Document Type : Original Article
Authors
1 Associate Professor, Department of Geography and Urban Planning, University of Mazandaran, Babolsar, Iran
2 MSc in Geography and Urban Planning, University of Mazandaran, Babolsar, Iran
Abstract
Keywords
مقدمه
در دهههای گذشته رشد شهرنشینی و شهرگرایی، در کشورهای درحال توسعه شتابان بوده است (Masika & et al, 2001: 3). در زمان حاضر، شهرنشینی و کاهش فقر دو جنبة مهم و مرتبط با توسعة پایدار جهانیاند. فقر شهری در تمام اشکال و ابعاد آن یک چالش کلیدی جهانی و یکی از اولویتهای اصلی دستور کار جدید شهری سازمان ملل متحد است. فقر شهری پدیدة پیچیدهای است که توسعة پایدار رو به رشد شهرها را در مناطق و کشورهای سراسر جهان از بین میبرد. تغییرات سیستمی و سیاستهای توسعة پایدار به تجدید عهد و رفع مشکلات بسیاری نیازمند است که ماهیت فقر شهری را برای مسکن، محیط زیست طبیعی، بهداشت، آموزش، امنیت اجتماعی، معیشت و نیازهای خاص گروههای آسیبپذیر ایجاد میکند (Hilson & et al, 2018). بنابر گزارشها در سال 1900 میلادی فقط 13 ناحیة کلانشهری بالای یک میلیون نفر جمعیت در جهان وجود داشت و این درحالی است که در بدو ورود به قرن بیست و یکم بیش از 300 ناحیة کلانشهری با جمعیت بیش از یک میلیون نفر وجود داشته است (UnitedNations, 2014: 3). یکی از مباحث بسیار مهم در متون اقتصاد توسعه، موضوع فقر، اندازهگیری و راههای مختلف کاهش آن و فقرزدایی است. نخستین گام در مسیر برنامهریزی مبارزه با فقر و کاهش نابرابری، شناخت صحیح و آگاهی از وضعیت فقر است. اندازهگیری و شناخت فقر از دو جنبة بررسی چگونگی تغییرات شدت فقر در زمانها و مکانهای مختلف اهمیت خاصی دارد؛ بنابراین، باید برای مبارزه با فقر و فقرزدایی، افراد فقیر به درستی شناسایی شوند (افتخاریان و سلیمیفر، 1393: 214). شهرهای قرن بیست و یکم بدون تردید با چالشهای بزرگی مواجه خواهند بود که یکی از مهمترین آنها تمرکز فقر در آنهاست. فقر روستایی عمیقتر از فقر شهری است و شهرها از توانهای بالایی در سکونت و دسترسی مردم به فرصتهای زندگی بهتر برخوردارند؛ اما فقر شهری، بهویژه در کشورهای درحال توسعه، با سرعت بیشتر و حجم بالاتری درحال گسترش است (United Nations Population Fund, 2007: 15). فقر شهری معضلی چندبعدی است که افراد را با محدودیتهای بسیاری ازجمله دسترسی محدود به فرصتهای شغلی و درآمدی، عدم بهرهمندی از مسکن و خدمات مناسب، محیطهای ناسالم و عدم بهرهمندی از خدمات تأمین اجتماعی و سازوکارهای حمایتی، بهداشتی و آموزشی مواجه میکند (Duclos & Araar, 2007). فقر و تبعات منفی آن توسعة انسانی را محدود میکند و بیشتر فقرا نیز با درجة آسیبپذیری زیاد در حوزة سلامت، آشفتگی اقتصادی و بیماریهای طبیعی مواجهاند. اکنون اندیشمندان، سیاستگذاران و مدیران شهری به این نکته کاملاً اذعان دارند که ریشة بیشتر مسائل اجتماعی شهرها تمرکز فقر است؛ بنابراین، توجه بسیاری از مطالعات تجربی بر نواحی شهری فقیر معطوف شده است (Ren, 2011). رشد شهرنشینی به رشد فقر منجر نمیشود؛ بلکه شهرنشینی محرک توسعة اقتصادی است. هیچ کشوری در صورتی که بیشتر جمعیت آن، روستایی باشند، به توسعة اقتصادی دست نیافته است؛ بنابراین، ارتباط بین شهرگرایی و فقر بسیار پیچیده و اغلب موجب تعابیر و برداشتهای نادرست است (Martine, 2012). امروزه موضوع فقر در ادبیات و مباحث توسعة اقتصادی به اندازهای اهمیت یافته است که بهطور کلی اگر در کشوری در یک دورة زمانی میزان فقر کاهش نیافته باشد، ازنظر پروفسور دادلی سیزر[1] نمیتوان آن کشور را در مسیر توسعه قلمداد کرد (رشیدی، 1393: 2).
