی فضاهای شهری مطرح شده است. این رویکرد، رویکردی همه‏جانبه است که تمامی شاخص‌های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‏محیطی را در بر می‏گیرد. استفادۀ مجدد از سبک‌های شهرسازی و معماری گذشته موضوع بحث بسیار گسترده‏ای در دهه‌های گذشته بوده است. همچنین، در سطح بین‌المللی، با توجه به آگاهی از ارزش‌های فرهنگی و هویتی مصنوعات شهری، این موضوع بیش از پیش محوری شده است. لندن این اهداف جاه‌طلبانه را‌ برای بازسازی و مکان‌سازی دارد که تعدادی زیاد از لندنی‌ها در محله‌های خود به عنوان مکان سکونت خویش، فعالیت، گذران اوقات فراغت و ایجاد شغل کنند؛ با این حال، بیشتر اوقات، بازسازی چیزی است که برای جوامع «انجام می‏شود». مردم احساس می‏کنند از تصمیم‏هایی مهم که بر محلۀ آن‏ها تأثیر می‌گذارند، کنار گذاشته شده‏اند. تحولاتی ایجاد می‏شوند که ممکن است اهداف اقتصادی و زیست‏محیطی شهر را برآورده کنند؛ اما نمی‏توانند زندگی مردمی را که در آن زندگی می‏کنند بهبود بخشند. کمیسیون توسعۀ پایدار لندن معتقد است قرار دادن ارزش اجتماعی در قلب بازسازی و مکان‌سازی راه‌هایی جدید از کار را باز می‌کند که مکان‌های عالی را ارائه می‌دهند که به مردمی که در آن شهر زندگی می‌کنند، خدمت می‌کنند. پیش‏نویس طرح جدید لندن رویکردی جامع را برای تشویق رشد خوب تعیین می‌کند. «ساخت جوامع قوی و فراگیر» در قلب آن است و جاه‏طلبی‌هایی روشن برای حمایت از مردم محلی بیشتر برای ایفای نقش‌های فعال در شکل دادن به محله‌های خود وجود دارند. هدف این پژوهش شناسایی شاخص‌های اثرگذار بر معاصرسازی اجتماعی طرح‌های واحد همسایگی در شهر لندن است. در گام نخست، هیئت دلفی از نخبگان واحدهای همسایگی شهری تشکیل شده است و بر اساس مصاحبه، مهم‏ترین شاخص‌های مدنظر استخراج شده‏اند. بر این اساس، شاخص‌های محیطی از جمله کاهش آلودگی‌های بصری، کنترل ارزش زمین، بهبود امنیت محلات، رسیدگی به فضای سبز شهری و نظافت شهری به عنوان اثرگذارترین شاخص‌ها به دست آمده‏اند (LSDC, 2023). در گذشته، ناهنجاری‌های ناشی از مکاتب کالبدی کمتر از دورۀ کنونی بوده‏اند. در دورۀ جهانی شدن و مدرنیته، هیچ کالبدی بر اساس بستر موضوعی‏اش سر از زمین برنیاورده است؛ بنابراین، موضوع‏هایی جدید در بحث دربارۀ حفاظت و استفادۀ مجدد مطرح می‌شوند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که تمام انتخاب‌ها در فرآیندهای لایه‏نگاری شهری را می‌توان در منظری متفاوت، پس از مرحلۀ «انطباق» تا «حفاظت از پتانسیل تکاملی» دید. در این پژوهش، از روش پرسشنامه برای شناسایی شاخص‌های مؤثر گذشته بر فضای شهری استفاده شده است. در همین راستا، تعداد 1230 پرسشنامه در سطح شهر بر اساس روش نمونه‏گیری سهمیه‏ای توزیع شده‏اند و مهم‏ترین شاخص‌های مؤثر گذشته که تمایلی به حضور دوبارۀ آن‏ها در شهر بوده است، استخراج شده‏اند. شاخص‌هایی همچون افزایش باغ‏سازی، استفاده از مسیرهای دوچرخه، ایجاد پیوستگی در کالبد شهر و جلوگیری از تجاری‏سازی فضای شهری از پراولویت‏ترین شاخص‌ها بوده‏اند ( Yi & Lorenzo, 2023). در پژوهشی در شهر آمستردام، به منظورمعاصرسازی بافت ناکارآمد شهری از روش تحلیل محتوای اسناد فرادست شهر استفاده شده است. در این روش، شعارهای در نظر گرفته‏شده برای منطقۀ شهری و محلات زیرمجموعۀ آن و مکاتب نظری، رهیافت‌ها و نظریه‌های مرتبط  با معاصرسازی استخراج شده‏اند. در همین رابطه، از نرم‏افزار اطلس بهره برده شده است و ارتباط بین شاخص‌های پژوهش استخراج شده است. در نهایت، مدل بومی به منظور معاصرسازی بافت محلات تبیین شده است (Altrock, 2023). سازمان ملل متحد در برنامه‏ای دستور کاری را برای دولت‌های محلی در راستای معاصرسازی بافت‌های قدیمی منتشر کرده است. در این دستور کار، چک‏لیستی شامل شاخص‌های محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و تاریخی گردآوری شده‏اند که در شناسایی بافت‌های واجد ارزش به منظور معاصرسازی کمک می‏کنند. در این دستور کار، معاصرسازی به عنوان یک اقدام پیچیدۀ همه‏جانبه در راستای کنترل روند افزایشی تجاری‏سازی شهرها معرفی شده است (UN-Habitat, 2022). شهر سوپوت[i] نه فقط با توجه به موقعیت و ارزش‌های طبیعی، بلکه به خاطر معماری مسکونی برجسته‏اش که قدمت آن به پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم باز می‌گردد، منحصر‏به‏فرد است. پس از جنگ جهانی دوم، بیشتر خانه‌ها از صاحبانشان گرفته شدند (ملی شدند). آن‏ها که از مراقبت