تحلیل فضایی فقر شهری در سطح محله‌ها (نمونه‌پژوهی: شهر مشهد)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 کارشناسی‌ارشد، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده

به‌طور معمول در کشورهای درحال‌توسعه، رشد شهری از ظرفیت دولت‌ها و شهرداری‌ها برای اراﺋﮥ خدمات و زیرساخت‌های مناسب برای جمعیت، بیشتر است. این مقوله باعث تشدید فقر شهری در شهرها و به‌ویژه شهرهای بزرگ این کشورها خواهد شد. در این میان، تعیین پهنه‌های فقر شهری در سطح شهرها و نیز الگوهای توزیع فقر شهری پیش‌‌شرط اراﺋﮥ راه‌حل برای ساماندهی و کاهش فقر شهری است. هدف از این پژوهش نیز بررسی و تحلیل فضایی فقر شهری در سطح محله‌های شهر مشهد است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جزء پژوهش‌های توصیفی‌تحلیلی است. در این پژوهش، فقر شهری در قالب سه بُعد اجتماعی و اقتصادی و کالبدی در قالب سی شاخص، با استفاده از بلوک‌‌‌های آماری سرشماری 1390، بررسی شده است. وزن‌دهی شاخص‌های پژوهش با استفاده از روش AHP انجام شده است. برای نمایش و تحلیل فضایی فقر شهری در سطح محله‌ها نیز از نرم‌افزار ARC GIS 10.3 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد الگوی توزیع محلات فقیرنشین در شهر مشهد از الگوی خوشه‌ای تبعیت می‌کند. توزیع خوشه‌های فقر شهری نشان می‌دهد بزرگ‌ترین خوﺷﮥ فقر شهری در بخش شرقی شهر مشهد تمرکز یافته است؛ هرچند یک خوﺷﮥ کوچک فقر نیز در قسمت شمالی شهر وجود دارد. از طرفی نیز، خوشه‌های فقر شهری بر محله‌های حاشیه‌شهری مشهد تمرکز یافته‌اند که نشان‌دهندﮤ لزوم توجه بیشتر به این محله‌هاست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Spatial Analysis of Urban Poverty in Neighborhood Levels (case study: Mashhad city)

نویسندگان [English]

  • Hossein Farhadikhah 1
  • Hossein Hataminejad 2
  • Aref Shahi 3
  • Masoud Zafari 1
1 Ph.D. Student, Department of Geography and Urban planning, University of Tehran, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Department of Geography and Urban planning, University of Tehran, Tehran, Iran
3 M.A. Student, Department of Geography and Urban planning, University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده [English]

Generally, in developing countries urban growth overtakes the governments and municipalities’ capacity to provide appropriate infrastructure and services for their population. This has caused problems such as urban poverty to be intestified, especially in large cities of such countries. Ofcourse, providing any solution for organizing and reducing urban poverty is subject to determining the levels of urban poverty and its distribution pattern. So, this study is trying to provide a spatial analysis of urban poverty for the neighborhoods of Mashhad. In this research, urban poverty has been investigated in the form of three social, economic and physical dimensions by 30 indicators and using the statistical blocks of the 2011 census. The weighting of the research indices was done using the AHP method. ARC GIS 10.3 has been used to display and analyze the urban poverty in the neighborhoods. The research results show that the distribution pattern of poor neighborhoods in Mashhad follows a cluster pattern. The distribution of urban poverty clusters shows that the largest cluster is concentrated in the eastern part of Mashhad, although there is a small cluster of poverty in the northern part of the city. On the other hand, urban poverty clusters have focused in marginal neighborhoods in Mashhad, which indicates the need for more attention to these neighborhoods.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Spatial Analysis
  • Poverty
  • Urban Poverty
  • city of Mashhad

مقدمه

 

براساس پیش‌بینی‌های بخش جمعیت‌شناسی سازمان ملل متحد، تا سال 2030 بیشترِ مردم کشورهای درحال‌توسعه در شهرها زندگی می‌کنند و تا سال 2050، به‌احتمال 2/3 کل جمعیت، شهری (شهرنشین) خواهد شد (سازمان ملل،[1] 2008: 1؛ مونتگومری،[2] 2009: 2). تمرکز فقر در شهرها یکی از چالش‌های مهمی است که شهرهای قرن بیست‌ویکم با آن مواجه‌اند (سیملر[3] و همکاران، 2004: 1). ازطرفی، برآورد می‌شود حدود 1/4 فقیرانِ جهانِ درحال‌توسعه در نواحی شهرها زندگی می‌کنند (ززا و تاشکوتی،[4] 2010: 666). فقر شـهری، به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، با سرعت بیشتر و حجم چشمگیرتری در حال گسترش است (صندوق جمعیت سازمان ملل متحد،[5] 2007: 1).

در این کشورها، رشد شهری سریع به‌طور معمول از ظرفیت دولت‌های محلی برای اراﺋﮥ خدمات و زیرساخت‌ها بیشتر است که این امر فقر شهری و نابرابری را در داخل شهر افزایش می‌دهد (دوکی[6] و همکاران، 2015: 12؛ دوکی[7] و همکاران، 2013: 238). بیش از یک قرن است فقر شهری موضوع بحث جامعه‌شناختی و سیاسی است. در دهه‌‌های اخیر به‌علت تمرکز چشمگیر فقر در شهر، بحث و گفت‌وگو دربارﮤ علت‌ها و پیامدها و راه‌حل‌های فقر اهمیت تازه‌‌ای یافته است (کرلی،[8] 2005: 1).

محیط‌‌های شهری از سیستم‌های پیچیده و پدیده‌های پیچیده و روابط و تعامل‌های متعدد بین اجزا متشکل‌اند. فقـر نیز یکی از این پدیده‌های پیچیده است که به‌واﺳﻄﮥ اثرهای سویی که دارد در کانون توجه قرار گرفته است و به رویکردی چندبُعدی نیاز دارد. گذشته از کشورهای درحال‌توسعه، در کشورهای توسعه‌یافته نیز فقر با تفاوت‌های ویژه در طبقه‌‌بندی، گونه‌شناسی، ابعاد و اهمیت، اما با برخی ویژگی‌‌های اساسی مشترک، به چشم می‌خورد؛ به طوری که بی‌خانمانی افراطی‌ترین مظهر فقر در مناطق شهری است (پاراسویچ،[9] 2012: 227).