مبانی نظری
فقر شهری، بیش از یک سده است که موضوع بحث جامعهشناسان، اقتصاددانان و سیاستمداران است. بهعلت تمرکز فزاینده و تأسفبار فقر در شهرها، بحث بر سر علل، عواقب و نیز راهحلهای مبارزه با آن بهخصوص در دهههای اخیر، بسیار مورد علاقه بوده است (Curley, 2005). صدمات ناشی از فقر بسیار گسترده و طولانیمدتاند. فقر پایداری شهرها را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و امنیتی تهدید میکند (Gray & Moseley, 2005)؛ اما آنچه در مقولۀ فقر در حوزۀ مطالعات شهری اهمیت مییابد، تبلور فضایی فقر در شهرهاست. تبلور فضایی فقر در قالب شکلگیری و بسط گسترههای فقر، بافتهای فرسوده و ناکارآمد، اسکان غیررسمی و حاشیهنشینی با مشکلات حاد مهاجران فقیر، بیکاری، اشتغال کاذب، بار تکفل سنگین، خشونت، ناامنی و غیره مشاهده میشود (بمانیان و همکاران، 1390: 54). فقر بهعنوان یک مفهوم چندبعدی شناخته میشود (White, 1999) و تعریف آن فراتر از محرومیت غذایی است (Job, 2002: 1)؛ بنابراین، فقر شهری پدیدهای چندبعدی است و شهرنشینان بهدلیل بسیاری از محرومیتها، ازجمله دسترسینداشتن به فرصتهای اشتغال، مسکن و زیرساختهای مناسب و نبود تأمین اجتماعی و دسترسی به بهداشت، آموزش و امنیت فردی در رنج و مضیقهاند (Coudel, 2002: 85). در زمان حاضر، الگوهای جدیدی از فقر جغرافیایی پدیدار شدهاند و بیشتر فقرا در کشورهای با درآمد متوسط بهجای کشورهای با درآمد پایین زندگی میکنند (Kanbur & Sumner, 2012). مهاجرت بینالمللی، وجوه ارسالی، رشد متوسط درآمد و سیاست توسعة بخش مالی تأثیر زیادی بر کاهش فقر در کشورهای درحال توسعه دارند (Jalilian & Kirkpatrick, 2002). با توجه به اینکه بشر یک موجود چندبعدی است و برای زندگی باید به رفع نیازهای گوناگون بپردازد، توان او در یک جامعه تا اندازهای است که این نیازها برآورده شوند؛ ازاینرو، فقر به مفهوم جامعی بدل میشود که کل طیف زندگی بشر را دربرمیگیرد. بنابراین، درآمد بهعنوان شاخص فروش رفاه، شاخص متناسبی نیست و باید با دیگر صفات یا متغیرها همانند مسکن، سواد، امید به زندگی، دسترسی به کالاهای عمومی و موارد دیگر تکمیل شود. اشکال مختلف فقر یعنی فقر ذهنی، نسبی و مطلق اینگونه مطرح میشوند: فقر ذهنی بهصورت قضاوت هر فرد دربارة اینکه آیا نیازهای او در حد کافی یا غیرکافی ارضا میشود یا نه، یعنی قضاوت شخصی و ذهنی افراد؛ فقر نسبی بهصورت ناتوانی در کسب متوسط سطح زندگی افراد یک جامعه تعریف شده است؛ بنابراین، بیشتر به نابرابری توزیع درآمد در جامعه مربوط میشود و عموماً با میزان درآمد ارتباط دارد؛ فقر مطلق نیز بهصورت محرومیت یا ناتوانی تأمین حداقل نیازهای اساسی، حتی حفظ کارایی جسمانی فرد برای ادامة زندگی تعریف میشود (روستایی و همکاران، 1395: 48). محلات فقیرنشین شهری برای توصیف طیف گستردهای از سکونتگاههای کمدرآمدها و شرایط نامطلوب سکونتی استفاده میشوند و بهطور کلی میتوان آنها را چنین تعریف کرد: محلههای مسکونی پرتراکم جمعیتیاند که وضعیت مسکن آنها نامطلوب و پایینتر از حد استاندارد و متعارف است و ازنظر خدمات و زیرساختهای شهری وضعیت نابسامانی دارند. این تعریف ساده و کلی میتواند منعکسکنندة جنبههای اساسی کالبدی و اجتماعی مناطق فرودست شهری باشد. ازنظر امکانات زیرساختی اینگونه محلهها نابساماناند؛ برای مثال، شبکة معابر کمعرض و باریک که ناشی از تفکیکهای غیررسمی اراضی توسط مالکان قبلی بوده است، امکانات لازم برای هدایت آبهای سطحی و فاضلابهای خانگی را ندارند. ساکنان این محلهها نیز از دسترسی به برخی خدمات شهری مانند آب سالم، جمعآوری مناسب زباله و خدمات آموزشی و بهداشتی در مضیقهاند. به بیان دیگر، وجود و عرضة خدمات شهری جوابگوی تقاضای بالقوه برای آنان نیست (مشکینی و همکاران، 1392: 9). با توجه به اینکه درصد بالایی از جمعیت روستایی زیر خط فقرند و فقرای روستایی، وضع بهمراتب بدتری نسبت به فقرای شهری دارند، در آینده بهدلیل مهاجرت روستاییان به شهرها، بر فقرای شهری و شدت فقر افزوده خواهد شد. فقر شهری عموماً با کارگران بیکار یا اخراجشده و مهاجران روستایی فقیر ظاهر میشود و ساختار اجتماعی و الگوی فضایی در مناطق شهری را دگرگون میکند (Liu & Wu, 2006: 61). کاهش فقر یک نگرانی جهانی و درواقع یکی از مهمترین اهداف کشورهای کمدرآمد و مؤسسات مالی بینالمللی است (Simler, 2003: 1). فقر از سازوکارهای حاکم بر سیستم پیچیدة شهری نشئت میگیرد؛ این سازوکارها در شهرهای جهان سوم بهجای کاهش نابرابری، سبب تشدید آن شده است. این مسئله ازنظر اتخاذ سیاست اجتماعی حائز اهمیت است .فقر مانعی برای توسعة پایدار بوده است و همواره زندگی انسان را تهدید میکند. سازمان ملل متحد که در ابتدا بیشتر بر خطوط اقتصادی توسعه تأکید داشت، در دهة 1970 کانون توجه خود را به حذف فقر و توسعة اجتماعی معطوف داشت (قانعیراد، 1384: 225).