صاحبان خود محروم شدند، در طول سال‌ها بیشتر و بیشتر و فرسوده شدند. در معماری قرن نوزدهم، مکتب سوپوست دارای ویژگی‏هایی همچون رعایت سلسله‏مراتب، استفاده از نور و رنگ در طراحی‌ها، استفاده از پلان‌های مستطیلی‏شکل و بهره‏گیری از فضای سبز بوده است. در پی فرسوده شدن شهر، این مکتب نیز به دست فراموشی سپرده شده است. این پژوهش مباحث کالبدی و ساختار فضایی شهر را پوشش داده است و اقدامات احتمالی با هدف احیای شکوه و ارزش فرهنگی سابق خانه‌های تاریخی را ارائه داده است. به چیدمان عملکردی، ساخت‏وساز، ترکیب نماها، نوسازی عناصر و جزئیات معماری اشاره شده است (Poplatek, 2021). انجمن مدیریت شهری ایالات متحدۀ آمریکا در پژوهشی چگونگی برنامه‏ریزی مجدد  بافت‌های مستهلک شهری با هدف بازگرداندن آن‏ها به حیات شهری و معاصرسازی آن‏ها را بررسی کرده است. در این پژوهش، رئوس برنامه‏ریزی‌های قبلی و نتایج آن‏ها ارزیابی شده‏اند. در ادامه، پرسشنامه به منظور اولویت‏بندی اصول گذشته بر اساس نظرات مردم تدوین و توسط 240 نفر تکمیل شده است. نتایج نشان‏دهندۀ این است که در طراحی گذشتگان، بیش از هر چیز، عوامل استفاده از فضای سبز، طراحی بلوارهای عریض و پراکندگی مراکز تجاری و تفریحی مدنظر مردم بوده‏اند (Community Resiliency Initat, 2019). ارزیابی محدود عوامل تعیین‌کنندۀ چندسطحی، فرآیندهای مبتنی بر مکان و عوامل تعیین‌کنندۀ شهری که ظرفیت انطباقی بالقوۀ بافت شهری را شکل می‌دهند، نقشی جالب توجه در معاصرسازی بافت‌های شهری دارند و عدم توجه به تعاملات ظرفیت انطباقی بین موجودات اجتماعی از جمله پتانسیل ناسازگاری محلات شهری به بهبود شکاف‌های وضعیت کالبدی شهر کمک می‌کند که می‌تواند به اندازۀ کافی از برنامه‏ریزی سازگاری مناطق شهری در کشورهای در حال توسعه حمایت کند (Flórez & Labbé, 2019). مکتب اصفهان به عنوان یکی از مکاتب پیشین اصفهان که موجب رونق معماری و شهرسازی این دوره بوده است، می‏تواند به عنوان حلقه‌ای گمشده در وضعیت موجود اصفهان بررسی شود. این مکتب روح را برکالبد مقدم می‏شمارد و بر پایۀ روابط اجتماعی میان مردم در محله یا به طورکلی شهر استوار است. با بررسی ابعاد طراحی و برنامه‌ریزی ‌شهری در این مکتب، یافته‌ها نشان می‏دهد از آنجا که این نگرش در شهرسازی، شهر را موجودی زنده و پویا می‌شمارد، فرهنگ و فرهنگ‌گرایی در جزء جزء آن نمود پیدا کرده است و به طور کلی، این مهم یک اصل جدایی‏ناپذیر در این مکتب شمرده می‌شود (فتاحی سده و افیونیان،  1402). در پژوهشی دیگر، مکتب اصفهان و آرای ‌هایدگر[ii] دربارۀ موضوع «مرکز» مقایسه شده‏اند. روش پژوهش متکی بر حوزۀ تفسیری با رویکرد تطبیقی است. در این پژوهش، بنیادهای هستی‌شناسانۀ این دو طیف که معنای لازم را به جهان و انسان یا عالم و آدم می‌بخشند بررسی تطبیقی می‌شوند. سپس، این مقوله‏ها بازخوانی معنای مرکز را در حوزه‌های سه‌گانۀ جهان، مکان و زندگی در ارتباط و پیوندی معنادار با هم به دست می‌دهند. یافته‌های این پژوهش به عنوان پیش‌فهم می‏تواند زمینۀ فهم دگرگونی در ساختارهای تاریخی معنابخش مرکز را در نسبت با دوران معاصر نیز میسر کند؛ وجهی که معطوف به دگرگون شدن فلسفۀ مکان از حوزۀ هستی‌شناسانه به حوزۀ زیست‌شناسانه بوده است (پرتوی و باقریان، 1400). بررسی آثار به‏جای‌مانده در اصفهان بیانگر آن است که معماری و شهرسازی دورة صفوی و به طور شاخص باغ‌ها، کاخ‌ها و خیابان‌های آن در اصول حاکم بر مکتب اصفهان ریشه دارد (قلی‌پور و مهدی‌نژاد، 1400). بیشترین مطالعه‏های انجام‏شده در حوزۀ مکتب اصفهان، شهر و شاکلۀ آن را بررسی کرده‏اند و پژوهشگران به این نکته رسیده‌اند که شهر اصفهان و فضاهای شهری آن بر اساس نظام‌ها و مؤلفه‌های گیاه، هوا، آب، خاک، نور و نظم مقدس طرح‌ریزی شده‏اند (لقمانی و فرح‏زا، 1398). بر اساس پیشینه‌های بررسی‏شده، کلیدواژۀ معاصرسازی به عنوان یکی از کلیدواژه‌های روز دارای چارچوبی برگرفته از پیشینه‌های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی شهر است. در بیشتر پژوهش‌های بررسی‏شده، اگرچه داعیۀ بررسی همۀ شاخص‌ها در همۀ ابعادهای شهری وجود داشته است، در نهایت، مؤلفۀ کالبدی بیشترین سنجه را در مدل نهایی داشته است؛ به این ترتیب، این پژوهش در مغایرت با پیشینه‌های بررسی‏شده کلیدواژۀ معاصرسازی را نه فقط در مؤلفه‌های کالبدی، بلکه در تمام ابعاد شهر مؤثر می‏داند؛ از همین رو، مکتب اصفهان به عنوان یکی از کلیدواژه‌های اساسی پژوهش انتخاب شده است.