فقر و آثار منفی آن توﺳﻌﮥ انسانی را محدود می‌کند و بیشترِ فقرا نیز در حوزﮤ سلامت و آشفتگی اقتصادی و بیماری‌‌های طبیعی با نهایت درﺟﮥ آسیب‌پذیری مواجه‌اند. اکنون اندیشمندان و سیاست‌گذاران و مدیران شهری به‌طور کامل به این نکته گواهی می‌دهند که رﻳﺸﮥ بیشتر مسائل اجتماعی شهرها تمرکز فقر است. بنابراین توجه بسیاری از مطالعه‌های تجربی بر نواحی شهری فقیر معطوف شده است؛ یعنی جایی که فقر، حضوری مستمر و مداوم دارد (رن،[10] 2001: 1). صدمه‌های ناشی از فقر بسیار گسترده و طولانی‌‌مدت است. درمجموع فقر، پایداری شهرها را در ابعاد اقتصادی اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و امنیتی تهدید می‌کند (گری و موسیلی،[11] 2005: 2).

ایران ازجمله کشورهای درحال‌توسعه است که در دهه‌‌های گذشته با افزایش نرخ شهرنشینی و گسترش فقر شهری، نواحی فقیر شهری در آن افزایش یافته است؛ به طوری که در حال‌‌ حاضر برنامه‌‌ریزی برای اسکان کم‌‌درآمدها و ساماندهی محله‌های فرودست شهری، به‌‌ویژه در کلان‌شهرها و مناطق پیرامون آنها، از مسائل مهم توﺳﻌﮥ شهری در کشور است (صرافی و همکاران، 1392: 8). شهر مشهد، در جایگاه دومین شهر پرجمعیت ایران، به‌علت پذیرش گستردﮤ مهاجران شهری و روستایی از داخل و خارج کشور، در چند دﻫﮥ اخیر به‌شدت رشد کرده است. این امر موجب کمبود خدمات و زوال شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی و کالبدی، به‌ویژه در برخی محله‌های این شهر، شده است.در این پژوهش، براساس اطلاعات آماری موجود، توزیع فضایی فقر در شهر مشهد با اسـتفاده از شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی و کالبدی بررسی خواهد شد.

 

مبانی نظری

فقر شهری پدیدﮤ چندبُعدی است و شهرنشینان به‌علت بسیاری از محرومیت‌ها، ازجمله دسترسی‌نداشتن به فرصت‌های اشتغال، نداشتن مسکن و زیرساخت‌های مناسب، نبود تأمین اجتماعی و در دسترس نبودن بهداشت و آموزش و امنیت فردی در رنج و مضیقه‌اند. فقر شهری تنها به ویژگی‌های نامبرده محدود نیست و اشاره به اوضاع ناپایدار، به آسیب‌پذیری و ناتوانی در مقابل آسیب‌‌ها نیز نظر دارد. بدیهی است اجرای سیاست‌‌های کاهش فقر، بدون تعیین گستره و ابعاد آنها، موفقیت چندانی نخواهد داشت (بهاروگلو و کسیدس،[12] 2002: 123).

فقر شهری ویژگی‌هایی دارد که باید به نمونه‌های زیر اشاره کرد: 1. در شهر فقیر مهارت کم، دسـتمزد ناچیز و بیکاری گسترده است؛ 2. محل کار بیشتر در بخـش غیررسـمی و بـدون بیمه‌های اجتمـاعی اسـت؛ 3. بیکاری جوانان مشکل بزرگی است که با مسائل اجتماعی مرتبط است؛ 4. امنیت اجتماعی وجود ندارد.

به‌‌طور معمول زندگی در زاغه‌‌های پرازدحام، نبود زیرساخت، کیفیت ضعیف بناها، دسترسی محدود به خدمات و تصرف غیرقانونی زمین‌ها از ویژگی‌‌های شهرهای فقیر است (باکر و اسکولر،[13] 2009: 3).

از دیگر مشخصه‌های فقیران، درآمـد کم و کمبود بهداشت و نیز بی‌‌سوادی و دسترسی محدود به امکانـات بهداشتی  است که از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ریشه گرفته است؛ همچنین آنها را با دسترسی محدود به فرصت‌های شغلی و درآمدی، بهره‌‌مندنبودن از مسکن و خدمات مناسب، محیط‌های ناسالم و خشن و بهره‌نبردن از خدمات تأمین اجتماعی و سازوکارهای حمایتی بهداشتی و آموزشی مواجه می‌‌کند (داکلاس و آرار،[14] 2007: 1). به همین علت، برای سیاست‌‌گذاران  نظارت بر فقر موضوعی کلیدی است؛ زیرا این‌گونه قادرند از محوطه‌های (تله‌‎های) فقر و محل‌‌های جرم جلوگیری کنند و سرمایه‌گذاری‌های عمومی را بیشتر به جاهایی تخصیص دهند که نیاز است (دوکی و همکاران، 2013: 240؛ دوکی و همکاران، 2015: 11).

اما آنچه در مقوﻟﮥ فقر در حوزﮤ مطالعه‌های شهری اهمیت می‌یابد، تبلور فضایی فقر در شهرهاست. تبلور فضایی فقر در قالب شکل‌گیری و بسط گستره‌های فقر، بافت‌های فرسوده، بافت‌های ناکارآمد، اسکان غیررسمی و حاشیه‌نشینی با مشکلات حاد مهاجران فقیـر، بیکاری، اشتغال کاذب، بار تکفل سنگین، خشونت، ناامنی و نمونه‌هایی ازاین‌دست مشاهده می‌شود (بمانیان و همکاران، 1390: 54؛ رضایی و همکاران، 1393: 687).