پیشینة پژوهش
هلهلا و هیل[2] (2016)، در پژوهشی با عنوان «اقتصاد سبز، یک استراتژی برای کاهش فقر شهری و محافظت از محیط زیست: کوازولو ناتال آفریقای جنوبی»، نشان میدهند استراتژی اقتصاد سبز به کاهش فقر شهری کمک میکند؛ زیرا این استراتژی بین فقیران باعث اشتغال و درآمد شده است و به صورتی غیرمستقیم از محیط زیست مدیریت میکند.
ادوارد و مارکز[3] (2015)، در مقالهای با عنوان «فقر شهری، تبعیض نژادی و شبکههای اجتماعی در سائولوپولو و سالوادور برزیل»، بیان میکنند توزیع ناهمگون شبکهها در محدودة مورد مطالعه با دسترسی فرد به فرصتها مرتبط است؛ این توزیع ناهمگون به تولید فقر شهری کمک میکند.
کرایون[4] (2010)، پژوهشی با عنوان «راهحل و مشکلات اسکان فقرا» انجام داد. نتایج گروه مطالعات برنامهریزی و توسعة شهری در دانشگاه مینیسوتای آمریکا نشان میدهند برنامهریزی اجتماعمحور، به ارتقای پاسخگویی به صدای فقرا، برقراری پیوند و رابطة بین آنها با نهادهای ادارة محلی و افزایش دسترسی فقرا به فرایندهای ادارة محلی منجر میشود؛ درواقع تداوم و استمرار رویکرد توسعة اجتماعمحور در بهسازی سکونتگاههای غیررسمی، به تقویت و بازساخت عملکردی نهاد مدیریت محلی منجر میشود.
آروین و همکاران (1397)، برای انجام پژوهشی با عنوان «تحلیل فضایی پهنههای فقر، مطالعة موردی: شهر قائمشهر»، 25 شاخص از دادههای بلوک آماری سرشماری سال 1390 را استخراج کردند. برای وزندهی شاخصها از روش تحلیل خاکستری و برای همپوشانی لایهها از روش فازی استفاده شد و نتایج نشان دادند بخشهای مرکزی شهر قائمشهر وضعیت مناسبی دارند؛ اما در قسمتهای جنوبی و شمال شرقی فقر شهری بیشتری مشاهده میشود.
خدایی و تیموری (1396)، پژوهشی با عنوان «تحلیلی بر پراکنش فضایی فقر شهری در نواحی شهر خرمآباد» انجام دادند. ﺭوش ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺩﺭ این پژوهش، ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ و ﺍﺯ ﻧﻮع ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﭘﮋوﻫﺸﯽ - ﮐﺎﺭﺑﺮﺩی است. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺪل - توصیفی وﯾﮑﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺮﺍی ﺭﺗﺒﻪﺑﻨﺪی شاخصهای ﻓﻘﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺍﻧﺠﺎم گرفتند ﻧﺸﺎن ﺩﺍﺩند ﺑﺴﯿﺎﺭی ﺍﺯ شاخصهای ﮐﺎﻟﺒﺪی، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ - ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، زیستمحیطی ﺩﺭ ﺳﻄﺤﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﭘﺮﺍﮐﻨﺶ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺍﻟﮕﻮی ﻓﻘﺮ ﺩﺭ ﭘﻬﻨﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﺮمآﺑﺎﺩ ﻧﺸﺎندهندة ﺍﻟﮕﻮﯾﯽ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪه است ﮐﻪ بهتازگی ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻟﮕﻮﯾﯽ خوشهای و ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﺷﺪه ﺍﺳﺖ.
فرهادیخواه و همکاران (1396)، در مقالهای با عنوان «تحلیل فضایی فقر شهری در سطح محلهها، نمونة پژوهشی: شهر مشهد با استفاده از بلوکهای آماری مرکز آمار در سال 1390»، وزندهی شاخصها را با روش AHP انجام دادند. نتایج پژوهش نشان دادند الگوی توزیع محلات فقیرنشین در شهر مشهد از الگوی خوشهای تبعیت میکند که بزرگترین خوشۀ فقر شهری در بخش شرقی شهر مشهد تمرکز یافته است. یک خوشۀ کوچک فقر نیز در قسمت شمالی شهر وجود دارد. همچنین، خوشههای فقر شهری بر محلههای حاشیة شهری مشهد تمرکز یافتهاند که نشاندهندۀ لزوم توجه بیشتر به این محلههاست.
روش پژوهش
پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی است و از لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی - تحلیلی است. جامعة آماری این پژوهش، بلوکهای آماری شهر خرمآباد در سال 1395 هستند. دادههای مربوط به مبانی نظری تحقیق به شیوة کتابخانهای و اسنادی تهیه شده و شاخصهای پژوهش براساس بلوکهای آماری شهر همدان در 1395 استخراج شدهاند. با توجه به اینکه همه شاخصها همجهت و مثبت بودند (یعنی با افزایش مقدار هر شاخص، میزان فقر شهری نیز افزایش یافته است)، از رابطة مثبت بهنجاریسازی فازی استفاده شد:
، مقدار هر شاخص در بلوک مدنظر؛
max ( )، بیشترین مقدار هر شاخص در کل بلوکها؛
min ( )، کمترین مقدار هر شاخص در کل بلوکها.