 

ادبیات پژوهش

معاصرسازی

در معاصرسازی، الگوی تعاملی حفاظت و توسعه مطرح می‏شود که گویای آن است که از یک سو، لازم است از میراث فرهنگی شهرهای تاریخی حفاظت شود و از سوی دیگر، لازم است زیرساخت‌های لازم برای رونق زندگی فعال شهری در آن‏ها فراهم آیند. توسعۀ شتابزده موجب وارد آمدن آسیب‌هایی جبران‏ناپذیر بر میراث فرهنگی و تاریخی می‌شود؛ همان‏گونه که حفاظت موزه‏ای خود باعث تخریب بافت‌های باارزش شهری ساخته می‏شود که علاوه بر احترام به میراث گذشته و حفظ اصالت بافت، پاسخ‏گوی نیازهای معاصر باشد و بتواند به میراث فرهنگی شهرهای تاریخی ایران بیفزاید و در نهایت، پاسخ‏گویی به عملکردهای مورد انتظار، خود نیز به میراثی برای آیندگان تبدیل شود. این الگو تلاش می‏کند تا تعاملی بین شیوه‌های اقدام مبتنی بر به‏سازی و نوسازی و بازسازی را مطرح کند (فتاحی سده و افیونیان، 1402).

 

شکل 1- الگوی ارتباطی معاصرسازی در بین گذشته، حال و آینده (حبیب، 1397)

 

با جمع بندی متون نظری در زمینۀ رویکرد معاصرسازی و نظریه‏های گوناگون نسبت به آن، نمودار زیر را می‏توان به عنوان جمع ابعاد و معیارهای مؤثر بر معاصرسازی ترسیم کرد. سه دسته از معیارهایی که مطابق نظریه‏ها بر معاصرسازی اثرگذار هستند، عبارت‏اند از: عوامل تاریخی، توسعه‏ای و آینده‏نگری.

معیارهای زمینه‏ای: معیارهای زمینه‏ای به عوامل برگرفته از ارزش و اصالت اطلاق می‌شوند که در معاصرسازی مؤثر هستند. مهم‏ترین عامل زمینه‏ای ارزش‌های مشترک میان کنشگران، انسجام و اتحاد میان ساکنان هستند که در تعاریف و نظریه‏ها بر آن‏ها تأکید شده است. از دیگر عوامل مؤثر بر عوامل زمینه‏ای اصالت زمان است که از نقشی بسیار تأثیرگذار در هدایت جریان معاصرسازی برخوردار است. سنت و پارادایم حاکم نیز از دیگر عواملی هستند که در این زمینه حائز اهمیت تلقی شده‏اند (Correia & Schutz, 2023).

معیارهای توسعه‏ای: این معیارها به طور عمده در قالب تجدید نسل به معنای به‏روز نگه داشتن و پاسخ به نیازهای نو و تحت عنوان فرآیندهای طراحی، توسعه و مدیریت شناخته شده‏اند. از دیگر معیارهای این دسته مرمت موضعی، مشارکت اجتماعی و فرهنگی و افزایش کیفیت هستند. از آنجا که در هر فرآیند محرک توسعه، تأمین منابع مالی و ایجاد کاربری‌های محرک توسعه حائز اهمیت تلقی می‌شوند و بر آن‏ها تأکید شده است، در معاصرسازی نیز ازمهم‏ترین عوامل شناخته می‌شوند (Ibid).

آینده‏نگری: در این زمینه، بر رسیدن به تعادلی پایدار میان مرمت شهری و حفاظت شهری و اهداف توسعه‏ای، توجه هم‏زمان به تغییرات آیندۀ شهر، رسیدگی به جنبه‌هایی از میراث آینده و تأکید بر مفهوم میراث مشترک و میراث در خطر در عرصۀ جهانی تأکید شده است. همچنین، بر ایجاد سازمان فضایی مستقل و تلفیق هوشمندانۀ شهرسازی تاریخی و معاصر نیز تأکید شده است (Faraudi & Eadreath, 2017).

 

مکتب اصفهان

واژة مکتب مانند سبک برای دسته‌بندی آرا و عقاید اندیشمندان، متفکران، ادیبان و هنرمندان در دوره‌های مختلف و برای نشان ‌دادن ویژگی‌های مشترک بین آن‌ها به کار رفته است. در دورة صفویه، امتزاج تفکر شیعی با اندیشة عرفانی به همراه اندیشة فلسفی، مکتب اصفهان را به وجود می‌آورد که نقشی مهم ‌در آفرینش هنری این دوره داشته است. زبان و قواعد دستوری مکتب اصفهان را می‌توان در دو گروه بررسی کرد: دستة اول اصول عام هستند که عمدتاً بر ابعاد فلسفی و حکمی ‌ناظر هستند و فارغ از زمان و مکان هستند. دستة دوم اصول ویژه یا اصولی هستند که پایة زبان طراحی در معنای مادی آن را می‌سازند. پیرنیا نیز ویژگی‌های معماری سبک اصفهان را چنین برشمرده است: ساده شدن طرح ساختمان که بیشتر مربع  یا مستطیل‏شکل است، به‌کارگیری هندسة ساده، شکل‌ها و خطوط شکسته، کاهش پیش‌آمدگی و پس‌رفتگی ساختمان و رواج گوشه‌های پخ، پیمون‏بندی و بهره‏گیری از اندام‌ها و اندازه‌های یکسان در ساختمان و آشکار بودن سادگی طرح در بناها (پیرنیا، 1377). علاوه بر این، مکتب اصفهان اصول کلی را برای شهرسازی پیشنهاد داده است که در جدول زیر به آن‏ها اشاره شده است.

 

 

جدول 1- اصول شهرسازی مکتب اصفهان

ردیف

اصل

تعریف

1

سلسله‌مراتب

هیچ فضای شهری، بنا یا معماری را نمی‌توان فارغ از مراتب بالاتر یا پایین‌تر آن ایجاد کرد.

2

کثرت

هر جزء و عنصری فارغ از دیگر اجزاء و عناصر، هویت، شخصیت و معنای خویش را دارد.

3

وحدت

کل دارای هویتی یگانه می‌شود و شخصیتی ویژه را ارائه می‌دهد؛ فارغ از چگونگی ترکیب اجزاء و عناصرش.

4

تمرکز

هر فضا با نحوة تمرکز بر اجزایش تعریفی ویژه می‌یابد.

5

عدم تمرکز

پراکندگی فضای شهری موجب می‌شود بیانی واحد در مکان‌هایی متفاوت به کار گرفته شود.

6

تجمع

جمع‌شدن عناصر متفاوت در یک مکان مشخص مفهومی ویژه به آن مکان می‌بخشد؛ مفهومی‌که از چارچوب مکان خارج می‌شود و هویت فضایی به آن می‌بخشد.

7

تباین

اصلی که فضاها را از یکسانی، یک‏دستی و بی‌هویتی می‌رهاند.

8

اتصال

هر فضا در پی وصل شدن به دیگر فضاها است.

9

توازن

موزونی فضاها اصل توازن و تعادل در فضاها را به وجود می‏آورد.