در بسیاری از مطالعه‌های کشورهای درحال‌توسعه، فقر شهری در چارچوب برناﻣﮥ تعدیل ساختاری بررسی شده اسـت؛ علاوه بر این، باید اشاره کرد مطالعه‌های مربوط به فقر شهری در کشـورهای درحال‌توسعه، نباید به‌طور انحصاری بر مقوله‌های شهری متمرکز شود. بخشی از علت‌ها در این واقعیت نهفته است که در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، شـهر سـوپاپ اطمینـانی بـرای مبارزﮤ اقتصـادی روستایی است و برای مهاجران روستا به شهر زمینه‌ای امیدوارکننده به شمار می‌رود. باید به‌جرئت بیان کرد وضعیت گفته‌شده در شهرهای کشور ما نیز به‌نوعی مشاهده می‌شود و بخشی از مشکلات موجود از همین عوامل ناشی است (رضایی و همکاران، 1393: 682).

در تبین علت‌های شکل‌گیری فقر شهری، مکتب‌ها و اندیشمندان بسیاری دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند. واکاوی مکتب‌های مختلف از آن حکایت دارد که در شکل‌گیری ابعاد فضایی فقر شهری، زمینه‌ها و سازوکارها و فرآیندهای متفاوتی دخیل‌اند که باتوجه به وضعیت عام و خاص حاکم بر هر مکان، سازوکار عملی شکل‌گیری و بروز آن نیز متفاوت جلوه می‌‌کند (زنگانه و همکاران، 1394: 97). در ادامه، دیدگاه‌ها و شاخص‌های مختلف در زﻣﻴﻨﮥ شکل‌گیری فقر شهری آورده می‌شود.

 

 

 

 

 

شکل1- جنبه‌های فقر شهری، بانک جهانی، 2002: 1.

 

 

 

جدول 1- دیدگاه‌ها و معیارهای شکل‌گیری محله‌های فقیرنشین

دیدگاه‌ها

شاخص‌ها و معیارهای شکل‌گیری محله‌های فقیرنشین

دیدگاه اکولوژی

  • تغییر در نحوﮤ استفاده از زمین (تغییر کاربری)؛
  • کمبود مسکن و تعمیرنکردن و نگهداری‌نکردن صحیح از آن؛
  • مهاجرت کارگران روستایی به شهر؛

دوره تسلسل فقر و حاشیه‌نشینی

  • سرمایه‌گذاری‌نکردن به‌منظور توﺳﻌﮥ اشتغال؛
  • مهاجرت روستاییان به شهرها.

دیدگاه نیازهای اساسی

  • برآورده‌نشدن نیاز اجتماعی؛
  • مهاجرت روستاییان به شهرها؛
  • نبود امکان تأمین مسکن توسط فقرای شهری؛
  • ناکارآمدی بازارهای رسمی زمین و مسکن.

دیدگاه لیبرال

  • جمعیت بسیار خانوارهای فقیرنشین؛
  • بی‌انگیزه‌بودن، جبریگری، رضایتمندی آنی و بی‌نظمی اجتماعی در میان فقیرنشینان شهری؛
  • مهاجران نورسیده به‌منظور یافتن شغل؛
  • گسترش شکاف فقر و عوامل کلان اقتصادی؛
  • نبود نظارت و وضع کار در جاﻣﻌﮥ صنعتی.

دیدگاه رادیکال

  • شکاف گسترده بین فقیر و غنی در شهر به‌علت ضعف نظام نامتعادل سرمایه‌داری؛
  • سطح پایین دستمزدهای کارگران؛
  • ارادﮤ سرمایه‌داری برای مقابله با گرایش فزایندﮤ کاهش سطح مصرف در اقتصاد سرمایه‌داری؛
  • کاهش سرمایه‌گذاری در تجهیزات و امکانات زیربنایی.

مکتب وابستگی

  • وابستگی مرکز به پیرامون؛
  • افزایش شهرنشینی و رشد شهرها.

دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا

  • روابط بین طبقه‌های اجتماعی یا به بیان دیگر، بهره‌کشی از طبقه‌های پایین؛
  • تجمع ثروت و قدرت در یک شهر یا بخش خاصی از شهر؛
  • جابه‌جایی عظیم جمعیتی و مهاجرت روستاییان به شهر.

دیدگاه لیبرال جدید

  • دیدگاه‌های استعماری به شهرها و سلب مالکیت؛
  • مشکل قوانین و مقررات که باعث به حاشیه رانده شدن اقتصاد و در پی آن کارگران می‌شود؛
  • هزینه‌های هنگفت رسمی‌شدن.

(ایران‌دوست و همکاران، 1393؛ زنگانه و همکاران، 1394).

 

 

ﭘﻴﺸﻴﻨﮥ پژوهش

 

حجنال[15](2017) در پژوهشی، فقر تمرکزیافته در شهرهای آمریکا و کانادا را مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده است که فقیر شهر تمرکزیافته در شهرهای کانادا بیشتر است.  ژان دوکی[16]و همکاران (2015) در پژوهشی با اندازه‌گیری فقر درون‌شهری با استفاده از معیارهای بافت و پوشش زمین مشتق از داده‌‌های سنجش‌ازدور در شهر مدئین[17] کلمبیا،[18] به این نتیجه رسیده‌اند که فقر شهری بر دو اصل استوار است: نخست ویژگی فیزیکی هر سکونتگاه شهری بازتابی از نظام اجتماعی است؛ دوم افرادی که در نواحی فقیر شهری زندگی می‌کنند از لحاظ وضع کالبدی مسکن و موقعیت اجتماعی و ویژگی‌های جمعیتی شبیه به یکدیگرند.