بهمنظور کاهش تعداد شاخصها به چند عامل، از تحلیل عاملی در محیط نرمافزار SPSS استفاده شد. در این مطالعه در بخش نخست، تحلیل عاملی تأییدی صورت گرفت. سپس بهمنظور دستیابی به نتایج بهتر، تحلیل عاملی اکتشافی نیز انجام شد. با بهکارگیری روش تحلیل عاملی، 20 شاخص به 6 عامل طبقهبندی شدند. با ترکیب آنها، عامل نهایی فقر به دست آمد. ابتدا برای هر 6 عامل و سپس برای عامل نهایی (تلفیقی) تحلیل لکه داغ صورت گرفت؛ با تبدیل نقشة لکه داغ هریک از عوامل به لایه رستر، نقشة پهنهبندی فقر ترسیم شد. برای سنجش میزان خودهمبستگی فضایی نیز از آماره موران در محیط نرمافزار Geoda استفاده شد.
محدودة مورد پژوهش
شهر خرمآباد مرکز استان لرستان، مرکز شهرستان خرمآباد و مرکز بخش مرکزی این شهرستان است که در جنوب غربی کشور در میان درههای زاگرس واقع شده است. این شهر از شمال با شهرستان سلسله، از جنوب با شهرستان اندیمشک، از شرق با شهرستانهای دورود و الیگودرز و از غرب و جنوبغربی با شهرستانهای دوره و پلدختر مرز مشترک دارد. این شهر آبوهوایی مدیترانهای معتدل و نیمهمرطوب دارد. خرمآباد بزرگترین شهر لرنشین ایران است که مطابق با سرشماری سال ۱۳۹۵، دارای 373416 نفر جمعیت و 37 محلة شهری است (مرکز آمار ایران و سایت شهرداری خرمآباد).
نقشة 1- محدودة جغرافیایی پژوهش (نگارندگان، 1398)
معرفی شاخصهای مورد مطالعه
شاخصهای اقتصادی، کالبدی و اجتماعی مهمترین
شاخصهای سنجش فقر شهرند که هرکدام از این شاخصها در جدول 1 تعریف شدهاند.
برای درک بهتر وضعیت هریک از شاخصهای بهکاررفته در سطح شهر خرمآباد، اطلاعات توصیفی هریک از شاخصها شامل کمینه، بیشینه، میانگین و انحراف استاندارد در جدول 2 ارائه شدهاند.
جدول 1- شاخصهای فقر شهری
|
شاخصها |
تعاریف |
|
میزان وابستگی جمعیت (وابستگی ناخالص) |
نسبت جمعیت غیرشاغل (کل جمعیت به استثنای جمعیت شاغل) به جمعیت شاغل |
|
بار معیشتی |
نسبت کل جمعیت به جمعیت شاغل |
|
بار تکفل واقعی (وابستگی خالص) |
نسبت جمعیت غیرشاغل به تعداد جمعیت شاغل |
|
بار اقتصادی |
نسبت کل جمعیت به کل جمعیت فعال |
|
درصد بیکاری کل |
نسبت کل بیکاران به تعداد کل جمعیت فعال |
|
درصد بیکاری مردان |
نسبت بیکاران مرد به تعداد جمعیت فعال مرد |
|
درصد بیکاری زنان |
نسبت بیکاران زن به تعداد جمعیت فعال زن |
|
درصد واحدهای مسکونی با زیربنای کمتر از 50 متر مربع |
نسبت واحدهای مسکونی با زیربنای کمتر از 50 متر مربع به کل واحدهای مسکونی |
|
درصد واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام |
نسبت واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام (چوب و آجر یا چوب و خشت) به کل واحدهای مسکونی |
|
درصد واحدهای مسکونی نامناسب |
نسبت تعداد چادر، کپر، آلونک، زاغه به کل واحدهای مسکونی |
|
تراکم خانوار در واحد مسکونی |
نسبت تعداد خانوار به کل واحدهای مسکونی |
|
تراکم نفر در واحد مسکونی |
نسبت جمعیت به کل واحدهای مسکونی |
|
تراکم خالص مسکونی |
نسبت جمعیت به زیربنای مسکونی، برای درک بهتر، مقدار تراکم خالص مسکونی بهازای هر 100 متر مربع زیربنای مسکونی محاسبه شده است |
|
درصد واحدهای مسکونی استیجاری |
نسبت واحدهای استیجاری به کل واحدهای مسکونی |
|
متوسط بعد خانوار |
نسبت جمعیت به تعداد خانوار |
|
میزان سالخوردگی جمعیت |
نسبت افراد بالای 65 سال به کل جمعیت |
|
نرخ بیسوادی |
نسبت تعداد افراد بیسواد 6 ساله و بیشتر به جمعیت 6 ساله |
|
درصد جمعیت غیرفعال |
نسبت زنان و مردان خانهدار، محصلان و دانشجویان و افراد دارای درآمد بدون کار به کل جمعیت |
|
نسبت طلاق |
نسبت زن و مرد بدون همسر بر اثر طلاق به زن و مرد دارای همسر |
|
درصد مهاجرت |