10

تناسب

نسبت ابعاد و اندازه‌ها، نسبت احجام و ساختمان‌ها، نسبت فضاهای انباشته و فضاهای تهی، نسبت سایه و روشن، نسبت محدودیت و بی‌کرانگی، نسبت انسان و فضا و ...

11

تداوم

امری که در حال اتفاق می‌افتد، سر درگذشته دارد و پای در آینده می‌گذارد. اصل انقطاع در این تداوم است که معنا می‌یابد و سکون در این حرکت است که مفهوم می‌شود.

12

قلمرو

هر فضای شهری از ذره‏فضا تا کلان‏فضای شهر حریم مخصوص خود را دارد؛ حریمی که دامنة درون را به بیرون می‌گستراند و محدوده‏های ویژه از برون را متعلق به درون می‌کند.

13

سادگی

با پیروی از اصل سادگی است که فضاها به‏نرمی‌ در خاطر می‌نشینند و خیال‌انگیز می‌شوند.

14

پیچیدگی

فضاها زمانی معنا می‌یابند که در مکانی غیرمعمول رخ دهند.

15

ترکیب

دوام ترکیب اضداد در معماری و شهرسازی پایدار نخواهد ماند؛ مگر آنکه از تناسب در ترکیب‌ها برخوردار باشد تا بتواند روابط متقابل و متناظر اجزاء را به نمایش بگذارد.

16

استقرار

هر جزء خود جهانی می‌شود کامل؛ زیرا هر جمله با معنایی در متن، مستقل و در عین ‌حال، وابسته به دیگر اجزاء است.

17

زمان

آنچه در زمان دچار دگرگونی می‌شود، صورت است نه محتوا. محتوای فضاهای شهری مانند محتوای واژه در بستر زمان چهره‌های متفاوت می‌یابد.

18

ایجاز

هر فضا از سبکی تبعیت می‌کند که بتواند گسترده‌ترین مفهوم را در ساده‌ترین صورت بیان کند.

19

استفاده از نمادها در صورت عام و خاص

وجود نمادها از این تشابه معکوس پیروی می‌کند که آنچه عالی‌ترین است در آنچه دون‌ترین است انعکاس می‌یابد.

20

مقیاس انسانی و مردم‌واری

اجزاء و فضاهای خرد کاملاً انسانی هستند و با حضور انسان هویت می‌گیرند.

منبع: (حبیبی و رضوانی، 1390، ص. 42)

 

روش‏شناسی پژوهش

در این پژوهش، اصول شهرسازی مکتب اصفهان هم بر اساس مصاحبه با کارشناسان و هم بر اساس مطالعات کتابخانه‏ای گردآوری شده‏اند و در نخستین گام، شاخص‏های متناظر پژوهش بر اساس تحلیل محتوای کمی مصاحبۀ کارشناسان و مطالعات کتابخانه‏ای به دست می‌آیند. فرآیند اخذ شاخص‏های متناسب با اصول شهرسازی مکتب اصفهان به صورت رفت‏وبرگشتی پس از سه دوره احصاء شده است. در ادامه، بر اساس آزمون فریدمن، شاخص‏های پژوهش متناظر با ویژگی‏های حال حاضر فضاهای شهری اصفهان اولویت‏بندی شده‏اند. به عبارت دیگر، از هیئت دلفی پژوهش خواسته شده است تا شاخص‏هایی را به عنوان شاخص نهایی انتخاب کنند که راه‏گشای شرایط کنونی شهر اصفهان باشند و به نوعی در بافت کنونی شهر از آن‏ها غفلت شده باشد. علت انتخاب آزمون فریدمن ناپارامتریک بودن داده‏های به‏دست‏آمده در این مرحله از پژوهش است. در گام بعدی، نتایج شاخص‏های گردآوری‏شده در گام قبل بر اساس آمارنامه‏ها و نقشه‏های موجود شهرداری اصفهان در قالب 15 منطقۀ شهرداری اصفهان ردیابی شده است. در ادامه، یک مدل اولیه بر اساس ویژگی‏های شهرسازی مکتب اصفهان منطبق با نظرات هیئت دلفی استخراج و در قالب شاخص‌های مدنظر پژوهش تبیین شده است. سپس، از روش تحلیل عاملی به منظور تبیین مدل نهایی شاخص‏های مکتب اصفهان بهره گرفته شده است.

جدول زیر نتایج حاصل از مطالعات کتابخانه‏ای و پرتکرارترین اصول مکتب اصفهان از نظر تعداد و درصد فراوانی را نشان می‏دهد. از همین جدول در سایر مراحل پژوهش استفاده شده است.

 

جدول 2- تعداد فراوانی اصول در منابع مورد مطالعه

ردیف

اصل

تعداد فراوانی در منابع تحت مطالعه

درصد فراوانی نسبت به کل

1

سلسله‌مراتب

18

92

2

کثرت

18

92

3

وحدت

20

100

4

تمرکز

20

100

5

عدم تمرکز

15

75

6

تجمع

17

85

7

تباین

17

85

8

اتصال

8

40

9

توازن

8

40

10

تناسب

12

60

11

تداوم

18

92

12

قلمرو

17

85

13

سادگی

8

40

14

پیچیدگی

12

60

15

ترکیب

12

60

16

استقرار

15

75

17

زمان

8

40

18

ایجاز

8

40

19

استفاده از نمادها در صورت عام و خاص

12

60

20

مقیاس انسانی و مردم‌واری

18

92

منبع: (توسلی، 1392؛ سامانی و همکاران، 1394؛ معطریان، 1398؛ پورامینی، 1399؛ (قلی‌پور وهمکاران، 1400؛ لقمانی و فرح‌زا، 1396؛HaghighatBin, 2018  ).

 

یافته ‏های پژوهش

در نخستین مرحله، از هیئت دلفی متشکل از 15 نفر از اساتید دانشگاه در حوزۀ معماری و شهرسازی خواسته شده است تا اصول شهرسازی مکاتب اصفهان را به سطح سنجه برسانند و شاخص‏های قابل به‏کارگیری را مشخص کنند. گفتنی است، این مرحله به صورت رفت‏وبرگشت 3 مرتبه تکرار شده است و اعضای هیئت دلفی بر جدول زیر به توافق رسیده‏اند.