همچنین هی[19] و همکارانش (2008) در پژوهشی باعنوان تمرکز و توزیع فقر در گروه‌های اجتماعی شهرهای چین نشان دادند در مقایسه با آمار رسمی کشوری، فقر بیشتر و شدیدتری در بین برخی گروه‌های اجتماعی ازجمله کارگران و بیکاران و مهاجران روستایی وجود دارد. آنها پیشنهاد کردند ﺷﺒﻜﮥ امنیت اجتماعی این گروه‌ها را شناسایی و از آنها حمایت کند.

در ادامه نیز به مهم‌ترین پژوهش‌های مرتبط با فقر شهری در داخل کشور اشاره می‌کنیم: علی موحد و همکاران (1395) در پژوهشی، فقر شهری را در کلان‌شهر تهران تحلیل فضایی کرده‌اند. در این پژوهش، از 43 شاخص مستخرج از داده‌های مرکز آمار، پهنه‌‌های فقر شهری را در مناطق 22گاﻧﮥ شهر تهران تحلیل فضایی کرده‌اند. نتایج پژوهش آنها نشان داده است در تمام عوامل فقر مسکن، فقر اقتصادی، فقر اجتماعی، فقر فرهنگی و فقر آموزشی، براساس شاخص‌های بررسی‌شده، مناطق 17،19، 18و16 از فقیرترین مناطق تهران است. قاسمی سیانی و حقی (1395) نیز گسترﮤ فقر شهری و شناسایی سکونتگاه‌های غیررسمی را از منظر عدالت فضایی در نسیم‌شهر تهران بررسی کرده‌اند. آنها دریافته‌اند محدوده‌های حصارک پایین، وجه‌آباد، محدودﮤ جنوبی احمدآباد و کلمه به‌لحاظ شاخص‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی ازجمله محدوده‌های آسیب‌پذیر نسیم‌شهرند. این محله‌ها بیشترین سکونتگاه غیررسمی و گسترده‌ترین میزان فقر شهری را دارند و ﻣﺤﻠﮥ اسماعیل‌آباد و ﻫﺴﺘﮥ مرکزی شهر از نظر شاخص‌های بررسی‌شده، وضعیت مناسب‌تری دارند.

ابراهیم‌زاده و همکاران (1395) در پژوهشی باعنوان راهبرد تعدیل فقر در محله‌های شهری با رویکرد اقتصاد مقاومتی در کلان‌شهر تهران، به این نتیجه رسیده‌اند سازمان‌یابی فقرای شهری در شهر تهران از سال 1375تا1390، از تمرکزگرایی آنها در بافت فرسودﮤ درون شهر حکایت دارد. به عبارت دیگر، در شهر تهران بین استقرار فقرا با بافت فرسوده راﺑﻄﮥ معنادار فضایی وجود دارد که ضرورت اتخاذ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را در بافت‌های فرسوده نمایان‌تر می‌کند. شهریور روستایی و همکاران (1394) فقر شهری را در محله‌های اسکان غیررسمی شهر کرمانشاه ارزیابی کرده‌اند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد بلوک‌های شهر کرمانشاه مکانی برای تبلور تمایزهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی است. این سکونتگاه‌ها جلوﮤ فقر به شمار می‌روند که از لحاظ پویایی، روند متفاوتی را طی می‌کنند. آنها معتقدند وجود نواحی نابرابر در فضای شهر کرمانشاه، به جدایی‌گزینی فضایی و اجتماعی و اقتصادی منجر شده است.

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی‌تحلیلی است. جمع‌آوری داده‌های ضروری پژوهش نیز به‌صورت اسنادی‌پیمایشی انجام شده است. در بخش اسنادی، با مطاﻟﻌﮥ ﭘﻴﺸﻴﻨﮥ پژوهش، شاخص‌های مربوط استخراج شد و در بخش پیمایشی نیز شاخص‌های استخراج‌شده در بخش اسنادی بررسی شد.

در گام نخست با بررسی بلوک‌های آماری سرشماری سال 1390 شهر مشهد، شاخص‌های پژوهش در سطح محله‌ها به‌صورت ابتدایی مطالعه شد. به علت اینکه فیلدهای خروجی سرشماری سال 1395 توسط مرکز آمار ایران بسیار محدود بودند و قابلیت کار پژوهشی را نداشتند از نتایج سرشماری سال 1390 استفاده شد. بعضی از شاخص‌ها به‌صورت مستقیم در بلوک‌های آماری موجود نبودند که با ترکیب چند فیلد موجود در بلوک‌های آماری، شاخص‌های مدنظر به دست آمدند. در گام دوم، برای وزن‌دهی شاخص‌‌ها از پانزده نفر کارشناس کمک گرفته شد که از این تعداد هشت نفر متخصص مسائل شهر بودند و هفت نفر متخصص مباحث اقتصادی. این گروه به‌صورت مقاﻳﺴﮥ زوجی، شاخص‌ها را وزن‌دهی کرده ‌‌بودند. این پژوهش چون با شاخص‌های مختلفی سروکار داشت طبیعی بود که در فقر شهری، شاخص‌‌ها ارزش و تأثیر یکسان نداشتند؛ بنابراین لازم بود با استفاده از یکی از روش‌‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره، هرکدام از شاخص‌ها تعیین وزن شود. داده‌های جمع‌آوری‌شده از نظر کارشناسان و متخصصان با استفاده از روش AHP )در نرم‌افزار (Expert Choice آزمون شده‌اند و وزن هرکدام از شاخص‌ها به دست آمده است.

نرخ ناسازگاری به‌دست‌آمده برای این پژوهش 0.05 بود که مقداری پذیرفتنی است؛ زیرا کمتر از 0.1 که بیشترین نرخ سازگاری است، پذیرفتنی است. در پایان نیز وزن‌های به‌دست‌آمدﮤ هر شاخص در مقدار به‌دست‌آمدﮤ هر شاخص در سطح محله‌ها ضرب شده است؛ درنتیجه، جایگاه هر محله به‌لحاظ فقر شهری، باتوجه به تحلیل فضایی انجام‌شده در نرم‌افزار GIS، مشخص شده است.