درصد مهاجران واردشده به کل جمعیت |
منبع: (ستارزاده، 1385)؛ (صارمی و ابراهیمپور، 1391)؛ (صدر موسوی و همکاران، 1394)
جدول 2 -اطلاعات توصیفی شاخصهای مرتبط با فقر در سطح بلوکهای شهر خرمآباد (1395)
|
شاخصها |
کمینه |
بیشینه |
میانگین |
انحراف استاندارد |
|
میزان وابستگی جمعیت |
94/2 |
150 |
29/32 |
48/19 |
|
بار معیشتی |
14/157 |
3350 |
81/329 |
00/191 |
|
بار تکفل واقعی |
14/57 |
3250 |
22/248 |
75/160 |
|
بار اقتصادی |
150 |
3350 |
24/278 |
05/159 |
|
درصد بیکاری کل |
16/1 |
75 |
85/11 |
40/11 |
|
درصد بیکاری مردان |
0 |
100 |
25/9 |
23/10 |
|
درصد بیکاری زنان |
85/2 |
100 |
79/20 |
18/27 |
|
درصد واحدهای مسکونی با زیربنای کمتر از 50 متر مربع |
0 |
100 |
46/4 |
54/9 |
|
درصد واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام |
0 |
100 |
54/2 |
56/6 |
|
درصد واحدهای مسکونی نامناسب |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
تراکم خانوار در واحد مسکونی |
1 |
2 |
09/1 |
41/0 |
|
تراکم نفر در واحد مسکونی |
85/1 |
5/33 |
91/2 |
54/1 |
|
تراکم خالص مسکونی |
01/0 |
43/0 |
02/0 |
01/0 |
|
درصد واحدهای مسکونی استیجاری |
5 |
100 |
41/39 |
34/23 |
|
متوسط بعد خانوار |
83/1 |
20 |
79/2 |
42/1 |
|
میزان سالخوردگی جمعیت |
38/0 |
10/42 |
09/4 |
50/4 |
|
نرخ بیسوادی |
40/0 |
73/56 |
32/8 |
90/7 |
|
درصد جمعیت غیرفعال |
66/16 |
02/94 |
08/39 |
74/19 |
|
نسبت طلاق |
36/0 |
100 |
48/2 |
75/4 |
|
درصد مهاجرت |
17/0 |
28/84 |
03/3 |
39/5 |
منبع: مرکز آمار ایران و محاسبات نگارنده
بهمنظور تعیین مناسببودن دادههای گردآمده برای تحلیل عاملی، از آزمون KMO و بارتلت استفاده شد. برای برونرفت از معضل تعداد نمونهها یا نسبت شاخصها به نمونهها، رعایت معیار KMOو آزمون کرویت بارتلت برای سنجش کفایت و تناسب دادهها ضروری است (زبردست، 1396: 7). اگر مقدار عددی KMO از 6/0 بیشتر و نتیجة آزمون بارتلت نیز دارای 95 درصد اطمینان یا بیشتر باشد، دادهها برای انجام تحلیل عاملی مناسباند (زبردست و رمضانی، 1395: 7).
براساس جدول شمارة 3، سال 1395 مقدارKMO برابر با 7010/0 به دست آمد که نشاندهندة مناسببودن همبستگی دادهها برای تحلیل عاملی است. مقدار آماره بارتلت نیز برابر با 33/26846 به دست آمد که در سطح 99 درصد معنادار است.
جدول 3- مقادیر آزمون KMOو بارتلت برای شاخصهای فقر شهری خرمآباد
|
آزمون |
مقدار KMO |
مقدار بارتلت |
میزان خطا (sig) |
|
مقادیر |
7010/0 |
33/26846 |
000/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
عامل دوم، دومین عامل مهم بوده است و به همین ترتیب عوامل بعدی در مراحل بعدی قرار میگیرند. در تحلیل عاملی وقتی اشتراکات متغیری پایین باشد (کمتر از 4/0)، آن متغییر نقش چندانی در تبیین پدیدة مدنظر ندارد و بهتر است از دور محاسبات کنار گذاشته شود (زبردست و رمضانی، 1395: 7). با توجه به جدول شمارة 4، در سال 1395 شاخصهای تراکم خانوار در واحد مسکونی، درصد مهاجرت، درصد واحدهای مسکونی نامناسب و درصد بیکاری زنان، در محاسبات حذف شدند.
در جدول شمارة 5، عوامل استخراجشده همراه با مقادیر ویژه، درصد واریانس و نیز درصد واریانس تجمعی عوامل آمدهاند. بدین ترتیب، شاخصهای بارگذاریشده در هر عامل که بیش از 5/0 است، یک عامل را تشکیل میدهند. نتیجه، تقلیل20 شاخص به 6 عامل بوده است. مجموع شش عامل، 823/53 درصد از واریانس تجمعی را تبیین میکند و 849/5 درصد از واریانس را شامل میشود که نشاندهندة رضایتبخش بودن تحلیل عاملی است.
شاخصهای بارگذاریشده در این 6 عامل و مقادیر بار عاملی بهدستآمده در جدول 6 ارائه شدهاند.