جدول 3- سنجه‏ های متناظر اصول شهرسازی مکتب اصفهان

ردیف

اصل

سنجه

1

سلسله‌مراتب

مساحت معابر به مساحت کل محدوده

2

کثرت

 

3

وحدت

مساحت بازآفرینی‏شدۀ بافت فرسوده

مساحت موجود تاریخی

میانگین ارزش زمین

4

تمرکز

احساس تعلق افراد در منطقه

میزان مشارکت‏های اجتماعی

میزان سرمایۀ اجتماعی

5

عدم تمرکز

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

6

تجمع

مساحت فضاهای عمومی شهری

میانگین حس تعلق شهروندان در مناطق

میانگین رضایت شهروندان از زندگی در منطقه

7

تباین

 

8

اتصال

 

9

توازن

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

میانگین مساحت پلاک‏های مسکونی

10

تناسب

نسبت فضاهای باز به مساحت محدوده

سرانۀ فضای سبز

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

مساحت فضاهای تجاری به کل محدوده

11

تداوم

مساحت فضاهای بازآفرینی‏شده

12

قلمرو

مساحت حریم محدوده به مساحت محدوده

تعداد خیریه‏های موجود در هر منطقه

میزان مشارکت مردمی در هر منطقه

13

سادگی

تعداد فضاهای شهری خاطره‏انگیز و حاوی معنا برای مردم شهر

14

پیچیدگی

 

15

ترکیب

 

16

استقرار

 

17

زمان

تعداد عناصر تاریخی با قدمت زیاد

تعداد عناصر تاریخی با ثبت ملی

18

ایجاز

تعداد فضاهای با سبک معماری شاخص (قاجار، پهلوی، صفوی و ...)

19

استفاده از نمادها در صورت عام و خاص

تعداد اماکن مطرح در سطح شهر از منظر معماری

20

مقیاس انسانی و مردم‌واری

فضاهای عمومی قابل استفاده توسط مردم

تراکم مسکونی در محدوده

نسبت جمعیت به محدوده

 

در گام بعدی از هیئت دلفی خواسته شده است تا بر اساس شرایط کنونی شهر اصفهان میزان اولویت هر یک از شاخص‏های به‏دست‏آمده را مشخص کنند. در این مرحله، با توجه به ناپارامتریک بودن داده‏های به‏دست‏آمده از آزمون فریدمن استفاده شده است.

 

جدول 4- امتیازات سنجه‏ها بر اساس آزمون فریدمن

امتیاز

سنجه

8/16

مساحت موجود تاریخی

64/16

میانگین ارزش زمین

2/16

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

8/15

تعداد خیریه‏های موجود در هر منطقه

5/15

مساحت معابر به مساحت کل محدوده

4/15

سرانۀ فضای سبز

3/15

مساحت فضاهای تجاری به کل محدوده

2/15

نسبت فضاهای باز به مساحت محدوده

1/15

مساحت فضاهای بازآفرینی‏شده

9/14

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

9/14

تعداد عناصر تاریخی با ثبت ملی

7/14

میانگین رضایت شهروندان از زندگی در منطقه

5/14

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

2/14

میزان مشارکت مردمی در هر منطقه

6/13

نسبت جمعیت به محدوده

2/13

تراکم مسکونی در محدوده

1/13

میانگین مساحت پلاک‏های مسکونی

8/12

میانگین حس تعلق شهروندان در مناطق

6/12

مساحت حریم محدوده به مساحت محدوده

2/11

تعداد فضاهای شهری خاطره‏انگیز و حاوی معنا برای مردم شهر

1/11

میزان سرمایۀ اجتماعی

1/11

تعداد عناصر تاریخی با قدمت زیاد

11

تعداد فضاهای با سبک معماری شاخص (قاجار، پهلوی، صفوی و ...)

5/9

تعداد اماکن مطرح در سطح شهر از منظر معماری

 

مطابق جدول بالا، 17 سنجه مطابق بیشترین امتیاز به‏دست‏آمده - بر اساس دو چارک بالای امتیازها - وارد مرحلۀ بعد می‏شوند. مابه‏ازای این سنجه‏ها در 15 منطقۀ شهرداری اصفهان ردیابی و وارد چرخۀ تحلیل عاملی برای تقلیل داده می‏شوند. در اولین مرحله از تحلیل عاملی، دو آزمون بسندگی تعداد نمونه (KMO) و بارتلت[iii] انجام شده‏اند.

جدول 5- دو آزمون KMO و بارتلت

Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy.

.798

Bartlett's Test of Sphericity

Approx. Chi-Square

1398.021

df

78

Sig.

.000

 

در جدول بالا، مطابق نتایج آزمون KMO و آزمون کرویت بارتلت[iv]، عدد 798/0 به دست آمده است که قابل قبول است و می‏توان تحلیل عاملی را برای سنجش داده‏ها به کار برد. همچنین، SIG آزمون برابر 000/0 به دست آمده است که فرض ناهمبسته بودن متغیرها را رد کرده است؛ بنابراین، متغیرها با یکدیگر همبستگی دارند و می‏توان از تحلیل عاملی استفاده کرد.

 

جدول 6- نتایج آزمون

 

Extraction

میانگین ارزش زمین

.960

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

.871

تعداد خیریه‏های موجود در منطقه

.938

مساحت معابر به کل محدوده

.912

مساحت تجاری به کل محدوده

.949

نسبت فضای باز  به کل محدوده

.883

نسبت فضای بازآفرینی‏شده به کل محدوده

.929

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

.883

میانگین رضایت شهروندان در منطقه

.770

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

.669

میانگین مشارکت مردمی

.748

نسبت جمعیت به محدوده

.928

تراکم مسکونی محدوده

.893

میانگین مساحت پلاک مسکونی

.725

مساحت تاریخی

.880

سرانۀ فضای سبز

.886

تعداد آثار تاریخی با ثبت ملی

.919

 

در جدول بالا، تمام نتایج ستون  امتیازاتبیش از 4/0 است که از میزان قابل قبول وابستگی شاخص‏های پژوهش نشان دارد. در ادامه، میزان پوشش‏دهی عوامل مستخرج از تحلیل عاملی از شاخص‏های پژوهش نشان داده شده است.

جدول 7- نتایج واریانس تجمعی

Component

Extraction Sums of Squared Loadings

Total

% of Variance

Cumulative %

1

5.258

30.931

30.931

2

3.400

20.000

50.931

3

2.141

12.597

63.527

4

1.466

8.622

72.149

5

1.253

7.372

79.522

6

1.224

7.199

86.720

 

 

نمودار 1- تعداد عوامل مستخرج از تحلیل عاملی

 

مطابق جدول بالا، میزان 72/86 درصد از داده‏های پژوهش توسط 6 عامل مستخرج از تحلیل عاملی پشتیبانی می‏شود که با توجه به اینکه از 6/0 بیشتر است، نشان از وضعیت مناسب پشتیبانی عوامل مستخرج از تحلیل عاملی دارد. در ادامه، وضعیت Cross loadings برای انتخاب نوع دوران و الزام آن بررسی شده است. همچنین، بر اساسScree Plot ترسیم‏شده، تعداد عوامل شناسایی‏شده برابر 6 عامل است.