در این پژوهش، همانند پژوهش‌های مشابه، منظور از محله‌های فقیرنشین و مرفه حالت نسبی دارد؛ یعنی نسبت هر محله در مقایسه با سایر محله‌های شهر در نظر گرفته می‌شود نه با معیارها استاندارد.

 

قلمرو مکانی

محدودﮤ مکانی پژوهش شهر مشهد با جمعیتی بالغ‌بر 2.7میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ است. در دهه‌های اخیر، تمرکز شدید جمعیت و کار و سرمایه در شهر مشهد یکی از علت‌های مهم افزایش جمعیت و گسترش این شهر بوده است؛ به طوری که در حال حاضر، تجمع شدید جمعیت در شهر مشهد دیده می‌شود و در اطراف آن تا فواصل بسیار، برخلاف غرب ایران، هیچ شهر بزرگی وجود ندارد. بررسی آمارهای جمعیتی سال ۱۳۹۰ نشان می‌دهد این شهر حدود ۴۶درصد کل جمعیت خراسان رضوی و ۶۴ درصد جمعیت شهری استان را در خود جای داده است (عباس‌زاده و همکاران، 1395: 662). این شهر 13 ﻣﻨﻄﻘﮥ شهری، 47 ناﺣﻴﮥ شهری و 157 محله دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه 1- محدودﮤ مطالعه‌شده (نگارندگان، 1396).

 

یافته‌های پژوهش

 

در بررسی فقر شهری طی چند سال اخیر، به‌طور عمده از داده‌های مستخرج از مرکز آمار ایران استفاده شده است. در این پژوهش نیز باتوجه به اطلاعات به‌دست‌آمده از مرکز آمار ایران، داده‌های استخراج‌شده در قالب سه بُعد اجتماعی و اقتصادی و کالبدی و سی شاخص دسته‌بندی شده‌اند. در جدول 1 شاخص‌های استخراج‌شده و نیز وزن آنها آورده شده است که با روش AHP وزن‌دهی شده‌اند.

همان طور که اشاره شد برای بررسی فقر شهری در سطح محله‌های شهر مشهد، از سی شاخص در قالب سه بُعد اجتماعی و اقتصادی و کالبدی استفاده شده است. در همین راستا، نخست وضعیت محله‌های شهر مشهد در هرکدام از ابعاد سه‌گانه بررسی خواهد شد.

بُعد اقتصادی

در بررسی بُعد اقتصادی از هشت شاخص استفاده شده است. نمایش فضایی این بُعد در سطح شهر مشهد در نقشه دو نشان داده شده است که درمجموع، براساس اطلاعاتِ در دسترس برای بُعد اقتصادی، چهارده محله از محله‌های شهر مشهد در وضعیت به‌طور کامل نامناسب (به‌طور کامل فقیر) قرار دارند؛ یعنی نزدیک به 0.09درصد محله‌ها (نقشه شماره 2).

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 1. شاخص‌های استفاده‌شده برای سنجش فقر شهری (یافته‌های پژوهش، 1396).

 

 

 

 

 

 

نقشه 2- توزیع فضایی فقر اقتصادی در سطح محله‌های شهر مشهد.

 

 

یکی از مسائل اصلی توزیع فضایی، چگونگی الگوی توزیع آنهاست. در این مرحله برای درک بهتر الگوی توزیع محله‌های فقیر شهری در شهر مشهد، از شاخص موران استفاده شده است. این آزمون خودهمبستگی فضایی، محله‌ها را براساس مکان و مقدار عامل مدنظر نشان می‌دهد. درنهایت، خروجی این آزمون به این صورت است که این ابزار نشان می‌دهد الگوی پراکنش عوارض با در نظر گرفتن مقادیر ﺧﺼﻴﺼﮥ مطالعه‌شده، از الگوی خوشه‌ای پراکنده یا تصادفی برخوردار است. به‌طور کلی اگر مقدار شاخص موران بزرگ‌تر از صفر باشد، داده‌‌ها دارای خودهمبستگی فضایی و الگوی خوشه‌ای است و اگر مقدار شاخص موران نزدیک عدد منفی یک باشد، آنگاه داده‌ها ازهم‌گسسته و پراکنده است؛ به‌عبارتی اگر مقدار شاخص موران از صفر کمتر باشد، پراکنش فضایی الگوی پراکنده دارد (داداش‌پور و همکاران، 1393: 14). در این آزمون مقدار صفر نشان‌دهندﮤ تصادفی‌بودن الگوی توزیع است و عدد بین 0تا1- پراکنده‌بودن الگوی توزیع و فاصله بین 0تا1 نیز الگوی خوشه‌ای را نشان می‌دهد. بررسی میزان خودهمبستگیِ فضایی موران بُعد اقتصادی در بین محله‌های شهر مشهد می‌نماید که الگوی توزیع فقر اقتصادی محله‌های شهری در شهر مشهد، باتوجه به مقدار Z-Score و نیز مقدار موران آن (0.26) الگوی خوشه‌ای است؛ همچنین مقدار سطح معناداری به‌دست‌آمده نیز نشان‌دهندﮤ معناداربودن الگوی توزیع فقر اقتصادی در بین محله‌های شهر مشهد است. تحلیل لکه‌های داغ بُعد فقر اقتصادی در سطح محله‌های شهر مشهد می‌نماید که در محله‌های جنوب‌شرقی و شمالی شهر مشهد خوشه‌های فقر اقتصادی شکل گرفته است.