جدول4- مقدار استخراجشده شاخصهای فقر شهری
|
شاخصها |
مقدار استخراجشده |
شاخصها |
مقدار استخراجشده |
|
میزان وابستگی جمعیت |
517/0 |
تراکم خانوار در واحد مسکونی |
396/0 |
|
بار معیشتی |
735/0 |
تراکم نفر در واحد مسکونی |
838/0 |
|
بار تکفل واقعی |
822/0 |
تراکم خالص مسکونی |
568/0 |
|
بار اقتصادی |
853/0 |
درصد واحدهای مسکونی استیجاری |
407/0 |
|
درصد بیکاری کل |
650/0 |
متوسط بعد خانوار |
729/0 |
|
درصد بیکاری مردان |
462/0 |
میزان سالخوردگی جمعیت |
487/0 |
|
درصد بیکاری زنان |
387/0 |
نرخ بیسوادی |
547/0 |
|
درصد واحدهای مسکونی با مساحت کمتر از 50 متر مربع |
525/0 |
درصد جمعیت غیرفعال |
455/0 |
|
درصد واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام |
599/0 |
نسبت طلاق |
415/0 |
|
درصد واحدهای مسکونی نامناسب |
002/0 |
درصد مهاجرت |
369/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 5- عوامل، مقادیر ویژه و درصد واریانس عوامل استخراجشده برای شاخصهای فقر شهری در شهر خرمآباد
|
عوامل |
مقدار ویژه |
درصد واریانس |
درصد واریانس تجمعی |
|
عامل اول |
341/3 |
703/16 |
703/16 |
|
عامل دوم |
301/2 |
504/11 |
206/28 |
|
عامل سوم |
481/1 |
406/7 |
613/35 |
|
عامل چهارم |
273/1 |
365/6 |
977/41 |
|
عامل پنجم |
199/1 |
997/5 |
974/47 |
|
عامل ششم |
170/1 |
849/5 |
823/53 |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 6- شاخصهای بارگذاریشده در 6 عامل فقر و مقدار بار عاملی بهدستآمده از ماتریس دورانیافته
|
عوامل |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
عامل اول |
1 |
بار تکفل واقعی |
916/0 |
|
2 |
بار معیشتی |
865/0 |
|
|
3 |
متوسط بعد خانوار |
819/0 |
|
|
4 |
تراکم خالص مسکونی |
761/0 |
|
|
عامل دوم |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
1 |
بار اقتصادی |
901/0 |
|
|
2 |
تراکم نفر در واحد مسکونی |
853/0 |
|
|
3 |
درصد جمعیت غیرفعال |
751/0 |
|
|
عامل سوم |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
1 |
درصد بیکاری کل |
793/0 |
|
|
2 |
درصد بیکاری مردان |
759/0 |
|
|
عامل چهارم |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
1 |
واحدهای مسکونی با مساحت کمتر از 50 متر مربع |
693/0 |
|
|
2 |
نسبت طلاق |
618/0 |
|
|
3 |
درصد واحدهای مسکونی استیجاری |
591/0 |
|
|
عامل پنجم |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
1 |
میزان جمعیت وابسته |
782/0 |
|
|
2 |
میزان سالخوردگی جمعیت |
585/0 |
|
|
عامل ششم |
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
|
1 |
درصد واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام |
787/0 |
|
|
2 |
نرخ بیسوادی |
688/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
نقشة پهنهبندی فقر خرمآباد بر مبنای 4 عامل فقر ترسیم شده است. در این نقشه 4877 بلوک شهری در 5 سطح طبقهبندی شدهاند.
عامل اول شامل 4 شاخص بار تکفل واقعی، بار معیشتی، متوسط بعد خانوار و تراکم خالص مسکونی است. پهنة فقر براساس این عامل 2193 بلوک را شامل میشود که 91/44 درصد مساحت، 46/52 درصد جمعیت و 53/51 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
عامل دوم نیز شامل 3 شاخص بار اقتصادی، تراکم نفر در واحد مسکونی و درصد جمعیت غیرفعال است. پهنة فقر براساس این عامل 3253 بلوک را شامل میشود که 01/67 درصد مساحت، 18/76 درصد جمعیت و 26/77 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
عامل سوم شامل 2 شاخص درصد بیکاری کل و درصد بیکاری مردان است. پهنة فقر براساس این عامل 2390 بلوک را شامل میشود که 67/47 درصد مساحت، 25/56 درصد جمعیت و 55/56 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
عامل چهارم شامل 3 شاخص واحدهای مسکونی با مساحت کمتر از 50 متر مربع، نسبت طلاق و درصد واحدهای مسکونی استیجاری است. پهنة فقر براساس این عامل 1795 بلوک را شامل میشود که 89/30 درصد مساحت، 82/40 درصد جمعیت و 02/41 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
عامل پنجم شامل 2 شاخص میزان جمعیت وابسته و میزان سالخوردگی جمعیت است. پهنة فقر براساس این عامل 1082 بلوک را شامل میشود که 36/22 درصد مساحت، 1/24 درصد جمعیت و 95/25 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
عامل ششم شامل 2 شاخص درصد واحدهای مسکونی با مصالح کمدوام و نرخ بیسوادی است. پهنة فقر براساس این عامل 817 بلوک را شامل میشود که 74/16 درصد مساحت، 7/15 درصد جمعیت و 23/16 درصد خانوار را دربرمیگیرد.