 

جدول 8-  اجزای ماتریس

 

Component

1

2

3

4

5

6

میانگین ارزش زمین

.891

.237

.031

.301

-.118

-.075

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

.845

.100

-.190

.017

.260

-.207

تعداد خیریه‏های موجود در منطقه

.372

.510

-.080

-.525

.360

.358

مساحت معابر به کل محدوده

.496

-.712

-.074

.361

-.142

-.047

مساحت تجاری به کل محدوده

.814

.253

-.051

.053

.460

-.076

نسبت فضای باز به کل محدوده

-.554

.490

.251

.440

.265

.101

نسبت فضای بازآفرینی‏شده به کل محدوده

.506

.659

-.030

-.230

-.316

.290

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

-.631

-.148

-.373

-.013

.565

-.067

میانگین رضایت شهروندان در منطقه

-.485

.547

.219

.290

-.314

.070

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

.610

-.066

-.399

.326

-.143

-.085

میانگین مشارکت مردمی

-.564

-.327

.429

.183

.208

.250

نسبت جمعیت به محدوده

.032

-.227

.714

-.138

.145

-.570

تراکم مسکونی محدوده

.049

.567

.490

-.295

-.188

-.455

میانگین مساحت پلاک مسکونی

-.619

-.112

-.408

-.274

-.294

.040

مساحت بافت تاریخی

.506

-.602

.366

.078

-.044

.346

سرانۀ فضای سبز

-.046

.748

.137

.524

.111

.135

تعداد آثار تاریخی با ثبت ملی

.417

-.297

.654

-.186

.032

.441

 

بر اساس جدول بالا، در اولین گام با دوران Direct Oblimin=0 انجام می‏دهیم. نتایج اشتراکات قابل قبول نیست. در  ماتریس ارتباط اجزادر اعداد خارج از قطر عدد بزرگ‏تر از 32/0 داریم؛ در نتیجه، از روش دوران Promax با میزان عددی Kappa=3 استفاده می‌کنیم. در این حالت، ماتریس Pattern را چک می‏کنیم تا مشخص شود وضعیت Cross Loadingها و میزان اختلاف آن‏ها به چه صورت است. در این مرحله، با Kappa=3 نتیجۀ مطلوب حاصل شده است و نتیجه دارای بیشترین سازگاری با چارچوب مفهومی پژوهش است.

جدول 9- شاخص‏های مستخرج از هر عامل

 

1

2

3

4

5

6

میانگین ارزش زمین

.880

-.100

.139

.713

-.157

-.153

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

.902

-.354

.050

.399

.001

-.160

تعداد خیریه‏های موجود در منطقه

.290

.025

-.101

.319

.815

-.014

مساحت معابر به کل محدوده

.113

-.289

.136

-.014

-.127

-.802

مساحت تجاری به کل محدوده

.894

-.128

.114

.345

.181

-.070

نسبت فضای باز به کل محدوده

-.399

.196

-.196

-.260

.254

.956

نسبت فضای بازآفرینی‏شده به کل محدوده

.332

.128

-.813

.160

.517

-.083

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

-.415

.081

-.278

-.805

.127

-.104

میانگین رضایت شهروندان در منطقه

-.488

.159

-.339

.165

.895

.233

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

.666

-.338

-.030

.388

-.366

-.497

میانگین مشارکت مردمی

-.330

.314

.422

-.635

-.861

.204

نسبت جمعیت به محدوده

.012

-.031

.366

-.173

-.766

.223

تراکم مسکونی محدوده

-.054

.330

-.262

.858

.415

.181

میانگین مساحت پلاک مسکونی

-.160

-.809

-.426

-.248

.070

-.188

مساحت بافت تاریخی

.383

-.412

.874

.028

-.469

-.151

سرانۀ فضای سبز

.072

.838

-.262

.267

.294

.074

تعداد آثار تاریخی با ثبت ملی

.218

-.153

.858

.114

-.044

.187

 

بنا بر نتایج به‏دست‏آمده، 6 عامل شناسایی شده‏اند ‏که بر اساس همبستگی بین نتایج این 6 عامل به‏ترتیب عبارت‏اند از: اقتصادی، سطح و سرانه، آثار تاریخی، کالبد، اجتماعی و دسترسی. جدول زیر نحوۀ قرار گرفتن هر یک از عوامل در ذیل عامل‏های مستخرج از تحلیل عاملی را نشان می‏دهد.

 

جدول 10- نتایج مستخرج از تحلیل عاملی

عوامل مستخرج از تحلیل عاملی

سنجه‏های پژوهش

اقتصادی

میانگین ارزش زمین

نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده

مساحت تجاری به کل محدوده

میانگین تراکم ساختمانی در منطقه

سطح و سرانه

سرانۀ فضای سبز

میانگین مساحت پلاک مسکونی

-

-

آثار تاریخی

نسبت فضای بازآفرینی‏شده به کل محدوده

مساحت بافت تاریخی

تعداد آثار تاریخی با ثبت ملی

-

کالبد

مساحت زمین‏های بایر در محدوده

تراکم مسکونی محدوده

-

-

اجتماعی

تعداد خیریه‏های موجود در منطقه

میانگین رضایت شهروندان در منطقه

میانگین مشارکت مردمی

نسبت جمعیت به محدوده

دسترسی

مساحت معابر به کل محدوده

نسبت فضای باز به کل محدوده

-

-

 

 

نتیجه‏ گیری

معاصرسازی فرآیندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگی‏های اصلی فضایی (کالبدی و فعالیتی) منجر می‏شود. در واقع، معاصرسازی ترکیبی از اقدامات و فعالیت‏های گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی برای آفرینش مجدد احساس زندگی در بافت شهری با تأکید و توجه بر نظم موجود عناصر و سازمان فضایی بافت تاریخی شهر به منظور بهبود کالبد و تغییر عملکرد فضا، متناسب با نیازهای معاصر در راستای توسعۀ اقتصادی - کالبدی مجموعه و تقویت ویژگی‏های اجتماعی - فرهنگی بافت است (باقری و درسخوان، 1398).