 

 

جدول 3- نتایج شاخص موران برای بُعد اقتصادی فقر محله‌ها

 

بعد اقتصادی فقر محلات

Moran’s I

0.2663

Z-Score

8.0881

P-Value

0.0

 

 

نقشه 3- توزیع فضایی خوشه‌های فقر اقتصادی در سطح محله‌های مشهد

 

بُعد کالبدی

 

بررسی بُعد کالبدی نیز در قالب هشت شاخص بررسی شده است که پس از وزن‌دهی زوجی توسط کارشناسان، جایگاه هر محله از نظر فقر کالبدی مشخص شده است. توزیع فضایی فقر کالبدی در سطح محله‌های مشهد نشان می‌دهد نزدیک به دوازده درصد محله‌ها، هجده محله، در بدترین سطح فقر قرار دارند. بررسی الگوی توزیع فقر کالبدی در سطح محله‌های شهر مشهد، باتوجه به مقدار خودهمبستگی فضایی (موران) و نیز سطح معناداری آن، نشان‌دهندﮤ الگوی خوشه‌ای فقر شهری در بُعد کالبدی است. ازطرفی، تحلیل لکه‌های داغ فقر کالبدی در سطح محله‌ها نشان می‌دهد خوشه‌های محله‌های فقیرنشین در قسمت شرقی شهر بیشتر تمرکز یافته‌اند.

 

 

جدول 3- نتایج شاخص موران برای بُعد کالبدی فقر محله‌ها

 

بُعد کالبدی فقر محله‌ها

Moran’s I

0.3430

Z-Score

10.3740

P-Value

0.0

 

 

نقشه 4- توزیع فضایی فقر کالبدی در سطح محله‌های شهر مشهد

 

 

نقشه 5- توزیع خوشه‌های فقر کالبدی در سطح محله‌های شهر مشهد

 

بُعد اجتماعی

 

بررسی شاخص‌های بُعد اجتماعی فقر شهری در بین محله‌های شهر مشهد می‌نماید 16.66درصد محله‌ها در سطح بسیار فقیر قرار دارند؛ همچنین بررسی الگوی توزیع فضایی محله‌های فقیرنشین براساس بُعد اجتماعی نشان می‌دهد الگوی توزیع این محله‌ها، باتوجه به سطح معناداری (0.0) و نیز مقدار موران به‌دست‌آمده (0.54)، به‌صورت خوشه‌ای است. ازطرفی، توزیع خوشه‌های فقیرنشین از نظر بُعد اجتماعی نشان می‌دهد محله‌های واقع در شرق مشهد، برعکس غرب مشهد، از نظر فقر (بعد) اجتماعی خوﺷﮥ نامناسب را تشکیل داده‌اند.

 

 

جدول 4- نتایج شاخص موران برای بُعد اجتماعی فقر محله‌ها

 

بُعد کالبدی فقر محله‌ها

Moran’s I

0.5480

Z-Score

16.3349

P-Value

0.0

 

 

 

 

نقشه 6- توزیع فضایی فقر اجتماعی در سطح محله‌های شهر مشهد

 

 

نقشه 7- توزیع خوشه‌های فقر اجتماعی در سطح محله‌های شهر مشهد

 

فقر شهری

در پایان برای تعین وضعیت کلی محله‌های شهر مشهد از نظر فقر شهری و نیز الگوی توزیع فقر شهری در سطح شهر مشهد، سه بُعد اجتماعی و اقتصادی و کالبدی ترکیب شد. بررسی وضعیت فقر شهری در سطح محله‌های شهر مشهد در نقشه شمارﮤ هشت آورده شده است که طبقه‌بندی محله‌های شهر مشهد را از نظر فقر شهری می‌نمایاند. ازطرفی، بررسی مقدار موران (0.45) و نیز سطح معناداری (0.0) به‌دست‌آمده برای فقر شهری نشان می‌دهد الگوی پراکندگی فقر شهری در سطح محله‌های شهر مشهد معنادار و از نوع خوشه‌ای است؛ همچنین بررسی توزیع خوشه‌های محله‌های فقیر در سطح شهر مشهد نشان می‌دهد محله‌های فقیرنشین بیشتر در قسمت شرقی شهر تمرکز یافته‌اند.

 

 

جدول 4- نتایج شاخص موران برای فقر شهری محله‌ها

 

بُعد کالبدی فقر محله‌ها

Moran’s I

0.4548

Z-Score

13.6190

P-Value

0.0

 

 

نقشه 8- توزیع فضایی فقر شهری در سطح شهر مشهد

 

نقشه 9- توزیع خوشه‌های فقر شهر در سطح محله‌های شهر مشهد

 

نتیجه‌گیری

 

یکی از مشکلات کنونی شهرهای جهان، به‌ویژه در کشورهای جهان سوم، مبحث فقر شهری است. این مهم در کشور ما نیز، مانند دیگر کشورهای درحال‌توسعه، باسرعت و حجم چشمگیری در حال افزایش است که باید گفت یکی از چالش‌های مهم مدیریت شهری کشور است. مبحث فقر شهری ممکن است از عوامل مختلفی ناشی شود که بحث دربارﮤ آن از توان نوﺷﺘﮥ حاضر خارج است؛ اما یکی از راه‌‌حل‌های جلوگیری از گسترش آن و نیز ساماندهی وضعیت مکان‌های فقیرنشین شناسایی دقیق ﭘﻬﻨﮥ فقیرنشین، به‌ویژه در سطح مادرشهرهای بزرگ، است؛ زیرا هر برنامه‌ای برای مقابله با فقر شهر در سطح شهرها، بدون شناخت دقیق از وضعیت موجود آن، امکان‌پذیر نخواهد بود. به‌عبارتی، شناخت ناکافی از فقر شهری و به‌ویژه گسترﮤ آن در سطح شهر، مانع سیاست‌گذاری مناسب برای کاهش فقر شهری و اتلاف منابع اقتصادی می‌شود و باعث بی‌نتیجه‌بودن برنامه‌های کاهش فقر خواهد شد. بنابراین نخست باید گسترﮤ فقـر را تعیین کرد و از عوامل تعیین‌کنندﮤ آن اطلاع یافت؛ سپس باید اهداف را آشکار کرد و روش‌های عملـی اجرای برنامه‌های کـاهش فقـر در سطح شهر را گزینش کرد. در همین راستا این پژوهش تلاش کرد الگوی توزیع فقر شهری را در سطح محله‌های شهری مادرشهر مشهد بررسی کند.