جدول 7- تعداد و درصد پراکنش فضایی عوامل فقر در شهر خرمآباد
|
عامل اول |
پهنهها |
بلوک |
مساحت (هکتار) |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
669 |
71/13 |
108/275 |
86/12 |
57457 |
56/15 |
16268 |
15 |
|
|
فقیر |
1524 |
24/31 |
476/685 |
05/32 |
136260 |
90/36 |
39609 |
53/36 |
|
|
متوسط |
1483 |
40/30 |
196/654 |
58/30 |
121005 |
77/32 |
36069 |
27/33 |
|
|
مرفه |
1082 |
18/22 |
433/507 |
72/23 |
53777 |
56/14 |
16242 |
98/14 |
|
|
خیلی مرفه |
119 |
44/2 |
391/16 |
76/0 |
679 |
18/0 |
214 |
19/0 |
|
|
عامل دوم |
پهنهها |
بلوک |
مساحت (هکتار) |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
1561 |
32 |
905/681 |
88/31 |
140972 |
18/38 |
41284 |
16/39 |
|
|
فقیر |
1674 |
32/34 |
493/751 |
13/35 |
140305 |
38 |
41310 |
10/38 |
|
|
متوسط |
996 |
42/20 |
244/424 |
83/19 |
64131 |
37/17 |
18993 |
52/17 |
|
|
مرفه |
538 |
03/11 |
306/267 |
49/12 |
23184 |
27/6 |
6631 |
11/6 |
|
|
خیلی مرفه |
108 |
21/2 |
657/13 |
63/0 |
586 |
15/0 |
184 |
16/0 |
|
|
عامل سوم |
پهنهها |
بلوک |
مساحت (هکتار) |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
926 |
98/18 |
831/436 |
42/20 |
85727 |
22/23 |
25319 |
35/23 |
|
|
فقیر |
1464 |
01/30 |
922/582 |
25/27 |
121962 |
03/33 |
35994 |
20/33 |
|
|
متوسط |
1243 |
48/25 |
858/559 |
17/26 |
91950 |
90/24 |
26781 |
70/24 |
|
|
مرفه |
748 |
33/15 |
646/390 |
26/18 |
50273 |
61/13 |
14898 |
74/13 |
|
|
خیلی مرفه |
496 |
17/10 |
347/168 |
87/7 |
19266 |
21/5 |
5410 |
99/4 |
|
|
عامل چهارم |
پهنهها |
بلوک |
مساحت |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
629 |
89/12 |
631/223 |
45/10 |
53459 |
48/14 |
15985 |
74/14 |
|
|
فقیر |
1166 |
90/23 |
274/437 |
44/20 |
97272 |
34/26 |
28497 |
28/26 |
|
|
متوسط |
1920 |
36/39 |
327/859 |
18/40 |
146123 |
58/39 |
42577 |
27/39 |
|
|
مرفه |
1051 |
55/21 |
809/603 |
23/28 |
71645 |
40/19 |
21129 |
49/19 |
|
|
خیلی مرفه |
111 |
27/2 |
562/14 |
68/0 |
679 |
18/0 |
214 |
19/0 |
|
|
عامل پنجم |
پهنهها |
بلوک |
مساحت |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
342 |
01/7 |
959/166 |
80/7 |
25555 |
92/6 |
8277 |
63/7 |
|
|
فقیر |
740 |
17/15 |
507/311 |
56/14 |
63446 |
18/17 |
19865 |
32/18 |
|
|
متوسط |
1312 |
90/26 |
061/647 |
25/30 |
122113 |
07/33 |
35097 |
37/32 |
|
|
مرفه |
2029 |
60/41 |
580/825 |
60/38 |
144661 |
18/39 |
41317 |
11/38 |
|
|
خیلی مرفه |
454 |
30/9 |
496/187 |
76/8 |
13403 |
63/3 |
3846 |
54/3 |
|
|
عامل ششم |
پهنهها |
بلوک |
مساحت |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
227 |
65/4 |
446/100 |
69/4 |
21093 |
71/5 |
6601 |
08/6 |
|
|
فقیر |
590 |
09/12 |
316/184 |
61/8 |
36902 |
99/9 |
11004 |
15/10 |
|
|
متوسط |
1508 |
92/30 |
646/760 |
56/35 |
137348 |
20/37 |
40377 |
24/37 |
|
|
مرفه |
1058 |
69/21 |
668/554 |
93/25 |
80984 |
93/21 |
23479 |
65/21 |
|
|
خیلی مرفه |
1444 |
60/29 |
527/538 |
18/25 |
92851 |
15/25 |
26941 |
85/24 |
|
منبع: یافتههای پژوهش
شکل 2- پهنهبندی فقر خرمآباد بر مبنای شش عامل
پهنهبندی نهایی شاخص فقر
در پهنهبندی نهایی، تمرکز پهنة خیلی فقیر با 84/13 درصد مساحت و 85/17درصد جمعیت، بیشتر در قسمتهای مرکزی و تمرکز پهنة فقیر با 84/ 41 درصد مساحت و 73/47 درصد جمعیت، بیشتر در قسمتهای جنوبی شهر دیده میشود.