معاصرسازی با شناسایی هویت شکل‏دهندۀ فضای شهری با لحاظ ارزش‏های فرهنگ ایرانی و شناخت نیازهای جامعۀ انسانی به زیبایی همه‏جانبۀ معنوی و روانی و ظاهری از جهت‏های مختلف کیفی و کمی، نمایش تداوم تاریخی و ریشۀ تاریخی، تجلی‏ امنیت روحی، روانی، معنوی و فرهنگی و مادی، اصالت، توازن، متعادل و هماهنگ منجر می‏شود. مکتب اصفهان نیز به عنوان یکی از مکاتب گذشته بر معماری و شهرسازی ایران دارای اصولی تعریف‏شده در حوزۀ شهرسازی است. زمان اوج‏گیری این مکتب یکی از موفق‏ترین روزگارهای گذشته بر شهر اصفهان بوده است و بیشتر آثار به‏جای‏مانده در اصفهان که امروزه مورد اقبال قرار گرفته‏اند، محصول این دوره هستند. از این نظر، این پژوهش مکتب اصفهان را به عنوان یکی از راهکارهای تطابق فضاهای شهری با تداوم تاریخی، هویت بافت و شرایط اجتماعی و اقتصادی آن به کار می‏برد. این به‏کارگیری نه به معنای تعریف دوبارۀ شهر بر اساس اصول مکتب اصفهان، بلکه به معنای معاصرسازی این اصول بر اساس شرایط وضع موجود فعلی شهر اصفهان است. معاصرسازی الگوی تعاملی حفاظت و توسعۀ شهر است که گویای آن است که از یک سو، لازم است از میراث فرهنگی شهرهای تاریخی حفاظت شود و از سوی دیگر، لازم است زیرساخت‌های لازم برای رونق زندگی فعال شهری در آن‏ها فراهم آیند. توسعۀ شتاب‌زده موجب وارد آمدن آسیب‌هایی جبران‏ناپذیر بر میراث فرهنگی و تاریخی می‌شود؛ همان‏گونه که حفاظت موزه‏ای خود باعث تخریب بافت‌های باارزش شهری می‏شود. فقط بنایی می‏تواند در بافت باارزش شهری ساخته شود که علاوه بر احترام به میراث گذشته و حفظ اصالت بافت، پاسخ‏گوی نیازهای معاصر باشد و بتواند به میراث فرهنگی شهرهای تاریخی بیفزاید و در نهایت، پاسخ‏گویی به عملکردهای مورد انتظار، خود نیز به میراثی برای آیندگان تبدیل شود. در این پژوهش، اصول شهرسازی مکتب اصفهان هم بر اساس مصاحبه با کارشناسان و هم بر اساس مطالعات کتابخانه‏ای گردآوری شده‏اند و در نخستین گام، شاخص‏های متناظر پژوهش بر اساس تحلیل محتوای کمی مصاحبۀ کارشناسان و مطالعات کتابخانه‏ای به دست می‌آیند. فرآیند اخذ شاخص‏های متناسب با اصول شهرسازی مکتب اصفهان به صورت رفت‏وبرگشتی پس از سه دوره احصاء شده است. در ادامه، بر اساس آزمون فریدمن، شاخص‏های پژوهش متناظر با ویژگی‏های حال حاضر فضاهای شهری اصفهان اولویت‏بندی می‏شوند. در این مرحله، تعداد 17 سنجه از 24 سنجۀ گردآوری‏شده از مرحلۀ قبل به عنوان نتایج اولیه به دست می‌آیند. در گام بعدی، نتایج شاخص‏های گردآوری‏شده در گام قبل، بر اساس آمارنامه‏ها و نقشه‏های موجود شهرداری اصفهان در قالب 15 منطقۀ شهرداری اصفهان ردیابی و یک مدل اولیه بر اساس ویژگی‏های شهرسازی مکتب اصفهان منطبق با نظرات هیئت دلفی استخراج و در قالب سنجه‌های مدنظر پژوهش تبیین می‏شود. در ادامه، از روش تحلیل عاملی به منظور تبیین مدل نهایی شاخص‏های مکتب اصفهان بهره گرفته شده است. بنا بر نتایج به‏دست‏آمده، 6 عامل شناسایی شده‏اند که بر اساس همبستگی بین نتایج، این 6 عامل به‏ترتیب عبارت‏اند از: اقتصادی، سطح و سرانه، آثار تاریخی، کالبد، اجتماعی و دسترسی. عامل نخست عامل اقتصادی است که سنجه‏های میانگین ارزش زمین، نسبت فضاهای عمومی به مساحت محدوده،  مساحت تجاری به کل محدوده و میانگین تراکم ساختمانی در منطقه را در بر می‏گیرد. عامل دوم سطح و سرانه است که سنجه‏های سرانۀ فضای سبز و میانگین مساحت پلاک مسکونی را در بر می‏گیرد. عامل سوم آثار تاریخی است که سنجه‏های نسبت فضای بازآفرینی‏شده به کل محدوده، مساحت بافت تاریخی و تعداد آثار تاریخی با ثبت ملی را در بر می‏گیرد. عامل چهارم کالبد است که سنجه‏های مساحت زمین‏های بایر در محدوده و تراکم مسکونی محدوده را در بر می‏گیرد. عامل پنجم اجتماعی است که سنجه‏های تعداد خیریه‏های موجود در منطقه، میانگین رضایت شهروندان در منطقه، میانگین مشارکت مردمی و نسبت جمعیت به محدوده را در بر گرفته است و عامل ششم دسترسی است که سنجه‏های مساحت معابر به کل محدوده و نسبت فضای باز به کل محدوده را شامل شده است.مطابق با نتایج به دست آمده معاصرسازی اصول شهرسازی مکتب اصفهان توسط این 6 عامل و شاخص های مرتبط با آن انجام میگیرد. از پیشنهادات این پژوهش میتوان به ارزیابی چرخه ای اصول شهرسازی مکتب اصفهان و تغییرات ناشی از آن در فضاهای شهری، میزان رضایت شهروندان از تغییرات ناشی از اصول این مکتب و میزان سازگاری با هویت تاریخی شهر اشاره نمود.