در این پژوهش درمجموع از سه شاخص کالبدی و اجتماعی و اقتصادی در قالب سی شاخص برای بررسی فقر شهری استفاده شد که پس از شاخص‌سازی کارشناسان وزن‌دهی شدند. نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش دربرگیرندﮤ این است که الگوی توزیع فقر شهری در سطح محله‌های شهری از الگوی خوشه‌ای تبعیت می‌کند. توزیع خوشه‌های فقر در ابعاد سه‌گانه نشان می‌دهد قسمت شرقی شهر مشهد مرکز تجمع محله‌های فقیرنشین است؛ هرچند سه محله نیز در قسمت شمالی شهر مشهد خوﺷﮥ فقر را تشکیل داده‌اند.

نمود فضایی فقر شهری در بین محله‌های شهری مشهد نشان‌دهندﮤ تعادل‌نداشتن فضایی چشمگیر در بین محله‌های شهر مشهد در ابعاد سه‌گانه است. از دیگر یافته‌های پژوهش حاضر باید به منطبق‌بودن بیشترِ محله‌های فقیرنشین با بخش حاشیه‌نشین شهر (نقشه 8) اشاره کرد.

مقاﻳﺴﮥ وضعیت محله‌های شهر مشهد از نظر بُعد اقتصادی فقر شهری نشان می‌دهد ﻣﺤﻠﮥ نوده و قائم و حجت در قسمت شمالی شهر مشهد، ﻣﺤﻠﮥ سراب و عیدگاه در مرکز شهر و نیز محله‌های طرق، شهرک شیرین، امیرآباد، کشاورز، پورسینا، اروند و انصار در قسمت جنوب‌شرقی شهر، در مقایسه با سایر محله‌های شهر، فقر شهری بیشتری دارند. به‌نوعی، بیشترین محله‌های فقیرنشین مشهد از نظر بُعد اقتصادی در مناطق دو و شش شهر تمرکز یافته‌‌اند. در این میان، چند محله در کنار هم از نظر بُعد اقتصادی فقر شهری وضعیت نامناسبی دارند (نقشه 2).

مطاﻟﻌﮥ بُعد کالبدی در سطح محله‌های شهر مشهد نیز از تمرکز محله‌های با وضعیت نامناسب‌‌ از نظر کالبدی در مناطق چهار، سه، دو، شش و هفت حکایت دارد. محله‌های مشهدقلی، قائم، حجت، مهدی‌‌آباد، شهرآرا، ارشاد، بهمن، طبرسی، پنج‌‌تن‌آل‌عبا، رده، ابوذر، وحید، نوغان، ثامن، پورسینا، موعود، شهیدباهنر، ایوان و بهارستان از مهم‌ترین محله‌‌های سطح شهر مشهدند که از نظر بُعد کالبدی فقر شهری، در مقایسه با سایر محله‌های شهر مشهد، وضعیت نامناسب‌تری دارند.

مقاﻳﺴﮥ بُعد اجتماعی فقر شهری در سطح محله‌های شهر مشهد نشان می‌‌دهد محله‌هایی که از نظر بُعد اجتماعی نامناسب‌اند در ﻣﻨﻄﻘﮥ ثامن شامل محله‌های دیدگاه، پایین‌خیابان و طبرسی، ﻣﻨﻄﻘﮥ چهار شامل محله‌های رده، شهید قربانی، پنج‌تن‌آل‌عبا و وحید، ﻣﻨﻄﻘﮥ شش شامل محله‌های پورسینا، امیرآباد، شهرک شیرین، موعود، کشاورز، شهید معقول، اروند، انصار و شهید باهنر و ﻣﻨﻄﻘﮥ پنج شامل محله‌های رضائیه، نیزه، شهید آوین و امیرالمؤمنین تمرکز یافته‌اند.

 درنهایت، مقاﻳﺴﮥ وضعیت محله‌های شهر مشهد از نظر فقر شهری در ابعاد اجتماعی و اقتصادی و کالبدی نشان می‌‌دهد محله‌هایی که از نظر فقر شهری بیشترین امتیاز را کسب کرده‌‌اند بیشتر در ﻣﻨﻄﻘﮥ دو شامل محله‌های مشهدی‌قلی، نوده، قائم، مهدی‌آباد و حجت، ﻣﻨﻄﻘﮥ سه شامل محله‌های طبرسی شمالی و دروی، ﻣﻨﻄﻘﮥ چهار شامل محله‌های شهید قربانی، رده، ابوذر، وحید و پنج‌تن‌آل‌عبا، ﻣﻨﻄﻘﮥ پنج شامل ﻣﺤﻠﮥ امیرالمؤمنین، ﻣﻨﻄﻘﮥ شش شامل محله‌های پورسینا، موعود، شهید معقول، شهرک شیرین، کشاورز، اروند، انصار و شهید باهنر و ﻣﻨﻄﻘﮥ هفت شامل محله‌های ایوان، بهارستان و طرق تمرکز یافته‌‌اند. درمجموع، باتوجه به همسایه‌بودن محله‌های فقیرنشین، شاید بتوان از عنوان پهنه‌‌های فقیرنشین در سطح شهر مشهد استفاده کرد که بیشتر در حاﺷﻴﮥ شمالی، شرقی و جنوب‌شرقی شهر مشهد متمرکز شده‌اند (نقشه 8).



[1]. United nations

[2]. Montgomery

[3]. Simler, ibid

[4]. Zezza and Tasciotti

[6]. Duque, ibid

[7]. Duque, ibid

[8]. Curley

[9]. Paraschiv

[10]. Ren

[11]. Gray & Moseley

[12] Baharoglu and Kessides

[13]. Baker and Schuler

[14]. Duclos & Araar

[15]. Hajnal

[16]. Juan C. Duque, ibid

[17]. Medellin

[18]. Colombia

[19].He, ibid

ابراهیم‌زاده، عیسی و همکاران (1395). راهبرد تعدیل فقر در محلات شهری با رویکرد اقتصاد مقاومتی مطالعه موردی: کلان‌شهر تهران، فصلنامه جغرافیا و توسعه، ش44، ص1-24.