جدول 8-تعداد و درصد پراکنش فضایی پهنههای فقر در سطح شهر خرمآباد بر مبنای بعد نهایی
|
عامل نهایی |
پهنهها |
بلوک |
مساحت |
جمعیت |
خانوار |
||||
|
تعداد |
درصد |
مقدار |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
||
|
خیلی فقیر |
661 |
55/13 |
027/296 |
84/13 |
65925 |
85/17 |
20055 |
50/18 |
|
|
فقیر |
2147 |
02/44 |
004/895 |
84/41 |
176215 |
73/47 |
51508 |
51/47 |
|
|
متوسط |
1525 |
26/31 |
599/713 |
36/33 |
109073 |
54/29 |
31702 |
24/29 |
|
|
مرفه |
437 |
96/8 |
735/222 |
41/10 |
17379 |
70/4 |
4953 |
56/4 |
|
|
خیلی مرفه |
107 |
19/2 |
239/11 |
52/0 |
586 |
15/0 |
184 |
16/0 |
|
منبع: یافتههای پژوهش
شکل 3- پهنهبندی نهایی و درصد پراکنش فضایی فقر
الگوی خودهمبستگی فضایی موران
پس از شناسایی و تعیین الگوی عوامل، با نرمافزار Geoda نقشة پراکنش فقر برای عامل نهایی ترسیم شد. براساس نقشة ترسیمشده، 55 درصد بلوکهای شهر در چارک (High- High) و 19 درصد بلوکها در چارک (Low- Low) قرار گرفتهاند. درواقع این دو چارک بیانکنندة ارتباط مکانی مثبتاند. عموماً چارک (High- High) در بخشهای مرکزی شهر و چارک (Low- Low) در حاشیههای شهر استقرار یافتهاند (شکل 4).
ارزش موران بین 1 و 1- متغیر است؛ ارزش نزدیک به 1 نشان میدهد نواحی دارای الگویی خوشهایاند و ارزشهای نزدیک به 1- نشان میدهد نواحی دارای الگویی پراکندهاند (نیکپور و همکاران، 1398: 181). در پژوهش حاضر، آماره موران برای عامل نهایی فقر 825/0 به دست آمده است که نشان میدهد شاخص نهایی فقر از الگوی خوشهای با تمرکز بسیار بالا تبعیت میکند.
شکل 4- خودهمبستگی فضایی عامل نهایی فقر شهری در بلوکهای شهری خرمآبا
نتیجهگیری
فقر شهری پدیدهای اجتنابناپذیر برای عمده کشورهای جهان در طول قرن 21 خواهد بود. برای کاهش فقر شهری ابتدا به شناخت صحیح، سنجش دقیق و تحلیل مستند و واقعگرایانة آن نیاز داریم. تطبیق نواحی شهری و تحلیل فضایی فقر میتواند برنامهریزان و سیاستگذاران را در اتخاذ تصمیمات و اجرای برنامههای مناسب برای کاهش نابرابریها و میل به سوی عدالت در جامعه یاری رساند. این پژوهش تلاش کرد الگوی توزیع فقر شهری را در سطح بلوکهای شهری شهر خرمآباد بررسی کند. به همین منظور، برای شناسایی پهنههای فقر، از20 شاخص استخراجشده از بلوکهای آماری استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان دادند 20 شاخص استخراجشده به 6 عامل مرتبط با فقر میتواند تقلیل یابد؛ بهگونهایکه مجموع شش عامل، 823/53 درصد از واریانس تجمعی را تبیین میکندکه نشاندهندة رضایتبخشبودن تحلیل عاملی است. نتایج حاصل از تلفیق شاخصها نشان دادند پهنههای فقر در قسمتهای مرکزی، شمالی و جنوبی شهر خرمآباد و در مقابل، پهنههای رفاه در قسمتهای حاشیهای شمال شهر و قسمتهای غربی و جنوبی شهر استقرار یافتهاند. همچنین، براساس دیگر نتایج پژوهش میتوان اذعان کرد درمجموع پهنة فقر 68/55 درصد از مساحت و 58/65 درصد از جمعیت شهر و پهنة رفاه فقط 93/10 درصد از مساحت و 85/4 درصد از جمعیت شهر را دربرگرفته است. تحلیل توزیع فضایی فقر شهر خرمآباد نشان میدهد نابرابری کاملاً مشهود است و فضای شهری بهصورت چشمگیری به سوی دوقطبیشدن پیش میرود؛ این امر بیشتر نشاندهندة ضعف مدیریت شهری در سرمایهگذاری زیرساختها است. در پایان، با استفاده از شاخص موران موجود در نرمافزار Geoda، خودهمبستگی فضایی فقر با آماره موران 82/0 به دست آمد که نشاندهندة الگوی خوشهای فقر در این شهر است. نتایج حاصل نشان دادند در آشکارسازی پدیدة فقر شهری ملاحظاتی ارائه میشود. در مرحلة نخست، هنگام مطالعة فقر شهری شناسایی نوع فرایند شهرنشینی مدنظر ضروری است؛ زیرا این عامل چارچوب تجزیه و تحلیل را نشان میدهد. دوم، تجزیه و تحلیل خصوصیات ساختاری که بهطور خاص مربوط به تشکیل فقر است، در اولویت قرار دارد. این مکانیسمها ممکن است با توجه به فرایند شهرنشینی، ازنظر مشارکت در بازار کار، عملکردها و محدودیتهای نادرست و نیز جنبههای تقسیم مکانی مانند تفکیک مسکونی یا اجتماعی در شهرها متفاوت باشند. سوم، نوع فرایند شهرنشینی و سازوکارهای تشکیل فقر، نقش اساسی در شناسایی مداخلات مناسب سیاست دارد؛ زیرا دولت و اثربخشی نهادی در تحقیقات فقر شهری از اهمیت ویژهای برخوردارند. درنهایت، درک کامل جنبههای مستقیم و غیرمستقیم فقر بر زندگی مردم و تأثیراتی که ممکن است در زندگی آنها ایجاد کند، برای تحلیل نتایج فقر شهری ضروری است.