 

[i] SOPOUT

[ii] Heidegger

[iii] Bartlett

[iv] Croit Bartlett

Altrock, U. (2023). Urban Regeneration in Europe. Jahrbuch Stadterneuerung 2024/25. https://doi.org/10.1007/978-3-031-64773-4
Community Resiliency Initat. (2019). Adaption Planning For Historic Properti. Department of Economic Opportunity. https://doi.org/10.1097/PHH.0b013e318268aed8
Correia, A., & Schutz, R. (2023). Destination Branding: A Critical Overview. Journal of Quality Assurance in Hospitality & Tourism. https://doi.org/10.1080/1528008X.2012.645198 
Faraudi, H, & Eadreath. M (2017). Place branding—The Challenges of Getting It Right: Coping with Success and Rebuilding from Crises. Tourism and Hospitality, 2(1), 173-189. https://doi.org/10.3390/tourhosp2010010
Flórez, B., & Labbé, S. (2019). Evaluating the Impact of Valuing People. Institute for Health Research. https://doi.org/10.1007/s10584-019-02534-
HaghighatBin, M. (2018). Sustainable design in urban green space of Isfahan during the Safavid era and its destruction in the contemporary era. Hoviateshahr. https://doi.org/20.1001.1.23224991.1391.2.1.2.2
LSDC. (2023). Social Value in Regeneration and Placemaking. LSDC@london.gov.uk
Poplatek. J. (2021). Modernization of historical houses in Sopot:a case study. Structural Studies, Repairs and Maintenance of Heritage Architecture XIII, 197. https://doi.org/10.2495/STR130171
UN-Habitat. (2022). Urban regeneration as a tool for inclusive and sustainable recovery. https://unhabitat.org
Yi , S., & Lorenzo C. (2022). Adaption of Historical Buildings: A Coevolutionary VOLUTIONARY Approch Applied To An Historical Palace In Vimercate [Architectural -Biult Environment Interios - Ws Politecnico di Milano - Final Thesis]. https://www.google.com
باقری، کریم، و درسخوان، رسول (1398). تحلیل مؤلفه‌های تأثیرگذار در معاصرسازی بافت تاریخی-فرهنگی کلانشهر تبریز با تأکید بر حفظ هویت. جغرافیا و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، 11(42)، 515-530. https://www.jgeoqeshm.ir/article_130640.html
پرتوی، پروین، و باقریان، محمدصابر (1400). بررسی مقایسه‌ای-تطبیقی معنای مرکز در آراء مکتب اصفهان واندیشه های هایدگر. باغ نظر، 14(48). https://ensani.ir/fa/article
پورامینی، محمدباقر (1398). بررسی رویکردهای کلامی مکتب اصفهان در عصر صفوی. قبسات، 24(92). https://ensani.ir/fa/article
پیرنیا، حسن (1377). عصر اساتیری تاریخ ایران. تهران: میرمند. https://www.iranketab.ir/book
توسلی، محمود (1392). طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد. تهران: نتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری https://ketab.ir/book
حبیب، فرح (1397). معاصرسازی محلات تاریخی با هدف مکان سازی فضاهای شهری. فصلنامۀ مطالعات مدیریت شهری، 10(36)، 41-60.  https://scholar.google.com
حبیبی، سیدمحسن (1387). فضای شهری، حیات واقعه‌ای و خاطره‌های جمعی. صفه، 9(28)، 16-21.  https://www.sid.ir/paper/435585/fa
حبیبی، سیدمحسن، و سعیدی رضوانی، محمود (1390). مکتب اصفهان: زبان طراحی شهری در شهرهای کهن. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.
حبیبی، سیدمحسن، و صمدی کافی، نگار (1399). پالیمپسـست «لایه‌نگاری»؛ ابزاری برای تبیین کیستی شهر تاریخی. صفه، 30(2). https://civilica.com/doc/1269438/
دوست‌محمدی، حامد، مهدوی نژاد، محمدجواد، و کامیابی، سعید (1400). معاصرسازی ژنوم معماری ایرانی با استفاده از الگوریتم‌های ترکیبی، مورد مطالعاتی: مسکن معاصر سمنان. فصلنامۀ آرمان شهر نشریۀ علمی - پژوهشی معماری و شهرسازی، 14(37)، 15-27. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/
سامانی مجد، علی، دستجردی، سیاوش، و کوزه گر، لطفعلی (1394). مکتب اصفهان و چالشهای رودرروی آن (موضوع موردی متروی اصفهان). کنفرانس بین‌المللی توسعۀ پایدار و عمران شهری دورۀ پنجم.  https://sid.ir/search/journal/paper/%d
فتاحی سده، نوید، و افیونیان، علی (1402). فرهنگ در مکتب شهرسازی اصفهان. دومین کنگرۀ بین‌المللی سازه، معماری و توسعۀ شهری، تبریز.https://civilica.com/doc/354405
قلی‌پور، سودابه، و مهدی نژاد، جمال الدین (1400). بازنمود اصو ل مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی دوران صفویه در اصفهان. مجلۀ علمی اثر، 42(2(93). https://ensani.ir/fa/article/502229/
کرمی، عسل، و رضایی نژاد، هادی (1399). راهکارهای مؤثر در خلق و تقویت فضاهای شهری 24ساعته (نمونۀ موردی: خیابان ستارخان تهران). ﻓﺼﻠﻨﺎﻣۀ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﺗﻮﺳﻌۀ ﺷﻬﺮی و ﻣﻨﻄﻘﻪای، 3(6). https://doi.org/10.22054/urdp.2020.47332.1161
لقمانی، نرگس، و فرح زا، نریمان (1396). واکاوی مؤلفه‌های سازندۀ مکتب معماری اصفهان در نمونۀ مطالعاتی کاخ هشت بهشت اصفهان. کنفرانس پژوهش‌های معماری و شهرسازی اسلامی و تاریخی ایران، شیراز.  https://www.sid.ir/paper/895499/fa
ماجدی، حمید، منصوری، الهام  و حاجی احمدی، آذین (1400). بازتعریف فضای شهری (مطالعۀ موردی: محور ولیعصر حدفاصل میدان ولیعصر تا چهارراه ولیعصر). مدیریت شهری، 9(27)، 263-283.  https://www.sid.ir/paper/92021/fa
مدنی پور، علی (1384). طراحی فضای شهری: نگرشی بر فرآیندی اجتماعی - مکانی.  شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری. https://www.google.com/
معطریان، مرضیه (1398). تحلیل نقش نشانههای شهری با تأکید بر روانشناسی محیطی (نمونۀ موردی مرکز تاریخی شهر اصفهان) ]پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد شهرسازی، دانشگاه پیام نور استان تهران[. https://elmnet.ir/doc/10909624-51042