ایراندوست، کیومرث و همکاران (1393). شاخص‌های تعریف و تبیین سکونتگاه‌های غیررسمی در ایران، مطالعات و پژوهش‌های شهری و منطقه‌ای، س6، ش21، ص48-62.

بمانیان، محمدرضا و همکاران (1390). ارزیابی خصیصه‌های اقتصادی در شناسایی گستره‌های فقر شهری با استفاده از تکنیک‌های Delphi وAHP  مطالعه موردی: شهر کاشمر، فصلنامه مدیریت شهری؛ دوره9، ص153تا166.

داداش‌‌پور، هاشم و همکاران (1392). بررسی و تحلیل توزیع عادلانه خدمات شهری و الگوی پراکنش فضایی آنها در شهر همدان، فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات مدیریت شهری، ش12، ص5-18.

رضایی، محمدرضا و همکاران (1393). شناسایی و ارزیابی گستره‌های فضایی فقر شهری در شهر یزد، پژوهش‌های جغرافیای انسانی، دوره46، ش3، ص677-695.

روستایی، شهریور و همکاران (1394). ارزیابی فقر شهری در محلات اسکان غیررسمی شهر کرمانشاه با استفاده از مدل تحلیل عاملی (محله دولت‌آباد و شاطرآباد براساس آمار 1385)، نشریه علمی پژوهشی جغرافیا و برنامه‌ریزی، س19، ش53، ص137- 166.

زنگانه، احمد و همکاران (1394). گستره‌های فضایی فقر شهری اراک، نشریه تحلیل فضایی مخاطرات محیطی، س2، ش1، ص93-107.

عباس‌زاده، شهاب و همکاران (1395). بررسی تأثیر عوامل کیفیت محیطی بر رضایتمندی ساکنان در مجتمع‌های مسکونی در مشهد، فصلنامه پژوهش‌های جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دوره چهارم، ش4، ص653-671.

صرافی، مظفر و همکاران (1392). واکاوی معیارهای پهنه‌بندی فقر شهری در شهر قدس: به‌سوی مفهوم مشترک محدوده‌های فرودست شهری، نشریه هفت‌شهر، ش47و48، ص7تا24.

قاسمی سیانی، محمد و حقی، مهدی (1395). تبیین گستره فقر شهری و شناسایی سکونتگاه‌‌های غیررسمی از منظر عدالت فضایی مطالعه موردی: نسیم‌شهر تهران، فصلنامه برنامه‌ریزی منطقه‌ای، س6، ش24، ص245-256.

موحد، علی و همکاران (1395). تحلیل فضایی فقر شهری در کلان‌شهر تهران، فصلنامه اقتصاد و مدیریت شهری، س4، ش3، ص19-36.

Alberto Zezza, Luca Tasciotti. (2010). Urban agriculture, poverty, and food security: Empirical evidence from a sample of developing countries, Food Policy 35 (2010) 265–273

Baharoglu, Deniz and Kessides, Christine. (2002). "Urban poverty” Sourcebook for Poverty Reduction Strategies, Chapter 16

Baker, J. & Anchor, U. (2009). Meeting the challenge of urban poverty and slums.‏

Baker, J. (2004). Analyzing urban poverty: a summary of methods and approaches (Vol. 3399). World Bank Publications.‏

Curley, A. (2005). Theories of urban poverty and implications for public housing policy. J. Soc. & Soc. Welfare, 32, 97.‏

Duclos, J. Y. & Araar, A. (2007). Poverty and equity: measurement, policy and estimation withDAD (Vol. 2). Springer Science & Business Media.‏

Duque, J. C & ibid. (2013). A stepwise procedure to determine a suitable scale for the spatial delineation of urban slums. In E. Fernandez, & F. Rubiera Morollón (Eds.), Defining the spatial scale in modern regional analysis. Advances in spatial science (pp. 237–254), Berlin.

Duque, J. C & ibid. (2015). Measuring intra-urban poverty using land cover and texture metrics derived from remote sensing data. Landscape and Urban Planning, 135, 11-21.

Gray, L. C. & Moseley, W. G. (2005). A geographical perspective on poverty– environment interactions. The GeographicalJournal, 171 (1), 9-23.

Hajnal, Z. L. (1995). The nature of concentrated urban poverty in Canada and the United States. Canadian Journal of Sociology/Cahiers canadiens de sociologie, 497-528.

Juan, Duque. & ibid. (2015). measuring intra-urban poverty using land cover and texture metrics derived from remote sensing data Landscape and Urban Planning 135 (2015) 11–21.

Montgomery, M. R. (2009). Urban poverty and health in developing countriesو Washington, DC: Population Reference Bureau, pp. 1-20. ‏

Paraschiv, M. (2012). Urban (in) Security and Assessment of Extreme Poverty: Residents Perception Referring to Homelessness in Bucharest, Procedia Environmental Sciences, Vol. 14, PP. 226 – 236.

Ren, C. (2011). Modeling poverty dynamics in moderate-povertyneighborhoods: a multi-level approach (Doctoral dissertation, The Ohio State University).

Simler, K., Harrower, S., & Massingarela, C. (2004). Estimating poverty indices from simple indicator surveys. In conference on “Growth, poverty reduction and human development in Africa,” Centre for the Study of African Economies, University of Oxford (pp. 21-21).

UNFPA. (2007). State of the World Population 2007: Unleashing the Potential of Urban Growth, United Nations Population Fund, New York, 108 pages.

United Nations, World Urbanization Prospects: The 2007 Revision(New York: United Nations Population Division, 2008).

World Bank. (2001). Poverty Manual, Washington DC, USA.

Worldbank. (2002). a sourcebook for Poverty Reduction Strategies (Vol. 2): Macroeconomic and sectoral approaches, Washington, D.C.